بچه ها دوست داشتم می نوشتم و شما می خوندید و حرف هاتون رو می شنیدم اما خوب می دونید بعضی ها میان این نوشته ها رو می خونن و بدون این که دیدگاه خاصی داشته باشن ، بدون اطلاع از منظوری که من داشتم به قضاوت می نشینند و حرفی رو می زنن که شایسته یه آدم اهل فکر نیست . همینطور چیزی می نویسن که نوشته باشن . بماند اون نظرهای تبلیغاتی بی مصرف و ذلیلانه ...
خلاصه ماجرا اینکه خیلی دوست داشتم نظراتتون رو می شنیدم و حرف هاتون رو اما خوب دیگه راستش حوصله حرف های بی مایه و قضاوت های عجولانه و بدون آگاهی بعضی از خواننده ها ( که عده خیلی کمی هستند ) رو ندارم . ترجیح میدم در آرامش خودم فکرهام رو بنویسم . بعضی نظرهایی که اینجا می نویسن آزار دهنده هست .
به هر حال دیگه راحت شدم ... از اون تبلیغات بی ربطی که تو نظرات می کردند و همینطور نظرهایی که گاهی اوقات اینجا نوشته میشد و کاملا بدون فکر نوشته می شد .
الان فکرم راحته و دوباره می تونم راحت بنویسم ....
من برای شما احترام قایل هستم که اینها رو نوشتم . می دونم که می خونید فکرهام رو و به همین خاطر برای فکر ، شعور و شخصیتتون ارزش قایل هستم . به هر حال همگی موفق باشید .
+
این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 10:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره