تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

برای چند روز آدرس o-mid.com قابل دسترسی نیست . اگه زنده باشم شنبه یکشنبه درست میشه . 

با همین آدرس omid63.blogfa.com وبلاگمو می تونید بخونید . ممنونم . موفق باشید

+ این ها فکرهای پنجشنبه یکم مرداد 1388 11:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من نادون و ناقص ترین آدم در سرتاسر زمینم 

یکم کنجکاو و یکم مایل به رشد 

اون ستاره رو دیدی چه می درخشه ؟

انگار برق می زنه 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی یاد خاطراتم روی زمین با آدم هاش می افتم یه حسی دارم قشنگه

+ این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 1:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو می دونی پشت اون دیوار چه خبره ؟

می دونی کدوم دیوار رو می گم

پشت دیوار مرگ رو می گم 

اگر نمی میری ، یا اگر موهات سفید نمیشه ، یا پیر نمی شی و همیشه زنده ای طرف صحبتم با شما نیست 

+ این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 0:38 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در موردم چی فکر می کنی

فکر می کنی چه جور آدمیم

جه حسی بهم داری ؟

ساده بهم بگو

صریح و ساده

نوشته هام چه احساسی بهت میده ؟

ازت نمی خوام ازم تعریف کنی

فقط حست رو بهم بگو . ساده و ساده . هرچی فکر می کنی . بد یا خوب

+ این ها فکرهای جمعه پنجم تیر 1388 9:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


هر چی بیشتر یاد می گیرم خنده های عمیق ، ریشه دار و معنادارم بیشتر میشه 

علم تو چقدر دلپذیری

جات همیشه برام خالیه 

+ این ها فکرهای چهارشنبه سوم تیر 1388 0:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


حدود ربع قرن از اثرات من روی زمین می گذره

که نه می خوام خودم رو به کسی ثابت کنم و نه اینکه با کسی مسابقه ای دارم 

که به نظرم کسی که این کارو می کنه مشکلی داره ، حتی اگه خودم عمل کننده این کار باشم  

من که خودمم و دلیلی برای مسابقه با کسی یا اثبات خودم نمی بینم  

همه بیان ازم جلو بزنن 

مثل یه موستانگ گردن به هیچ افساری نداده بودم 

چیزی متفاوت از کله شقی 

نوعی چموشی دلپذیر بود ...


با کلیک بر روی اینجا می تونید ادامه مطلب رو بخونید

+ این ها فکرهای سه شنبه دوم تیر 1388 1:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


در موضوع ها و درس های تحلیلی زنده

و در موضوع ها و درس های غیر تحلیلی زخمی ام

+ این ها فکرهای شنبه سی ام خرداد 1388 2:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من چقدر زیاد دارم زندگی می کنم ، تو 9 ماه اخیر فکر کنم 70 یا 80 سال زندگی کردم ، عجب

+ این ها فکرهای دوشنبه یازدهم خرداد 1388 0:4 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


الان توی دورخیزم 

یه دورخیز 18 روزه

دوست دارم دورخیزو

همیشه دوست داشتم 

تو تمرینات خون بریز تا تو جنگات زخمی نشی و ...

چند  ترمی بود که به خاطر کار زیاد معدلم یکم پایین اومده بود و به حدود 17 رسیده بود 

این ترم کاری نیست نزدیک امتحانا

می تونم یه دورخیز حسابی بکنم 

امیدوارم برنامه خاصی پیش نیاد

این چند وقت که به خاطر کار نمی تونستم درس بخونم 

یه چیزی  یکم بی مزه بود ، اینکه موش ها حرف می زدن

انبارو رها کرده بودم شروع کرده بودن به پچ پچ

این چند وقته موشا فرصت پچ پچ پیدا کرده بودن 

دوباره برم بالای انبار دوباره میرن تو لونه هاشون صداشون در نمیاد

می دونی چون کار می کردم انبارو رها کرده بودم 

اگر کار نمی چربید حتی نمیزاشتم فرصت حرف زدن پیدا کنن

اگر اتفاق خاصی نیفته نشون میدم که کی باید ساکت بشینه و کی حرف بزنه ، هیس

مثل دوران قبل از کار ، هیس 

من همیشه اینطوری نیستم ، خودخواه نیستم ، تجربه های سطح بالام بهم اجازه نمیده پچ پچ بی مزه این موشا رو ببینم ، مرسی که درکم می کنی

+ این ها فکرهای یکشنبه دهم خرداد 1388 11:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مدتی باید وقت بزارم تا به صورتی کامل به مطالعه در مورد موضوعاتی بپردازم

موضوعاتی که قدم های آینده ام رو روشن می کنه

به کسی جواب پس نمی دم چون من در برابر زندگی خودم مسئولم

شاید همه بخوان با چشم بسته راه برن ، من می خوام ببینم چی کاره ام 

من هیچ ادعایی ندارم ، گفتم شاید 

از مهمترین کارایی که باید بکنم اینه که کمی علم کسب کنم !

روش های درست انجام کارها رو یاد بگیرم

باید خودم رو تربیت کنم 

سخت بگیرم تا آسون بشه 

هیچ عاقلی خودشو به رنج نمی اندازه 

علاقه خاصی دارم به اینکه جلوی سو تفاهم رو ببندم 

+ این ها فکرهای یکشنبه دهم خرداد 1388 2:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هزارتا قصر طلا دارم

یه دونه از دوستام یه قاشق حلبی بهم داد

از همه قصرام برام عزیزتره 

چون اون همه چیزی بود که داشت 

من دوستم رو دارم ، دوستم رو 

اسم دوستم محمد هست

+ این ها فکرهای یکشنبه دهم خرداد 1388 2:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به راه های عجیب و غریبی برده شدم

راه هایی که جرات هایی می خواست 

جسارت هایی و بی پروایی هایی خوب 

تا بهم گفته بشه که : یه دل با دو محبوب نمیشه 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 8:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو یه جا رو بهم نشون بده که خدا نباشه

بعد بگو من خدا رو نبینم 

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 7:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نمی دونم چرا اینطورن

قلاب ماهی گیریشون تکون میخوره کلی سر و صدا و خوشحالی

از گرفتن ماهی کوچولو ذوق می کنن

من اینور دارم ده تا ده تا نهنگ می گیرم هیچ کسی خبر نداره و اصلا هم مهم نیست بفهمه یا نفهمه چون اصلا لزومی نداره و نیازی ندارم بفهمه 

نمی دونم چی کار دارن می کنن ؟

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 6:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اونقدر گوش دادم که همه چیز داره باهام حرف می زنه 

+ این ها فکرهای چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 5:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اینترنت به من خیلی کمک می کنه 

مخصوصا ویکیپدیا

می تونم بدون خریدن کتاب کتابا رو بخونم 

اینترنت یه کتابخونه خیلی بزرگ از آدم ها ، فکرهاشون و کتابهاشونه

چه نعمتیه این ... شکرت خدا

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 5:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خوشحالم که به خودم دروغ نمی گم

خودم رو درست درک کردم

با خودم رو دروایستی هم ندارم 

اگر از یه جایی نازل بشی و بگی یه سنگ آب هست 

سنگ سنگه ، آب نمی شه که 

من چیزی که وجود داره رو قبول می کنم نه قصه های این و اونو 

قصه هایی که اسمش رو گذاشتن ....

شرمندتم ، اگر قصه بگی شاید به احترامت پای حرفت بشینم و بخندم ، اما شرمنده ات هستم ، برای شنیدن قصه هات وقت ندارم ، شرمنده همه قصه گوها 

آخه خود خدا به من گفت : چیزی که علمی بهش نداری رو پیروی نکن ( ... لاتقف ما لیس لک به علم ) 

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 3:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه نکته رو به تمام دوستام ، خانواده ام و ... یاد آور می شم 

دوستتون دارم ، می تونیم کنار هم روزای خوشی داشته باشیم 

اما من یه بار بیشتر زندگی نمی کنم 

و دوست دارم در شان خودم باشم 

کوچکتر از وجود شکوهمندم عمل نکنم 

برای اینکه بزرگ باشم و خودم باشم هیچ جایی نمی بینم که بخوام از کسی اجازه بگیرم

از همه تشکر می کنم اما من برای اینکه خودم باشم ازتون اجازه نمی خوام 

از هیچکدومتون

دوستتون دارم ، بیشتر صحبتم با خانواده امه 

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 2:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دود سیگار اذیتم می کنه ، خیلی اذیتم می کنه 

چرا بعضی ها سیگار می کشن ؟ سالمن ؟

ملاحظه ما رو نمی کنن؟

به نظرت آدمای خودخواهی هستن ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 2:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما گداها رو چه به شما شاه ها 

ما همین که پشت در خونه شما باشیم دلمون خوشه 

+ این ها فکرهای دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 3:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بهش می گم تو پرخواب ترین آدمی هستی که تو عمرم دیدم

بهم میگه تو بیدارترین آدمی هستی که دیدم 

بعضی قانونا هستن واقعا عجیب صدق می کنن ، حتی ساعت 2 نیمه شب

یکی اش همین قانونی هست که میگه جنس خوب روی زمین نمی مونه

حتی 2 نیمه شب ، یه بار دیگه تو 2 نیمه شب ثابت شد

+ این ها فکرهای دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 2:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


گاری ایده یاب سرت کدوم وریه ؟

+ این ها فکرهای پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 0:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جایی که اونا زیرآبی می رفتن رو می رفت چون تو جایی که اونها رو می رفتن زیر می رفت

در دوره ای که اون زندگی می کرد انقدر کوچکی بزرگ بود که بزرگ بودن غیر عادی بود 


+ این ها فکرهای چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 9:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مثل ماهی می موند 

هر کاری می کردی از دستت فرار می کرد 

نمی تونستی یه جا پیش خودت نگهش داری

چه ماهی ای بود

+ این ها فکرهای سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 11:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام  

آرشیو کامل از شهریور ۸۵ تا آخر فروردین ۸۸

برای دانلود فایل با فرمت Doc قابل اجرا در Word 2003 و بالاتر با سایز 1.2 روی آیکون زیر کلیک کنید . ۹۹۹ صفحه است . 

O-MID.COM2973
O-MID.COM2973.zip
Hosted by eSnips

و برای دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا و قابل اجرا در بیشتر موبایل ها با سایز حدود ۱ مگابایت و ۵۲۷۶ صفحه روی آیکون زیر کلیک کنید .

farvardin88post2973o-mid.com
farvardin88post297...
Hosted by eSnips

+ این ها فکرهای پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 5:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اگر شکارچی نهنگ ماهی کوچولو شکار کنه بازم شکارچی نهنگه ؟

شکارچی رو شکارش تعریف نمی کنه ؟

به این معنا نیست که نمی تونم ماهی کوچولو بگیرم 

ماهی کوچولوها دوست دارن بگیرمشون ، آخه شاید نهنگ بشن

اما دستم به ماهی کوچیک بره ، اگر از رودهای کوچیک بگیرم

انگار دارم خودمو کوچیک می کنم 

گرفتن نهنگ مزه داره ، حتی انگار حرمت داره 

من ماهی کوچولو نمی گیرم

یا اگه بگیرم نهنگش می کنم تا به جفتمون خوش بگذره

ماهی ها لوسن و گرنه همه شون می تونن نهنگ بشن 

آدما تنها ماهی هایی هستن که رشد می کنن 

توضیح اینکه چرا ماهی کوچولو نمی گیرم : ماهی ام هنوز نیومده تا بگیرمش 

مطلب ویژه : سلام به رفقای قدیمی و جدید خودم

+ این ها فکرهای پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 0:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام به رفقای قدیمی و جدید خودم 

از آدما 

خوبید ؟

دلم براتون تنگ شده 

اینجا می خوام به سوال هاتون در مورد خودم جواب بدم 

اگر سوالی داشتید 

در مورد خودم یا در مورد هر موضوعی که علاقه داشتید 

اگر بدونم جواب می دم وگرنه که من همه چیز رو که نمی دونم 

فقط اسم درست خودتون رو بزارید و ایمیلتون 

بی نشون ، اسم مستعار بیمزه ( رهگذر ، .... ) و ... جواب نمی دم 

به هر حال نه من مجبورم نه شما ، می بینید که 

من جای خودم رو خوب می دونم 

دوستتون دارم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 4:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


مردی بود که گفت از من بپرسید تا وقتی زنده ام 

یه مردی گفت اگر راست می گی بگو تعداد موهای سرم چند تاست

نپرسیدن 

الان اون لحظه رو یادم میاد و میگم کاش الان زنده بود و ازش می پرسیدم

یه دونه از صحنه هایی هست تو تاریخ که بعضی اوقات دلم می خواست تکرار باشه

اون مرد زنده شه و تمام سوال هام رو ازش بپرسم 

هر چند استاد که یکی بیشتر نیست و همیشه زنده 

اما مرد تو چقدر خوبی 

جات خالیه 

استاد یادم رفت 

معذرت می خوام 

چقدر ممنونم از حضورتون

ممنونما

+ این ها فکرهای سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 9:19 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من دوستی دارم با ذهن خارق العاده 

نبوغ و درک بسیار بالا

بسیاری از چیزهایی که فهمیدم رو با اون فهمیدم 

در گفتگوهایی که با او داشتم 

همینجا ازت تشکر می کنم صادق

با سرعت نور می فهمه ، باهوش و نابغه براش کمه 

البته می دونی زیاد مسواک می زنه ، بیشتر اوقات

بهش می گم بیا خونه من اوقات بیکاریمون مناظره کنیم

نمیاد و من می رم خونه اش

به خاطر همینه بیشتر اوقات پیش همیم

به موبایل زیاد علاقه نداره ، بهتره بگم یه جوری گریزانه ، اگر کارخونه ساخت گوشی زدم یه گوشی مخصوصش می سازم که یکم مهربون تر باشه ، وقتی زنگ می خوره بلند شه بگه صادق میشه منو برداری 

نمی دونم ، به هر حال این فرد وجود خارق العاده ایه 

+ این ها فکرهای سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 9:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اومدم تا ازت معذرت بخوام 

نه به اندازه بدی هام 

که بدی هام خیلی زیاده

اندازه خوبی های تو

که درسته از بدی های من کمتره

اما با اینکه از بدی های من کمتره

اما چون از تو هست زیاده

خیلی زیاده 

خیلی خیلی زیاده 


خوبی تو مثل طلوعه

یکمش هم طلوعه

کمش با زیادش فرقی نداره 

همه اش زیاده 

تازه

بدی من هر چقدر زیاد حرمت نداره و نمک نداره

خوبی توئه که حرمت داره و نمک داره

به خاطر خوبی ات ، به اندازه خوبی ات ازت معذرت می خوام 

+ این ها فکرهای سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 8:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


راستی یه چیزی که قبلا گفتم و دوباره هم می گم 

این ضمیر " من " که من مرتبا در جمله هام به کار می برم 

مثلا من ...   من ....

من منظورم از این " من " خودم نیستم ها 

منظورم یه آدم هست ، نوع آدم 

که البته چون خودم هم هستم پس می تونم بگم ، می دونی شخص من نیست 

نوع آدم هست ، یه آدم در یه مقام خاص و موقعیت خاص 

آدم های خودخواه که هی می گن من ، من ، من ، ... رو دوست ندارم 

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 9:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


سفری داشتم به نوک بلندترین قله نزدیک برای فرود

و رسیدن به گلی برای چیدنش

گل آماده بود 

او دعوت من رو قبول نکرد

راستی من اون گل رو روی اون قله می چینم 

چون او نخواست بچینمش

یه بذر گرفتم 

تا تبدیلش کنم به اون گل 

و تو اون قله بچینمش

می دونی در واقع از بذر تا گل با خودمه ، مزه میده

اما امیدوارم بذر مشکل نداشته باشه 

باید بیشتر بررسی اش کنم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 11:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یه جواهر دارم که بزرگترین شاهکار منه

اصلا قابل مقایسه با هیچ جواهری نیست 

اصلا

اونو برای یه نفر ساختم 

زیاد بزرگ نیست ، خیلی درخشنده است 

شاید به یه نفر بدمش

جواهر عجیبیه 

کار ماست 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 9:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دیرور چه روز خوبی بود 

وقتی کنارش بودم

خودش نمی دونست که چیزی که دارم می نویسم در مورد اونه 

به هر حال مثل همه چیز گذاشتم و گذشتم 

مزه داد ، آروم ، معصوم 

یادش بخیر ، خوش باشه ، خیلی ... 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 9:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی چیزها هستن اصلا دوست ندارم به یادشون بیارم

اصلا 

نزدیک ترین ها بودن و الان دورترین ها 

+ این ها فکرهای پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 1:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


  

بلاگر که یکی از محصولات گوگل هست این امکان رو به همه مردم دنیا داد تا از موبایلشون مستقیم و بدون واسطه فکرهاشون رو بنویسن روی نت 

از این به بعد می تونید فکرهای من رو اینجا بخونید ، نسخه موبایل o-mid.com هست .

مطالب رو بیشتر روی اینجا می نویسم . گاهی اوقات که خیلی واجبه نوشتن و رایانه نیست بعضی مطلب ها رو روی وبلاگ موبایلیم تیپون TIPPUN165 می نویسم . این وبلاگ اصلا از طریق کامپیوتر آپدیت نمیشه . فقط و فقط با موبایل ...

چقدر از گوگل ممنونم که بالاخره دسترسی راحت شد 

روی اونجا می نویسم بعضی اوقات 

آدرسش اینه : http://www.tippun165.blogspot.com/


+ این ها فکرهای شنبه هشتم فروردین 1388 11:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


رده مطلب : شخصی

چکیده مطلب » تا شانزدهم کمتر مطلب می زارم 

سلام به دوستان خوبم و شاید کسایی که اولین بار هست به اینجا سر می زنن

راستش می دونید که هر چیزی که شروع میشه یه روز تموم میشه ( طبق قانون زوج ) پس لزومی نمی بینم یه روند تکراری رو تبریک بگم . اما بدم نمیاد بهونه ای داشته باشم برای صحبت با کسایی که دوستشون دارم . خوب  خواستم بگم اگر احیانا افرادی بودن که هر روز میومدن سر می زدن و مطالب جدید رو می خوندن 

خوب من تا شونزدهم فروردین یکم با خانواده ام و از طرف دیگه یکی از کامپیوترام ویروس گرفته که کشتن ویروسش حوصله خاصی میخواد که عید وقتش نیست و این لپ تاپ هم اتصال به اینترنتش به خاطر آزمایشی که روش انجام دادم یه جورایی مثل 5 ساعت تمرین سخت تو باشگاه بدنسازی می مونه . اون یکی کامپیوتر هم که تو خونه خودمه و باز هم به خاطر عید دوست دارم پیش خانواده باشم چون دلشون برام تنگ شده و ...

اتصال به اینترنت هم اونقدر چیز داغی نیست که به خاطرش بخوام برم کافی نت.اگر کامپیوترام جلو دست باشن وصل می شم نباشن هم که هیچی . ایمیل هام هم که همه رو از موبایل هم چک می کنم هم می فرستم . دیگه عملا برای ایمیل نیازی به رایانه نیست . برای فکر کردن هم که نیازی به کامپیوتر به صورت خاص نیست .

نه برای من مهمه که شما سر می زنید یا نمی زنید و احتمالا نه برای هیچ کسی که من چه کار می کنم . اما خوب من برای شعورتون ارزش قایلم و براتون احترام قایلم . 

گفتم بگم که در جریان باشید . 

چیزایی که بهشون می رسیم رو روی موبایلم یادداشت می کنم و بعد اینجا می نویسم 

نمی زارم چیز خوبی از دستمون در بره . همه رو می قاپیمشون 

+ این ها فکرهای چهارشنبه پنجم فروردین 1388 3:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


Multi Is Just For A Minute

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یکی از خنده دارترین چیزا اینه که میگن چقدر ظریف و چقدر منطقی و چقدر بدیع و ...

می دونی یه صورتی یه جوش سمت راست داره میگه سمت راست  جوش داره

واضحه

اگر جوش سمت چپ بود می گفتیم سمت چپ

میگن چقدر درسته 

آخه اون چیزی که هست رو می گیم 

اگر نبود که نمی گفتیم 

اگر یه چیز دیگه بود اونو میدیدیمو می گفتیم 

بعد خوب چون از یه چیزی اومده همونه دیگه 

+ این ها فکرهای پنجشنبه یکم اسفند 1387 6:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه دونه از دوستام هست به اسم صادق

خیلی باهوشه ، مغزش چیزیه که می تونی سالها توش زندگی کنی انقدر بزرگه 

وقتی با غیر اون در مورد یه سری موضوعات حرف می زنم مثل این می مونه که یه سری سیگنال دارم می فرستم به فضا بدون برگشت 

اما وقتی با صادق حرف می زنم  مثل یه فرستنده گیرنده قویه ، خودش منبع سیگناله

من می فرستم اون صد درصد می گیره و چیزای جدید میده 

دیگه مثل این نمی مونه که به فضا می فرستم 

یه نعمته برای من و چقدر ممنونم از خدا

ریمون رو خودم از روی صادق ساختم ، نسخه پیشرفته صادقه 


+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 9:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دوستت دارما


+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 8:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


شاید بهم بگی تمام قانونها رو کشف کن برام قابل تصور باشه که برم دنبالش و روش کار کنم و بفهمم

اما این رو نمی فهمم

مثل یه جعبه ای می مونه که هر چی سعی می کنم نمی تونم بازش کنم

یا یه اتاق که دری نداره

disconnected , no signal

نمی دونم چرا نشد . اولین باریه که تو کل زندگیم no signal گرفتم

می دونی باعث شد خیلی خیلی محتاط بشم ، حتی تا جایی که دیگه نخوام signal بدم

من از مدلی نیستم که تحمل no signal داشته باشم ...

مثل اون بادکنکی می مونم که رو لیوان می کشن . زیاد بکشیم می برم ...

خیلی محتاطم . شاید دیگه signal ندم .

سادگی و صداقت نازکه ، زود زود ...

قلبی که عریان میشه نمی تونه زیاد عریان بمونه

قلبتو برای کسی عریان کن که اگر no signal شد  پشیمون نشی

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 8:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


I love 99


+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 11:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سرما خوردم

چند روز کمتر میام 

راستی دقت کردین چشم دیدن صورت زیبا 

بینی بوییدن بوهای خوب 

قلب اخلاق خوب

عقل هوش و زیرکی

گوش شنیدن حکمت و موسیقی خوب

و ... دوست داره 

عجیبه ها واقعا 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 9:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


بزرگترین آرزوم داشتن تربیت درسته 

چون راه رو برام باز می کنه تا به کسی که دوستش دارم و دوستم داره برسم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 4:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خوب دوستای من 

تو این پست می خوام حرفتونو بشنوم 

بگید . می شنوم 

رو دروایستی ندارم اگر چیزی بنویسید که دور از ادب باشه و حریم ها از بین بره بدون خوندن پاکش می کنم

دارم بهتون رک می گم چون اهل پیچ و تاب و حاشیه نیستم

همین هستم که دارم بهت میگم 

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 3:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اون رو تو هفدهمین روز اولین ماه قمری به این دنیا آورد

و من رو تو هفدهمین روز آخرین ماه قمری

دوستت دارم 

اون 63 سال عمر کرد 

و من 63 به دنیا اومدم 

دوستت دارم

هیچ کسی امتیاز ویژه نداره

من اگه ناراضی اش کنم جهنم برام کمه

که صورت ناراضی اش رو نمی تونم تحمل کنم 

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 1:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اینجا جایی هست که می شه از طریق اون ارتباط برقرار شه .

دوست عزیز من از شما راهنمایی نمی خوام لطف کنید نصایحتون رو برای خودتون نگه دارید

صادقانه گفتم . سعی کن وقتی ازت چیزی خواستن بهشون بدید و گرنه سبک می شید

اگر هم احیانا خواستی نصیحت کنی ایمیلت رو بزار تا پاسخی بدم به تو در همون جایی که ایستادی


+ این ها فکرهای یکشنبه ششم بهمن 1387 7:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


یه چیز جالبی چند وقتیه تو ذهنم جرقه می زنه

اینکه چقدر رفتار خاک ، رفتار ستون ها تو ساختمون و ... شبیه رفتار آدمه

ستون تحت بار کمانش می کنه و می خواد در بره

می پیچه

خم میشه

پدیده خزش و خستگی

قانون هوک از همه جالب تره   ( من حالت کلی ترش رو کشف کردم با نام  قانون دوری )

خاک بیش تحکیم میشه ، رس انگار حافظه داره

عجیبه واقعا

من این بحث بیش تحکیمی برام خیلی جالبه

می دونی

من خودم تو زندگی انقدر شکستم

انقدر زمین خوردم و بلند شدم

انقدر حرف های بی ربط بقیه رو شنیدم

که الان اگر بیای 25 ساعت منو تحقیر کنی

هیچ تاثیری روم نداره

راهم رو شناختم و دارم اون رو می رم

پوست کلفت پوست کلفت

مثل خاکی می مونم که سیگماپریم سی اش بی نهایته

خاک من سابقه باربری اش خیلی زیاده ... خیلی زیاد

الان می بینم که اون شکست ها منو ساختن

انگار آدم خیلی از خاک ساخته شده

+ این ها فکرهای چهارشنبه یازدهم دی 1387 0:53 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جیمی ویلز بنیانگذار دائره المعارف منبع باز ویکیپدیا که علم رو به صورت رایگان و راحت در اختیار می زاره تو این صفحه از مردم دنیا یه درخواستی کرده ...

 چقدر این ویکیپدیاش روی موبایل کار آدمو راه میندازه : http://www.o-mid.com/post-289.aspx

جالبه ...:  درخواست جیمی ویلز


+ این ها فکرهای دوشنبه نهم دی 1387 5:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


واقعا چرا انقدر برای من زمان زیاد هست

احساس کردم این داستان حداقل مال 2 سال قبل بوده

اما وقتی نگاه کردم تاریخش رو میشه مال سه ماه قبل

انگار عمر من خیلی زیاده ، سه ماه بوده ولی انگار 10 سال زندگی کردم

  داستانی که اون موقع نوشتم : افسانه تیکاد و هفران

+ این ها فکرهای دوشنبه نهم دی 1387 10:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


این رو نمی پرسم که بخوام خودم رو بشناسم یا چیزی از خودم بدونم ، خودم رو می شناسم

می خوام بدونم شما در مورد من چی فکر می کنید

من عین یه بچه می مونم ، بلد نیستم فیلم بازی کنم

کسایی که دوستم دارن بنویسن که دوستم دارن و دلیلش رو هم بنویسن

اگر هم کسی بدش میاد دلیلش رو بگه 

جور دیگه بلد نبودم بگم

کلا قضیه زیاد مهم نیست

اگر ننوشتید هم ننوشتید

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


من توی این 6 ماه اندازه 6 هزار سال خودم زندگی کردم .... این نوع زندگی رو خیلی دوست دارم . داشتم تاریخ مطلب مربوط به جهان های موازی رو نگاه می کردم . برای خرداد 87 بود . الان آذر 87 هست و از اونجا تا اینجا ... انگار تو این 6 ماه 6 هزار سال سفر کردم .

راستی داشتم حساب می کردم ، تو 3 سال اخیر حدود 60 هزار کیلومتر سفر کردم . مارکو ... فکر کنم اگر به همین روند سفرهام ادامه بدم رکوردت رو می زنم یا شاید زدم . البته تو دور دنیا زدی ولی خوب من تو ایران سفر کردم . 

جالبتر اینه که هر چی جلوتر میرم انگار داره این سرعت و ضریب زیاد میشه . مثلا صبح تا بعد از ظهر انقدر اتفاق های جالب میفته و انقدر زیاد چیز می فهمم که صبح انگار تو سال 5 هزارم عمرم بودم و بعد از ظهر انگار تو سال 250 هزارمش ... یه جورایی قضیه منو یاد مقیاس لگاریتمیک میندازه

آدما به اندازه ای که می فهمن  ، حس می کنن ، درک می کنن و ... زندگی می کنن نه به اندازه ای که از عمرشون می گذره

برای نوشتن این قسمت با خط ضخیم تر یه چند تا پله برگشتم عقب ، بعدا اومدی جلو حواست باشه از دید اون پله گفتما ...

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 3:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بازی  کردن با بچه ها چقدر مزه میده ... نازن ... داشتیم روی  میز بیلیارد یاسی  بیلیارد بازی می کردیم ...  با چوب بیلیاردش  توپا  رو  مینداخت تو سوراخ ...  می کشید روی  تخته ... عین هاکی ،  بعد وقتی میرفت تو ... می گفت جایزه اش رو باید بزنه ... همیشه هم بازی رو خودش شروع می کنه چون دست قبل برده  ... اینطوری اون همیشه همه توپا  رو خودش میندازه تو ... ای جانم ...  هاکی روی میز بیلیارد ...برای  هر کدوم  از توپا یه اسم گذاشته  ... مخصوصا اونی که رنگ پوست  آدمه ... یه اسمی روش گذاشته  

+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 2:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


حد اقلش اینه که خودم به حرف هام اعتقاد دارم

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 8:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره



سلام دوستان من
از بچه هایی که با هم آشناییم و همدیگه رو می بینیم و لطف دارن و می خونن و ... فهمیدم که  به خاطر حجم بالای مطالب آرشیو خوبی در دست نیست و خلاصه اینکه آرشیو 1780 مطلبی که تا امروز نوشتم رو به صورت فایل ورد با سایز 844 کیلوبایت ( فایل Word 2003 در حدود 500 صفحه ) و همینطور به صورت یه کتاب جاوای 4019 صفحه ای با سایز 780 کیلوبایت قابل اجرا در تمام موبایل ها بدون نیاز به هیچ چیز ... فقط موبایلتون باید جاوا رو اجرا کنه .
اگر موبایل ندارید می تونید فایل ورد رو دانلود کنید . احتیاج به نرم افزار ورد دارید برای اجرای اون ...
خوش باشید

اگر دوست داشتید می تونید کتاب موبایل تمام آرشیو وبلاگم تا امروز رو به صورت جاوا از اینجا با سایز 780 کیلوبایت دانلود کنید : Omid63.Blogfa Ta 870917.jar

سازگاری برنامه : تقریبا بیشتر موبایل های سونی اریکسون و نوکیا  این کتاب موبایل به صورت جاوا رو پشتیبانی می کنن . بقیه برندها هم اگه جاوا داشته باشن اجرا می کنن .

یا اینکه فایل ورد اون رو که 844 کیلوبایت هست و به صورت زیپ روی اینترنت آپلود شده رو دانلود کنید و بخونید . برای دانلود روی آیکون زیر کلیک کنید و در صفحه ظاهر شده روی دانلود کلیک کنید :

Archive Omid63 Ta 870917
Archive Omid63 Ta ...
Hosted by eSnips

+ این ها فکرهای یکشنبه هفدهم آذر 1387 9:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


22 دی امتحاناتم شروع میشه . دیگه باید بشینم درس بخونم . ارواح امتحانات اومدن بالای سرم . باید آرومشون کنم قبل از اینکه سرگردان بشن . باید تبدیلشون کنم به فرشته هایی که سر امتحان بهم آرامش میدن ... بخونمشون تا آروم بشن . حلشون کنم . حدود یک ماه مونده ... سریع ترین روش انجام دادن یک کار خود انجام دادنشه و ... دیگه کمتر میام . فکر متوقف نمیشه . دیگه اینجا نوشته نمیشه . بعد امتحانا با موفقیت ...
امیدوارم دوباره کارهای سنگین و پروژه های وقت گیر باعث نشه کار رو به درس ترجیح بدم . البته اگر یه کار 10 میل بیاد خوب میدونی مجبور میشم دوباره کار رو ترجیح بدم . مقصود نزدیکتر از وسیله میشه .

+ این ها فکرهای شنبه شانزدهم آذر 1387 5:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


برای مدت زیادی با کار مشغول بودم . سعیم رو دارم می کنم تا یه خونه بخرم  ، فعلا تونستم یک سوم پولش رو کار کنم . خیلی کم به درسم رسیدم . از درس ها عقبم . این 40 روزه مونده به امتحانا رو باید خیلی درس بخونم . 

+ این ها فکرهای چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 2:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من درس می خوندم
اسمم رو می تونستی بالای لیست ها ببینی
خونه پر تقدیرنامه های من بود و البته ...

رسیدم به دانشگاه
پیش دانشگاهی بودم
هنوز شاگرد اول بودم بین تیزهوش ها
بهم می گفتن عربستان چون همیشه صعود می کردم

پدر و مادر و خانواده ، دوستا و استادا و ...
همه تشویقم می کردن
می گفتن امید ....

با کلیک بر روی اینجا می تونید ادامه مطلب رو بخونید

+ این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 0:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


زندگی من بهترین دلیل برای حرف هام هست
دیر یا زود همه چیز معلوم میشه
معلوم میشه این چیزی که ادعا میشه
واقعا عمل هم میشه
همون چیزی هست که مغز داره
داخلش هم همونه
آره
من واقعی هستم
من خودم بهترین دلیل خودم هستم
شاید فکر می کردی من فقط حرف می زنم
اما نه
من یه چشمه هستم
که می جوشم
حرف و عملم یکی هست
بگو چه فایده ای داره من دو تا باشم
هان
من یکی بیشتر نیستم
همون یکی هست که حرف میزنه و عمل هم می کنه
منو دو تا نمی بینی
یه چشمه واقعی هستم
از حرف و کار و ...
شاید به همه اش نرسم
اما می دونی من همه تلاشم رو می کنم
کم نمی زارم
وایستادم و تا وقتی زنده ام کار می کنم

+ این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 2:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نمی دونم این ظرفیت ذخیره تا کجا می خواد کش بیاد ... من به کار حساسم و هر کاری که توجیهی برای انجام دادنش داشته باشه رو انجام میدم . می دونی ممنونم . انقدر کار هست و بهم پیشنهاد شده که چند هفته هست خواب ، حسابی بهم مزه میده ... کم می خوابم اما اون مقدار کم حسابی مزه میده .. کی بود آخرین باری که زیاد خوابیدم ... یادم نمیاد ...
چند وقتی هست که کلا روی ظرفیت ذخیره هستم . حسابی داره کش میاد ... شکر
البته حدود 6 میل میشه و ...  نرسیدم درس ها رو خوب بخونم هر چند فولاد و خاک رو مسلطم . 1 ماه تا امتحانا مونده ... این یه ماه باید یه تمرکز خوب روی همه درس های این ترم بکنم .... می دونم اولش سخته اما اونی که نمی ترسه و تسلیم نمیشه برنده است . ما به بهترین شکل تمومش می کنیم . مهم اینه که همه تلاشم رو کردم و کم نزاشتم .خوش باشید

+ این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 2:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خوب بله
ظاهرا همه جا هست
و بله
ما چون قبلا طی کردیم
دیگه جوابی نمی گیریم از غیر اون
بله
می بینیم که همه چیز غیر اون به ما جواب منفی می ده
ظاهرا قضیه منتفی شد
و به همین دلیل ما یه جشن بزرگ می گیریم به افتخار این اتفاق بزرگ
اصلا همه چیز اونه و چیزی غیر اون نیست

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 4:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


امروز نفر اول کنکور کارشناسی ارشد در کل کشور در سال 1385 در رشته .... در اتوبوس کنارم نشست . جالب بود . مثل همیشه کسی که بغلم نشست با بقیه اتوبوس فرق داشت . روزی امروز من ایشون ( محسن جان ) بود . ممنون. سر صحبت رو اینطوری باز کردم . شما مهندسی ... می خونید . اون گفت آره و ... کارنامه اش رو و نامه اول شدنش از سازمان سنجش و دکتری یه سره از لیسانس و ...رو دیدم . خلاصه جالب بود .
گفت که بعد از لیسانس 4 سال درس رو رها کرده ، سربازی رفته و بعد از 4 سال حدود 2.5 ماه خونده و خوب درصدهاش رو هم دیدم . خوب بود . یعنی نسبتا عالی بود . بهم گفت که زیاد خوندن مهم نیست . مهم اینه که از کتاب های اصلی و مرجع بخونی . گفت خودش رفته و از نفر 22 کشور راهنمایی گرفته . به من گفت اگر مثلا می خواهی شریف بری برو نفر اول کنکور پارسال که احتمالا تو شریف می خونه رو پیدا کن تو رشته خودت و از اون راهنمایی بگیر و ببین چی رو خونده و چطور خونده ... این رو هم بهم گفت که بهترین نمونه سوال ها نمونه سوال سال قبل رشته ات هست . می دونی چون نفر اول شده بود عملش سند حرفش بود ... شماره تلفنم رو گرفت و بعد من هم شماره تلفنش رو گرفتم . همت بلندش رو دوست دارم .
راستی یادم رفت دانشگاه تهران خونده بود ، عجیب بود که زبان انگلیسی اش زیاد جالب نبود ولی در بقیه درسها غیر از زبان اونقدر قوی بود و فاصله اش فاحش بود که اثر ضعفش برطرف شده بود . این رو هم گفت که دوران لیسانس از اون دانشجوهای تنبل بوده که کلاس ها رو به شدت و تا سرحد حذف غیبت می کرده ...
امیدوار شدم ...

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام .خوبید؟

خواستم یه چیزی رو بگم . بچه ها من برای این اینجا می نویسم که وقتی یه چیزی که توی من هست جریان داشته باشه من بیشتر می فهمم . میدونی جریان طبیعته و من به طبیعت عمل می کنم . اینطوری بهتره. کسی که قرار باشه بفهمه می فهمه و جریان از اون هم ادامه پیدا می کنه . وقتی یه چیزو برای خودت نگه داری یه روزی می ترکی . اول ترک می خوری بعد می ترکی .

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 6:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من ناراحت بودم . طبیعت طوری بود که ناراحت بودم . طبیعت می خواست من رو از ناجوری و ناراحتی به راحتی و جوری ببره . من مقاومت نکردم ...

می دونی من دنبال راحتی بودم ... دنبال یه سری چیزها بودم . شاید به شوخی اما می دونی ...

من الان به چیزی رسیدم که بیشتر از هر چیزی هست که بتونی تصور کنی

بهتر از هر بهتری ...

من اصیل هستم تو داشتن .. می دونی رستگاری اول راه بود ... من فکر کردم آخر راهه ... رستگاری اول راه بود ...

این ها خواب و خیال و توهم و بازیچه نیست ... به قول اون تنیس باز بزاریم راکت حرف بزنه ...

من این چیزایی که گفته شد رو دارم

من صبح تا شب دارم ... همیشه

ممنون

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 6:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


این مطلب رو از اینجا آوردم . دوست داشتید بخونید روی ادامه مطلب کلیک کنید ... در مورد عطر هست . خیلی جالبه ...  این مطلب در مورد رنگ پاییز امسال بسته به نوع رنگ موهاتون رو هم بخونید .جالبه ... اگر رنگ لباس پاییزی تون را خواستید انتخاب کنید اینجا یه سری پیشنهاد داده . باز خودتون می تونید انتخاب کنید ... پیشنهاد دادن دیگه


با کلیک بر روی اینجا می تونید ادامه مطلب رو بخونید

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 7:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من همه چیزایی که می دونم ( که زیاد هم نیست اما کیفیتش خیلی خوبه و هر روز دارم بیشترش می کنم ) رو گذاشتم تو یه استوانه خیلی کوچولو و دارم با سرعت بالایی اونها رو می چرخونم ، همشون هر لحظه جلوی چشمام هستن و کنار هم می زارمشون تا چیزای مشترک رو ازشون بیرون بکشم آخه می دونی همشون از یه جا میان و یه ربط هایی به هم دارن ، این وسط از توی این استوانه گاهی اوقات یه چیزای عجیبی بیرون میاد ، بدجوری توهم انگیز می زنه اما از هر واقعیتی واقعی تره ... می دونی یه نوع غ نی س ازی هست مثل سانت ری فی وژ می مونه . سرعت چرخشش خیلی بالا هست ... همه چیز در یک آن جلوی چشمامه . هی جرقه می زنه . هی دارم گوی های توی این استوانه رو بیشتر می کنم به امید اون روزی که با هم دیگه ...
مطالب مرتبط :
راحتی به دونستن زیاد نیست ، به دونستن یه سری چیزهاست
اصلی ترین قسمت علم - طبیعت یه رفتار داره
بی فکری یا فکر کردن
چرخش
رشد فعالیت همراه با رشد تنه
هیچ کسی نیستم
ماجرای خواستن و تشنه بودن
چه خبره ؟
توی این راه به هیچ چیزی راضی نشو چون بالاتر بهتر هست

+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 11:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جالبه ... خودم هم نمی دونم چه خبره .... کسی می دونه به من هم خبر بده
تو این 19 روز آبان و تا این پست 307 پست ... 19 روز 307 پست
مهر ماه 296 تا و شهریور 149 تا
فقط می دونم الکی حرف نمی زنم ...
چه خبره ؟
سرعت زیاد شده ..... ولی لاستیکام اصلا داغ نکرده ...
هی وضعیتم داره بهتر میشه
عجیبه با این سرعت هر روز داره وضعیتم بهتر میشه ...
چه خبره
هر روز دارم بیشتر چیز می فهمم

+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 3:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونید ... این روزها خیلی ها هستن که فکر می کنن صداشون قشنگه
من صدام خوب نیست ...
فقط یه جمله رو با حرف زدن و بدون خوندن گفتم تا صدام رو بشنوید وقتی حرف می زنم
کسایی که از قدیم من رو می شناسن شاید صدای من رو موقع خوندن ( به صورت آماتور ) شنیدن اما این صدای حرف زدن من هست . خیلی با اون فرق می کنه .... چیزی که گفتم رو زیاد جدی نگیرید ... همینطوریه
اگر خواستید دانلودش کنید اینجاست ؛ حدود 100 کیلوبایت هم سایزش هست : Sedaye Man.mp3
زودتر اینو بگم . کسی مجبور نیست دانلودش کنه . من هم فکر نمی کنم وسط یه جایی وایستادم و همه دورم هستن . خیلی ساده . صدام رو گذاشتم روی نت ... همین . تمام . نه بیشتر .
این عکسی هم که گذاشتم همینطوری گذاشتم ... هیچ ربطی نداره ... خانوم دیاز هستن

+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 0:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


زندگی من رویا نیست ، سراب نیست ، واقعی واقعیه ، واقعیه واقعی ، خیلی چیزا رویا و سرابه

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 8:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بچه ها دوست داشتم می نوشتم و شما می خوندید و حرف هاتون رو می شنیدم اما خوب می دونید بعضی ها میان این نوشته ها رو می خونن و بدون این که دیدگاه خاصی داشته باشن ، بدون اطلاع از منظوری که من داشتم به قضاوت می نشینند و حرفی رو می زنن که شایسته یه آدم اهل فکر نیست . همینطور چیزی می نویسن که نوشته باشن . بماند اون نظرهای تبلیغاتی بی مصرف و ذلیلانه ...
خلاصه ماجرا اینکه خیلی دوست داشتم نظراتتون رو می شنیدم و حرف هاتون رو اما خوب دیگه راستش حوصله حرف های بی مایه و قضاوت های عجولانه و بدون آگاهی بعضی از خواننده ها ( که عده خیلی کمی هستند ) رو ندارم . ترجیح میدم در آرامش خودم فکرهام رو بنویسم . بعضی نظرهایی که اینجا می نویسن آزار دهنده هست .
به هر حال دیگه راحت شدم ... از اون تبلیغات بی ربطی که تو نظرات می کردند و  همینطور نظرهایی که گاهی اوقات اینجا نوشته میشد و کاملا بدون فکر نوشته می شد .
الان فکرم راحته و دوباره می تونم راحت بنویسم ....
من برای شما احترام قایل هستم که اینها رو نوشتم . می دونم که می خونید فکرهام رو و به همین خاطر برای فکر ، شعور و شخصیتتون ارزش قایل هستم . به هر حال همگی موفق باشید .

+ این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 10:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


روش پله ای یا یکی کمتر برای مطالعه - یه روش کلاسیک و روتین و راحت . هر جلسه درس جلسات قبل رو می خونی . اینطور اگر فرض کنیم ۱۰ جلسه درس باشه . در جلسه آخر تو درس جلسه اول رو نه بار . درس جلسه دوم رو ۸ بار و ... همینطور الی آخر . همیشه یکی کم می شه . خیلی راحت کارهای بزرگ انجام میشه به این طریق . مثل این که تکه تکه بخوریش . راحته و کلاسیک . کار خارق العاده ای نیست اما خیلی خوب جواب میده .

آستانه پایین خواب یعنی اون مقدار خواب که اگر بخوابی صبح با زنگ موبایل ( قدیما ساعت ) بیدار میشی . این آستانه وقتی مهم میشه که به خاطر کار زیاد و کم خوابی های متوالی یه کلاس یا کار مهم رو از دست بدی ( به خاطر اینکه ساعت زنگ زده و تو اصلا بیدار نشدی چون از اون آستانه گذشتی ) راستش خودم این آستانه رو تعریف کردم چون برای خودم بهش احتیاج داشتم . سری که درد می کنه رو باید بست .

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 7:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و چقدر خوشحالم که بر روی پای خود ایستاده ام
و هرگز نخواهم شکست
چون من چیزی نیستم
که بشکنم
در دست نخواهم آمد
و کرانه ام نیست
کرانه ای که دریابیش
هرگز نخواهم شکست
و به پیش
تا بهتر شدن
و هرگز پس سر خود را نخواهم نگریست
چون روبرو مرا فرا می خواند
و هرگز خسته نمی شوم
چون بی نیازم
بی نیاز شده ام
بی نیازم کرده اند
مطلب مرتبط : بخند و برو ... Laugh And Go In This Way

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 2:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هر رازی که می گی مثل مهره ای می مونه که توی شطرنج از جلوی شاهت برداشته می شه ... اگر طرفت یه روزی باهات بد بشه می تونه از اونجا کیشت بده ... حالا خودت انتخاب کن .
من که همیشه یه لایه سرباز جعلی جلوی سربازام دارم . می دونی ... اصلا تو موقعیت کیش نمی رم که بخوام مات بشم . همه چیز ... اینها از خاصیت های کلیله و دمنه و داستان سه ماهی هست . بهتر بگم اصلا شاهی در کار نیست و ... نویسنده داستان سه ماهی کلیله دمنه من چقدر از تو ممنونم .
هر چند اون کسی که باهات بد میشه اگر آدم اصیل و شریفی باشه هیچ وقت از رازهای دوران دوستی ات سو استفاده نمی کنه . این روش حمله مخصوص آدم های غیر اصیل ، پست ، دون و ذلیل و پست فطرت هست .

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 2:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اول از همه سلام می کنم به البرز ، حسن ، سینا ، رامین ، رضا ، علی ، مانیا ، آرش خان و تمام دوستایی که لطف می کردن و این چند وقت سر می زدن .
می دونید آدم وقتی می خواد یه کاری انجام بده احتیاج داره تا همیشه اصل حرکتش رو در وسط نگه داره و تا جایی که جا داره از کشیده شدن ماجرا به فرع و حاشیه جلوگیری کنه . من اینجا رو شروع کردم تا فکرهام رو توش بنویسم اما خوب یه سری آدم متوهم که واقعا نمی دونم این توهمات از کجای اون سرشون بیرون میاد دچار توهم شدن و با نظراتی که نخونده پاکشون می کنم مرتبا حرکتی که من به صورت شخصی برای خودم شروع کردم رو دارن به حاشیه می کشونن . این آدم های متوهم متاسفانه بدون استثنا همه دختر هستند و واقعا دیگه شورش رو در آوردند . اصلا علاقه ای ندارم بگم . روزی 20 تا نظر بی ربط و متوهمانه رو پاک می کنم و دیگه بسه .
به همین خاطر دیگه کلا نظرات بسته شد . ممنونم از این که درکم می کنید . البرز جان ناراحت نشو . من مستبد نیستم . تو دانشگاه هم انقدر نگو مستبد . مستبد .

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 2:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعد از تغییر اسم های زیاد دوباره همون اسم قدیمی رو گذاشتم چون آدم ها زود قضاوت می کنن . نوشتم کاملا شخصی تا اینکه بگم اینها نظرات شخصی هستند و واقعا کسی مجبور نیست بخوندشون و اگر خوند و نظر داد خوب لطف می کنه و محبت داره . اگر هم مخالفه خوب این نظر شخصی منه . قرار نیست حقیقت باشه .
تعداد نظراتی که تو روز پاک می کنم چند برابر نظراتی هست که می مونه ... به هر حال متاسفانه من برای کسی نمی نویسم که بخواد وجود نظرات یا عدم وجود نظرات روی نوشتن من تاثیر داشته باشه . کار خودم رو می کنم همونطوری که قبلا می کردم و خواهم کرد ان شا...
برای همه تون آرزوی موفقیت دارم . خوش باشید

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 1:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


خنده ام می گیره از خودم ... از اینکه نمی زارم چیز خوبی از دستم در بره ... منظورم از چیزهای خوب اون چیزهایی هست که باعث میشه فکر من بهتر بشه . نه بیشتر . این تعریف منه برای خودم و این هم فکر منه برای خودم . هر چیزی که بفهمم حتی اگر هاله اش رو هوا باشه اونقدر سریع و بی درنگ روی یه جایی . حتی کف دستم می نویسم که فرصت فرار پیدا نمی کنه ... دستگیرشون می کنم . روی هوا بهش دستبند می زنم .
در حد فهم خودم هر چیز به درد بخوری دور و برم می بینم و می فهمم رو سریع یادداشت می کنم و قبل از هرکس خودم بهش عمل می کنم . چند روز پیش یه جایی دیدم خدا گفته بود : آیا مردم را به نیکی امر می کنید در حالی که خودتان را فراموش کرده اید . جواب من اینه : نه . اول خودم بعدا مردم ... خودم ... مردم رو هم که نمی تونم مجبور کنم . دوست داشتن داشتن نداشتن نداشتن . من که نمی تونم کسی رو مجبور کنم .

این هم یه آهنگ مربوط به دستگیر کردن و دستبند بستن به فکرهای خوب از استاد Danny Elfman :

+ این ها فکرهای یکشنبه دوازدهم آبان 1387 9:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


برای یه دونه از پروژه هایی که باید در موردشون تحقیق کنم اومدم تو اینترنت و رسیدم به اینجا : Norfolk County
Agricultural High School - Norfolk Aggie خیلی جالبه ... اگر انگلیسی تون خوبه بخونید اهدافش رو نحوه پذیرش دانش آموزا رو ... خیلی خوبه . نه برای اینکه برید اونجا . برای اینکه ببینید تلویزیون ما و رسانه های ما چقدر راستگو هستند . می دونید این چیزایی که اینها نوشتن و این زحمتی که می کشن حتی توی یه کار عادی مثل یه دبیرستان تو حومه بوستون ... خوب می تونید مقایسه کنید با کارهای کم مایه ما ... بنده خدا تلویزیون ایران و رسانه هاش همه تو توهم هستند ...
امشب تا صبح مجبورم حدود 80 صفحه اطلاعات مربوط به این دبیرستان رو به عنوان یه نمونه برای آشنایی با یه مفهوم خاص ( مرحله 1 انجام کار - قبلا گفته شده و در پایان این مطلب لینکش رو گذاشتم ) بخونم و تا جمعه یه جوری ترجمه اش کنم . البته حدود 20 صفحه ام در مورد Vocational Education که البته فکر نکنم برسم . قبل ها هم در مورد Seismic Retrofit , Public Library , Book , Media و چند تا مطلب دیگه ترجمه کرده بودم ....

مطلب کمک کننده در مورد مراحل انجام کار : ما از پس هرکار جدید ممکنی برمیاییم ( مستقل از نوع کار ) چون .....

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 7:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


امشب یه دفعه حال خوندن پیدا کردم . بدون آمادگی قبلی ... همینطوری چشم هامو بستم و شروع کردم خوندن ... نخندید ... مشخصه که حرفه ای نیست و یه چیز آماتور هست . گذاشتم گوش کنید و نظرتون رو بگید . البرز چه جوریه صدام ؟
آوازی که خوندم زمانش 28 ثانیه هست و سایزش 439 کیلوبایت هست ، همینطوری خوندم ، کاملا فی البداهه ،  کاملا همینطوری خوندم ، همینطوریه همینطوری ،  اگر دوست داشتید صدای ترانه ای که خوندم رو گوش بدید می تونید از این لینک دانلود کنید :  Hamintori.mp3
ممنونم ، البته می دونم که آدم ها معمولا جوری هستن که هیچ کسی جز خودشون براشون مهم نیست ، این رو برای دوستام و کسایی که از نزدیک می شناسمشون گذاشتم . دوستایی مثل البرز ...

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 10:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


شب ها حدود ساعت 3 شب یه نسیم خنکی هست ، انقدر لطیفه ... انقدر لطیف که هر شب می تونم براش شعر بگم ... می خوره به صورت و گردن آدم ... آدم می خواد بال دربیاره پرواز کنه طرف ماه... نسیم ... تو خیلی لطیفی ... کی تو رو می فرسته ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 1:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |




نمی دونم  چرا آدم بزرگ ها وقتی بزرگ میشن اینطوری میشن
چیزای زیادی هست که تو چشم بیشتر بچه کوچولو ها هست و تو چشم خیلی از آدم بزرگ ها نیست اما چیزی که ما امروز می خواهیم در موردش حرف بزنیم حس کنجکاوی هست ...

اینکه از خودم مثال می زنم به خاطر خودخواهی نیست . فقط به خاطر اینه که تنها موجودی که فعلا به احساسات و فکرش دسترسی دارم خودم هستم .

می دونید وقتی یه بچه کوچولو یه چیز جدید رو می بینه کلی ذوق می کنه ... چرا ؟ چرا آدم بزرگ ها دیگه اینطوری نیستن ؟ چه اتفاقی براشون می افته ...

من وقتی متوجه یه موضوع جدید میشم برام خیلی جالبه و انگار کلی چیز جدید دارم ... می دونید مثلا اینکه درک کنم دو تا چیز با هم تناظر دارن و یا اینکه بدونم ریشه کلمه Ophtalmology لاتین نیست و یونانی هست خیلی بامزه است . نمی دونم چرا تو این موضوع من هیچوقت بزرگ نشدم . . . من هر چیز جدیدی که می فهمم انگار اتم رو شکافتم ... تازه بیشتر از اون ... هر چیز جدیدی که می فهمم کلی کیف می کنم . عین یه بچه کوچولو که هیچی نمی دونه و همه چیز براش جدیده ...

خیلی زیاد ( بیشتر آدمایی که دیدم ) وقتی یه چیز جدید رو می فهمن هیچ حسی درشون به وجود نمیاد . این برام خیلی عجیبه ... هیچ حسی به وجود نمیاد . واقعا عجیبه . مثل این می مونه که به یه گل آفتابگردون آفتاب بتابونی و اون اصلا جهتش عوض نشه . خیلی غریبه ... برای من ( به عنوان نمونه ) اینکه بفهمم چه طور یه ترازوی دیجیتال کار می کنه ( فقط به عنوان کنجکاوی ) خیلی جالب و لذت بخشه . اینکه بدونم چی شد ؟ چه طور شد و ... خیلی لذت بخشه بدون اینکه سودی برام داشته باشه اما وقتی به دوستام می گم مثلا شنیدی یا می دونی این چه طور هست سیستمش ... هیچ عکس العملی درشون نمی بینم . عجیبه این بی حسی .

این ها چیزهایی هست که در همه بچه ها وجود داره اما در آدم بزرگ ها بر اثر یه سری عوامل معمولا از بین میره ... یه حس ساده و خیلی اولیه هست به اسم کنجکاوی و لذت درک چیزهای ناشناخته و جدید ... همون حسی که بر مبنای اون پارک های علمی تو آ م ر ی کا برپا میشه

آدم بزرگا نمی دونم چه اتفاقی براتون افتاد این طوری شدید ... چه حسی رو در خودتون کشتید که اینطور شدید . اما من خوشبختانه از وقتی به دنیا اومدم یه لحظه هم این حس از کنارم نرفته و از این به بعد هم دیگه اجازه نمی دم بره . حس به این بامزگی ... لذت درک چیزهای ناشناخته ... اصلا مهم نیست چی ؟ فقط اینکه اون چیز جدید رو بفهمی ... یاسی جونم کجایی که بوست کنم ( یاسی خواهر زاده خوشگل 6 ساله منه ) ، من خیلی چیزا رو از اون یاد گرفتم .

آدم بزرگ ها کلی حال رو از دست می دید ... لذت کنجکاوی

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم مهر 1387 11:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


سرماخوردگی !  ... جاتون خالی نباشه ... سرما خوردم از اون ناجوراش ... سردرد ... تب و لرز ... گلو درد و گوش درد .. از نوع استروپتوکی ... دو تا آمپول و کلی دارو ... ۶۰  تا سوال باید تا چهارشنبه حل کنم که ... نمی دونم . هر چی تونستم حل می کنم ... نشد . همون اول ترمی مریضی زد زمین ما رو ... خواستم با انرژی شروع کنم مریضی انرژی رو گرفت . مثل اینکه زیاد نباید ادامه بدم . وقتتون رو گرفتم . از اینکه خوندید ممنونم . انقدر حالم گرفته است دارم از خونه خودم میرم خونه دوستم مجتبی یکم حال و هوام عوض بشه . بچه ها مواظب باشید سرما نخورید .

انقدر مریضم حتی حال ندارم حرف بزنم ... ولی خودمونیما .... این فقط یه دوستی صاف و بی غل و غش و دوست داشتن هست که می مونه ... این دوستا و دوستی نبود آدم چی کار می کرد ؟ هیچی نداشت .

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 7:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



این 4 ماهی که تا امتحانات مونده و بعد از اون چند ترمی ( حدود2 سالی ) که تا آزمون کارشناسی ارشد مونده رو می رم کار تو معدن . چیزی که مشخصه من واقعا نمی رم تو معدن ... ماجرا از این قراره که ...
همه چیز جور شده ... هم موانعی که در درونم بود برطرف شد ( تنبلی ، مشغله فکری و ... ، الان فکرم آزاده و خالی خالی ، مثل فکر یه بچه که خالیه خالیه و پر سواله و مثل خاک خشک همه بارون رو به خودش می گیره ، من اونقدر احساس نادونی کردم که الان واقعا خشکم و دوست دارم همه چیز رو یاد بگیرم )
هم موانعی که در محیط بود ، با یه دونه از دوستام یه دونه خونه گرفتیم ( این تلاش بعد از 2 تلاش منجر به شکست بالاخره به موفقیت منجر شد . ) اون هم فقط درس می خونه . اهل درس خوندن هست . اون هم مثل من به خاطر فراهم نبودن محیط خارجی بازده کارش پایین اومده بود ....
خوب از این به بعد ( البته حدود یه هفته ای هست که تو معدنیم ) دیگه من در واقع توی یه معدن هستم . کارهامون خیلی لذت بخشه ... این که کتاب های 500 صفحه ای مهندسی رو باز می کنیم و می بینیم چقدر چیز بلد نیستیم و از بیخ و بن شروع می کنیم خوندن و انقدر سر و کله می زنیم تا بالاخره بفهمیم . معادل انگلیسی تمام لغات رو با یک بار خوندن به ذهنمون می سپاریم . مشکلات رو از اساتید می پرسیم و خلاصه با کلی لذت فهمیدن این معدن ها رو می گردیم تا سنگ های قیمیتی اش رو جدا کنیم . معدنهای خوبیه هستن ... من فکر نکنم به این زودی ها ازشون خسته شیم . هیچ قسمتی از معدن رو بدون گشتن رها نمی کنیم .همه جاش رو می کنیم ... اگه قسمتی رو  خوب نتونیم بگردیم از استادامون می پرسیم ... دوره خوبیه کار تو این معدن ها ... مجبور شدم برای درک بهتر این معادن جدید به معادنی که قبلا نصفه و نیمه گشته بودم برگردم ... چون کلید بعضی از درهای این معدن ها تو قدیمی هاست ... خدا برکت بده ... چقدر طلا و ... اینجا هست .... انگار سالها گم شده بودن و الان یه دفعه ای همه شون پیدا شدن ... دیدن طلوع خورشید اینقدر برکت داد ... خدایا شکر ... به خاطر دیدن اون طلوع

+ این ها فکرهای شنبه بیستم مهر 1387 9:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


تشکر به خاطر همه چیز . ممنون

+ این ها فکرهای جمعه نوزدهم مهر 1387 7:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


در عمقی بی نهایت از نادانی غوطه ورم اما به اندازه جرعه ای از سم تنبلی و سستی نخواهم نوشید چون دیدم که تنبلی فقط مرا محروم می کند

و کرم های غرور را از سرم بیرون کردم . برای همیشه ... این کرم ها برایم حصاری بود که نمی گذاشت دورتر را دریابم

و چرخ های معیوب سرکشی را از خود دور ساختم که هرگاه بر آنها سوار شدم ... دیر و زود بر زمین خوردم ...

و خدا را شکر می کنم که عمق نادانی خود را دیدم ...

و به خاطر همه چیز ... از آنچه دارم و ندارم و می دانم و نمی دانم

+ این ها فکرهای جمعه نوزدهم مهر 1387 6:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


سلام به همه دوستاي خوبم

اول از همه از همه دوستانم ،‌رضا ،‌البرز ،‌مجتبي ،‌رامين ،‌شاهد ،‌پرند ، مانيا و ... همه كه به من لطف دارن تشكر مي كنم .

اين ترم واقعا درس هايي دارم كه نياز به وقت زياد و توجه خيلي زياد دارن . اين ۴ ماه يا در واقع سه ماه رو به جز ساعات خواب و ساعاتي كه در سر كلاسم عين ۲۴ ساعت رو بايد درس بخونم و وقتم رو صرف درس بكنم . درسها فوق العاده سنگينه و همه مرتبط به درس هاي گذشته كه بايد قبلي ها رو هم مرور بكنم . . . درس هاي گردن کلفتی هستند كه واقعا نياز به وقت گذاشتن دارن و دیگه وقت برای هیچ کار دیگه ای نمی مونه . به همين خاطر ديگه خيلي كم مي تونم اينجا بيام . واقعا ديگه موضوع جديه .

اما از اساتيد ... اساتيد اين ترم ما فوق العاده هستند . مخصوصا آزمايشگاه خاك ... اين استاد خارق العاده است . تازه فهميدم مهندسي يعني چي ....اين آدم داره به ما زندگي درست رو ياد ميده ... يه پروفسور كامله .. خیلی پره ... تازه دارم می فهمم واقعا تا حالا خیلی کم کاری کردم .

چيزايي كه اين چند وقت فهميدم :‌اين كه چقدر تو اين ۲۴ سال باد و غروري كه در سرم بود به من ضربه زد و من رو عقب انداخت ، اينكه فكر مي كردم براي خودم موجود خارق العاده اي هستم و حس شاگردي در وجودم نبود و مقاوم بودم نسبت به بعضي چيزها ،‌الان عزت نفس دارم اما واقعا ديگه مي بينم كه هيچي نمي دونم و هيچ چيزي نيستم و اگر اينطور باشم و باد تو سرم نباشه بيشتر ياد مي گيرم و بيشتر رشد مي كنم . غرور عین حماقته ... حماقتی که من این همه وقت دچارش بودم . دیگه این که هیچوقت تا وقتی زنده ام اجازه نمی دم تنبلی ام من رو از چیزی محروم کنه . طول کشید اما دیگه برای من مثل روز روشنه و عینا می بینم که چقدر تنبلی برای من ضرر داره ... نهایت حماقت منه که ببینم و به خودم ضرر بزنم . می بینم که تنبلی فقط منو محروم میکنه . من تنبلی و غرور رو کاملا کنار گذاشتم . الان کار . تمرین و شاگردی ....

دیگه اینکه فهمیدم تمرین . تمرین . تمرین . تمرین . تمرین . تمرین

نمی دونم . نمی دونم  . نمی دونم . می خونم . می خونم . می خونم . مشکل بر می خورم . مشکل بر می خورم .مشکل بر می خورم . یاد می گیرم . یاد می گیرم . یاد می گیرم . یاد می گیرم ....

همه چیز رو باید بر اساس یه سری اصول اولیه ساده و قابل تعمیم یاد بگیرم تا بتونم قدم به قدم جلو بیام . . . همه چیز رو یاد می گیرم نه برای نمره و .. برای اینکه دونستن خیلی خوبه و بهتر از ندونستنه ... مهم نیست که به درد می خوره یا نه .. اگه سوالی به ذهنم رسید و کسی بود که جواب بده ازش می پرسم .

و مهمتر از همه اینکه نمی دونم و می پرسم و یاد می گیرم ...

اتفاقای خوب زیادی افتاد که دیگه واقعا وقت نیست . فقط اینکه خیلی در گذشته کم کاری و تنبلی کردم که باید جبران کنم . ایشا... همه موفق باشید .

۴ ماه واقعا درس دارم و خیلی وقت کمه . موفق باشید .

به خاطر اينكه اين چند وقت نظرها بسته شده بود و ... خوب

+ این ها فکرهای پنجشنبه هجدهم مهر 1387 7:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |




بر بلند همتان درود

سلام به همگی
خوب . امیر برادر من هست . امروز روز ملی بتن هست . شانزده آذر و ... خوب تیمی که برادرم استاد راهنماش بود در بین تمام دانشگاه های ایران اول شد با بیشترین امتیاز در مجموع .
امروز روزی بود که بهشون حکم هاشون رو اعطا می کردند و خیلی دوست داشتم برم و پشتش رو گرم کنم . اما خوب باید یه جایی برم و در نهایت نشد .
اما خوب الان تو این 5 دقیقه تمام چیزی که می خواستم بگم رو می نویسم ، احساسی که دارم برای برادرم :

امیر ، من از اینکه می بینم تو تو ایران اول شدی خوشحالم ، این نشون میده برنامه های درستی داری . امیدوارم تو مسیر رشدی که در پیش گرفتی هیچ چیزی راضیت نکنه و همیشه به سمت چیز بهتر از اونی که هستی پیش بری . چون آدما به هر چیزی راضی بشن دیگه جلوتر از اون نمی رن و شاید از بیشتر از اون محروم بشن . نتوسنتم پیشت بیام اما احساس ستایشی که نسبت به نتیجه کارهات دارم رو برات می نویسم .مهم همتی هست که تو داری . ارزش آدم ها به همت هاشون هست . روزهای بهتری با فکرهای بهتری برات آرزو دارم . امیر موفق باشی


این رو هم بگم برادرم میگه با این رکوردی که زدن می تونن خیلی راحت تو مسابقات جهانی هم رتبه بیارن ولی خوب به لطف کارهای بعضی آدم های خوشمزه امکانش نیست ایران شرکت کنه ...
برادرم امیر استاد دانشگاه رشته عمران و .... کلی تقدیرنامه و ... البته برای من فقط برادرمه .

 اگر دوست داشتید توی این پست می تونید نظر بدید ، قابلیت درج نظر بر خلاف تمام مطالب قبلی توی این پست فعال هست ، نظرتون مربوط به هر موضوعی که قبلا گفته شد و البته این پست
موفق باشید
 

+ این ها فکرهای سه شنبه شانزدهم مهر 1387 3:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


دیگه اینجا پست نمی دم . سرویس بلاگفا واقعا ضعیفه . برای دادن یه پست دو خطی باید صبر کنی تا error های طولانی اش برطرف بشه . آدم که وقت عزیزش رو اینطوری تلف نمی کنه  . بعد از اینکه از حدود این 840 پست آرشیو گرفتم یه سایت می زنم و از این به بعد اونجا فکر می کنم . سایتم رو به یه شرکت معتبر سفارش میدم. یه جایی که بتونه تضمین کنه 24 ساعت در 7 روز هفته سرویس داشته باشه
تو ایران همه پول می گیرن اما کو جوابگویی و کار با کیفیت و حرفه ای ، واقعا خجالت آوره ... همه از زیر کار در می رن . دوستایی که سر می زدن و مطالب رو می خوندن . این آخرین پست منه ( البته پست بعدی استثنائا زده شد ، چون اهمیت خاصی داشت )  . بقیه مطالبم رو توی گوشیم و لپ تاپ و ... می نویسم . ان شا.. سایتم رو که زدم همه چیز های خوب ادامه داره . کلی چیز هست که باید یاد بگیریم . راه درازه ولی ما هیچ وقت خسته نمی شیم چون ما بزرگیم و در حال رشدیم و جای محکمی ایستادیم .
فکر کنم حدود 500 تومن برای داشتن یه سایت خوب و حرفه ای باید خرج کنم ... سر موقع وقتی سرم خلوت شد و یه شرکت معتبر  و درست حسابی پیدا کردم می دم کد هاش رو بنویسه . 
نمی دونید چقدر راحت شدم ، از دست این نظرات تبلیغات مزخرفی که اینجا می زاشتن و ... از این سرویس کندی که اینجا داشت . 
باید از اول این کارو می کردم . آدم باید به چیزی که براش پرداخت می کنه اعتماد کنه چون اون موقع دهنش بازه ... بله به هر حال این سایت رسما تا چند ماه دیگه تعطیل شد ... خوش باشید همگی . 
البته من حدود 1000 تا پست دیگه داشتم که تو گوشیم نوشته بودم که وقت نوشتنش نیست . بتازیم به آینده ... تا از نقص هایمان کم کنیم .

این رو از من داشته باشید : هر چیزی که برات مهم شد همونجا وای میستی و دیگه رشد نمی کنی و جلوتر نمی ری . چیزی برات مهم نشه .


این رو هم یادم رفت بگم ، زندگی تو این دنیا مثل یه بستنی می مونه ، قبل از این که آب بشه بخورش و طعم واقعی اش رو بفهم . این بستنی به جای اینکه آب بشه نیست میشه . فرصتمون تموم میشه . قبل از آب شدن باید یه چیزای خوشمزه ای رو مزه کنیم . چیزایی که باعث لذت ما میشه . ما یه بستنی بیشتر نداریم . این بستنی تمام سرمایه اولیه ماست . زندگی هیچوقت برای ما صبر نمی کنه تا یادش بگیریم . تو فرصتی که داریم قبل از آب شدن بستنی مون باید مزه اش رو بچشیم .

آدم هایی که دوست دارم : کسایی که خودشون هستن ؛ کسایی که کارهای بزرگ می کنن و همت های بزرگ دارن ، کسایی که متواضع هستن و هیچ وقت خودشون رو نمی گیرن ، کسایی که کارای الکی نمی کنن

دنیا ، من به تو می خندم ، قهقهه می زنم برات ، چون می چشمت اما بهت دل نمی بندم ، تا ته می خورمت اما نه اونجوری که همه می خورن ، نوش جونت می کنم بدون اینکه کثیفیت منو بگیره

یه سری مفهوم ها هستن که تو تاریخ تو یه زمان های خاصی تکرار میشن ، شکفتن ، بی پروایی ، بی قیمتی ، بزرگی و ...

+ این ها فکرهای دوشنبه پانزدهم مهر 1387 6:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



امشب فیلم Arsenic and Old Lace محصول 1944 اثر Frank Capra و برادران وارنر از شبکه 4 برنامه سینما اقتباس پخش شد ، فیلم خیلی بامزه ای بود . فردا ساعت 3:45 تکرارش رو میده ( البته طبق اون چیزی که تلویزیون گفته ، خودشون می دونن ) . 
دو تا بازیگر خوب قدیمی هم توش بازی می کنن . کری گرانت و پیتر لر ، Cary Grant و Peter Lorre ، از پیتر لر قبلا هم تو تلویزیون ایران فیلم پخش شده ، همون فیلم شاهین مالت با همفری بوگارت . کری گرانت یکی از خوش استیل ترین بدن ها رو تو تاریخ سینما داره . این فیلم رتبه 240 بهترین فیلم هالیوود رو داره .

+ این ها فکرهای یکشنبه چهاردهم مهر 1387 11:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



سلام
شاید خیلی ها وقتی با تو حرف می زنن ازت چیزای زیادی بخوان
من هم قبلا خواستم
اما فکر کردم و دیدم تا کی ، برای چی ، چرا انقدر حساب و کتاب و حاشیه
تا کی باید تنگ باشم
خدایا
من دیگه همه چیز رو رها کردم
بهشت قشنگه ، جهنم عذاب آور و ترسناکه
اما قلب من از هر دوی اونها بزرگتره
اونها چیزی نیستن که در حد من باشن
تو خوشگلی و بامزه ای
تو خواستنی هستی
قشنگی
من برام مهم نیست با من چی کار می کنی
برم جهنم
برم بهشت
اصلا نیست و نابودم کن
روزی هزار بار مار نیشم بزنه
اما با تو دوست باشم
ازت چیزی نمی خوام
فقط اینکه خوشگلی و دوستت دارم
کاش با هم دوست بشیم و من دوستت باشم
دوستی چیزی هست که حساب و کتاب نداره
بی غل و غش ترین چیزی که هست
همه چیز جلوی دوستی غل و غش داره
میخوام همه حساب و کتابا رو کنار بزارم
فقط دوستی با یه زیبایی ابدی
یه زیبایی دلپذیر که کم نمیشه ، کیفیتش ثابته، اصل هست ، خود جنس هست
اما من هنوز شکننده و لغزنده ام
دوست بودن و ظرافت نگه داشتن دوستی رو به من یاد بده
دستمو بگیر تا لذت دوستیت رو بچشم
راه ها رو برام باز کن
من دیگه چیزی برام مهم نیست ، هیچ چیز
فقط درست زندگی می کنم ، به خاطر اینکه  این کار درسته
و من کار درست رو انجام میدم
من در شان یه انسان زندگی می کنم

+ این ها فکرهای شنبه سیزدهم مهر 1387 3:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


امیر بهت تبریک می گم ، یه بار دیگه نشون دادی که برنامه هات حرف ندارن ، تیم بتون برادرم تو مسابقات کشوری ای که در ... برگزار شد در بخش بتن سبک در بین تمام دانشگاه های شرکت کننده اول شد ، دو تا مقام دومی هم آوردن تو دو تا شاخه دیگه . امیر استاد دانشگاه رشته عمران هست و تو مسابقات بتن تیمهاش همیشه مقام میارن . خوشحال میشم موفقی .

+ این ها فکرهای جمعه دوازدهم مهر 1387 10:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


این درسا خانوم تو سریال عطاران ( ماه رمضون 87 - بزنگاه ) چقدر خوشگل بود ...  راستی از این به بعد دیگه قسمت نظر دادن حذف شد . اینطوری بهتره . همه راحتتر هستن . بیشتر از همه خودم . 

+ این ها فکرهای چهارشنبه دهم مهر 1387 10:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



راستش رو بگم من خیلی صدای تینا آرینا ( Tina Arena ) رو دوست دارم . صداش یه زنگ خاصی داره ... یه چیز قشنگی تو صداش داره ... از اینترنت تمام اجراهاش و کنسرتایی که اجرا کرده و خلاصه هر چی فایل تصویری داشت رو گرفتم . با کیفیت عالی و وضوح بالا .
بگذریم . یه دونه از آهنگ هاش که مال بچگی هاش بود رو دیدم . تا حالا بچگی اش رو ندیده بودم . یهو عکس بچگی هاش و گروهی که توش می خونده و ... عکس های سیاه سفیدش و وقتی بچه بود ... اون عکس ها رو دیدم و الانش رو هم که قبلا دیده بودم . پوستش الان چروک شده ... یه نگاه به اون عکس های سیاه سفید بچگی هاش انداختم و یه نگاه به فیلم های الانش ... راستش یه جوری شدم .
ببینید ... 20 سال دیگه ما هم مثل اون می شیم  ، قبل از اینکه بچگی هاش رو ببینم برای من اینقدر پیر شدنش عجیب نبود ، می گفتم همه پیر میشن اما اون عکس ها رو دیدم یهو فهمیدم چقدر ..... زود می گذره . عین یه چشم رو هم گذاشتن .  نمی دونم چی بگم . البته و صد البته اینا هیچ کدوم دلیلی برای تنبلی نمیشه ... اما خوب به نظرم باید حواسم بیشتر جمع باشه . یه نگاهی به 20 سال بعدم هم بکنم . نمی دونم . زوده که بخوام درموردش حرف بزنم . از این که وقت گذاشتین و خوندین ممنونم .
اگر دوست داشتید یه تیکه از صدای تینا آرینا رو گوش کنید می تونید به پست زیر برید ، صداش رو اونجا می تونید به صورت آنلاین گوش بدید :

+ این ها فکرهای یکشنبه هفتم مهر 1387 1:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



خوب سلام

امروز پل نیومن در سن 83 سالگی فوت کرد . هنرپیشه خوبی بود . آدم خوبی هم بود . یه زن بیشتر نداشت ( کاری که تو هنرپیشه های دست اولی مثل اون کمتر دیده می شه ) و بعد از اینکه پسرش تو جوونی مرد یه بنیاد خیریه به اسم پسرش زد . آدمی بود که برای خودش و هم صنفاش و کلا آدم ها مفید بود . وقتی به دنیا اومده بود اونقدر خوشگل بود که دور و بری هاش می گفتند زیباییش برای یه پسر زیاده و ...

+ این ها فکرهای شنبه ششم مهر 1387 7:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


بالاخره بعد از حدود سی روز یه دونه از پروژه های سنگینی که گرفته بودم تموم شد . حدود 1490 صفحه رو چلوندم و در نهایت شد 304 صفحه ... خسته خسته با چشم های خونی از کم خوابی ... یه روز فکر کنم بخوابم . به همین خاطر بود که این چند وقت خیلی بیدار بودم و زیاد پست می دادم . کارم با کامپیوتر بود و به خاطر ADSL خوب هر موقع خسته می شدم و چیزی برای نوشتن داشتم می نوشتم .
دیگه با اجازه همه دوستان برای یه مدت طولانی نیستم . بالاخره از یه جایی باید شروع کنم . از الان دیگه برای ارشد می خونم تا رتبه خوب بیاد کنارم . راستی شاهد ( یه دونه از دوستام ) تو همین پست یه قرار بزار تا صحبت کنیم . من تا یکشنبه هفته بعد سرم خلوته .
بچه ها این هم سایت یکی از بچه های باهوش ایرانی هست که من همیشه بهش غبطه می خورم :
این وبلاگش هست : my weblog (دور از وطن )
و این هم وبسایتش : bateni.ir 
اون الان تو دانشگاه پرینستون هست و دیگه آخرای کارشه ... 


+ این ها فکرهای پنجشنبه چهارم مهر 1387 10:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


کاش محبوب و دوست داشتنی تو می بودم . . .
صدایت را شنیدم

+ این ها فکرهای پنجشنبه چهارم مهر 1387 5:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


دستت درد نکنه به خاطر همه چیز

+ این ها فکرهای پنجشنبه چهارم مهر 1387 3:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


و چه می شد اگر
دستانم را می گرفتی و همه چیزهایی که لازم داشتم نشانم می دادی ؟
به چشمانم گونه ای دیدن می آموختی که درست ببیند
و هر آنچه را در آنجا که دیدنیست ببینید
و آنچه را که باید دید
گوش هایم شنواترین گوش ها شود
فکرم درک کند آنچه را باید درک کند
قلبم گرم شود و از سردی و قصاوت در آید
می دانم که هم اکنون شایسته این لطف های تو نیستم
اما
آری
شنیدم سخنت را
تو به من گفتی :
چرا به تو ندهم ؟
تو خود از من دور می شوی . بارها خواستم آنها را به تو بدهم
حتی بعضی اوقات دادم
اما تو خودت با کارهایت آنها را از خود دور می کنی
بیشتر مواظب خودت باش
و نگذار چیزی تو را از خودت بدزدد
اگر به سوی من بیایی
همه چیز را خواهی دید آنطور که هست
خواهی شنید آنگونه که هست
و خواهی فهمید آنگونه که باید فهمیده شود


مطالب مرتبط : 

+ این ها فکرهای پنجشنبه چهارم مهر 1387 2:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer