تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

به موقع وارد میشیم به موقع خارج

+ این ها فکرهای یکشنبه دهم خرداد 1388 2:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


از آدمایی که مثل موشای ترسو هستن بدم میاد

میان یه کاری می کنن 

یه جایی یه کرمی می ریزن 

بعد هیچ نشونی از خودشون نمی زارن

کوچولو

بی نشون 

کرمو

حتی انقدر بزرگ نیستن که یه نشونی از خودشون بزارن

بی اسم ، بی نشون 

ترسو

من اگه یه وزغ زگیل دار باشم 

شرم نمی کنم از ابراز خودم 

خودمو نشون می دم 

چون حداقل خودمم

+ این ها فکرهای شنبه دهم اسفند 1387 7:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من آدم های مهربونو دوست دارم

خیلی دوست دارم 

از مارمولک ها بدم میاد ، اونقدر که از جایی که فکرشو نمی کنن

یه حال اساسی بهشون میدم که فکر نکنن همچین خبریه

می برمشون تا آخر راه به امید اون چیزی که دارن براش زیر آبی میرن

و آخر مسیر یه دیوار بتنی با ضخامت نامحدود جلوی راهشون می زارم 

می خورن به هیچی ؛ و سرمایه شون که به باد رفت

فرصتشون تموم شد

باهام بازی نکنی ها 

نصفت می کنما

+ این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 10:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یه خواهر زاده کوچولوی ناز معصوم دارم 

هنوز مدرسه نمیره

دوستش دارم 

خیلی زیاد

معصوم و پاکه مثل خودم 

با هم بازی می کنیم

بهترین بازی های دنیا

تو دل جفتمون هیچ چیزی نیست

هیچ باری نداریم

هیچ باری 

با هم شوخی می کنیم 

همه چی به هم می گیم

مثل دو تا چشمه که آبشون در نهایت شفافیته و می ریزن تو هم و تو نمی تونی از هم تشخیصشون بدی وقتی با همن 

اگر روح هامونو ببینی برای هم دیگه هیچ لباسی نداریم


از بیشتر آدم بزرگ ها بدم میاد

انگار مرده ان 

به جون خودم 

لباس دارن روح هاشون

لباس های رنگ و وارنگ 

به جز خودشون کیو دارن اذیت می کنن

کاش خود بی مزه شون رو می دیدن

من و خواهر زاده ام همیشه به آدم بزرگ ها می خندیم و می گیم

نگاهشون کن دارن نوکری کیو می کنن 

ماییم که داریم از دنیا سواری می گیریم 

اونا نوکرن

می خندیم دوتایی بهشون 

ساده ترین راه صداقته برای گفتن چیزهایی که تو دلته 

من بهت گفتم 

+ این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 10:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دسته ما واقعی ترین دسته آدم هاست 

چون خودمونیم 

و تو خودمون بودنمون هم عالی هستیم 

به هیچ چیزی وانمود نمی کنیم

شبیه هیچ کسی نیستیم

اصیل اصیل و دوست داشتنی

و ...

+ این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 10:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببین رفیق

من یه واقع گرای کاملم

اگر یه آهن تیز اندازه یه ماشین روی هوا بچرخه  و از راه دور ببینم داره میاد طرفم

براش برنامه ریزی می کنم تا نیاد

یا اگه بره سمت دوستم 

می رم طرفش تا نجاتش بدم و بهش خبر بدم

اما اگر همچین آهنی نباشه چرا باید براش برنامه ریزی کنم ؟

تو به من بگو چرا ؟

مگه من احمق هستم 

اگر هم برنامه ریزی نکنم و ببینم که داره می خوره به من و هیچ کاری نکنم 

باز هم احمق هستم 

من با واقعیت ها زندگی می کنم 

اگر واقعیت 100 تا خونه داشته باشه 

من روی هر 100 تاش کار می کنم تا بشناسمشون و براشون برنامه ریزی می کنم 

اگر حتی یک خونه رو نادیده بگیرم 

به اندازه اهمیت اون خونه 

از واقعیت دور شدم 

اون یه خونه می تونه جایی باشه که واقعیت به من غلبه کنه

و اگر من براش برنامه ریزی کنم منم که بهش غلبه می کنم 

دوست داری گوش کن دوست نداری گوش نکن

می بینی وقتی بهت غلبه کرد 

که تو بازی نیستی 

برام اصلا مهم نیست باور می کنی یا نمی کنی

چون کسی منتظر تایید تو نیست

آدم های احمق رو دیدی

یه سیل داره میاد طرفشون

بعد بهشون میگی سیل داره میاد

میگن من از سیل خوشم نمیاد ، علاقه ای به سیل ندارم 

دوست  من داره میاد 

در مجموع اینکه به اون کسایی که عین موش های کوچولوی ترسوی بزدل

پشت من حرف هایی می زنن 

میگم بیایید بیرون و حرف هاتون رو جلوی من بگید ، چرا می ترسید و کوچولویید 

بگید ، اگر درست باشه که می پذیرم و ازتون تشکر می کنم 

اما اگر بی ربط باشه یه چک محکم می خوابونم تو صورتتون چون خیلی حرف بی ربط می زنید

هر چند می بینم فقط دارید به خودتون بد می کنید 

قبلا زددتون ، زدن منو نمی خواهید 

+ این ها فکرهای جمعه نهم اسفند 1387 9:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


حدود چند دهه بعد یه دانشگاه تاسیس می کنم 

دانشگاهی که شروعه

سرعت رشدش خیلی زیاد میشه 

بالاخره بعد از چند قرن بچه کشیش هاروارد سرشو بر می گردونه اینطرف

نردبون پله داره 

اراده خدا تاریخ رو جلو می بره 

من دنبال چیزایی نیستم که ندارم 

یه برگ گذاشتم برای شما 

حالا شما بازی کنید 

+ این ها فکرهای یکشنبه چهارم اسفند 1387 3:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به من بگو به چی مغرور باشم 

یا به خاطر چی مفرح باشم 

وقتی هر چیزی و بیشتر از هر چیزی رو دارم 


وقتی به یه چیزی مغرور می شی که قبلا نداشتیش

یا داشتن یه چیزی بهت حالت مفرح میده که نداشته باشیش

من شاد میشم به خاطر اینکه یکی دیگه حالش خوب بشه 

یا ببینم دل تنگش شاد شده 

+ این ها فکرهای پنجشنبه یکم اسفند 1387 9:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من در مورد چیزایی که وجود ندارن صحبت نمی کنم

+ این ها فکرهای جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 5:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


از هر گوشه زندگی ما می تونی هزار تا فیلم و افسانه بسازی

نگاهمون می کنی انگار همه مون یکی هستیم

یک نفریم اما انگار هزار هزار اسم داریم

بهمون نزدیک که می شی

ازمون یه اسم می بینی و انگار 999 اسم پشتش قایمه 

یکی رو می بینی و پشتش باز هم هست 

راست باهات بازی می کنیم 

اما راهی برای سو استفاده باز نگذاشتیم

نرمیم نرم تر از ابریشم

سختیم سخت تر از هر چیزی

وجودمون شریف

قلب هامون محکم

هیچ چیزی در قلبمون ترس نمیاره

ما رو ضعیف نمی بینی

و ....

مثل گلهایی که خار دارن برای بستن شکستن حریم هاشون 

و ما همه چیزی نیستیم جز بنده خدا 

صبر کن

میرسیم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 4:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دست گرم من روی شونه همه شرافتمندای تاریخ در همه دوران ها از آدم تا آخرین 

که دوستشون دارم 

+ این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 1:23 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من از کنار بازی می کنم 

باختی در کار هست ؟

+ این ها فکرهای شنبه دوازدهم بهمن 1387 8:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و ما به صورتی معنی دار و زیبا در حاشیه تو حرکت می کنیم و نمی بینی ما رو که نزدیک بشیم 

مثل یه سایه کناریم اما از هر چیز واضحی تاثیر گذارتر

کم و عامل

+ این ها فکرهای پنجشنبه دهم بهمن 1387 10:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یه دروغ کوچولو هم نمی گم ، حتی یه کوچولوی کوچولو

+ این ها فکرهای چهارشنبه نهم بهمن 1387 11:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


گذشته رو کاری ندارم 

بزار بهت بگم چطوره زندگی ما 

بیا صداهای توی ذهنمون رو بشنو 

یا حرف هایی که می زنیم تو خفا با هم دیگه 

کارهایی که بیرون جلوی چشم مردم می کنیم و کارهایی که تو پنهانی انجام می دیم 

ببین 

از الان به بعد

هیچ شرمی ندارم که فیلم تمام زندگی ام رو ببینی

اون جاهایی که همه می بینن یا اونجاهایی که تنهام 

تنهای تنها

تو هر حالتی ، حتی فکرم رو هم پخش کنن

هیچ چیز شرم آوری توش نیست

من پایین خودم نیستم 

اینطوره زندگی من

یعنی انقدر یه دستم 

که حتی بخوای می تونی فکرهام رو گوش کنی 

هیچ بیم و هراسی ندارم از اینکه چیزی لو بره و ...

چیزی جز لطف خدا نیست 

کمبودی ندارم و ترکی در وجودم ندارم که بخوام با توجه شما پینه بزنم 

پس بدون که حالم بهم می خوره برای کسی نقش بازی کنم ، چه برسه بخوام با حرفام توجهش رو جلب کنم 

+ این ها فکرهای سه شنبه هشتم بهمن 1387 2:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


با قبل از این کاری ندارم

اما من هرگز دروغ نمی گم 

هرگز

این به محکمی وجودمه 

+ این ها فکرهای سه شنبه هشتم بهمن 1387 1:52 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یادتونه می گفتم آدم های بی قیمت رو دوست دارم

یادتونه می گفتم مناعت طبع رو خیلی دوست دارم

من الان جایی هستم

که اگر بهشت رو و بیشتر از اون رو بزاری جلوم ...

می بینی که نگاهش می کنم ، می خندم و می رم ، سرم رو بر می گردونم همونطور که سرم رو از بقیه می گردونم

می دونی شاید دوست داشتنی باشه ، اما وقتی قیمتت میشه یه چیزی اونجا تموم میشی ، اونجا فروخته میشی ، نمی دونم چرا اما وقتی قیمت داری تموم میشی

من  دیگه قیمت ندارم ، اصلا

نه ، من قیمت ندارم ، فروخته نمی شم ، حتی به بهشت 

اما شاید خودم رو بفروشم تا یه دل گرفته شاد بشه ، من این جنس رو خیلی دوست دارم

ببین خواهش می کنم عجول نباش و کاری رو نکن که نمی فهمی ، باشه

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 10:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


حاضرم روی دو تا پام بمیرم

تا زیر بار منت برم یا سرم رو خم کنم

برای چیزی 


می دونی اینی که تو از من می بینی من نیستم

اون مترسکیه که من دارم تکونش می دم

من خیلی بزرگتر از این مترسکم

کاش منو می دیدی

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


انگار دارم بیشتر از هر آدمی زندگی می کنم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 1:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی حرف می زنی من خودتو می بینم

خود خودتو

نه حرف هاتو

نه کارهاتو

خودتو

یه موقع فکر نکنی ...

+ این ها فکرهای دوشنبه شانزدهم دی 1387 3:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من همیشه از اون شاگردام که خیلی خیلی خنگ به نظر می رسن

وقتی داری بهشون درس می دی نگاه می کنن به تخته

اگر درسی که می دی منطقش رو بهم نگی

انگار داری عذابم می دی ( من که عذاب شدنی نیستم ولی ... )

شاید یه مطلب کوچولو که همه ساده قبول می کنن

برای من بشه دغدغه یه ترم

اما می دونی

من سردرد دونستن دارم و اونا ندارن

فردا روزی اگر بیاد و من زنده باشم

منم که می تونم بهت تضمین بدم از کارم

چون من می فهمم دارم چی کار می کنم

هیچ چیزی رو ساده قبول نکردم

هیچ چیزی رو

جز اون چیزای خیلی کمی که بدیهی و عینی بودن

+ این ها فکرهای چهارشنبه یازدهم دی 1387 0:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر بخوای وجودمون رو کوچیک کنی

و بخشی اش رو بگی

از اون آدم خوب هایی هستیم که تو قصه ها و کارتون ها و فیلم ها می بینی

نوسانی در ما نیست 

ما یه نوسانگیر داریم که ما رو نگه می داره

+ این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 2:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


کاش یک چشم اضافی داشتم که از بیرون من رو می دید تا می تونستم بهتر خودم رو به ایده آلم نزدیک کنم . بیرون خودم ...چه چیزی میشد .

دوست داشتم اون چشم فقط عیب هام رو متوجه می شد تا زودتر رفعشون کنم . من گفته بودم که ...

دارم تو زمین اسم هام رو پس می گیرم . آخه می دونی . وقتی اسم هام رو دزدید . عیب هام معلوم شد .

+ این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 3:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


قلب من برای زنده بودن به حکمت نیاز دارد بیش از هر چیز دیگری

خدایا یک روز مرا بی حکمت مگذار

که آن روز ترس مردن دارم 

+ این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 1:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعد از سالها تلاش و لطف خدا بالاخره دچار این سردرد لوکس و عالی شدم

من سرم برای فهمیدن درد می کنه ، تمام روز هزاران سوال به ذهنم می رسه که جواب هاش هم زود میاد، میدونی این سردرد خارق العاده جوری هست که انگار تمام روز 100  درصد تمرکز روی خود مفهوم هست . سوالی بدون جواب نمی مونه .

تمام سوال ها برام جالب هستن .  توی کشف چند تا اسم هست ، راشد ، علیم ، فهیم ، فکور ، خلاق ، جدید ، اول ، سلام و ....

کشف لذت بزرگیه ، یه لذت چند کاناله ، چند اسمه

یادتون باشه حدود 9 سال به سوال هایی جواب داده شد که مهمتر از این بودن ، مثلا اینکه چرا من در این جهان هستم ، جهان چرا خلق شد و ...

تازه می فهمم که حضرت علی چی می گفت » دانش گمشده مومن است . ممنونم .

این راهی بود که من رفتم و لزومی نداره که نتایج یکسان تضمین شده باشه یا این راه تنها راه باشه .

+ این ها فکرهای چهارشنبه چهارم دی 1387 4:31 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما بهترین نوع زندگی رو داریم . در همه جا .. و هر روزم بهتر میشه

خوشی ما هیچ وقت ناخوشی نمیشه

خنده هامون دیگه از بین نمیره چون دلمون خوشه

چطور می خوای تو یه باغ خیلی سبز و سالم

که توش پر چشمه هست

و سایه درخت

ناراحتی ای پیدا کنی

خدایا جز لطف تو چیزی هم هست ؟

نه ، نیست

+ این ها فکرهای یکشنبه یکم دی 1387 9:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر دوست ما باشی برات از هر چیزی نرمخو  تریم
و  اگر کسی بخواد ما رو اذیت کنه

برای هم می جنگیم
اونقدر محکم ما رو می بینی که می تونیم گردن یه شیر  درنده رو با  دست هامون بشکنیم
سرب  سست تر از  ستون های ماست
ما همه چیزمون سر جاشه
گرمیم و سرد اما به اعتدالیم
در دوستی بهترین دوستانیم
حریم های دوستامون رو رعایت می کنیم
بهشون خیانت نمی کنیم
چه بدونن چه ندونن
ما  دوستشون داریم
و چون دوستشون داریم  ...

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 8:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه روزی میان دنبال من 

یه روز دیگه من میرم 

اون روزی که من میرم برای همیشه از کنار  شما

برای هم گریه می کنیم

سر می زنم دوباره به اونایی که دوستشون دارم 

مواظبشونم 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 4:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


شما چقدر سخاوتمندید
تمام خودتون رو در ما جاری کردید
تا بتونیم از وجود شما لذت ببریم
خیلی سخاوتمندید
خیلی
بی حساب

+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 10:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یوسف ... تو به  شوهر زلیخا خیانت نکردی . آفرین مرد امین . برات دست می زنیم و  به این شرافتت درود می فرستیم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 4:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


شیطون ...  دستت  به  ما نمیرسه ...  خدا جون  ما رو نجات میده  مراقب ماست  .  به  جز  تو  و دوستای بدبخت مثل خودت کسی بدی ما رو نمی خواد . همه خوبی ما رو  می خوان . ای  شیطون بدبخت . دلم برات می سوزه . ما راحتیم و تو ناراحت ... آی بدبخت

+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 4:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یادت نره ... شیطون ناامیدی رو میاره وسط تا تو رو محروم کنه ... نا امیدت می کنه تا  چیزی نشی ... مثل خود بدبختش . یه خداحافظی  به  ناامیدی بگو تا ابد ... راه بیفت و تلاش کن .  بعد چند قدم جلوتر یه نگاه بکن به اونجایی که  چند وقت بودی و ازش جدا شدی .  ببین چقدر جای بی ربطی بود .  متاسفانه  شیطون مشاور خوبی نیست . اگر خوب بود حرفش رو گوش می کردیم .  انگار فقط و فقط بدی آدم رو می خواد .
غرور برای اینکه فکر کنیم  همه چی می دونیم و دنبال بهتر نریم . نادونی برای اینکه فکر کنیم می دونیم و دنبال چیزی نریم و ... شیطون مشاوره هات خیلی داغونه ...
شیطون جان خاک بر سرت  بدبخت ... جات همون جای داغونی که هستی
ما خدا رو داریم  تو نداری .. دلت بسوزه
دلم برای بدبختی ات می سوزه شیطون
چرا انقدر ناامید و بدی
امبد که هست
ما آدما به  تلاش خودمون امید داریم . ما قوی هستیم . ما امیدوار هستیم . ما به خودمون  امیدواریم . و از همه بالاتر به خدایی که وقتی تو شکم مادرمون بودیم و هیچ کسی ما رو نمی شناخت از  طریق خون غذامون رو می رسوند . اونجا تو اون تاریکی اون از طریق خون غذامون رو می فرستاد حالا که به این بزرگی هستیم و تو روشنایی  یادمون نیست .

+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 3:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اونایی که  به  بقیه بی ادبی می کنن و  فحش میدن دسته بد بختی هستن .  دسته ای بد بخت و محروم ...  مثل جوشی می  مونن  که  چرکشون بیرون میریزه . فکر می کنن با فحش دادن ما رو ناراحت می کنن . نمی دونن ما همه اش راحتی هستیم و اصلا ناراحتی تو فکر ما معنی نداره  چون اصلا  جنس ما راحتی شده .  فحش میدن  و ناراحت تر میشن .  نمی بینن خودشون رو با این همه چرک تو و بیرونشون .  از ما دورن و  ...  

+ این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 2:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه مرغ و خروس جوجه شونو دادن به یه مربی تا تربیتش کنه

مربی هی زد تو سر جوجه گفت تو هیچ چی نمی شی ، زرنگ باشی بینی ات رو بکشی بالا

تو کلاس بیشتر جوجه ها سر شکسته شدن و هیچی نشدن

لعنت به تو مربی تا ابد

به خاطر اینکه یه عالمه جوجه رو ناامید کردی

بچه هایی که تو مدرسه ها و دانشگاه ها مثل جوجه ها بودن

اما یه جوجه بود

اون جوجه ناامید نشد

یه روزی میاد همه جوجه ها رو زنده می کنه

و همه آدم های حقیر رو سر جاهاشون می شونه

آدم های حقیری که سوراخ بود روحشون

مثل کف ظرفشویی

چون خالی بودن

مثل سوراخ ظرفشویی دوست داشتن همه چیز رو با خودشون ببرن پایین

هیچی تو دل جوجه نیست

فقط خائن و ظالم رو سر جاش میشونه تا به راه اشتباهش ادامه نده

چون دوست داره بقیه رو هم با خودش بالا ببره

می تونی بخونی : کسی حق نداره کسی رو تحقیر کنه یا توهین کنه

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 9:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


داشتم یه جایی قدم می زدم

مردی رو دیدم که داشت با دیگری بد حرف می زد

اون دیگری هیچ چیزی نمی گفت و داشت اون حرفش رو تحمل می کرد

با عرض معذرت خاک بر سر اونی که ظلم رو تحمل می کنه

خاک بر سر اون مردی که بی احترامی  می کنه

تو تمام تاریخ خاک بر سر اون کسی که ظلم می کنه

خاک بر سر اون مظلومی که وایمیسته نگاه می کنه

مظلوم بی عرضه است اگر در برابر ظلم نایسته

مهم نیست چی در موردش فکر می کنی ؟

حرفم رو زدم

مظلوم اگر ظلم رو تحمل بکنه ....

اما اگر برای دفاع از شرافت ، آزادی و ... با عقل ؛ تدبیر ؛ حوصله و ... کار کنه اون موقع میشه یه موجود ستودنی .

البته این رو هم بگم ، کاری که نمی فهمی همه چیزش رو انجام ندی ها ... دوباره می گم کاری که نمی فهمی رو انجام نده

ما کسایی که برای عزت نفسشون ارزش قایلن و مناعت طبع دارن و نمی تونی کوچیک ببینیشون رو دوست داریم . می ستاییمشون . من . دوستام . فرشته ها و سرور بزرگ و عزیزمون

حتما این رو بخون ، حیاتی و کاملا مربوط : اگر به ما ظلم بشه

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 8:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


این حرف من نیست . اگر ببینی متوجه میشی درستش اینه .

کسی حق نداره  به کسی توهین کنه

کسی حق نداره کسی رو تحقیر کنه

تنها یک حالت هست که میشه بدی یک نفر رو گفت : اون هم کسی که یک نفر بهش ظلم می کنه و مورد ظلم وارد میشه .

روبروی خود اون فرد اون بدی اش رو میگه ، اون هم به اون اندازه که بده ، بدی اش رو می گی

پشتش نگو چون وقتی پشتش میگی انگار نتونستی و جلوش کم آوردی

مثلا اگر خیلی موجود پستی هست و با پستی درون کارهاش تو رو آزار داده ( اگر آزار نداده کسی رو حق نداری بدی اش رو بگی ) پستی اش رو به همون اندازه که هست می گی . با این کارش تو داری سرشت خوب رو بر سرشت بد برتری می دی . نوعی نمایش شکوه انگیز خوبی هست . غلبه اسم .

تازه اون بدی اش رو هم در جمع نگو ، مگر اینکه به همه ظلم کرده باشه ، البته برای قضاوت هم لازمه که این بدی گفته بشه پیش یه آدم عادل تا حق گرفته باشه .

