|
چیزهایی که اینجا می نویسم نه اینکه چیزای خاصی باشن جرقه هایی هستن شاید برای روشنی ایده های خامی که شاید بعضی هاشون بتونن مفید باشن خام هستن ، خام ، نسخه های اولیه که بیشترشون احتیاج به اصلاح دارن مثل جرقه ها + این ها فکرهای جمعه بیست و ششم تیر 1388 2:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من استفاده کننده از وسیله هام دارنده چیزی نیستم فکر می کردم احساس ، وجود داره ... نمی دونستم سروتونین ، اکسی توسین ... احساس ها هم چرخ دنده ای شدن ؟ امیدوار کننده است که هنوز بررسی کننده ام خوبه این شعور هنوز اصیل مونده + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 8:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من وسیله ام رو نگاه می کنم وقتی ازم چیزی می خوای اگر یه نردبون یه متری بهم بدی و یه دیوار هزار متری و دیوار سر باشه و بگی برو بالا فقط با نردبون می خندم و می گم وسیله اش رو ندارم نردبون مثال بود ، حالا ممکنه ازم بخوای چیزی رو بفهمم که وسیله فهمش رو ندارم خوب اگر داشتم در خدمتم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 8:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حواست باشه اگر خواستی فکر کنی دچار فکرهات نشی می دونی همیشه بیرون آزمایشگاهت باش فکرها رو بکن اما دچارشون نشو ، بیرون آزمایشگاه ذهنت باش انگار ربات فرستادی تو آزمایشگاه و از بیرون داری کنترلشون می کن اتفاقی بیفته برای ربات ها بیفته نه برای تو عده ای بودن این اشتباه رو کردن ، خودشون رفتن تو ، بعضی جاها تو فکرکردنشون موندن ، بن بست شد ، سالها گذشته هنوز اونجان محیط ذهن تو یه محیط (( کن فیکون )) هست ، به اراده تو هست ، خالقش توئی ، دست توئه راستی من خیلی چیزا بود می خواستم اینجا بنویسم اما... دومین اشتباه فکرکننده ها اینه که حواسشون به وسیله ای که دارن نیست با قد 2 متر می خوان بدون چهارپایه برن بالای دیوار چهار متری یه عده دیگه میرن تو چرخ دنده هایی که قانونش رو بلد نیستن من در مورد چیزایی که نمی فهمم فکر نمی کنم اگر کاری رو بدون اینکه بلد باشی انجام بدی خطرناکه مخصوصا کاری که با خودت طرفی توش ، کاری مثل فکر کردن هرگز اجازه نده تشعشعات آزمایشگاه هسته ای ذهنت به بیرون نشت کنه وقتی که مطمئن شدی سالمه بیرون بیار ، با احتیاط فکری که ناامیدی ، رخوت ، تنبلی ، اجبار یا غم بیاره فکر نیست ، تاریکیه فکرای روشن خوبن ، زندگی ، امید عقل و اعتدال رو فراموش نکنی ، برنامه ریزی و ... زندگی سالم و در حال رشدت رو داشته باش رشد آدم رو به خدا نزدیک نمی کنه ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فرض کن می خوای صفت a بیشتر به نظر بیاد دو تا شی که می تونن صفت a رو داشته باشن بیار مثلا b و c و به هر دوی اونها صفت a رو بده طوری که مشاهده کننده ها به صورت همزمان هر دو رو ببینن بعد از مدتی این صفت رو از یکی از اون دو بگیر صفت a در شی باقیمونده بارزتر میشه و بیشتر به نظر میاد + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر چه وظایف تفکیک شده تر باشه کارها راحت تر تو سیستم انجام میشه نظارت ساده تره ، از زیر کار در رفتن سخت تر چون وظیفه تفکیک شده سرپرست سیستم باید به جایی بیرون از سیستم جوابگو باشه نه به داخلش راس تمام جواب گوها باید به مردم جواب بده معمولا جواب نمی دن ، پس مردم باید جواب بگیرن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظر من ابرها ابزارهای تصویری پیچیده ای برای اثرگذاری هستن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
جنس های تاریخ مصرف دار رو دوست ندارم مخصوصا فکرهای تاریخ مصرف دار به خاطر همینه تو کنج گوشه حرف می زنم کنج و گوشه عقب ترین جاست ، فارغ از عامل ثانوی به صورت محسوسی سعی دارم تا اونجایی که میشه از گفتن چیزهای تاریخ مصرف دار صرف نظر کنم اولیه ، بنیادی دوست دارم این جور چیزا رو بشنوم ، همون قضیه ماهی گیر و ماهی ، می خوام یه چیزایی رو یاد بگیرم هر جایی بیفتم بتونم گلیمم رو از آب بیرون بکشم نه اینکه فقط بتونم تو یه موقعیت خاص عمل کنم اون دید دورتر ، اون اساسیه ، سر کلاس مکانیک خاک اولین بار استادم این دید رو بهم داد ، اونجا جرقه های طلایی اش اومد آشنایی بیشتر : و این است تنها و تنها روش و استایل درست دیدن و درک ( حدود 120 کیلوبایت ) + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر کسی بدی کسی رو بهم بگه تا نبینم باور نمی کنم هر چند شاید کمی بیشتر احتیاط کنم اما اگر خوبی کسی رو بشنوم ندیده حس خوبی بهش دارم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 4:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظرم خودت باشی بهترین حالته چون لازم نیست غیر خودت باشی + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 2:38 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اونقدر خوشه نمی دونه به خاطر چی خوشی کنه + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 1:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
جزو بقیه بودم + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 10:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
رنگا اثر دارن رنگا خیلی جالبن ، انگار هر کدوم برای یه چیزی ساخته شدن بی اثر بودن در جای خودش اثره + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 10:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بی اثری در جای خودش از عاقل اثره + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 9:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یک از بیرون نگاه می کنه یکی از تو اونی که از هر دو نگاه می کنه بهتر می فهمه + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 9:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
هر موقع نگاهم کنی در حال طلوعم زمان کو؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 8:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از زمان آدم از زمان عصر سنگ و آتیش قرون وسطی الان بعد و آخر زمان و آخرین آدم روی زمین همیشه من همینم همین بودم ، هستم و خواهم بود زمان و شرایط محیط تاثیر اساسی ای روی اصل من نداره ارجینال و با کیفیت ثابتم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 7:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تا وقتی پروانه نشدم از پیله ام بیرون نمیام + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 5:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
صداتو از گوشه کنار شنیدم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 5:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اینجا یه سرزمین شورانگیزه مراقب باش هر قدمت اینجا ثبت میشه هر لحظه ات زندگیه قلب های اینجا می تپه رقم بال های پروانه گردی که از روی بال یه پروانه بلند میشه موقع پروازش مثل نور ثبت میشه اینجا هر لحظه جدید میشه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
بعضی اوقات آدما فکر می کنن یه چیزایی رو فهمیدن در حالی که هنوز نفهمیدن منم آدمم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 5:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دو تا صورت هست که خیلی دوستشون دارم صورت پدر و مادرم چون منو یاد بابا و مامانم می اندازه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سلام به تو طلوع خورشید تابان دیدن تو روشن تر از طلوع روشن ترین خورشید بود + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو حتی از خودت هم خوشگل تری + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آخرش جواب سوالم رو ندادی؟ چرا انقدر قشنگی ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:22 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مثل موهای سرتم هر مدلی دوست داری درستم کن + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اجازه میدی فقط تو رو تماشا کنم ؟ به غیر تو کس دیگه ای رو تماشا نکنم ؟ فرصت تماشای تو غنیمته چه برسه کنار تو بودن چه برسه با تو بودن + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظر من حداقل یه دنیای موازی اینجا وجود داره با تناظر کامل با عناصر اینجا همین الان وجود داره ، قرار نیست به وجود بیاد علاقه ای به اثباتش ندارم نتیجه گیری شخصیمه با توجه به تجربیات شخصی ام و اینکه اگه هست که با اثبات من بودنش بیشتر نمیشه اگر هم نیست که با اثباتم این توازی به وجود نمیاد جای خالی ای در روحم ندارم و نیازی که بخواد با اثباتش پیش کسی ، در من پر بشه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کاش یه جوونمردی میومد همه اشتباه ها رو یه جا می نوشت تا انجامشون ندم البته اون جوونمرد لطفش رو به کمال می رسوند کاش و توضیح میداد چرا اشتباه هستن آخه میدونی فکر دارم ، تشخیص میدم ، ماشین نیستم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فکر نمی کردم انقدر بررسی آدم از نظر زیست شناسی جالب باشه خدا یه زبون دارم باهات حرف بزنم اونم تو فکر + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بدن سلول ها مغز هورمون ها و ... زیرساخت هایی هستن برای اجرای روش هایی برای رسیدن به مقصودهایی یادت نره این ها روش هایی هستن ، نه بیشتر + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:22 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی مثل بخار بالای یه آتش فشان روشن داغم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انقدر شن نپاش تو چشمام نمی بینم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:57 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می خواستم سر منشا احساس رو پیدا کنم که از کجا میاد از ته به سر رفتم فکر کنم تو رشته دوم زنجیر به هورمون ها رسیدم اکسی توسین ، سروتونین ، پروژسترون ، استروژن ، اپینفرین ، اینترلوکین و ... که نمی خوام زیاد بحث رو ... + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:48 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اوه عجب طرح های ظریفی داری من دوست دارم طرح های ظریفتو + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نمی خوام یه بلندگو یا یه شیپور یا اسپیکر باشم که صدایی رو پخش کنم می خوام زنده باشم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برای حیات می خوام آدم باشم نسخه های ناقص آدم میشه حیوون مگس روی کثافت کاری ها میشینه آدمایی که عیب های بقیه رو می بینن روی کثافت های بقیه می شینن گرگ ها شب ها جرات نمی کنن تو گله ها پشت به هم بخوابن برادرای یوسف خودشونو مسخره کردن وقتی گفتن گرگ خورده کفتارها خوک ها موش های ترسو آدم های ترسو که تو سوراخ ها میرن ، که کوچیکن و ... طبیعت رو دیدم که اگر بخوام حیوون بشم شکارچی هم دارم خوب برای حیات می خوام آدم باشم صاحب اسمای الهی + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدم هایی که برنامه ریزی ای ندارن و نظامی روی زندگی شون نیست شاید شبیه به قایقی باشن که پارو نمی زنه ، بادبون داره باد و جزیان آب می بردش هر جایی که میره نه ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:24 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اما مطمئنم نسخه های اصلی جایی دیگه است یعنی مثلا یه رود واقعی جای دیگه هست که این رود روی زمین نماد اونه یه آب واقعی یه جای دیگه هست این نماد اونه خاصیت های شبیهی در فکر با سیالات هست هر دو بمونن می گندن ، هر دو زلالی دارن ، هر دو روشنی دارن اینا نمادهان؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آهان بپر ازش برو اونور پیچ ببین چقدر قشنگه بعدش + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من تنها قصری هستم که دروازه خودم هستم چون مرکب واحد هستم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر سعی کنی حرمتم رو بشکنی از پشا گردنت می گیرمت روی سنگ می کشمت با سرعت زیاد روی سنگ های تیز نا هموار با سرعت زیاد می دونستی دو تا بال هم دارم ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:15 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر ملقی که زد چشماش همیشه به چشمای تو بود حتی موقع کارای بدش به تو فکر می کرد، چشماش به چشمای تو بود + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:10 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر دوستت داشته باشه یه کاری می کنه همیشه دور و برش بگردی + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
همه دم پایی هاتونو در بیارید اینجا با پای برهنه و تمیز راه میرن + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی قراره خورده بشی اول گرم می کننت بعد ذوب می شی و یه جایی میشه که ازش می خوای بخوردت یه جایی میشه که تمام وجودت خواهش میشه و می خوای بخوردت چون اون اونیه که با تمام وجودت می خواستیش + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عجب کار ماهرانه ای ارائه دادی ازت ممنونم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 1:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
معلمی جلوی دستم نزاشتی تا خودت بهم درس بدی؟ راستی لحن کلام عجب انحنای ظریف ، دقیق و از پیش تعریف شده ایه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 1:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کار کسایی رو که دوستشون دارم رو خودم انجام میدم دست اول + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 1:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عحب صدای قشنگی عجب ریتم جادویی ای عجب حرکت های عجیبی عجب نگاه های کمیابی چه ترکیبات دلخواهی وقت ضد هبوطه ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 1:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مگه خدا به خاطر دادن من به خودم و همه چیز منتی سرم گذاشته که من بخوام به خاطر چیزایی که مالکیت ذاتی روشون ندارم و احیانا به کسی میدم منتی سرش بزارم اسم این روش رو می زارم بهونه محال + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 0:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ریختن ساختمون های بزرگ با ترک های کوچیک شروع شد افول ها و نزول ها تدریجیه اشتباه اول رو نکنی دومی شاید نیاد اینو برای وقتی می گم که رفتی بالا به نظرم باید اسم اون اشتباه کوچیک اولی رو بزاریم اشتباه کوچیک بزرگ اولی + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 0:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شبی میاد که خورشید داره روزگاری که دو تا خورشید تو آسمون میاد عینا می بینم خورشید دوم روشنیه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 0:3 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
زیر بوته ها تند و تند و تند می دوم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 0:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انقدر کیف می کنم یه نفر ازم کمک می خواد بی سواد بود گفت براش نامه اش رو بخونم ... دری برای سو استفاده باز نذاشتم + این ها فکرهای پنجشنبه هجدهم تیر 1388 11:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نمی دونم چرا به این چیزایی که علاقه دارم اینقدر خوب یادم می مونه + این ها فکرهای پنجشنبه هجدهم تیر 1388 4:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انقدر گل زیبا هست که همیشه قشنگ بخونم انقدر بلبل خوش صدا هست که ازشون خوندن رو یاد بگیرم بلبل و گل و باغم تویی + این ها فکرهای پنجشنبه هجدهم تیر 1388 2:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
زندگیم انقدر سخته فرصت ضعیف بودن ندارم یا فکر کردن به چیزایی که شاید باید می بود اما نیست ناله و شکایت کار آدمای ضعیفه ، باد شاخه های ضعیف رو می بره همینه ، به راهم ادامه می دم تیکه تیکه بشم ، هزار بار شکست بخورم به راهم ادامه می دم تسلیم تو قاموس من نیست روزگار به راهمون ادامه بدیم ببینیم پشتکار کدوممون بیشتره هر چی که ندارم ، هر چی سختی داری همه رو با هم نمی بینم انگار اصلا نیستن می بینی چه نبین خوبی هستم به نبودن هات + این ها فکرهای پنجشنبه هجدهم تیر 1388 12:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
من تو دانشگاهی درس می خونم که بعضی استاداش واقعا حروم لقمه ان تو درس دادنشون می دزدن دارن از سرشون باز می کنن پول می گیرن اما اون کاری که باید بکنن رو نمی کنن اما استادای خوب هم دارم که برای استادم و خانواده اش آرزوی خوشبختی دارم + این ها فکرهای چهارشنبه هفدهم تیر 1388 11:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه دیدگاهی هست من اسمش رو گذاشتم دیدگاه دروغگو به خود افراد یا کشورهایی که به خودشون دروغ می گن و این دیدگاه رو انتخاب کردن رشدی نمی کنن این دیدگاه دروغگو به خود حتما عقب می مونه وقتی حرف می زنن ، مثل توهم زده هایی می مونن که هضیون می گن تو نادونی مغروق و باعث سرگرمی بقیه بعضی کشورا بودن بلد نبودن ، به خودشون دروغ نگفتن ، گفتن ما نمی دونیم ، یاد گرفتن ، رشد کردن بعضی کشورا رو دیدم که گفتن ما داریم ، ما بلدیم ، ما می دونیم و ... هنوز هیچیزی نیستن گردنتو خم کن برای کار و یادگرفتن درست میشی ، به اون کشور دومی ها می گم + این ها فکرهای چهارشنبه هفدهم تیر 1388 11:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی که یاد می گیرم خیلی بهم کیف میده البته اگر درست بهم یاد داده بشه یعنی یاددهنده خودش فهمیده باشه + این ها فکرهای چهارشنبه هفدهم تیر 1388 11:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو عجب چیزی هستی چقدر قشنگی + این ها فکرهای چهارشنبه هفدهم تیر 1388 11:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
رفتم اون ور اون دیواری که خیلی از آدما این ورش موندن + این ها فکرهای دوشنبه پانزدهم تیر 1388 10:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر یه آتیشی راه انداختی که گرم می کنه یه جایی رو لطف کن و هر چند وقت یه بادی بزن تا سرد نشه اگر بدونی این چی بود ( با لحن خنده می گم ، چون اگر بدونی منظورمو تو هم خنده ات می گیره ، نپرس ، نمی گم ) + این ها فکرهای دوشنبه پانزدهم تیر 1388 10:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برای فتح هر قصری از اون دری وارد می شم که صاحبش دوست داره صاحب های قصر ها حداقل یه دونه از این در دارن نفهمیدم چرا + این ها فکرهای دوشنبه پانزدهم تیر 1388 10:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا بهم اونقدر عقل نداده که از عقل دوستان خیرخواهم بی نیاز باشم اونقدر عقل دارم که نیازمند به مشورت ببینم خودمو که بخوام تو هر موضوع از کارکشته اون موضوع کمک بگیرم + این ها فکرهای یکشنبه چهاردهم تیر 1388 1:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
باید زندگی رو یاد بگیرم چون ظاهرا دارم زندگی می کنم و عقلانی نیست که کاری که باید انجام بدی رو بلد نباشی تا اطلاعاتم کافی نشده اظهار نظری در موردش ندارم + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
با عجله کارا بهتر انجام نمیشه چرا اون عجله می کنه ؟ + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مثل یه شکاری که شکارچی ات همیشه تو کمینته شکارچی ات کیه ؟ اون شکارچی که دوستت داره + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بازم یه صورت خوشگل دیدم و یاد تو افتادم + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
همه چیز به جز خودت خودم بودم تمام زندگی مواجهه ای از من بود با تو تا ببینم چی کار می کنی مواظبتیم همیشه یکی از من میشه تو + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اونور هر حصاریم + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
میدونم چقدر دوست داری + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تشنه دنبال آبه عجیب که آب هم دنبال تشنه هست + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
اون زبونت که توش حرف نمی زنیو بیشتر دوست دارم + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کف پام روی زمینه سرم کجاست ؟ + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حواسم به کارای ریزتونه مثل شکارچی ای که حواسش به شکارش جمعه دورت با سپاهم اردو زدم + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
امروز از اون روزای روشن و درخشانه و امشب از اون شبای قشنگ و پرخاطره که به یادت بمونه از زمین + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چشم پیچیده ترین انحنای دیداری بود که تا امروز دیدم پنجره عجیبیه یه پنجره خارق العاده رمزآلوده + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عجب فاصله قشنگی عجب ترکیب بدیعی یه شاهکار دیگه از تو عجب + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه واقعیت رویایی یه پدیده حدی کنده شده بیرون از هر چیز یه انبساط بی نهایت + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 8:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی قویترین آهنربا بیاد تمام آهنا تمام براده های آهن جمع می شن دورش مثل پاره های آهن بیایید آهنا + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 8:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
امیدوارم بعد از مرگم چیزهایی داشته باشم که آدم های بعد از من بتونن ازش استفاده کنن دوست دارم بذرهای سبز ابدی ام رو + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 2:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
زندگی فیلم نیست نقشه یا پلان روی کاغذ نیست افتادن داره ، خستگی داره ، کار داره و ... اما واقعیه مشکل قهرمانای توی فیلما اینه که تو فیلم پیری شون ، پوست های چروکیده و موهای سفید و گوش و بینی ( غضروفی ) گنده شون رو نشون نمیده من علاقه دارم قهرمانای تو فیلما رو موقع پیری شون ببینم من از این بچه خرفتای ذهن جامد چوبی نیستم ولی مردونه یه سوال دارم اما این قهرمانای پفکی ( که شاید خودمم بهشون علاقه دارم ) که انقدر باحالن وقتی پیر میشن چی کار می کنن ؟ واقعا برام سواله + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 2:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
اگر هزار بار بیفتم دلیلی برای ناامیدی نمی بینم
اصلا هیچ توجیهی برای ناامید شدن نمی بینم فقط نگاه می کنم دلیل افتادن چی بوده تا از راهش درستش کنم مطلب مرتبط : ناحیه انتقالی در تغییر ، تغییرات نرم و بی نتیجه بودن تغییر ناگهانی + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 2:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من عاشق اون نمایش های اختصاصی ات برای خودم هستم تو خلوتی جدی می گم خاص خاص + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 2:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آزادم آزاد آزاد و چه طعم بدیع و دلچسبی داره + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 1:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و من حتی تبلیغشو نمی کنم چون جنس خوب احتیاج به تبلیغ نداره واقعا اگر نماز نباشه چطور می شه روح رو تمیز نگه داشت تمیز و درخشان و تازه و صاف که برق بزنه سخته دوستت دارم خدا می دونید آدما منم مثل شما آدمم ، هممون یه جوریم ، دردا و شادی های اصیلمون یکیه قصه برات نمی گم وقتی آسمون آبی باشه الکی نمی گم قرمزه مذهبی نیستم ، مزخرف گو و قصه گو و خرافاتی و دروغگو و تنبل و ... نیستم کنجکاوم و واقع گرا اگر حماقت و نادونی کنم و بهم بگی و راه درست رو بهم نشون بدی راه روشن تری بهم نشون بدی میام راه تو عوضی نیستم این نماز واقعا کمک می کنه ، ثبات میده ، روح رو تمیز می کنه من مذهبی نیستم اما این وسیله عالی ای هست برای ثبات تو خوب بودن برای تمیز بودن روح ، نماز میاد ، روح و تن تمیز و خوشبو میشه نمی دونم چرا اما دیدم آدمای قشنگی رو که همه نماز می خوندن آدمایی با ثبات اخلاقی ، تمیز در زندگی ، ظاهر و رفتار و ... دوست داشتنی و دلپذیر حداقلش اینه که چیزی که من می خوام این داره خدای ما ازمون نگیر داشتنش رو ، ممنونتیم + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 12:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دارم که از همه چیز برام شیرین تره + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 12:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
قشنگ ترین پنجره اون پنجره ای بود که تو کنارش بودی تو آسمون قشنگترین تکون چشمم تکونی بود که از اون پنجره تا صورت قشنگ تو بود من اون پنجره رو خیلی دوست دارم اون پنجره تو آسمون اون فاصله ، اون پنجره ، قشنگترین چیزیه که دیدم چون تو آخرشی هزار هزار بار اون پنجره رو می خوام + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 12:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می بینی که من خیلی بدم خوب که نیستم بدم هستم هیچ چی نیستم بد بد اما خدا دوستت دارم چون تو تویی دوست داشتنی + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 12:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چقدر چیز خوبیه این ... چقدر + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 11:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
یه نکته ای هست و اون اینکه وقتی از یه فاز می خوای بری تو یه فاز دیگه که این دو تا فاز خیلی با هم فرق دارن باید از فاز یا ناحیه انتقالی استفاده کنی ببین مثلا از تنبلی و بی برنامگی می خواد بره تو یه زندگی با برنامه نمیشه یهو تغییر داد ، نمودار عملکرد میشکنه و غیر طبیعیه و می بینی بعد یه مدت دوباره میشه نزدیک همون حالت قبلی یا شاید ... یا حداقل من ندیدم یا مثلا یه مثال خنده دار تو ایران 12 سال تو مدرسه ها سیستم ، سیستم دانش آموزی و اجبار تحصیلی هست و ... یهو با ورود به دانشگاه میگن سیستم داشنجوییه و به دانشجو واگذار می شه خوب بندگان خدا شما کجا دانشچویی رو آموزش دادید کجاست این تغییر فاز تدریجی مثل این می مونه 18 سال به یه نفر ماهی آماده بدید سر 18 سالگی بگی حالا برو ماهی گیری کن به جون من خیلی باحالن مطلب مرتبط : تاثیر زمان شکل گرفتن ساختار بر کارایی در طبیعت + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 6:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یکی از چیزایی که دوست دارم در موردش حرف بزنم حروم لقمگی یا حیف نونی هست یه آدم حروم لقمه یا حیف نون رو با یه مثال تعریف می کنم کسیه که خانواده اش خرجش می کنن ، می فرستنش دانشگاه آزاد یا دولتی بعد میره دانشگاه درس نمی خونه یا کم می خونه ( بدون دلیل موجه ) یا حداقل همه تلاشش رو نمی کنه ، نتیجه مهم نیست ، تمام تلاشش رو بکنه ، کم نزاره خوب ببینید خانواده خرجش می کنه ، پدر و مادر زحمت می کشن اون عرق روی پیشونی پدر حرمت داره ، مقدسه ، اون خستگی شرافتمندانه اون حرمت و اون نمک رو ... این حروم لقمگی و حیف نونیه البته یه موقع می بینه خود پولی که بابا یا مامان میده مشکل داره و حیف نون پروره من نه مذهبی ام نه ... اما نمک رو می فهمم + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 6:7 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خوب صفت چیزیه که سودش از ضررش بیشتره و بد صفت چیزیه که ضررش از سودش بیشتره در شرایط مساوی ضرر و سود به نظرم بد بودن به خوب بودن می چربه چون ضرر ناخواسته تره البته نظریه 80 به 20 برای غلبه فکر نکنم اینجا صادق باشه : معیار اکثریت بودن به اقلیت بودن در یک جنس چیه ؟ نکته کار اینجاست که یه بینش پشت کل قضیه و یه دید نسبت به خود شی ای که در موردش قضاوت میشه تا بد یا خوب بودن اثرش بررسی بشه باید باشه ، دید کاملی که هم به خود شی و هم به اثرش احاطه داشته باشه ، ممکنه فردی دارویی بخوره که یه بند انگشتش رو از دست بده اما قلبش که قرار بوده از دست بره براش باقی بمونه . فکر کنم اون دارو خوبه و ... و معمولا این تفاوت دیدهاست که باعث میشه معنی بد و خوب فرق کنه یه نفر با یه دید بهتر می گه یه کار اشتباهه اون یکی ممکنه با دید کمتری بگه خوبه که اگر اون نفر اول عاقلانه توضیح بده به نفر دوم و دومی مقاومت نکنه در برابر واقعیت واقعی در حال رخدا د( چیزی که داره اتفاق می افته داره خودش رو ثابت می کنه ) خوب هر دو متوجه میشن در واقع ما یکی از عاقلانه ترین کارامون شاید این باشه که واقعیت رو بفهمیم و براش برنامه ریزی کنیم به نفع خودمون و چیز جالب تر اینه که چیزی که داره اتفاق می افته خیلی خوب داره خودش رو اثبات می کنه عاقبت و نتیجه نهایی مهمه باید دید اون واقعیت آخری چیه ؟ اون تیک آخر به نظرم خوبی و بدی مطلقه ، فقط مردم نباید انکارش کنن بدی هیچوقت خوب نمیشه فقط نظر شخصی منه ، برای هیچ کسی نسخه نمی پیچم + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 6:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برای بقیه هم فرصت اشتباه قایل باشه مگه خودش تا حالا اشتباه نکرده ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه دهم تیر 1388 8:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه فاصله است که پرش می کنه از بی قراری تا قرار از بی تعادلی به تعادل حرکت به اصل و ... رسیدن به اسم + این ها فکرهای سه شنبه نهم تیر 1388 6:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انحنای صوتی رفتار و اخلاق مردم اون منطقه هستن مثل خط که یه انحنای دیداریه جالب اینجاست که اگر مردم یه جا فکر نکنن و بی اثر باشن این انحنا می تونه روشون تاثیر بزاره از طرف دیگه اگر اونها از طرف منفی انحنای رفتار برن انحنای صوتی یا شکلی عوض میشه ، به تدریج رابطه کاملا مستقیم و متناظری بین رفتار و اخلاق و اثرات یک شعور دارای روح ( انحنای صادر شده از اون که می تونه صوتی باشه ، دیداری باشه یا عقلی یا ... ) هست اگر خواستی یه جایی که مردمش بی اثرن رو به طرفی ببری که می خوای انحناهات رو بده به سمتشون ، ارتعاشت اثر می زاره احتمالا اما اگه فکر کنن و تحت اثر نباشن خوبی های انحنات رو سعی می کنن بر دارن و بدی های انحنات رو از خودشون کم کنن ، البته بینش رو خدا بهشون می ده ، همه چیز دست خداست + این ها فکرهای سه شنبه نهم تیر 1388 5:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|