وقتی میام پیشت مثل یه کشم که تا ته کشیدیم و یه دفعه ولم می کنیبه همون اندازه که کشیدیم بهت شوق دارم
+
این ها فکرهای جمعه هشتم خرداد 1388 9:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا کی برای تو خالص بودم
هیچوقت ، به خودت قسم هیچوقت
مطلب وِیژه : کسی می دونه اسم این مرد چیه ؟
+
این ها فکرهای شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 0:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا از تو هم قشنگتر هست ؟
+
این ها فکرهای جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 11:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آفتابم یکم آروم تر بتاب برفت آب میشه
رحم کن
+
این ها فکرهای جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 10:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا چرا انقدر خوشگلی؟
چرا انقدر دوستت دارم ؟
+
این ها فکرهای جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 10:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
روزی که علمش رو داشته باشم و وارد عمل بشم
کار خاصی نخواهم کرد
مگه باد رو ندیدی
یه جا گرم میشه و یه جا سرد
میاد گرما رو می بره به سرما تا عدالت برقرار شه
خاک زیر سد رو ندیدی که تراوش صورت می گیره طبق قانون برنولی با لاپلاسین صفر
آب و خاک با هم می سازن تا آب رو از این ور سد برسونن به اونور سد
تا عدالت برقرار شه
اختلاف پتانسیل برای این اومده
مگه رعد و برق رو نمی بینی
یه جا یه چیزی داره و یه جا یه چیز نداره
اون می ترسه که حرفشو گوش نکنه
و ....
می تونم تمام هستی رو برات مثال بزنم
حالا من حرفشو گوش نکنم
یعنی من با این شرافت
دلم نخواد حرفشو گوش کنم
این توپ رو می اندازم تو زمین
مهم بازی کردنمه
جدی می گم نتیجه برام اهمیت نداره
بازی کردنم قشنگ تر از بازی نکردنمه
اونا میخوان من تو همون مربع کوچولوی اونها بمونم
اما نه
تمام مربع های دنیا گوشه ای از وجود بی نهایت منو پر نمی کنن
+
این ها فکرهای سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 1:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی عیسی (ع) به معراج میرفت به آسمان چهارم رسید خطاب رسید او را
تفتیش كنید یك سوزن در یقه اش مشاهده كردند، خطاب رسید چون به این سوزن
علاقه داشته همانجا او را متوقف سازید و گرنه او را تا آسمان هفتم هم بالا
میبردند.
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی چیه
دوست دارم هر چی بودم و هرچی میشم و با تمام چیزهای فکر کردنی و ... رو فراموش کنم
فقط بشینم تا آخر عمرم زیبایی ات و شیرینی ات رو تماشا کنم
توی چشمای قشنگت زل بزنم
+
این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 5:19 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
عاشق واقعی وفاداره به عشقش ، عشق با وفاداری اش هست که معنا پیدا می کنه
+
این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 5:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
بعضی چیزها هستن که داشتنی هستن ، دادنی نیستن ... یه بچه نقاشی می کشه و صورتی رو میکشه هیچ آدم بزرگ معمولی ای نمی تونه اون صورت رو با اون انحناها بکشه ... می دونی اون انحناهایی که اون بچه تو اون نقاشی قشنگش استفاده می کنه ، فاصله چشم ها و ... چیزهایی هست که اون داره ، نمی تونی اون قشنگی نقاشیش رو تقلید کنی . خیلی ریزه کاریه ، اگر چشم دیدنش رو بهت داده باشن . نقاشی بچه ها خیلی قشنگه ... اونا چیزی دارن که بیشتر آدم بزرگها ندارن ... بیان بکشن . اگر تونستن اونطوری بکشن . عاجزن ... چون ندارن اون چیز رو که باعث می شه اون نقاشی ها قشنگ بشه . دادنی نیستن این چیزها ... داشتنی ان .
+
این ها فکرهای جمعه سوم آبان 1387 7:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
سازی هست که اگر بلد باشی بزنیش همه آدم ها م س ت میشن ، همه مسحور میشن ، همه بیهوش میشن ، یاد گرفتن این ساز از همه سازها سخت تره ، اما صداش از همه قشنگ تره .
این ساز یک استاد بیشتر نداره ، یه استاد که همیشه زنده هست ، فقط یک استاد داره ، استاد خودش شاگردش رو انتخاب می کنه . فقط استاد هست که می تونه زدن ساز رو یاد بده ، نه هیچ کس دیگه ای ....
استاد دوست داره همه شاگردش بشن و بهشون این ساز رو یاد بده ...
وقتی به یه نفر زدن ساز رو یاد بده اون نفر ثروتمند ترین و پرترین میشه و تا ابد زنده و خوشه
م س ت م س ت ...
بیشتر شاگردهای استاد قبلا بودند ... اما خوب عده کمی هم هنوز هستن
اون ساز چیه ... کوکش چیه ... استاد کیه ؟
نمی گم .... تمام مزش به نگفتنش هست ... اما این ساز هست . صداش رو نمی شنوید ؟ هنوز خوب وارد نشدم . هنوز دستای استاد اشتباهاتم رو می گیره ... جای دست هاش رو حس می کنم ...
برات می خونیم ، پس فراموششون نکن ... سنقرئک فلا تنسی
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 3:23 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
آدم ها در برابر یه چیزایی سحر میشن .... منظورم از سحر ، سحر و جادوی جادوگرها نیستا، اون ها خواب و خیال و توهمه و برای آدم های نادون ، منظورم از جادو بودن اون چیزها اینه که آدم ها در برابر اون چیزها کم میارن ، یه چیزی مثل اینکه آدم ها کوکشون بر اون مبناست ... البته باز هم می گم آدم ها ....
یکی از این چیزهای جالب که آدم ها در برابرش کم میارن لحن هست ... به تجربه ثابت میشه ....
اگر خواستید بدونید لحن چیه می تونید این مطلب که قبلا نوشته شده رو بخونید :
یه چیز خارق العاده به نام لحن
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 3:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
و من چقدر به مواظبت تو احتیاج دارم ، اینکه مواظبم باشی که مغرور نشم به خودم ، پاهامو کج نزارم و خیلی کارهای اشتباه که به خودم صدمه می زنن رو انجام ندم .... می بینم مواظبمی . چه طور محبتت رو جبران کنم ؟
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 3:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
شاید یه روزی برسه که خودت با خودت تنها بشی . خودت باشی و فقط خودت ... اونطوری باش که اگر روزی قرار باشه یه نفر که عین خودت هست با تو زندگی کنه تا ابد ... هیچوقت از زندگی کردن باهاش خسته نشی . اون روز تو هستی و خودت ... فقط خودت . تو میشی خودت .
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 3:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
وقتی دوستت داشته باشه مهره ها رو طوری می چینه که آخرش بری پیش خودش ، نه هیچ جای دیگه
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
غیرت یعنی اینکه وقتی یه نفر رو دوست داری اگه یه نفر بیاد و اون محبوبت رو اذیت کنه ناراحت میشی و ازش دفاع می کنی و با مهاجم وارد عمل می شی ، تحمل نداری محبوبت ناراحت باشه .... خدا خیلی سخت روی کسی غیرت پیدا می کنه چون واقعا ظریفه اما اگه غیرت پیدا کنه ... مهاجم طوری ضربه می خوره که اصلا و ابدا نمی فهمه از کجا خورده ... ضربه می خوره ضربه خوردنی مثال زدنی . خود خدا و دوستاش همه می فهمن ماجرای این ضربه خوردن رو اما خود اون کسی که اذیت کرده اصلا نمی فهمه چه حالی داره ...
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
وقتی یه نفر رو تربیت می کنه ، یه جایی می شه که شاگرد دیگه می دونه باید چی کار کنه ،اونجاست که ولش می کنه ، فقط نگاهش می کنه و لذت می بره ... لذت می بره و بهش درود می فرسته ، زنده باد
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
می بینی چطور همه چیز جای خودش قرار گرفته
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
می دونم که تو فقط چیزهای خالص رو دوست داری ... دوست داری تمام وجود من برای تو باشه ... خالص خالص ... بقیه هر چیزی که می خوان بگن بگن ... وقتی تو روبروم نشستی و داریم با هم صحبت می کنیم دیگه چه اهمیتی داره چی می گن . تو خالص خالص من رو دوست داری و من هم برات خالص خالص می شم .
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|