اگر به کسی تحقیر کنی یا توهین کنی

عزیز من بد می بینی ، بد می بینی ، از ما گفتن

مربوطه :جوجه انتقام گیر

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 8:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه آدم عاقل بارها تو زندگی خودش مجبور میشه کارهایی بکنه شبیه ساختن کشتی حضرت نوح .. مردم مسخره اش می کنن اما وقتی می دونه قراره سیل بیاد خوب باید زیرکی به خرج بده .

+ این ها فکرهای شنبه شانزدهم آذر 1387 8:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما همیشه بوی عطر می دیم 

+ این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 10:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و هرگز گفتن سخن بیهوده رو دوست ندارم ، پرحرفی رو
و انجام دادن کار بیهوده رو ، مثل پشگل های ریزی که از پشت گوسفند می ریزه

+ این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


زود نظر نده
وقتی همه اش رو بررسی کردی
همه جنبه هاش رو فهمیدی
بعد حکم بده عزیزم
قبل از اون داری چی می گی ؟

+ این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر یه کاری بتونم بکنم که کارت راه بیفته چرا انجام ندم

+ این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من نگران چیزی نیستم که بهم نرسه
چون روزی ام رو یه نفر دیگه داره میده
کسی که تمام روزم رو باهاشم
می خوام باهاش باشم
وقتی کنارمه زندگی می کنم
بقیه اش زندگی ام نیست
حالا تو چیزی داری بهم بدی ؟
اصلا چیزی داری ؟

+ این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 5:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر بهمون ظلم شد هرگز گردنمون رو خمیده و قامتمون رو خم نمی بینی ، ما عزیزیم و عزت از ماست ، ما اول سلاحمون رو آماده می کنیم ، بعد می جنگیم ، تو دورانی که آماده می کنیم عقل و تدبیر می ورزیم . در هیچ کدوم از دوران ها ما رو دور از عزت نمی بینی . 

+ این ها فکرهای سه شنبه دوازدهم آذر 1387 0:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما اول جنس رو به خریدارمون خوب نشون میدیم ، همه چیزش رو براش توضیح می دیم
بعد وقتی مطمئن شدیم به وضعیت آگاهه
تازه اون موقع انتخاب رو به اون می سپریم

ما همه چیز رو برات توضیح می دیم
ما نمی خواهیم چیزی رو بدون فهم انجام بدی
تو اگر بدون اینکه بفهمی انتخاب کنی
ما بهت ظلم کردیم

حتی اگر خودش نفهمه
هیچ وقت ازش سو استفاده نمی کنیم
ما خیرخواه ترین گروه آدم ها هستیم
و شریف ترینشون
و بلند طبع ترینشون

ما هیچ وقت از نادونی کسی سو استفاده نمی کنیم

دوست داریم اگر چیز خوبی داریم
به همه بدیم تا همه مثل ما خوش بشن

نه مثل آدم های حقیر که دوست دارن همه رو مثل خودشون حقیر ببینن

توی ظرفشویی رو دیدی
یه سوراخ که تهش هست
می شه نماینده حقارت
همه آب ظرفشویی رو می کشه تو
همه چیز رو دوست داره باخودش ببره پایین

حالا چشمه رو ببین
یا درخت رو
می جوشه
شاخه میده
سایه میده

+ این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 9:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من دوست ندارم ناامید باشی ... چرا ناامیدی
دوست دارم رشد کنی
دوست دارم ببینم هر روز خوش تر از دیروزی
دوست دارم ببینم هر روز راحت تر از دیروزی
من رشد تو رو ببینم ، راحتیتو ببینم خوشحال می شم
خیلی خوشحال

چرا نا امیدی ... بلند شو .. کی گفته تو ضعیفی ... ناامیدی یه چیزیه که شیطون آدم ها رو باهاش پایین نگه می داره تا اونا رو از ... شدن دور کنه .
بلند شو .. دستم رو بگیر

+ این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 8:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اشتباه نکن
ما چیزی کم نداریم
دنبال چیزی نیستیم
شاید ما رو ببینی که روزی 20 ساعت کار می کنیم
اما می دونی ما دنبال چیزی نیستیم
همه چیز داریم
ما فقط داریم اسم هاش رو می گیم
حالا که هستیم اسم هاش رو می گیم
مثل گیاها ، مثل خاک ، مثل آب ، مثل هر چیزی غیر آدما
ما هم مثل بقیه ....
و همه دارن ما رو نگاه می کنن

می تونید بخونید : یادم هست چی هستم

+ این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما هیچ کار خاصی نمی کنیم
روی سر هیچ کسی هم منت نداریم
فقط سری رو بستیم که درد می کرد

+ این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 3:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من کاری ندارم کسی کارمو می بینه یا نمی بینه
من کارم رو با کیفیت و درست انجام می دم
کارای من اینطوریه
برای کسی یا جلب توجه یا هر چیز دیگه کارم رو خوب انجام نمی دم
وقتی کار من بی کیفیت و بد باشه
انگار میوه درخت من کرمو هست

+ این ها فکرهای جمعه هشتم آذر 1387 2:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما اصلت رو می بینیم
اگر بخوای بنویسی زیاد و اشتباها بنویسی زاید ما ازت زیاد رو قبول می کنیم
برای ما اون نیت و اون سعیت مهمه
ما اصل رو می بینیم

ما آدم های تنبل و زیرکار در رو رو دوست نداریم
سستی از ما خیلی دوره

+ این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 7:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر اینکار آدم ها قشنگه ، چقدر این مرام آدم ها رو دوست دارم ، اینکه با هم خوشن نه تنها ، اینکه اگه یکیشون داشته باشه و یکیشون نداشته باشه اونی که داره به همه می ده تا همه با هم خوش باشن .
کاش به اندازه راحتی بهم بدی تا بیشترش رو پخش کنم ... راحت کنم . و هیچوقت دستمو ول نکنی . دستم رو بزارم توی دستات و رهاش نکنم . کاش تو نزاری رهات کنم ... نزاری . آخه می دونی من ... تو خوبی .
مثل طبیعت که داره همون کارو انجام میده ، طبیعت هم همینطوره ، اگر چیزی داشته باشه پخشش می کنه ، هیچوقت نمی بینی آب یه جا بمونه  جاری میشه ، ببین طبیعتم داره حرفشو گوش می کنه . طبیعت تسلیمه . جرم و جاذبه بین کم به زیاد و حرکت از پری به پوکی رو هم برای همین گذاشت ... برای این که بخل نباشه . البته این چیزی هست که من بهش رسیدم .شاید و احتمالا افق بالاتری هم از این دیدگاه باشه .

+ این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 6:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر کسی از من بخواد در مورد خودش یا چیزی نظر بدم
تا وقتی که از کل اون چیز یا اون شخص و همه زوایای وجودش خبر نداشته باشم در موردش نظر نمی دم
می دونی . آخه من در مورد چیزی که نمی فهمم ایده ای ندارم
شاید بتونم در مورد یه بخش اون چیز یا اون شخص تازه اون هم بعد از شناخت کاملش نظر بدم
این ها همه در صورتی هست که او از من بخواد
من عادت ندارم بدون دعوت جایی برم
هیچ وقت من رو سبک نمی بینی
البته بعضی ها نامردن
مثل اون استادی که سوال درس خاک رو سر آزمایشگاه می پرسه
تو جنگ های جوونمردانه ما همیشه عزیزیم

+ این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 4:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من آدم هایی که بدون فهم چیزی رو قبول نمی کنن خیلی دوست دارم
می دونی یه دونه از دوستام هست به اسم کامران که هیچوقت چیزی رو بدون فهمیدن قبول نمی کنه
جالبه که بر خلاف اکثر آدم ها اون به صورت پیش فرض این حالت رو داشت
یعنی کسی بهش یاد نداده بود ... خودش از اول اینطوری بود
اون هیچ وقت آهنربا موقتی نمیشه
ممکنه دیر بشه اما اگه آهنربا بشه دائمی میشه
هیچ ربطی به این ماجرا نداره اما پدرش فارغ التحصیل دانشگاه هاروارده
و رو برج میلاد کار می کنه
ما به باباش میگیم سر همایون

+ این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 3:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و شاید یه یادآوری بیشتر از یه اصل نباشه
و شاید کمی بهتر عرضه شد تا بد رها بشه
شاید خواست بگه که این هم هست
و اینها همه گذشت
بار ما کم نمیشه
ثروت ما تموم نمیشه

+ این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 3:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من افتخار می کنم و می بالم به شرافت اون آدمی که وقتی یه کاری رو بهش می سپری تمام تلاشش رو انجام میده تا به بهترین شکل انجامش بده و کم نمی زاره ... آفرین ... کار پرمایه ... یعنی که صاحبش همتش سست نیست .

+ این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 11:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما باهوش ترین ، زیرک ترین و زرنگ ترین دسته آدم ها هستیم
می دونی چرا ؟
چون بین هیچ چیز و همه چیز ، همه چیز رو انتخاب کردیم

+ این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 12:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی
رفیق
حالا که من رو از خواب بیدار کردن دیگه نمی خوابم
تا اون لحظه ای که چشمام برای همیشه بسته بشه
چشمام بازه
بازه بازه
نه
خودم رو فراموش نمی کنم
من همیشه بیدارم
آره
چشمام همیشه بازه
می بینم
نمی خوام کور باشم

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 12:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو چقدر مهربونی ، هر کسی تنها میشه میری بهش سر می زنی تا دلتنگی اش کم بشه ... اونایی که توی سفر هستند و دور از خانواده هاشون هستن . تو خیلی خوبیا ... می دونستی 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 0:31 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و تو ایران همه ( بیشترشون ) کارهاشون رو سمبل می کردن ... حجم زیاده اما محتوا کمه ... فرع زیاده اما اصل کمه
خدا روزی ام رو به من می رسونه
من باهاشون نیستم
دیگه نیستم
من کارهام رو سمبل نمی کنم
درست کار می کنم
مثل اون مرد خوب تو اتوبوس

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 3:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


همین الان می گم
من آدم خوبی نیستم
الان گفتم
که فکر نکنید آدم خوبی ام
فردا روزی اگر سرها آشکار بشه و پرده ها کنار بره
نمی خوام کسی نظرش به من عوض بشه و شکه بشه
الان می گم
من آدم خوبی نیستم
فقط می خوام بهتر بشم
و شاید یکم شده باشم

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو خوش باشی منم خوشم 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی
ما هنوز آدمیم
به هم دیگه می خندیم
گذشت داریم ، محبت داریم ، عشق داریم
حرف ها نیست ، احساس هاست
چیزایی که وجود دارن
وجودمون هیچ غل و غشی نداره
آخ که چقدر راحتیم
ما آدم ها
دوستامون برای ما از خودمون مهمتر هستند
ما آدم ها

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در مورد من یا بهتر بگم ما اشتباه فکر نکن ، من و دوستانم ( ما ) هرگز همتمون سست نیست ، اگر جایی بوده که همت رو تقسیم می کردن ما همه ممکن یک انسان رو برای خودمون برداشتیم .
چیز خوبی رو به خاطر سست بودن همت از دست نمی دیم . می دونی چیزای خوب زیاده .. ما بهترین هاشون رو انتخاب می کنیم . می دونی ما بهتر رو بر می داریم .

باز هم می گم ... همت ما خیلی بلنده ... خیالت راحت که چیز خوبی رو از دست نمی دیم .

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 10:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


قبلا گفتم اما چون زیاد می بینم دوباره می گم . به بقیه لطف کن و بیشتر از همه به خودت لطف کن در مورد چیزی که درست نمی فهمی اش نظر نده ، باشه . مخصوص مخصوصا جلوی آدم هایی که یکم از اون موضوع بارشون هست . برای خودت می گم ...
اگر جلوی من بگی ... تو دلم می گم آماتور ناشی ... شاید هم جلوی روت بگم آماتور
خود من هم اگر تو یه موضوع مثلا نانو تکنولوژی چیزی ندونم نمیام در موردش نظر بدم چون فقط دارم نادونی ام رو نسبت به اون موضوع تو بلندگو اعلام می کنم .

مطمئن باش قبل از اینکه به تو بگم خودم بهش عمل می کنم . چون به نظرم آدم خوبه که نادونی اش رو توی بلندگو اعلام نکنه . درسته ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 7:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدم ها دو دسته هستند
یه دسته همیشه راحت هستن و هیچوقت ناراحت نمی شن ، از چیزی هم واهمه ای ندارن ، همیشه راحتن
دسته دوم ناراحت هستند ، همیشه تو دلشون یه چیزی می لرزه و یه جایی می لنگه ، شاید بعضی اوقات شاد باشن اما شادیشون دوام نداره

بگذریم
این آدم های ناراحت آدم های راحت رو گاهی اوقات اذیت می کنن
فکر می کنن ما ناراحت میشیم با اذیت شدن اونها
شاید بدمون بیاد و یه ضد درود براشون بفرستیم اما ناراحت نمی شیم
فقط ازشون دور می شیم

چی بگم
فقط می تونم به این آدم های ناراحت بگم آماتورید تو آدم بودن
دلم براتون می سوزه
ما که ناراحت نمی شیم اذیتمون می کنید
ما ازتون فقط دور می شیم
و این دور شدن ناراحتی تون رو بیشتر می کنه
همه چیز که با چشم دیده نمیشه

می دونی هیچکدوم قصه یا توهم نیستا
من همه چیز رو انکار کردم و چیزی رو بدون فهم یا درک قبول نکردم
اینجا سست نیستا

مطلب مربوط به تبدیل ناراحت به راحت : ناراحتی خوبه اما نه برای همیشه

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 7:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به خاطر همه اسم هات توی خودم ممنونم ازت ... به خاطر همه چیز ممنون ... همه چیز
به خاطر فهم ... به خاطر همه چیز

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 12:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی رفیق من قادر هستم . هر کاری رو که اراده کنم و دوست داشته باشم رو به بهترین نحو انجام میدم . به قول دوستم البته کارهای ممکن رو ... همتی دارم که هرگز تسلیم نمیشه . اگر هزار هزار بار بیفتم دوباره بلند میشم . یک اشتباه رو دو بار تکرار نمی کنم . می دونی چرا ؟
چون دنیا منطق داره و من منطق رو می فهمم . اگر چیزی منطق و قانون داشته باشه میشه انجامش داد ، اگر هم نداشته باشه به هیچ دردی نمی خوره ، فقط باید تماشاش کرد .

هر چند چیز بی قانونی وجود نداره . اگر هم فکر می کنی وجود داره اشتباه متوجه شدی . باید یکم از دورتر به اون قضیه نگاه کنی تا درست متوجه بشی . هر چند در ظاهر بی قانونه اما اگر درست نگاش کنی قانونش رو می بینی . می دونی باید چهارپایه ات رو بلندتر انتخاب کنی تا بتونی اونور دیوار رو ببینی . همه چیز پشت دیوار نیست .
از طرف دیگه اگر کاری رو بلد نباشم انجام بدم خوب می تونم یاد بگیرم ... درسته ؟
البته همه چیز در حد اونچه که داریم ...

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 12:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ازت معذرت می خوام به خاطر اونجاهایی که ناراحتت کردم و جاهایی که دوستم نداشتی ... معذرت می خوام 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تنها مسابقه اي كه دوست دارم توش شرکت کنم و تندتند توش جلو برم مسابقه خوب بودن هست . من همیشه به آدم های خوب و خوش اخلاق غبطه می خورم . به امید دوستم که بی ادعاست و مهربون و همیشه خوش و با ادب ، هیچ کی از دستش ناراحت نمیشه ، مجتبی که خیلی قانع هست و عین فرشته ها خوبه ، پروفسور ... از دانشگاه مک گیل با اون رفتارش که منو همیشه یاد مهربون بودن خدا می اندازه ، فرهاد که خیلی با شعور هست با اینکه نمی تونه راه بره کار می کنه و .... نمی دونم
راستش وقتی خودم رو می زارم کنار اینا می بینم هیچ چیزی نیستم . من کلی انرژی صرف کردم یه سری چیزا رو بفهمم این ها خیلی راحت انجامش می دن ... خوش به حالشون . نمی دونم چرا هیچ وقت نمی تونم اونطوری بشم . انگار همیشه یه نسخه آزمایشی هستم . می ترسم Approve کنم . به امید اون روزی که یه مهر Approve بزنم و راحت بشم . می دونی من از بدافزار می ترسم که Approve نمی کنم . من الان همه جاهای ناشناخته ذهنم رو Antibiotic زدم . البته آدم هستم و همه اسم ها رو دارم . هیچ مشکلی نیست اما من انگار می بینم و انجام میدم و یه سری چیزها برام مشخصه که انجام میدم اما اونها ... نمی دونم خودشون خوب هستن . من انگار باید می فهمیدم تا خوب باشم . نمی دونم به هر حال همه شون رو دوست دارم . از تو دلشون خبر ندارم اما همه شون رو دوست دارم . خوبن دیگه چی کار کنم .

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 9:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و بله . من وقتم اصلا تلف نمی شه . اصلا ... حتی خوابم ... می دونی اون چند ساعت کمی که می خوابم انقدر مزه میده ... انقدر مزه میده ... حدود 4 ساعت . اون 4 ساعتی که با خستگی می خوابم نشئه هستم . اون 4 ساعت خوابم هم حسابی مزه میده . شکر

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 8:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما همه کارهامون حساب شده هست چون ما تدبیر داریم ، بینش داریم و قوی هستیم . هرگز ما رو ضعیف نمی بینی . می تونی روی فراست و بینش ما حساب کنی . حساب زیاد

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما مهربونیم . خیلی مهربون 
ما خوبیم . خیلی خوب
ما آرومیم . خیلی آروم
ما خوشیم . خیلی خوش
ما راحتیم . خیلی راحت
ما هیچ غمی نداریم . هیچ غمی
ما همیشه در حال رشدیم . هر لحظه از لحظه قبلمون بهتریم . هر لحظه
ما رو هرگز نمی تونی مواخذه کنی چون کارمون خیلی درسته . فعال و کامل و قوی هستیم
ما رو هرگز ساکن نمی بینی ، اگر هم به ظاهر ساکن باشیم داریم سیر می کنیم
ما سیر می کنیم
ما بی نیاز شدیم
ما هیچ ترسی از هیچ چیزی نداریم
ما دست نیافتنی هستیم
تو هم می تونی بیای پیش ما
ما همیشه دوست داریم حال خوبمون رو به بقیه هم بدیم
ما ...

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر خوب باشی
دوستت داریم
و راه هایی جلوی پات گذاشته میشه
که بیای پیش ما

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر بد باشی دوستت نداریم
وقتی دوستت نداشته باشیم
نمی تونیم تحملت کنیم
و ازت دور می شیم
وقتی ازت دور بشیم گم می شی
و اگه گم بشی
دیگه پیدا نمی شی
در ما همیشه به روی تو بازه برای برگشتن



+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یکی از بهترین خواب هایی که آدما می تونن داشته باشن رو دارم ... می دونی من زندگی شرافتمندانه ای دارم . تمام تلاشمو می کنم . کم نمی زارم ... می دونی انقدر خسته می شم و کم می خوابم که اگر چند ساعت - مثلا ۴ ساعت وقت داشته باشم بخوابم - از روی خستگی قشنگی که من اسمشو می زارم خستگی شرافتمندانه اونقدر زود و با کیف می خوابم که خوابش بیشتر شبیه نشئگی می مونه ... عمیق عمیقه ... می دونی خوابام کمه ولی خیلی بهم مزه میده .. خستگی شرافتمندانه خوابت رو نشئگی می کنه . اونایی که وقت ندارن بخوابن می دونن چی می گم .وقتی خیلی خسته ای خوابت بدجوری مزه میده ...

می دونی هر چی از یه چیزی که دوستش داری یا بهش احتیاج داری بیشتر دور می شی رسیدن بهش به همون اندازه بهت مزه میده ... مثل فنری که کشیده میشه یا توپی که بالا می بری و رهاش میکنی . یه نوع انرژی پتانسیل هست که بین معانی وجود داره ...

همونطور که کاملا مشخصه و قبلا گفته شد :

جهان های موازی

اصلی ترین قسمت علم

قانون جفتی

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی با بچه ها قدم میزنید قدم هاتونو کوچیک بردارید ... بچه ها نمی تونن پابه پای شما بیان ... اگر هم شاگرد خوب .. اهل تمرین و حرف گوش کنی داشتی زیاد تند و سریع و دست بالا باهاش کار نکن . بزار یواش یواش ...

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


پر پرم . به هیچ چیزی احتیاج ندارم ... هیچ ناراحتی ای ندارم . هیچ اسمی یا هیچ چیزی در وجود من هراسی نمیندازه ... فقط یک اسم هست بهش یه حالتی دارم . اون هم فقط آرامشه ... همیشه باهامه و همیشه باهاش آرومم . می دونی من قیمت ندارم ... هیچ چیزی در هیچ جا در اون حد نیست که وجود من رو تسخیر کنه . هیچ چیز ... من وجودم نامحدوده و تو هیچ ظرف کوچیکی مثل شهرت ... و ... نمیره . می دونی من هیچوقت توی یه ظرف جا نمیشم . هر چقدر اون ظرف بزرگ باشه . من رو هیچوقت نمی بینی که چیزی برام مهمه باشه یا توجهم رو جلب کنه .

ولی خوب اینها دلیلی برای کار نکردن  و تلاش من نمیشه . من تو هر کاری می رم بیشترین تلاشم رو می کنم چون من اول هستم و کامل و قوی . ضعیف ظاهر نمیشم ... من خاصیت ها و صفت های زیادی دارم که همه اونها با هم هستن ... مثلا اینکه هیچوقت منو نمی بینی که کسی بتونه منو مواخذه کنه چون من هیچوقت عمدا همچین کاری نمی کنم . هیچوقت نمی بینی سائل بشم به جایی چون قانعم و توانا و فعال و قوی و زیرک  .... وقتی با من باشی اگر آدم خوبی باشی خوش می گذرونیم و شاد می شیم اونقدر که به لبه های خوشی می رسیم انگار تو خوشی غرقیم یا پرواز می کنیم اما اگر بد باشی احساس می کنی تو یه اتاق حبسی و بیرون دیوار داره بهت فشار میاره . من خودم رو ستایش نمی کنم چون از همه چیز بی نیازم . دارم بهت نشونش می دم .

مونده ... یواش یواش با من بیشتر آشنا می شی . خودم هم همینطور ...

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 7:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یکی از عادت های خوب ما اینه که وقتی دلمون برای یکی از دوست های خوبمون تنگ میشه حالشو می پرسیم . پیشش می ریم . بهش زنگ می زنیم . خلاصه یه جوری حالشو می پرسیم . می دونی ما هنوز آدمیم .

+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 7:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer