
خدایا
وقتی تو با ماییم چی کم داریم ؟
وقتی نیستی چی داریم؟
اگر کاری رو کردم که دلتو شکست
منو بنداز تو جهنم
ولی ناراحت نشو
معذرت می خوام
معذرت می خوام
به خودت قسم نمی خواستم دلتو بشکونم
نمی خواستم
معذرت
می دونی
من می دونم
می دونم دل چیه
اگه نمک نشناسی کردم
اگه بی وفایی کردم
هر کاری خواستی باهام بکن
اما منو از لیست کسایی که روشون حساب می کنی حذف نکن
من که بدون تو هیچی نیستم
نفس منی و از نفس هم عزیزتر
بهشت و جهنم و هر چی هست و نیست
هر چی که قراره بهم بدی
همه رو نمی خوام
خودم رو می زارم کف دستم
همش برای تو
معذرت می خوام
معذرت می خوام
ازم دلگیر نشو
ازم دلگیر نشو
هرجایی دلت می خواد منو بنداز
توی ته جهنم
اما ازم دلگیر نباش
معذرت
به خودت ببخش
آدما اینا از خیلی از دنیاها بزرگتر بود
یه احساسایی بود
که فرشته ها داشتن ...
کوچیکشون کردم آوردم روی کاغذ
+
این ها فکرهای یکشنبه دهم آذر 1387 6:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا
من اگه خوب باشم تو پیشم می مونی
اگه بد بشم ازت دورم می کنی و یا بهتر بگم نمی تونم توی قشنگ رو کنار خودم داشته باشم
اونجا دیگه تو فکرم نیستی
نمی دونم چی میشه
یه دفعه انگار دیگه کنارم نیستی
من ازت دور میشم
تو دریغی نداری
انقدر بد میشم که تابم نمیاری
من خوب نیستم
بدم
ولی یه کاری کن بتونم همیشه نگهت دارم کنار خودم
+
این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 6:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و می بینی
من هرگز چیزی که بودم رو فراموش نمی کنم
تو هم نزار فراموش کنم
اینکه هیچ چیز نبودم
غرق بودم تو تاریکی ها و ناراحتی
تو منو کشیدی بیرون به روشنایی ها و راحتی ها
و الان دیگه به هیچ چیزی محدود نیستم
انقدر بزرگم کردی که هر وصفی وجود من رو گوچیک می کنه
وجودی بدون کرانه و گوشه
فعلا و قبل از مرگ تو بهشتی زندگی می کنم که وسعتش به اندازه آسمون ها و زمین هست
می بینم که بعضی ها تو جهنم هستن
من هیچی نبودم و هیچی نیستم
فقط لطف تو هست
که اگر یه لحظه بری من هیچی نیستم
فقط لطف تو هست هر چی هست
و تو چقدر خوبی و اهل مراعاتی
ای ناز این مرامت
که مراعات میکنی
سستی ما رو
و تربیتمون می کنی آروم و آروم
مرامت رو هزار هزار بار درود
ای ناز این مرامت
+
این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونم بدم ... تو برام خوب باش
می دونم بدم ... تو برام خوب باش
خوب می شم به تو قسم
به خودت قسم خوب می شم
دستمو ول نکنیا ... باشه ؟
+
این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و آنان در پی چیزی دیگر بودند ... در پی بهشت ... و شاید به آن برسند نه به تو ...
و می دانی اگر تو ، تو نبودی شاید خیلی ها به تو نمی رسیدند
تو بامرام ترین بامرام ها هستی ، های
+
این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 3:3 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از بهشت تو گذشتم
و از جهنمت نترسیدم
وجودم از بهشت بزرگتر بود
و از جهنم شجاع تر
و اکنون تو مرا سیراب کردی
و تو چه گوارایی
و من همیشه یتیم زمختی هستم که به تو نیازمندم
+
این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 3:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
منو به خاطر همه اشتباهام ببخش ... نمی خوام بی مرام باشم ، جز تو که کسی قشنگ نیست
+
این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
زندگی بازی هایی داشت ... ما بزرگترین بازیش رو انتخاب کردیم . همون قولی که داده بودیم
بزرگترین بازیش رو
و بردیم
عشق رو
و عشق انقدر قشنگ هست
که دیگه برنمی گردیم
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 9:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا
مرا راه دادی به باغ خود
و بگذار بمانم
بگذار
بگذار تا ابد در باغت بازی کنم
که دوری تو سخت است
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 4:35 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو را شیرین مرا فرهاد کردند ای دل
فقیر و بی نوا و بی دلم من
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 2:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چرا هر جایی میری پیدات می کنم
هر لباسی می پوشی می بینمت
چرا هر عطری می زنی بوت قشنگه
چرا
چرا
تو بگو
چرا ؟
هر چیزی که تو باشی انگار سینه ام براش پر می کشه
دوستت دارم
می دونم اینا قصه های منه برای حرف زدن با تو
تو از هر وصفی منزهی
اما
می دونی
هر جا هستی انگار هزار ساله می خواستمشو دوستش داشتم
از چشم های عارفه بگیر تا معصومیت یاسی
دلسوزی اوحدی
غیرت بابام مهربونی مامانم
هزار هزار تا چیز کوچولو و بزرگ و انحناهای ریز و درشت که می فهمم و نمی فهمم
اما همه شون رو دوست دارم
چون تو هستی توش
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 2:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و چقدر تو را در خود دوست می دارم ...
یا بهتر بگویم گذرم به تو را ....
یا شاید باز هم بهتر بگویم فراموش نکردن تو را...
یا شاید بهتر بگویم لطف تو را
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 0:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
لطف می کنید من رو به خودتون نزدیک تر کنید
مخصوصا دبی فهم رو برام زیاد می کنید خواهشا ؟
+
این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 3:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و من متوجهم که شما دارید هی بیشتر به من می فهمونید
می فهمما
خیلی خوب
و از شما متشکرم
شما خیلی لطف داریدا
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 8:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نزار دستتو ول کنما ... باشه؟
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 2:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو چقدر چیز زیادی به من دادی
تو بهترین چیزی که یه آدم می تونه داشته باشه رو به من دادی
البته من حریم رو می فهمم
من قدر تو رو می دونم
اما می دونی
هیچوقت نمی تونم و نمی دونم چطور ازت به خاطر این تشکر کنم
هیچوقت نمی تونم تشکر کنم
چه چیزی قدر توئه
کدوم تشکر
فقط خنده منه
که شاید نشون بده چقدر ...
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 12:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره

ما دنبال چیزی نیستیم . خیلی ها فکر می کنن ما دنبال چیزی هستیم که انقدر ورجه وورجه می کنیم و یه لحظه ساکن نمی مونیم . می دونید ما هیچ چیزی کم نداریم که بخواهیم دنبالش باشیم . چیزی رو از دست ندادیم و نخواهیم داد که بخواهیم پسش بگیریم . یه دنیایی رو در نظر بگیر که امن امن و راحت راحت باشه ، بدون نگرانی و ... ما تو اون زندگی می کنیم . همه چیزمون از یه جا تامین میشه ... که اون ما رو بیشتر از خودمون دوست داره و ... هیچ ترس ، ناراحتی ، نقصان ، کمبود و ... نداریم ... همه چیز تا ته پره .
ما که انقدر ورجه وورجه می کنیم به خاطر اینه که اگر یه چیز خوبی داشته باشیم دوست داریم همه داشته باشن . مثل یه لیوان آب که اگه یه طرفش آب باشه زود میره اون طرف تا همه جای آب مثل هم بشه . می دونی جاذبه می خواد تعادل و عدل رو اجرا کنه .
هر موقع دیدی که آب توی یه لیوان جوری وایستاد که یه طرفش رفت بالا و یه طرفش اومد پایین ( کج وایستاد ) در
حالت عادی اون موقع ما رو هم جور دیگه می بینی ...
ما فقط مثل طبیعت حرف پادشاه رو گوش می کنیم ... اونی که باید بفهمه می فهمه
+
این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 10:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من چه انتخاب درستی دارم غیر از تو ؟
واقعا هیچی
+
این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 10:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی
من کوچیک تو هستم
همه چیز دروغه
من فقط کوچیک تو هستم
می خوام دور و برت باشم
شده حتی اگه بتونم فقط نگاهت کنم
می دونی فقط دور و برت باشم
+
این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 10:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره