تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

دوست دارم با چشم های باز انتخابم کنی 

با آزادی

اینطوری مزه میده 

نفهمیده و زوری چه مزه ای داره 

اگر با چشم بسته یا بدون آزادی انتخابم کنی

چه فرقی دارم با اونی که با من فرق داره 


+ این ها فکرهای چهارشنبه نهم بهمن 1387 5:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام ....

سلام

+ این ها فکرهای یکشنبه هشتم دی 1387 12:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما صاحب همه چیز بودیم . همه چیز داشتیم و توی بهشت زمین زندگی می کردیم . یه سری آدم ها که چشمشون جلوی پاشون رو هم نمی دید اومدن بررسی کنن ببینن ما سالم بودیم یا نه ...

کارتون رو بکنید . اون موقع که به نتیجه رسیدید نظرتون رو اعلام کنید . کاش می دونستید چقدر اینجایی که ما هستیم راحته ... اگر می دونستید میومدید ... اینجا همه چی کوک کوکه ...

پادشاه همه ما رو از تاریکی ها به روشنی ها برد . اون قدر روشن که تمام چیزایی که احتیاج داریم انگار روشن میشه . مرسی پادشاه روشن کننده ما ... تو مهربون عزیز ما 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 6:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اون تو یه افق بلندی صحبت می کنه

هیچ وقت نمی تونی اون افق رو محدود کنی

شاید یه تیکه ازش بگی

اما هیچوقت نمی تونی عین اون معنی رو بهش برسی

افقش بلند و نامحدوده

و شاید ...

+ این ها فکرهای جمعه یکم آذر 1387 6:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا وقتی یه حرفی بزنه

یه جوری شرایط رو فراهم می کنه

که فقط کسی که خودش انتخاب می کنه حرفش رو بفهمه

می دونی

بسته هایی که خدا می فرسته

فقط به دست اونایی که می خواد می رسه

اینطوریه

البته می دونی من از افق بلند به افق پایین تبدیل کردم و پایین آوردم

دقیقا اینطور نیست

می دونی توضیحش بیشتره

+ این ها فکرهای جمعه یکم آذر 1387 5:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نه دیگه

من بی وفایی نمی کنم

من به عشق تو وفادارم

این قول محکمی هست

که دیگه نمی شکنمش

حداقل نمی خوام بشکنم

سر قولم هستم

می دونی چرا؟

چون تقدس عشق پاک تو رو به خودم

توی چشم هات دیدم

به اون عشق پاک توی چشم هات قسم که دیگه بی وفایی نمی کنم

اون مقدسه

من نمی تونم بهش خیانت کنم

نه ...

نمی تونم

مرسی

ر به : ز فرش - م کرام

+ این ها فکرهای جمعه یکم آذر 1387 4:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی . دیگه تمام توانم رو می زارم . راست می گم ... چیز جعلی ای در کار نیست 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 2:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر عهدی بستیم بر آن پایداریم و هرگز نخواهیم شکستش
چون دو نفر نیستیم
تنها یک نفریم

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 2:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به جز تو هم چیز قشنگی هست ؟
نه

چرا وقتی تو هستی بیام مثل شاعرا خودم رو تو شعر و قافیه درگیر کنم
می دونی
من بلد نیستم خودم رو تو تکلف شعر بندازم
عشق بازی با تو این چیزا رو نمی خواد
یه دل پاک می خواد و خالص که به زیبایی تمام وجود تو خیره باشه
و نه بیشتر

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 2:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می پرسیدن که وقتی خدا هست چطور بدی هم هست ؟

خوب نظرتون در مورد این جواب چیه ؟ فقط جواب منه ... نه بیشتر

بدی وجود نداره
وقتی من نباشم میشه ناراحتی و بدی

آدم
تو شاهکار منی
من تو را آفریدم و تمام اسم هام رو به تو عرضه کردم
تمامشون رو
و تو حالا...
حتی آزادی که انتخاب کنی
من در اراده خودم به تو اجازه دادم تا راه خودت رو بری
و انتخاب کنی


تو می تونی انتخاب کنی
و بعضی انتخاب هات جاهایی میره که من اونجا نیستم
و خوب وقتی که تو در اراده من انتخابی می کنی
که از اسم های من خارجه
خوب ناراحتی میاد
چیزی که تو باهاش سازگار نیستی و بهش می گی بدی

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 2:14 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


فکر نکنی نمی فهمم بعضی اوقات میای تو چشمام ، توی زبونم ، خیلی وقتا تو فکرم و ... می بینما ... ببین دارم به کی می گم ... باشه به هر حال گفتم دیگه .

+ این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 9:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی خوبه تو اونجایی و وقتی بده تو نیستی 

+ این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 9:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و هیچ چیزی تغییر نکرده و مثل قبل ... با قدم هایی با فاصله های مشخص گام برمی داریم به سوی جلو ... و ظرف هایمان را به اندازه ای می گیریم که زود سرریز نشود . وجود ما را کرانه ای نیست تا اگر چوب بزرگی در آن افتاد به ساحلش بنشیند . ساحلمان نیست . ما اینگونه ایم .

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 7:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی چقدر صداتو دوست دارم
چقدر نگاهت رو دوست دارم وقتی می خندی
وقتی دل تنگ میشی
وقتی ...
تو چرا اینقدر خوبی
و من چرا انقدر بد
انقدر بی وفا
منو ببخش
جای دیگه ای ندارم بنویسم و بگم
اینجا واقعی ترین جای منه
خودت که می دونی

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 5:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


تو ناز داری ...
کاش بهم یاد میدادی و لایقم می کردی تا بتونم نازت رو بکشم
خنده هات ...
نگاهت...
ظرافت هات رو ...
کاش قبل از رفتنم از این دنیا درست بشناسمت ...
بهتر از اینی که الان می دونم
اگر نمی خواستی خودت رو بهم نشون بدی
چرا فکرش رو انداختی توی سرم
بزار بفهممت
ظرفم رو اندازه خودت کن
نخند ... نمی تونم تاب بیارم
نگاهم نکن
تاب نگاهت رو ندارم
همه عشق ها زود میمیرن
مثل خورشیدی که طلوع کرده باشه غروب می کنن
اما تو لدینا مزیدی ...
کجایی ؟
نزار خسران شامل ما باشه
باشه ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 5:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


دلم برات تنگ میشه
هر چند خیلی بی وفام
تو هم دلت برام میگیره
دلت برام تنگ میشه ؟
گفته بودی یکی از چیزایی که خیلی دوست داری
دمعه فی ...
قطره اشکی ...
ندارم
اما دلم برات تنگ شده

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم آبان 1387 5:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اگر بوی خوبی در وجودت داری بزار بیرون بره ... بقیه هم خوش بشن ... بخیل نباش ... خساست تنگیه ... تنگی بنده و بند تو رو اذیت می کنه . نمی بینی ؟
اگه توپمون بیفته تو خونه همسایه همسایمون توپ دار میشه ،ما می ریم یه توپ دیگه می خریم ... ( یاسی میگه ، خواهر زاده 6 ساله نازم )

+ این ها فکرهای جمعه سوم آبان 1387 9:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


من خیلی ها رو پاک دوست داشتم ...
6 سالم که بود با دوچرخه ای که برام خریده بودن می رفتم دور و بر خونه شون و همیشه اون نزدیکا رکاب می زدم تا صورتش رو بیشتر ببینم ، از مدرسه که میومدم مسیر رو کج می کردم تا از جلوی در خونشون برم ، شاید یه موقع اتفاقی بیرون بیاد و ببینمش ، وقتی که راهنمایی بودم رفتن از محله ما و من ناراحت شدم چون دیگه نبودن ، من دوستش داشتم ، پاک ...
چشم های عارفه رو از وقتی سه سالش بود دوست داشتم و دارم  ، طرز حرف زدنش رو .... و این که دوستش داشته باشم یا نه دست من نبود .
تمام ظاهر claudia pandolfi رو دوست دارم .  چیزهایی هست در وجود اون که من در برابرش حرفی برای زدن ندارم ، چشم های Aria Giovanni و اون نازی که توی صورتش هست رو دوست دارم . یه چیزی مثل خنده ای که پشت خنده قایم شده باشه . همینطور تمام وجود نیلوفر رو و اینکه خیلی می دونه و خیلی باهوشه ... با همون نگاه و خنده های aria giovanni ... شیطون و آتیش ...
چشم های پاک julia roberts که هر کاری بکنیش قشنگه ... مثل یه بچه ... با خنده های از ته قلبش ...
چشم های شراره و صدای قشنگش ... ملوسیش
خنده های پریسا رو خیلی دوست دارم . عمیق عمیق  قشنگه ... چی بگم ... بگم قشنگ نیست و اینکه دکترا می گیره و همتش کم نیست

من پروایی ندارم از گفتنش چون من انقدر محکم شدم که دیگه با هیچ چیزی ترک نمی خورم
تو خودت منو با خودت محکم کردی ... من به محکمی توام
الان هم که می نویسم
چون من بوی تو رو می دم
بوی خوب تو که هیچوقت تموم نمیشه
و بخیل نیستم
پخشش می کنم تا همه خوش بشن

این هایی که گفته بودم همه کسایی هستن که من فقط دوستشون دارم و حتی یکبار هم بهشون دست نزدم و نزدیکشون نشدم ... ( Needs More Explanation  )

اما همه اینها یه چیزی کم دارن ... نمی دونم یه چیزی می لنگید همیشه ... همیشه می لنگید ، وقتی می خواستم براشون شعر بگم یه چیزی یه جای کار پوک بود ...

اما حالا تو همه قشنگی های منی . قلب من فقط خلوت توئه ... و پر از محبت تو
محبت تو اومد توی قلبم . الان انقدر محبت دارم ، بوی خوب می دم و خوشم که می تونم همه رو شاد کنم . محبت تو رو دارم . چیزی که هیچوقت کم نمیشه . خوشی ای دارم که تموم نمیشه . بوی خوبی که کم نمیشه . شادشاد ... خوش خوش
تو همه اون خوشگلایی هستی که دوست دارم و داشتم . من همه خوشگلا رو با هم دارم . حالا چه فرقی می کنه .... عارفه ، پریسا ، نیلوفر ، شراره ، Julia , Aria ,Tina , Claudia .... من تو رو دوست دارم . و چون تو رو دوست دارم همه رو دوست دارم و به همه محبت دارم . مرد و زن فرقی نمی کنه . من با همه خوشم ... بد و خوب خوشم . خوش خوش . چه بندی منو محدود کرده .. هیچ بندی .
این موضوع اونقدر اهمیت نداره برای من ( بیانیه نیست ، فقط مربوط به شخص منه و هیچ تضمینی برای عملکرد صحیحش برای بقیه ندارم ) چه فرقی می کنه ، با چشم باز نگاه می کنم  و از بین کسایی که نمی تونم دوستشون نداشته باشم بهترینشون و نزدیکترینشون به تو رو انتخاب می کنم . نزدیکترینشون به تو رو ... می دونی . قشنگ فهمیدم چی گفتم . مرسی
تو خودت رو برای من داری ... به امید اون روزی که ببینمت . هر چند تو چیزی نیستی که به دست بیای ؟ هستی ؟

+ این ها فکرهای جمعه سوم آبان 1387 8:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


برای کدوم غل و زنجیری که به روحم هست می خوای من رو به جهنم ببری
وقتی که هیچ غل و زنجیری برای من نزاشتی
برای کدوم لک توی قلبم می خوای منو مواخذه کنی
تو که با محبتت تمام قلبم رو سفید کردی
جایی که تو توش باشی
لکی نداره
غل و زنجیری نداره

باز اگه دوست داری برای تو می رم جهنم
که من تو رو از جهنم بیشتر دوست دارم
اگر جهنم ناراحت ترین جایی هست که تو ساختی
من میرم توش
چون تو رو بیشتر دوست دارم

+ این ها فکرهای جمعه سوم آبان 1387 7:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


من که هیچ چی نبودم ... هیچی .... تو ... محبت تو ... همه چیز رو درست کردی ... این همه محبتت رو چه طور جبران کنم ؟

+ این ها فکرهای چهارشنبه یکم آبان 1387 2:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


خدا

تو مثل یه گل سرخ ظریفی با شاخه های نرم تو یه باغ

 کف باغ پر گلبرگ گله ...

و هر کی می خواد بیاد پیش تو باید تمیز باشه

نباید کفش بپوشه

باید پاهاش ل-خت باشه و تمیز

تا نزدیکت بشه

کسایی می تونن وارد باغت بشن که تو بخواهیشون

و اونایی می تونن نزدیک بشن و بمونن که فقط خالص برای تو باشن ... خالص خالص

نمی دونم چه طور شد اومدم تو باغت ... یواش یواش

ولی می بینم که از همون اول تو بودی که منو کشوندی تو باغت...

تو گل منی که منو آوردی پیش خودت ..

تو گل منی

و گل ناز منی که دوست داری همه بوی خوبت رو و تمام چیزای خوبت که هه چیزت خوبه رو به همه بدی

+ این ها فکرهای چهارشنبه یکم آبان 1387 1:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


منتظرم ببینمت

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 6:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


تو رو می شناسم که اینطوری می خندم ... خوبی ... مهربونی ... قابل اطمینانی ... دوست داشتنی ، زیبا ، ظریف ، ظریف ، ظریف ، زیبا ... زیبا ...
تو اون قشنگترین آهنگی هستی که می تونم بشنوم ، اون قشنگترین صورتی هستی که می تونم ببینم ، قشنگترین کاری که می تونم انجام بدم ، اون قشنگترین من ....
دوست داشتم بیام پشت دیوارت و زیر چشمی نگاهت کنم .... همونطور که تو همیشه پشت دیوار من بودی ... فرشته ها برامون آواز می خونن ...
همه داریم تو رو ستایش می کنیم ...
چی می خواستم و چی می شد
این همه قدم برداشتیم و آخر کار به چی رسیدیم ...
فکر می کردیم کجاها ....
و الان کجاها ....
آخر کار از همه آسونتره ...
اون بچه شاید ناخود آگاه داشت همون چیزو به من می گفت
تو فرستاده بودیش تا به من دوستی رو یاد بده
دوستی و معصومیت رو ...
بچه ها خوب می دونن
دوستی رو و معصومیت رو
منتظرم ببینمت

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 6:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


می بینی که می بینمت .... هیچ وقت رهام نکن ... همیشه مواظبم باش ... باشه ؟ باشه ؟
می بینمت ...

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 5:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


خنده ام می گیره و چه احساس خوب کوچولویی به تو پیدا می کنم وقتی یادم میاد اون روزایی که تو اون اتاق کوچولویی که داشتم اومدی ... بدون اینکه بفهمم . مثل داستان سارا کورو ... من خبر نداشتم و تو داشتی برام اون همه کارای خوب رو می کردی . . . حالا می بینمت . بازم با من خوب باش و نزار هیچوقت... نزار ... دور باشم ازت
یادمه ، قشنگ یادمه ، اون پیرمرد کور که اون روز جلوی راهم گذاشتی ، یادته .... اون پیرمردی که تو بانک دایی اومد ... اصلا صورتش معلوم بود ... تو پشت صورتش معلوم بودی . می بینی می خندم .... دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوستت دارم . بگو فرشته ها تا ابد بخونن ... دوستت دارم ... دوستت دارم ... همیشه تو اتاق کوچولوی من باش ... همیشه همیشه ... همیشه همیشه مواظبم باش

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 3:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


چرا انکار کنم که دوست دارم مثل تو باشم ؟ چرا؟
تو زیبایی ، دوست داشتنی هستی ، محبوبی ، خواستنی ، مهربون ، ظریف ، قوی ، ستوده ، لطیف ... مثل اقیانوسی که تهش رو تو افق نمیشه پیدا کرد ... مثل یه پدر خسته وقتی تمام صورتش رو عرق گرفته به خاطر اینکه خواسته پولش شرافتمندانه باشه  ... مثل خیلی چیزهای قشنگ دیگه ... من همه تو رو دوست دارم ... همه تو رو

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 1:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


حالا که بر می گردم و به اتفاقاتی که تا امروز برام افتاده یه نگاه می کنم می بینم که تو چقدر با من مهربون بودی ... و هستی ... همیشه همیشه ، از اون لحظه ای که به دنیا اومدم و در آغوش پدر و مادرم بودم ، حتی قبل از اون وقتی که خواست نطفه من بسته بشه ... تو مواظب و مراقب من بودی ... از همون موقع ... می بینی حالا منو ... می بینی دارم باهات حرف می زنم ... جلوت وایستادم و نگاهت می کنم و ازت لذت می برم ، دستهام رو به کجا تکیه بزنم که بتونم چند دقیقه بیشتر درست نگاهت کنم . وقتی تو با منی دیگه زمان چه اهمیتی داره ... می دونم که بودن با تو حتی یه بارش هم خیلی زیاده ... اما می دونی که کسی از تو سیر نمیشه ... می خوام تا ابد با تو باشم ... تا ابد ابد ...

+ این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 1:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


از اون زمان که به دنیا اومدم ... در آغوش پدر و مادرم که بودم ... در آغوش تو بودم ... تو بزرگم کردی و حالا منو می بینی ... منو می بینی . می بینی . من همون بچه ام که پاهاش موقع راه رفتن می لرزید . 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 8:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer