|
اگر خواستی چیزی رو پاره کنی و ببری از ضعیف ترین جاش ببر حواست باشه ، خیلی نکته ظریفیه ، از اون ایده های طلاییه ضمنا با یه عده ام ، حواستون باشه اینجا حداقل یه دادگاه عادل داره ، اگر کسی رو اذیت کنی حساب تو هم می رسیم و از همون جای نازک می بریمت . از آدم های محترم و شریف به خاطر کمی خشن بودن معذرت می خوام . می دونید که ... + این ها فکرهای چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 3:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سلام بهت گفته بودم که من چیزای خوب رو از جاهای مختلف به خودم اضافه می کنم و همینطور بهت گفته بودم که من هیچ وقت تسلیم نمی شم تا وقتی هستم چون از روح خدا دارم و خدا خودش گفته از روح خدا ناامید نشید اصلا از این هم بگذریم من تسلیم نمی شم ، حالا چیزی هست ؟ خدا می دونه که چقدر زندگی سختی دارم اگر قصری داشتم و پادشاه سرزمینی بودم می تونم برات تمثیل بزنم که نزدیک ترین هام تلخ ترین شهدها رو بهم نوشاندند عاقل تر از اونم که بخوام عاشق آدم ها بشم پس فکرت رو جاهای اشتباه نبر من با چشم باز می رم و هیچوقت روی یه ستون لاغر بیشتر از خودش حساب نمی کنم اما چه کار کنم ؟ ناراحت شم که هیچ فایده ای نداره ؟ یه نگاه می کنم می خندم و می گذرم و یادم می مونه قناعت رو به هیچ چیز و این شهد تلخ رو ازش گذشتم یکی از قابلیت های جالبی که به خودم با تمرین اضافه کردم Real-Time Learning Ability Enabled قابلیت یادگیری همزمان هست وقتی تنبلی حذف بشه فاصله بین سوال و جواب میشه تلاش برای رسیدن به جواب هر کلمه انگلیسی ای هر جا می بینم بلافاصله یادش می گیرم فاصله بین سوال و آموختن رو برداشتم و تلاش رو گذاشتم یه تلاش قشنگ که فاصله من تا جوابم رو با یه شوق پر می کنه و طبق روندی که مهر سال پیش متوجهش شدم : یه چیز خارق العاده به نام اتصال در اجزای درون روح آدم اتصال برقرار شده و مسیر هموار شده و ظاهرا همه چیز برای آموختن همواره عصب ها مسیرهاشون رو باز کردن ، فرشته ها بال هاشون رو ، خلاصه بدن و فکر آماده تا یاد بگیرم + این ها فکرهای پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 2:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر تو بهم نشون بدی چیزی که داری می گی یه راه روشن تر از راه منه چرا من نیام تو راه تو + این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 11:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر مشکلی با من داشتی خیلی راحت به خودم بگو با گفتگو آخه می دونی من خیلی کارم درسته جنس عالی ای دارم در برابر حقیقت بیشتر از 100 درصد تسلیمم من حتی بهش مشتاقم اگر تو بهم نشون بدی چیزی که داری می گی یه راه روشن تر از راه منه چرا من نیام تو راه تو سر کی رو می خوام شیره بمالم ؟ سر خودم رو ؟ + این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 10:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
طیف تغییر رو همه جا پیوسته نگه دار کندن اثرات جانبی زیادی داره ناقص الخلقه است + این ها فکرهای پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 7:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه مسئله روبروم بود حل نمی شد شدم خود مسئله دیگه وقتی خودم مسئله ام چی رو حل کنم همه چی حل شده راستی یادم رفت مسئله من سخت ترین مسئله دنیا بود یه چیز دیگه این روند کار خود مسئله بود مسئله من منو به مسئله شدن پذیرفت من چی کار کنم با این همه لطفش + این ها فکرهای یکشنبه چهارم اسفند 1387 6:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انقدری برات دست نیافتنی ام که دست یافتنی دست یاب نیستم عقب تر از هر دستی چه دستی به من میرسه فقط دست من به من می رسه همه چیز رو گفتم اگر زرنگ باشی می فهمی + این ها فکرهای یکشنبه چهارم اسفند 1387 5:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سری روش ها و تکنیک ها داره برای اینکه کنار خودم نگهش دارم مثلا اینکه عملا نمی تونم مثل اون دقیق باشم اما دوباره چک می کنم تا با روش خودم به دقت برسم + این ها فکرهای پنجشنبه یکم اسفند 1387 6:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فکر چیزی هست بافت دار
مثل استخونه انگار جوونا فکراشون مثل غضروف هایی هست که هنوز استخون نشدن وقتی یه فکر غضروفی استخون میشه تغییرش کمی کار می بره اگر صاحب استخون نادون نباشه و مقاومت نکنه برای تغییر و تازه خودش هم بخواد محبت ... باید اول استخونش رو غضروف کرد بعد ... من که همه فکرام غضروفیه همیشه در حال نقد خودم هستم فقط چیزایی که عینی دیدم و حس کردم و یقین دارم استخونن مثل این که خوبی خوبه و خلاصه چیزای عینی وقتی روی یه چیزی تعصب داری بدون فهم اصل و فرعش استخون شدی الکی به نظرم غضروف باش و الکی استخون نشو اگر استخون شدی یه جایی استخون شو که به درد بخوره روی یه چیز واقعی استخون باش من می گردم همه چیزو می بینم روی بهترین ممکن استخون می شم اونم تازه استخونی که هی نقدش می کنم تا بهتر بشه راه رو برای بهتر شدن همیشه باز گذاشتم هیچ دری رو به چیز بهتر نبستم انحصار محکوم به فناست در همه چیز ذات انحصار تناقض داره با نظام جاری بر این جایی که هستیم + این ها فکرهای سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 9:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تحت اثر تصمیم گیری نکن تصمیمت از حالت ایده آلش خارج میشه همینطور می تونی بخونی : http://o-mid.com/post-2505.aspx + این ها فکرهای شنبه نوزدهم بهمن 1387 0:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این یه نکته ظریفه این که همه چیز تکنیک نیست دقیقا اون جاهای مهم می بینی که تکنیک نیست تکنیک اون چیزیه که میشه یادش گرفت اما اون چیزا از جوهرت میاد بیرون توی تنگناها + این ها فکرهای شنبه دوازدهم بهمن 1387 8:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هرچی هست فقط لطف توئه ... فقط ممنونتم ممنونتم اینو نمی گم که بقیه بخونن ، دوست دارم تو بهترین جایی که دارم ازت تشکر کنم مطلب اول من برای من فرق داره با بقیه جاها درسته که من چیزی برای تو ندارم اما پیش خودم اینجا برام بهترین جامه ، جایی که خودم هستم توش و کلیدش دست خودمه من به غیر تو که امیدی ندارم که اصلا به چیزی که توانی نداره امید بستن اشتباهه اصلا مهم نیست کسی می بینه یا نمی بینه خوشش میاد یا نمیاد اینجا بهترین جای منه و دوست دارم توش از لطف تو تشکر کنم که انقدر خوب و مهربونی خدایا می بینم که کارها چند قسمته یکی از طرف من و تمام تلاش من و اون طرف تایید تو برای رسیدن به هدفم هر کدومش نباشه کار ناقصه + این ها فکرهای جمعه چهارم بهمن 1387 12:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و این هم یک نکته بسیار بسیار بزرگ هر کاری روشی داره تو نباید کار نونوا رو بدی به من که روشش رو نمی دونم کار من رو ( اگر کاری بلد باشم ) نباید بدی به نونوا نباید کسی که لیاقت نداره رو بزاری جای .... بله هر کاری روشی داره می خوای درس بخونی باید با مسئله های درس درگیر بشی هر کاری روشی داره این نکته خیلی بزرگتر از این حرف هاست که به نظر می رسه تا حدی که روی در دوم بهشت هم هست مثال از کاربردش : رمز غلبه از طرف ما + این ها فکرهای پنجشنبه سوم بهمن 1387 7:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
درسته که من رشته ام عمرانه و واقعا باید بیشتر رو اونجا کار کنم اما همیشه تو این فکر بودم که چی میشد اگر میشد برنامه ای نوشت که خودش خودش رو بهبود بده . من خیلی کم برنامه نویسی بلدم و اصلا کتاب هم نخوندم اما اون ایده توی رایانه جالبه . از اونجا که همه چی قانون داره پس چون قانون داره سیستم و الگوریتم داره و چون الگوریتم داره میشه برنامه اش رو هم نوشت .
البته به جز چند تا چیز که خلق شده نیستند و از قانون های چیزهای خلق شده پیروی نمی کنن .قانون هایی مثل قانون جفتی. جالبه که تو اونهام حتی قانون دوری و قانون جذب وجود داره . بگذریم . می دونی وقتی روی یه موضوع مجرد مثل برنامه نویسی و الگوریتم و ایده های مجرد کار میکنی به خاطر مجرد بودن و غیر وابسته بودن می تونی اون ایده رو روی هر سیستم مشابهی پیاده کنی و این چیزیه که منو به این موضوع علاقه مند کرد . در این مطلب به این سوال رسیده بودم که آیا میشه همچین برنامه های نوشت ؟ نکته نوشتنش چیه ؟ مطلب قدیمی تر من در مورد این برنامه ها : برنامه هایی که خودشون خودشون رو درست می کنن بعد از کمی فکر به این ایده رسیدم که اگر ما بتونیم یه مدل ایده آل ( یعنی خواص یه مدل ایده آل ) رو بشناسیم و اون رو به صورتی غیر قابل تغییر در برنامه بزاریم . و مهمتر از همه این خلا رو به وجود بیاریم که برنامه خلایی داشته باشه بین وضعیت عادی خودش و وضعیت ایده آل اون موقع هست که برنامه خودش خودش رو بهبود میده . من می گم مدل ایده آل وجود داره و می بینمش . بگذریم اول این رو بخونید : نسخه بتا و نسخه آلفا و بعد این رو :ایده آل ترین روش طراحی خوب حالا خوب اگر ما مدل ایده آل رو به صورت یه بخش در برنامه بزاریم . یعنی خواص مدل ایده آل رو براش تعیین کنیم و بهش بفهمونیم با الگوریتم . برنامه بعد از مدتی خودش خودش رو رفع نقص می کنه . میشه یه برنامه ای که هر چی جلوتر می ره کارآییش بیشتر میشه . همون کاری که خدا با یاد دادن اسم هاش به ما اون مدل ایده آل رو به ما داد . اینطوری ما اگر بخواهیم می تونیم خودمون رو از بدترین شرایط رفع نقص یا در اصطلاح رایانه Debug کنیم تا جایی که هر جنبنده ای ستایشمون کنه و باز هم بالاتر ... خدا ناراحتی رو این خلا قرار داد که آدم رو به سمت رفع نقص می بره . اگر ناراحتی نبود . اگر چرک نبود . اگر جوش نبود ... این ها همه علامت های نقص هستند برای رفع نقص + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 6:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
روش stand alone کار کنید مثلا اگر یه فایل PDF می خواهید ارائه بدید تو اون بسته ارائه خودتون Acrobat Reader هم باشه . سخت ترین شرایط رو در محیط میزبان ارائه تون در نظر بگیرید آدم های تیز حرفم رو گرفتن + این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 5:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بچه ها خودمونیما ... این دوتل ( مثل 3421 مرتب کن ) هم بدجوری شورش رو درآورده ، مردم رو دو دسته کرده ، یه دسته بجسی ( مثل 2431 مرتب کن ) که انگار از آسمون افتادن ، یه دسته هم مردم ، خیلی احمق هستن . واقعا احمق هستند . هر عاقلی می دونه که تفرقه و چند دسته شدن و کثرت غیر عاقلانه و شروع ضعفه ... اینها حتی خودشون رو هم می خوان ضعیف کنن . دارن پایه های خودشون رو تو مردم سست می کنن . + این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 9:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 3:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چیزی که رنگ بگیره کهنه میشه + این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 7:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 3:23 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|