|
به موقع وارد میشیم به موقع خارج + این ها فکرهای یکشنبه دهم خرداد 1388 2:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از آدمایی که مثل موشای ترسو هستن بدم میاد میان یه کاری می کنن یه جایی یه کرمی می ریزن بعد هیچ نشونی از خودشون نمی زارن کوچولو بی نشون کرمو حتی انقدر بزرگ نیستن که یه نشونی از خودشون بزارن بی اسم ، بی نشون ترسو من اگه یه وزغ زگیل دار باشم شرم نمی کنم از ابراز خودم خودمو نشون می دم چون حداقل خودمم + این ها فکرهای شنبه دهم اسفند 1387 7:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من آدم های مهربونو دوست دارم خیلی دوست دارم از مارمولک ها بدم میاد ، اونقدر که از جایی که فکرشو نمی کنن یه حال اساسی بهشون میدم که فکر نکنن همچین خبریه می برمشون تا آخر راه به امید اون چیزی که دارن براش زیر آبی میرن و آخر مسیر یه دیوار بتنی با ضخامت نامحدود جلوی راهشون می زارم می خورن به هیچی ؛ و سرمایه شون که به باد رفت فرصتشون تموم شد باهام بازی نکنی ها نصفت می کنما + این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 10:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من یه خواهر زاده کوچولوی ناز معصوم دارم هنوز مدرسه نمیره دوستش دارم خیلی زیاد معصوم و پاکه مثل خودم با هم بازی می کنیم بهترین بازی های دنیا تو دل جفتمون هیچ چیزی نیست هیچ باری نداریم هیچ باری با هم شوخی می کنیم همه چی به هم می گیم مثل دو تا چشمه که آبشون در نهایت شفافیته و می ریزن تو هم و تو نمی تونی از هم تشخیصشون بدی وقتی با همن اگر روح هامونو ببینی برای هم دیگه هیچ لباسی نداریم از بیشتر آدم بزرگ ها بدم میاد انگار مرده ان به جون خودم لباس دارن روح هاشون لباس های رنگ و وارنگ به جز خودشون کیو دارن اذیت می کنن کاش خود بی مزه شون رو می دیدن من و خواهر زاده ام همیشه به آدم بزرگ ها می خندیم و می گیم نگاهشون کن دارن نوکری کیو می کنن ماییم که داریم از دنیا سواری می گیریم اونا نوکرن می خندیم دوتایی بهشون ساده ترین راه صداقته برای گفتن چیزهایی که تو دلته من بهت گفتم + این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 10:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دسته ما واقعی ترین دسته آدم هاست چون خودمونیم و تو خودمون بودنمون هم عالی هستیم به هیچ چیزی وانمود نمی کنیم شبیه هیچ کسی نیستیم اصیل اصیل و دوست داشتنی و ... + این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 10:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببین رفیق من یه واقع گرای کاملم اگر یه آهن تیز اندازه یه ماشین روی هوا بچرخه و از راه دور ببینم داره میاد طرفم براش برنامه ریزی می کنم تا نیاد یا اگه بره سمت دوستم می رم طرفش تا نجاتش بدم و بهش خبر بدم اما اگر همچین آهنی نباشه چرا باید براش برنامه ریزی کنم ؟ تو به من بگو چرا ؟ مگه من احمق هستم اگر هم برنامه ریزی نکنم و ببینم که داره می خوره به من و هیچ کاری نکنم باز هم احمق هستم من با واقعیت ها زندگی می کنم اگر واقعیت 100 تا خونه داشته باشه من روی هر 100 تاش کار می کنم تا بشناسمشون و براشون برنامه ریزی می کنم اگر حتی یک خونه رو نادیده بگیرم به اندازه اهمیت اون خونه از واقعیت دور شدم اون یه خونه می تونه جایی باشه که واقعیت به من غلبه کنه و اگر من براش برنامه ریزی کنم منم که بهش غلبه می کنم دوست داری گوش کن دوست نداری گوش نکن می بینی وقتی بهت غلبه کرد که تو بازی نیستی برام اصلا مهم نیست باور می کنی یا نمی کنی چون کسی منتظر تایید تو نیست آدم های احمق رو دیدی یه سیل داره میاد طرفشون بعد بهشون میگی سیل داره میاد میگن من از سیل خوشم نمیاد ، علاقه ای به سیل ندارم دوست من داره میاد در مجموع اینکه به اون کسایی که عین موش های کوچولوی ترسوی بزدل پشت من حرف هایی می زنن میگم بیایید بیرون و حرف هاتون رو جلوی من بگید ، چرا می ترسید و کوچولویید بگید ، اگر درست باشه که می پذیرم و ازتون تشکر می کنم اما اگر بی ربط باشه یه چک محکم می خوابونم تو صورتتون چون خیلی حرف بی ربط می زنید هر چند می بینم فقط دارید به خودتون بد می کنید قبلا زددتون ، زدن منو نمی خواهید + این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 9:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حدود چند دهه بعد یه دانشگاه تاسیس می کنم دانشگاهی که شروعه سرعت رشدش خیلی زیاد میشه بالاخره بعد از چند قرن بچه کشیش هاروارد سرشو بر می گردونه اینطرف نردبون پله داره اراده خدا تاریخ رو جلو می بره من دنبال چیزایی نیستم که ندارم یه برگ گذاشتم برای شما حالا شما بازی کنید + این ها فکرهای یکشنبه چهارم اسفند 1387 3:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به من بگو به چی مغرور باشم یا به خاطر چی مفرح باشم وقتی هر چیزی و بیشتر از هر چیزی رو دارم وقتی به یه چیزی مغرور می شی که قبلا نداشتیش یا داشتن یه چیزی بهت حالت مفرح میده که نداشته باشیش من شاد میشم به خاطر اینکه یکی دیگه حالش خوب بشه یا ببینم دل تنگش شاد شده + این ها فکرهای پنجشنبه یکم اسفند 1387 9:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من در مورد چیزایی که وجود ندارن صحبت نمی کنم + این ها فکرهای جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 5:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از هر گوشه زندگی ما می تونی هزار تا فیلم و افسانه بسازی نگاهمون می کنی انگار همه مون یکی هستیم یک نفریم اما انگار هزار هزار اسم داریم بهمون نزدیک که می شی ازمون یه اسم می بینی و انگار 999 اسم پشتش قایمه یکی رو می بینی و پشتش باز هم هست راست باهات بازی می کنیم اما راهی برای سو استفاده باز نگذاشتیم نرمیم نرم تر از ابریشم سختیم سخت تر از هر چیزی وجودمون شریف قلب هامون محکم هیچ چیزی در قلبمون ترس نمیاره ما رو ضعیف نمی بینی و .... مثل گلهایی که خار دارن برای بستن شکستن حریم هاشون و ما همه چیزی نیستیم جز بنده خدا صبر کن میرسیم + این ها فکرهای چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 4:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دست گرم من روی شونه همه شرافتمندای تاریخ در همه دوران ها از آدم تا آخرین که دوستشون دارم + این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 1:23 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من از کنار بازی می کنم باختی در کار هست ؟ + این ها فکرهای شنبه دوازدهم بهمن 1387 8:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و ما به صورتی معنی دار و زیبا در حاشیه تو حرکت می کنیم و نمی بینی ما رو که نزدیک بشیم مثل یه سایه کناریم اما از هر چیز واضحی تاثیر گذارتر کم و عامل + این ها فکرهای پنجشنبه دهم بهمن 1387 10:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من یه دروغ کوچولو هم نمی گم ، حتی یه کوچولوی کوچولو + این ها فکرهای چهارشنبه نهم بهمن 1387 11:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
گذشته رو کاری ندارم بزار بهت بگم چطوره زندگی ما بیا صداهای توی ذهنمون رو بشنو یا حرف هایی که می زنیم تو خفا با هم دیگه کارهایی که بیرون جلوی چشم مردم می کنیم و کارهایی که تو پنهانی انجام می دیم ببین از الان به بعد هیچ شرمی ندارم که فیلم تمام زندگی ام رو ببینی اون جاهایی که همه می بینن یا اونجاهایی که تنهام تنهای تنها تو هر حالتی ، حتی فکرم رو هم پخش کنن هیچ چیز شرم آوری توش نیست من پایین خودم نیستم اینطوره زندگی من یعنی انقدر یه دستم که حتی بخوای می تونی فکرهام رو گوش کنی هیچ بیم و هراسی ندارم از اینکه چیزی لو بره و ... چیزی جز لطف خدا نیست کمبودی ندارم و ترکی در وجودم ندارم که بخوام با توجه شما پینه بزنم پس بدون که حالم بهم می خوره برای کسی نقش بازی کنم ، چه برسه بخوام با حرفام توجهش رو جلب کنم + این ها فکرهای سه شنبه هشتم بهمن 1387 2:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
با قبل از این کاری ندارم اما من هرگز دروغ نمی گم هرگز این به محکمی وجودمه + این ها فکرهای سه شنبه هشتم بهمن 1387 1:52 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یادتونه می گفتم آدم های بی قیمت رو دوست دارم یادتونه می گفتم مناعت طبع رو خیلی دوست دارم من الان جایی هستم که اگر بهشت رو و بیشتر از اون رو بزاری جلوم ... می بینی که نگاهش می کنم ، می خندم و می رم ، سرم رو بر می گردونم همونطور که سرم رو از بقیه می گردونم می دونی شاید دوست داشتنی باشه ، اما وقتی قیمتت میشه یه چیزی اونجا تموم میشی ، اونجا فروخته میشی ، نمی دونم چرا اما وقتی قیمت داری تموم میشی من دیگه قیمت ندارم ، اصلا نه ، من قیمت ندارم ، فروخته نمی شم ، حتی به بهشت اما شاید خودم رو بفروشم تا یه دل گرفته شاد بشه ، من این جنس رو خیلی دوست دارم ببین خواهش می کنم عجول نباش و کاری رو نکن که نمی فهمی ، باشه + این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 10:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حاضرم روی دو تا پام بمیرم تا زیر بار منت برم یا سرم رو خم کنم برای چیزی می دونی اینی که تو از من می بینی من نیستم اون مترسکیه که من دارم تکونش می دم من خیلی بزرگتر از این مترسکم کاش منو می دیدی + این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انگار دارم بیشتر از هر آدمی زندگی می کنم + این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 1:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی حرف می زنی من خودتو می بینم خود خودتو نه حرف هاتو نه کارهاتو خودتو یه موقع فکر نکنی ... + این ها فکرهای دوشنبه شانزدهم دی 1387 3:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من همیشه از اون شاگردام که خیلی خیلی خنگ به نظر می رسن وقتی داری بهشون درس می دی نگاه می کنن به تخته اگر درسی که می دی منطقش رو بهم نگی انگار داری عذابم می دی ( من که عذاب شدنی نیستم ولی ... ) شاید یه مطلب کوچولو که همه ساده قبول می کنن برای من بشه دغدغه یه ترم اما می دونی من سردرد دونستن دارم و اونا ندارن فردا روزی اگر بیاد و من زنده باشم منم که می تونم بهت تضمین بدم از کارم چون من می فهمم دارم چی کار می کنم هیچ چیزی رو ساده قبول نکردم هیچ چیزی رو جز اون چیزای خیلی کمی که بدیهی و عینی بودن + این ها فکرهای چهارشنبه یازدهم دی 1387 0:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر بخوای وجودمون رو کوچیک کنی و بخشی اش رو بگی از اون آدم خوب هایی هستیم که تو قصه ها و کارتون ها و فیلم ها می بینی نوسانی در ما نیست ما یه نوسانگیر داریم که ما رو نگه می داره + این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 2:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کاش یک چشم اضافی داشتم که از بیرون من رو می دید تا می تونستم بهتر خودم رو به ایده آلم نزدیک کنم . بیرون خودم ...چه چیزی میشد . دوست داشتم اون چشم فقط عیب هام رو متوجه می شد تا زودتر رفعشون کنم . من گفته بودم که ... دارم تو زمین اسم هام رو پس می گیرم . آخه می دونی . وقتی اسم هام رو دزدید . عیب هام معلوم شد . + این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 3:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
قلب من برای زنده بودن به حکمت نیاز دارد بیش از هر چیز دیگری خدایا یک روز مرا بی حکمت مگذار که آن روز ترس مردن دارم + این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 1:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بعد از سالها تلاش و لطف خدا بالاخره دچار این سردرد لوکس و عالی شدم من سرم برای فهمیدن درد می کنه ، تمام روز هزاران سوال به ذهنم می رسه که جواب هاش هم زود میاد، میدونی این سردرد خارق العاده جوری هست که انگار تمام روز 100 درصد تمرکز روی خود مفهوم هست . سوالی بدون جواب نمی مونه . تمام سوال ها برام جالب هستن . توی کشف چند تا اسم هست ، راشد ، علیم ، فهیم ، فکور ، خلاق ، جدید ، اول ، سلام و .... کشف لذت بزرگیه ، یه لذت چند کاناله ، چند اسمه یادتون باشه حدود 9 سال به سوال هایی جواب داده شد که مهمتر از این بودن ، مثلا اینکه چرا من در این جهان هستم ، جهان چرا خلق شد و ... تازه می فهمم که حضرت علی چی می گفت » دانش گمشده مومن است . ممنونم . این راهی بود که من رفتم و لزومی نداره که نتایج یکسان تضمین شده باشه یا این راه تنها راه باشه . + این ها فکرهای چهارشنبه چهارم دی 1387 4:31 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما بهترین نوع زندگی رو داریم . در همه جا .. و هر روزم بهتر میشه خوشی ما هیچ وقت ناخوشی نمیشه خنده هامون دیگه از بین نمیره چون دلمون خوشه چطور می خوای تو یه باغ خیلی سبز و سالم که توش پر چشمه هست و سایه درخت ناراحتی ای پیدا کنی خدایا جز لطف تو چیزی هم هست ؟ نه ، نیست + این ها فکرهای یکشنبه یکم دی 1387 9:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر دوست ما باشی برات از هر چیزی نرمخو تریم + این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 8:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه روزی میان دنبال من یه روز دیگه من میرم اون روزی که من میرم برای همیشه از کنار شمابرای هم گریه می کنیم سر می زنم دوباره به اونایی که دوستشون دارم مواظبشونم + این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 4:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 10:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 4:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 4:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 3:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 2:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه مرغ و خروس جوجه شونو دادن به یه مربی تا تربیتش کنه مربی هی زد تو سر جوجه گفت تو هیچ چی نمی شی ، زرنگ باشی بینی ات رو بکشی بالا تو کلاس بیشتر جوجه ها سر شکسته شدن و هیچی نشدن لعنت به تو مربی تا ابد به خاطر اینکه یه عالمه جوجه رو ناامید کردی بچه هایی که تو مدرسه ها و دانشگاه ها مثل جوجه ها بودن اما یه جوجه بود اون جوجه ناامید نشد یه روزی میاد همه جوجه ها رو زنده می کنه و همه آدم های حقیر رو سر جاهاشون می شونه آدم های حقیری که سوراخ بود روحشون مثل کف ظرفشویی چون خالی بودن مثل سوراخ ظرفشویی دوست داشتن همه چیز رو با خودشون ببرن پایین هیچی تو دل جوجه نیست فقط خائن و ظالم رو سر جاش میشونه تا به راه اشتباهش ادامه نده چون دوست داره بقیه رو هم با خودش بالا ببره می تونی بخونی : کسی حق نداره کسی رو تحقیر کنه یا توهین کنه + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 9:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مردی رو دیدم که داشت با دیگری بد حرف می زد اون دیگری هیچ چیزی نمی گفت و داشت اون حرفش رو تحمل می کرد با عرض معذرت خاک بر سر اونی که ظلم رو تحمل می کنه خاک بر سر اون مردی که بی احترامی می کنه تو تمام تاریخ خاک بر سر اون کسی که ظلم می کنه خاک بر سر اون مظلومی که وایمیسته نگاه می کنه مظلوم بی عرضه است اگر در برابر ظلم نایسته مهم نیست چی در موردش فکر می کنی ؟ حرفم رو زدم مظلوم اگر ظلم رو تحمل بکنه .... اما اگر برای دفاع از شرافت ، آزادی و ... با عقل ؛ تدبیر ؛ حوصله و ... کار کنه اون موقع میشه یه موجود ستودنی . البته این رو هم بگم ، کاری که نمی فهمی همه چیزش رو انجام ندی ها ... دوباره می گم کاری که نمی فهمی رو انجام نده ما کسایی که برای عزت نفسشون ارزش قایلن و مناعت طبع دارن و نمی تونی کوچیک ببینیشون رو دوست داریم . می ستاییمشون . من . دوستام . فرشته ها و سرور بزرگ و عزیزمون حتما این رو بخون ، حیاتی و کاملا مربوط : اگر به ما ظلم بشه + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 8:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کسی حق نداره به کسی توهین کنه کسی حق نداره کسی رو تحقیر کنه تنها یک حالت هست که میشه بدی یک نفر رو گفت : اون هم کسی که یک نفر بهش ظلم می کنه و مورد ظلم وارد میشه . روبروی خود اون فرد اون بدی اش رو میگه ، اون هم به اون اندازه که بده ، بدی اش رو می گی پشتش نگو چون وقتی پشتش میگی انگار نتونستی و جلوش کم آوردی مثلا اگر خیلی موجود پستی هست و با پستی درون کارهاش تو رو آزار داده ( اگر آزار نداده کسی رو حق نداری بدی اش رو بگی ) پستی اش رو به همون اندازه که هست می گی . با این کارش تو داری سرشت خوب رو بر سرشت بد برتری می دی . نوعی نمایش شکوه انگیز خوبی هست . غلبه اسم . تازه اون بدی اش رو هم در جمع نگو ، مگر اینکه به همه ظلم کرده باشه ، البته برای قضاوت هم لازمه که این بدی گفته بشه پیش یه آدم عادل تا حق گرفته باشه . اگر به کسی تحقیر کنی یا توهین کنی عزیز من بد می بینی ، بد می بینی ، از ما گفتن مربوطه :جوجه انتقام گیر + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 8:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه آدم عاقل بارها تو زندگی خودش مجبور میشه کارهایی بکنه شبیه ساختن کشتی حضرت نوح .. مردم مسخره اش می کنن اما وقتی می دونه قراره سیل بیاد خوب باید زیرکی به خرج بده . + این ها فکرهای شنبه شانزدهم آذر 1387 8:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما همیشه بوی عطر می دیم + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 10:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و هرگز گفتن سخن بیهوده رو دوست ندارم ، پرحرفی رو + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
زود نظر نده + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر یه کاری بتونم بکنم که کارت راه بیفته چرا انجام ندم + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من نگران چیزی نیستم که بهم نرسه + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 5:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای سه شنبه دوازدهم آذر 1387 0:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما اول جنس رو به خریدارمون خوب نشون میدیم ، همه چیزش رو براش توضیح می دیم + این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 9:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من دوست ندارم ناامید باشی ... چرا ناامیدی + این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 8:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اشتباه نکن + این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما هیچ کار خاصی نمی کنیم + این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 3:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من کاری ندارم کسی کارمو می بینه یا نمی بینه + این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما اصلت رو می بینیم + این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 7:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 6:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر کسی از من بخواد در مورد خودش یا چیزی نظر بدم + این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 4:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من آدم هایی که بدون فهم چیزی رو قبول نمی کنن خیلی دوست دارم + این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 3:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و شاید یه یادآوری بیشتر از یه اصل نباشه + این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 3:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 11:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما باهوش ترین ، زیرک ترین و زرنگ ترین دسته آدم ها هستیم + این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 12:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی + این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 12:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 0:31 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و تو ایران همه ( بیشترشون ) کارهاشون رو سمبل می کردن ... حجم زیاده اما محتوا کمه ... فرع زیاده اما اصل کمه + این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 3:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
همین الان می گم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو خوش باشی منم خوشم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی + این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 10:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 7:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 7:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به خاطر همه اسم هات توی خودم ممنونم ازت ... به خاطر همه چیز ممنون ... همه چیز + این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 12:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 12:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ازت معذرت می خوام به خاطر اونجاهایی که ناراحتت کردم و جاهایی که دوستم نداشتی ... معذرت می خوام + این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 9:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 8:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما مهربونیم . خیلی مهربون + این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر خوب باشی + این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر بد باشی دوستت نداریم + این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من یکی از بهترین خواب هایی که آدما می تونن داشته باشن رو دارم ... می دونی من زندگی شرافتمندانه ای دارم . تمام تلاشمو می کنم . کم نمی زارم ... می دونی انقدر خسته می شم و کم می خوابم که اگر چند ساعت - مثلا ۴ ساعت وقت داشته باشم بخوابم - از روی خستگی قشنگی که من اسمشو می زارم خستگی شرافتمندانه اونقدر زود و با کیف می خوابم که خوابش بیشتر شبیه نشئگی می مونه ... عمیق عمیقه ... می دونی خوابام کمه ولی خیلی بهم مزه میده .. خستگی شرافتمندانه خوابت رو نشئگی می کنه . اونایی که وقت ندارن بخوابن می دونن چی می گم .وقتی خیلی خسته ای خوابت بدجوری مزه میده ... می دونی هر چی از یه چیزی که دوستش داری یا بهش احتیاج داری بیشتر دور می شی رسیدن بهش به همون اندازه بهت مزه میده ... مثل فنری که کشیده میشه یا توپی که بالا می بری و رهاش میکنی . یه نوع انرژی پتانسیل هست که بین معانی وجود داره ... همونطور که کاملا مشخصه و قبلا گفته شد : + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی با بچه ها قدم میزنید قدم هاتونو کوچیک بردارید ... بچه ها نمی تونن پابه پای شما بیان ... اگر هم شاگرد خوب .. اهل تمرین و حرف گوش کنی داشتی زیاد تند و سریع و دست بالا باهاش کار نکن . بزار یواش یواش ... + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
پر پرم . به هیچ چیزی احتیاج ندارم ... هیچ ناراحتی ای ندارم . هیچ اسمی یا هیچ چیزی در وجود من هراسی نمیندازه ... فقط یک اسم هست بهش یه حالتی دارم . اون هم فقط آرامشه ... همیشه باهامه و همیشه باهاش آرومم . می دونی من قیمت ندارم ... هیچ چیزی در هیچ جا در اون حد نیست که وجود من رو تسخیر کنه . هیچ چیز ... من وجودم نامحدوده و تو هیچ ظرف کوچیکی مثل شهرت ... و ... نمیره . می دونی من هیچوقت توی یه ظرف جا نمیشم . هر چقدر اون ظرف بزرگ باشه . من رو هیچوقت نمی بینی که چیزی برام مهمه باشه یا توجهم رو جلب کنه . ولی خوب اینها دلیلی برای کار نکردن و تلاش من نمیشه . من تو هر کاری می رم بیشترین تلاشم رو می کنم چون من اول هستم و کامل و قوی . ضعیف ظاهر نمیشم ... من خاصیت ها و صفت های زیادی دارم که همه اونها با هم هستن ... مثلا اینکه هیچوقت منو نمی بینی که کسی بتونه منو مواخذه کنه چون من هیچوقت عمدا همچین کاری نمی کنم . هیچوقت نمی بینی سائل بشم به جایی چون قانعم و توانا و فعال و قوی و زیرک .... وقتی با من باشی اگر آدم خوبی باشی خوش می گذرونیم و شاد می شیم اونقدر که به لبه های خوشی می رسیم انگار تو خوشی غرقیم یا پرواز می کنیم اما اگر بد باشی احساس می کنی تو یه اتاق حبسی و بیرون دیوار داره بهت فشار میاره . من خودم رو ستایش نمی کنم چون از همه چیز بی نیازم . دارم بهت نشونش می دم . مونده ... یواش یواش با من بیشتر آشنا می شی . خودم هم همینطور ... + این ها فکرهای سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 7:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 7:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|