به خاطر دیر اومدنام
بدقولی هام و همه بدی هام معذرت می خوام
+
این ها فکرهای سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 9:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا مرا از محرومان از تو
خسارت دیدگان
حسرت به دلان
و ...
مگذار پوکی ای در من بماند
بر هر آستانی سر بلند باشم
پیش تو سرم خم است
که تویی سرور من
سرور من به اخلاق عظیمت
مگذار
هرگز مگذار وقتی هدایت را بر ما عرضه کردی
دوباره راه کج برویم
مگذار
تو بر هر کار توانایی
ما را جزو زیان دیدگان قرار مده
اگر مراقبمان نباشی گامهایمان سست است
و کی در شان شماست این حرف های من ؟
و شما چقدر مهربانید
و چقدر دل بستنی و امید آور
+
این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 1:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا می دونم بهترین بنده ات که نیستم هیچ ...
گناهکارترینشونم
چون تو هستی و من ....
گناهامو تکرار می کنم
خدایا ...
اگر فقط یه دعا باشه که بخوام برآورده بشه حتما
خدایا
ما رو با ایمان بمیرون
مرسی
+
این ها فکرهای جمعه بیست و دوم آذر 1387 5:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا تا وقتی تو کنارمی
وقتی نیستی ... نرو ، نرو ، نرو ، به اون روزای خوشی که بات داشتم
برام بزار راه برگشتی
برام بزار راهی برای رسیدن دوباره
معذرت می خوام
منو می بخشی ؟
می بخشی ؟
می دونم که کشتن وفاداری و عشق
بی وفایی
یکبارش با هزار بارش فرقی نداره
شکستن عهد یه بارش با هزار بارش فرقی نداره
این وسط این عهد نیست که شکسته میشه
وقتی تو یه عهد یه نفر خیانت می کنه
اون عهد نیست که شکسته میشه
طرفی که عهد رو می شکونه
اول از همه وجود خودش ، قابل اعتماد بودنش ، راستگویی ، راستی ، قوام و درستی خودش رو شکونده
بعد قلب اون یکی طرف رو شکونده ( اگر محبتی بینشون بوده باشه )
می بینی چه قدر بده بد قولی و بدعهدی
خدایا
ببخش منو
شنیده بودم که آغوشت همیشه بازه به روی کسایی که به خودشون اسراف می کنن
می دونم که من انقدرتبهکارم که چیزی قابل بخشیدن برای تو ندارم
من به خودم اسراف کردم
و به پیمانمون بدعهدی
و اعتماد رو شکستم
فقط امیدم به بخشش توئه
کجا برم ؟
تو ناامیدم می کنی
درگاه تو ....؟
درسته که من خیلی پلیدم و خیلی کارهام تباه و نابخشودنی
اما ... به تو امید دارم
+
این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا
شاید کار بدم برای من کوچیک باشه
اما وقتی اون همه خوبی هات به خودم رو می بینم
و چیزهایی که بهم یاد دادی تا به اینجام برسونی
و اینکه با اون کار بدم
به چی خیانت کردم
با کی بدعهدی کردم
یه نگاه به خودم می کنم
و یه نگاه به چیزی که شکستم
و ....
از من نظرت رو برنگردون
من فقط نظر تو رو دارم
تو بری من چی کار کنم
ارزششو داره که بخوام همیشه پشت درت بمونم
خدایا میدونی
درست که نگاه می کنم
اگر بخوام به این همه محبت تو
به قول و اعتماد بینمون
به عهدی که تو روز ازل بستیم
به این همه و بیشتر خیانت کنم
و می دونم که من تو اشکهات می سوزم
اشکهایی که از بی وفایی و بدعهدی من میاد
+
این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره