|
من بین دو قسمت از یک چیز زنده ام خارج اون مردن بهم نزدیکه چه زیاد آدم دیدم که راه میره و مرده می ترسم از بین اون دو خارج بشم که مرگ در کمینه + این ها فکرهای دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 5:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اجازه میدی قورت بدمت ؟ + این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حال من مثل آهنی هست که ازش بخوای به آهنرباش نره یا گل آفتابگردونی که به آفتاب نره یا تشنه ای که آب نخوره یا چشمی که نبینه یا گوشی که نشنوه یا ظرفی که توش آب نره یا ... هزار بار جلومو بگیری ( که البته تو کار خودتو می کنی و اون کار خودشو ) من کار خودمو می کنم داستان ها رو نخوندی؟ من یه بار زندگی می کنم و اون یه بارو برای خودم زندگی می کنم من داستان زندگی خودمو دارم با دوستم می نویسم دوستی که ... ( می خندیم ) + این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 2:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه غافلگیری بزرگ برای همه داریم وقتی که بیرون بیاییم باورت نمیشه به تعداد زیاد وقتی بیرون بیاییم چه بلندها که به زمین و زیر اون نرسن چه چشم ها که ببینه شاهکار بزرگی در راهه قطعه شاهکار رو هنوز رو نکردیم + این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 8:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا تو بگو تا برم . باشه + این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سوال عجیبی هست چند وقتیه ذهن منو عجیب مشغول کرده + این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آیا از خوشحالی تو چیزی زیباتر هست برای من + این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من براش یه اسم رو زبون نیستم من دوستش دارم اونم منو دوست داره + این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چه تجربه های ارزونی چند ماه پیش رفته بودم جایی ، هوس کردم دوچرخه بخرم ، از اتفاق یه دوچرخه فروشی جلوی راهمون سبز شد ، من هم دوچرخه رو خریدم ، فروشنده می گفت حرف نداره ، بردم خونه ، عصر همون روز رکابش در رفت فرداش رفتم پیش فروشنده و بهش گفتم چرا دروغ گفتی ؟ خلاصه اینکه حدود 20 درصد پول دوچرخه رو به عنوان خسارت کم کرد و بقیه هزینه ای که براش پرداخت کرده بودم رو بهم پس داد . درس گرفتم که به حرف فروشنده گوش نکنم عجله نکنم توی هیچ کاری ، الان مواظبم چون اون 20 درصده بعضی اوقات خیلی زیاد میشه ، وقتی پای زندگی در میونه ... + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 8:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر ورشکست شده باشم و تو وضعیتی مثل وضعیت منفی 33 ( که از اون بدتر نمیشه ) قرار داشته باشم هیچ چیزی برای ناراحتی یا ناامیدی وجود نداره . فقط چیزایی هست برای بهتر کردن و درست کردن و ساختن . ناراحتی یا حسرت یا ناامیدی چه سودی داره که بخوام ناراحت بشم یا ناامید ... من محکم تر از این حرف هام ... شاخه های نرم زود می شکنن . زندگی سفته اما من از اون سفت ترم . سفت شدم . وضعیت منفی 33 چیه ؟ : جواب : وضعیت منفی 33 و رفتار لایه ای ( مدل ساری رویارویی با بدترین حالت ممکن ) - هیچ تنشی حس نمیشه + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 7:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خیلی ها می گن اینا قصه است وقتی یه بادی اومد همه رو برد اون موقع قصه و واقعیت از هم واقعا تشخیص داده میشن معلوم میشه که قصه کدوم بود من هیچوقت خودم رو وارد بحث نادون ها نمی کنم به نظر تو بهتر نیست بزار با هم بحث کنن وجود ما بری از هر نوع درگیری بی مورد هست می دونی کدوم باد همون بادی که اجداد ما رو برد و ما به جاشون اومدیدم می بینی ؟ انگار اصلا نبودن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خیلی ها که راه میرن و زنده نیستن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من روی زمین چیزایی رو حس کردم و شنیدم که دوست دارم به یادشون بیارم از دهن یه بچه 6 ساله با قلبی که مثل الماس صاف و براق بود دیگه نمی پرسم چرا آدمم ؛ اینجا چی کار می کنم اون بچه کوچولوی تنها اون دوتا فقیرا دوستشون دارم ؛ همشونو + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر کسی خودشه قرار نیست و درست نیست که کسی بخواد شبیه کس دیگه ای بشه هر کسی خودشه من امید هستم تو پیام هستی اون کامران و ... هر کدوممون خودمون هستیم نه من دوست دارم شبیه تو بشم نه تو باید شبیه من بشی هر کسی بافت و ساخت خودش رو داره من فقط خودم هستم اما سعی می کنم بهتر بشم خوشبختانه بافت تغییر می کنه + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
جز اون چیزی که براش سعی می کنم چیزی ندارم دارم ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدمایی که بزرگی ای در خودشون حس نمی کنن دنبال این هستن که اون رو در بیرون خودشون پیدا کنن غافل از اینکه اون چیزی رو که از دست دادن باید در خودشون درست بشه مثل مریضی که به جای درمان مریضی اش آدم های سالم رو میاره کنار خودش بزرگی یکی از اسم هاست می تونی در مورد بقیه اسم های هم رده اش این رو داشته باشی + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بهت گفته بودم این جایی که الان داریم توش عمل می کنیم لایه لایه هست لایه هایی با تناظر و توازی الماس رو دیدی یه کربن سیاه بود و رفت تو عمق ... اونجا گرم بود و حرارتش بالا بود ، فشارش خیلی زیاد بود به تدریج شد الماس الماس ها تو عمقن و فشار و حرارت زیاد این رفتار ، لایه ای هست آدم های بزرگ رو سختی هایی که از پسش براومدن ( بهشون کمک شد تا از پسش بربیان ) می سازه آسودگی کسی رو پرورش نداده هر عاقلی این رو تایید می کنه که یه آدم در طول دورانی که در زمین هست با فراز و نشیب های زیادی روبرو میشه ... این خوبه که در پی این باشیم که خودمون رو به سختی نندازیم اما انگار یکی اومده و می خواد امتحانت کنه با سختی ها ... پس بهتره سخت نگیریم و خودمون رو براش آماده کنیم این که تو خوشی ها فرد باشه و دچار از دست دادن حالت عادی نشه هنری نیست . هنر اینه که فرد تو سختی ها درست ترین کار ممکن باقی مونده رو انجام بده و از هم نپاشه و خودش رو حفظ کنه ما بیاییم و اون بحرانی ترین حالتی که ممکنه فرد باهاش روبرو بشه اسمش رو بزاریم وضعیت منفی 33 ( دلیل این نام گذاری اینه که اگر تو یه امتحان تستی همه گزینه ها رو اشتباه بزنی و نمره منفی هم داشته باشه پایین ترین نمره میشه منفی 33 ، این اسم رو به خاطر این روش گذاشتیم ) حالا فرض کن تو موقعیت منفی 33 هستیم . نه تنها چیزایی که داشتیم و براشون تلاش کردیم رو از دست دادیم . بلکه یه مقداری هم بدهکار هستیم . یه چیزی مثل ورشکستگی ... یه سوال می پرسم . آیا فایده ای داره این که ناراحت بشی ؟ ناامید بشی ؟ حسرت بخوری ؟ فایده ای داره ؟ اگر داره بگو من ناراحت بشم . من که الان اینو بهت می گم تو مدل سازی نیستم . من تو وضعیت منفی 33 هستم که بهت می گم . هر چیزی داشتم رو از دست دادم و بدهکارم هستم . از ورشکستگی اونورتر ... اما آیا فایده ای داره ناراحتی و ناامیدی که من بخوام دچارش بشم . جز اینه که انرژی من رو می گیره برای آینده . خدا هم که کنار همه کسایی که آفریده هست ... تا وقتی اون هست برای چی ناامیدی . اگر هم نباشه . آیا اصلا فایده ای داره جز اینکه ناراحتت می کنه و در نهایت خود تو صدمه می بینی . کسی هست دوست داشته باشه تو ناراحت باشی جز شیطون ؟ نه نیست . همه ما دوست داریم سر پا بودن تو رو ببینیم تو خودت هم سر پا بودن خودت رو بیشتر دوست داری هر کس به اندازه سختی ای که دیده سخته .... از منفی 33 هم پایین تر هست ؟ می دونی آدما از خاکن . خاک هم تحکیم داره . انگار آدمام سه فازی ان . انگار اول آب بار رو می گیره . انگار رس هستن و حافظه دارن . شاخه های سفت دیرتر می شکنن . من انقدر بار روم اومد که مجبور شدم سطح مقطعم رو بی نهایت کنم تا تنشی حس نکنم . الان تنشی وجود نداره ... فقط برای بارهای آینده برنامه ریزی می کنم ... چون هر چند که من هرگز ناراحت نمیشم اما کم کار و تنبل نیستم . سرم همیشه بلنده . دو نکته تقریبا مرتبط : 1- چیزایی که من از شکست ها و اشتباه ها یاد گرفتم خیلی خیلی بیشتر از چیزایی هست که تو بردهام یاد گرفتم 2- تو وقتی می تونی از پس چیزی بربیایی که در تمرین هات کاملا با اون درگیر شده باشی + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 8:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه درس خیلی خیلی بزرگی که جدیدا گرفتم و کاملا حس کردم اینه که تو وقتی می تونی از پس چیزی بربیایی که در تمرین هات کاملا با اون درگیر شده باشی من کاملا این نکته رو حس کردم این درگیری کامل نکته مهم کار هست ، زمان هم احتیاج داره ، زمان و توجه دو چیزی هست که باید بهش دقت کرد ، خیلی زیاد ... + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 8:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چرا بهم اصل رو نشون نمیدی؟ کاش کنار می زدی و می زاشتی ببینم اونایی رو که به زودی کنارشون می زنی + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 8:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
همون قدر که میری جلو نزدیک میشی من طرف چیزایی می رم که وجود دارن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چیزایی که من از شکست ها و اشتباه ها یاد گرفتم خیلی حیلی بیشتر از چیزایی هست که تو بردهام یاد گرفتم . خیلی خیلی جدی می گم . خیلی بیشتر بود ... حتما لازم نیست خودمون تجربه شون کنیم تا یاد بگیریم . می تونیم نگاه کنیم . هر چند بعضی اوقات بالاخره ... همه چیز می گذره + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|