|
یه جاهای عجیبی رفتم جاهایی که یه چیز در آن واحد وجود داشت و وجود نداشت ... + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اون می تونه نباشه چیزی که باشه و باشه چیزی که نباشه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خیلی ساده پیچیده ام و خیلی پیچیده ساده ام + این ها فکرهای جمعه پنجم تیر 1388 9:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من ساکن ترین متحرک و متحرک ترین ساکن متغیر ترین ثابت و ثابت ترین متغیرم + این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
قسمتی هست مثبت بی نهایت در این قسمت تو نمی تونی بگی که a از b بیشتره یا b از c تو بی نهایت ها دیگه بزرگی و کوچیکی معنی نداره بی نهایت ها با هم مقایسه نمی شن چون شمردنی نیستن من و دوستام تو بی نهایت هستیم ، از نوع قشنگش البته اونور هم هستا ... خسیس ها تو اونور هستن + این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من همونقدر خودمو انکار می کنم که هستم + این ها فکرهای یکشنبه چهارم اسفند 1387 6:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|