|
از موقعیت یه ستاره به موقعیت دیگه مدت ها بود با اینکه بهترین سفینه رو داشتم به خاطر غبارهای کیهانی ، باتلاق های فضایی ، پدیده های موجود در فضا و ... سفرهام پرنوسان بود ما روی خطوط هم پتانسیل حرکت می کنیم تو سفرهامون و تو لایه ها هستیم تو لایه های بالاتر سفر راحت تره من علاقه داشتم به لایه 7 اما می دونی شهاب سنگ ها و مخصوصا غبارها خیلی اذیت می کردن و حرکتم رو پرنوسان کرده بودن جوری که یه روز تو لایه هفت بودم و معلوم نبود فرداش چی یه روز آروم روز بعد پر از نوسان طوری که حالت تهوع می گرفتی احتیاج به یه سپر داشتم و یه نوسان گیر به دو دلیل راحتی سفرم و دومی به خاطر نداشتن نوسان یه چیز گرفتم هم سپر و هم نوسان گیر ، در واقع ازش کمک گرفتم و کاری برام انجام میده که واقعا نمی خوام از خودم جداش کنم من دائما در موقعیت بین ستاره ها در حال سفرم الان نوسان رفته ، سفر به حدی راحته که می تونی تو سفینه خیلی آروم بخوابی و حتی شطرنج بازی کنی تو یه خط هم پتانسیل به راحتی در حال حرکتم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 10:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دیروز عصر رفتم پیش ویلیام ما شرافتمون رو تو حصار میاریم تا شخصیت هایی مثل هملت رو خلق کنیم ما اصلا متوهم نیستیم بر خلاف اون چیزی که به نظر می رسه در این حد که در دورانی که گرگ ها لباس میش ها رو می پوشن ما لباس میشی مون رو در میاریم ، بهتره بگم انقدر گرگ ها تو لباس میش رفتن که از لباس میش بیزار شدیم تو گرگ و میش مواظب باشین + این ها فکرهای چهارشنبه هفتم اسفند 1387 3:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|