آدما به کوچیکی بزرگترین هدفشون هستن
+
این ها فکرهای چهارشنبه پنجم فروردین 1388 2:59 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
گنج تو گاوصندوق به چه دردی می خوره ؟
خدا با خلقت آدم زکات دادن رو شروع کرد
زکات خودش بود خلقت آدم
اون گنج بزرگ ...
+
این ها فکرهای شنبه سوم اسفند 1387 11:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این تواضع عجب جواهر براقیه
چشممو گرفت
+
این ها فکرهای پنجشنبه یکم اسفند 1387 11:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این یه شتریه که هزار بار در خونه ات می شینه
یه بار درو باز کن ببین زندگی ات چقدر روشن میشه
+
این ها فکرهای چهارشنبه نهم بهمن 1387 11:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بهم اعتماد داری؟
من : آره
چشم هاتو می بندی
من : باشه
اعتماده این وسط که باعث میشه چشم هاشو ببنده ، اینه اون چیز مهم تو ارتباط متقابل
+
این ها فکرهای چهارشنبه نهم بهمن 1387 5:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی یه نفر در یه محیط واقعی یا به صورتی دیگه شرایطی رو طی می کنه که وضعیت 33- رو درست پشت سر می زاره می تونه از پس وضعیت های مثبت تر بر بیاد .
زندگی که جای خود داره
آدمایی که وضعیت 33- رو می گذرونن فکر نمی کنم جلوی چیزی کم بیارن
از جمله سختی های زندگی
خدایا شکرت به خاطر این همه لطف
وضعیت منفی 33 چیه ؟ : جواب : وضعیت منفی 33 و رفتار لایه ای ( مدل ساری رویارویی با بدترین حالت ممکن ) - هیچ تنشی حس نمیشه
+
این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 1:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نخیر مثل این که کاملا منبع باز و open source هست
دیگه آخر open source ...
بله ، حتی open source اش هم open source هست
+
این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 1:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سوال می پرسم ازت ؟
آیا به نظر تو درسته که یه عده از مردم رو بندازی و بشورونی تو یه راه درست بدون اینکه بفهمن و کاملا متوجه نباشن دارن تو چه راهی میرن ؟
به نظرت درسته ؟ یعنی مثلا تو 2000 نفر آدم رو ببری تو یه راه درست اما اونها رو نسبت به این راهی که داری می بری توش مطلعشون نکنی . درسته ؟ راه هم درسته ها ... راه مشکلی نداره
اگر به من باشه می گم نه . دلیلش هم اینه :
تو به اونها خیانت می کنی چون بهشون آگاهی ندادی و شعور اونها و حق انتخابشون رو این وسط نادیده گرفتی و از حق انتخاب اونها صرف نظر کردی و با اونها مثل یه موجود بی شعور و بدون حق انتخاب رفتار کردی .
در واقع خیانت کردی به دوستی ات با اونها ، چون اونها تو رو راهنمای خودشون انتخاب کردن و بهت اعتماد کردن و تو با این شوروندن و انداختن در مسیر بدون آگاهی در واقع به این اعتماد و دوستی اونها خیانت کردی.
از طرف دیگه تو از اونها سو استفاده کردی ، چون شعورشون رو و حق انتخابشون رو نادیده گرفتی .
خیانت ... زشته . زشت
خوب این ماجرا تو رو یاد چی می اندازه ؟ آشنا نیست ؟ مبارک باشه
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و سوم دی 1387 7:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببینید این یه نگرش و یه استیل خارق العاده است
می بینید
اینکه خودت رو به هیچ دسته و گروهی محدود نکنی
اینکه تمام حرف ها رو گوش بدی
همه چیزها رو گوش کنی
و بعد از اونایی که شنیدی
بهترین هاش رو انتخاب کنی
این خارق العاده است
عقلانیه که احتمال حضور بهترین چیزها
در بیشترین ها بیشتر میشه
شاید بهترین چیزها در یه محوطه خاصی بیشتر باشه
اما سرک کشیدن در همه محوطه ها به درک بهتر همون محوطه گنج دار بیشتر کمک می کنه
من خودم تمرکزم روی منطقه گنجه اما همه حرف ها رو می شنوم تا گنج های این منطقه رو بهتر بیرون بکشم
و یه چیز خارق العاده دیگه
اینکه
از چیزی پیروی نکنی که علمی بهش نداری
این خارق العاده است
بدیهی و در عین حال یه احتیاط کاملا عقلانی و شاهکارانه
اینکه در اتاقی نری که نمی دونی توش چی هست
مربوط هست :4 تا شاهکار در روش زندگی کردن
+
این ها فکرهای شنبه هفتم دی 1387 0:22 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
4 تا شاهکار آدم خوب که اگر دنبالش بری راه های زیادی رو برای خودت باز می کنی ، دینگ دینگ :
1- چیزهای خوبی رو که در دیگران می بینم ( حتی ممکنه اون چیز آدم نباشه ) اگر نداشته باشم به خودم اضافه می کنم ، چیزهای بدی که در دیگران می بینم اگر داشته باشم از خودم کم می کنم .
حرف های همه رو می شنوم ، همه چیز رو با چشم های خودم می بینم و با گوشهام می شنوم و ... از همه جا و بهترین هاش رو انتخاب می کنم و روزی ام رو اینطور می گیرم ، به اندازه ای که با بیلت درست زمین رو بکنی از گنج زیر خاک فکرت بهره مند می شی .
2- از چیزی که نسبت بهش علمی ندارم پیروی نمی کنم ، ترجیح بدم دو تا کار رو با فهم انجام بدم تا اینکه دو هزار تا کار رو بدون فهم . هیچ کاری رو بدون فهم انجام نمی دم ، با عجله و ... نه ! که گفته : وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد ( 36 اسراء )
3- دارم راست و رو بازی می کنم . نه می خوام سر خودم شیره بمالم نه سر کس دیگه .
4- و این هم یه شاهراه ، لاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ( از روح خدا ناامید نشوید که همانا غیر از کافران کسی از روح خدا ناامید نمی شود - بخشی از 87 سوره یوسف ) ، خدا از روح خود در من دمیده است زیرا خود گفته است : فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ( 29 الحجر و 38 ص ، جالبه که دو بار گفته ) ، من هیچوقت ناامید نمی شم چون من از روح خدام ... من هرگز ناامید نمی شم .
من هرگز ناامید نمی شم . هرگز و هزار هرگز و هزار هزار هرگز
+
این ها فکرهای جمعه ششم دی 1387 11:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من احساس می کنم خیلی از ایرانی ها خودشون رو سر کار گذاشتند . انگار خودشون رو کنار خودشون گذاشتن و دارن به خودشون خیانت می کنن . اگر می دیدن اون خودشون که کنار خودشون هست و داره تلف میشه رو ... اینکارو نمی کردن . بقیه قوم ها رو ندیدم و چون ندیدم نظری در موردشون ندارم .
اگر می دونستند تربیت چیه دنبالش کوه ها رو بالا می رفتن
همون چیزیه که کربن سیاه رو الماس می کنه
و یه سوال بزرگتری برای من هست . اینکه کسی که اسمش رو گذاشته بزرگ اینها ...
اون چه بزرگی ای داره الان در حق اینها می کنه ؟
و مردم اصلاح نمی شوند مگر به وسیله دو دسته : حاکمان و دانشمندان
اگر این دو دسته اصلاح شوند مردم نیز اصلاح می شوند
و هیچوقت ندیدم یه اتفاق بزرگ یه روزه بیفته . هیچ وقت
هیچ بلوری یه روزه شکل نمی گیره . بتنی که سریع بگیره مقاومت نهایی اش پایین میاد و ...
پس نمی خوام یه روزه کاری کنم که الماس بشید کسایی که می خواهید الماس بشید
+
این ها فکرهای یکشنبه یکم دی 1387 4:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و وقتی که یه سیستم به ایده آل ترین حالت خودش میرسه دارای ساده ترین رابط کاربری یا User Interface میشه .
وقی یه آدم به بالاترین درجه خودش برسه اخلاقش با مردم بهترین حالته ، یعنی بهترین اخلاقو پیدا می کنن ، اخلاق مگه رابط کاربری نیست ؟ پیچیده ترین سیستم رو داره اما ساده ترین و User Friendly ترین حالت رو .ساده و دلخواه و دلنشین ... بچه ها رو دیدی؟ نسخه کامل شده user friendly ترین موجودات یعنی همون بچه ها ، تا حالا باهاشون بازی کردید ؟ بازی کنید و ببینید .
نمی بینی ؟ خیلی ساده هست ها ؟
این هم دو مطلب مرتبط :
انتخاب درست تو زندگی چیه ؟
بزرگترین چیزها معمولا چه شکلی هستند ؟
+
این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره

به جون خودم اگه بزارم دیگه این اسم هام برن ، او او ، نو نو ، زهی خیال باطل ، دیگه برگشتی در راه نیست ، خوشبختی بریم جلو که دیگه نمی زارم برگردی ... حتی من دیگه تو رو هم نمی خوام ، من چیزی بهتر از اسم ها پیدا نکردم ، باهم بریم جلو که دیگه راه داره خیلی جذاب میشه .
+
این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 4:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببینید خدا تو قرآن میگه لیس للانسان الی ما سعی
یعنی برای انسان چیزی نیست مگر اونی که براش تلاش کرده
ببین دوست من نگفته چی ، به چیزی محدود نکرده ، نکته اصلی تلاشه ، به همون اندازه که تلاش کنی تو هر رشته ای بهت می رسه . درسته ؟ هر چی بیشتر تلاش کنی بیشتر می رسه .
اگر مهندسی ، اگر دکتری ، اگر تراشکاری ، اگر فکر می کنی ، اگر در چند رشته دید داری و به اصطلاح ما اولی الابصاری ... هر چقدر بیشتر تو اون موضوع تلاش و کاوش و پویش کنی بیشتر از اون نصیبت میشه .
اگر فکر می کنی مسلمونی خوب تو مسلمون بودنت هم باید تلاش کنی
این بحث تلاش یه موضوع غیر وابسته به شی و کاملا مجرده ، در هر صفتی برای قوت در صفت تو باید تلاش کنی .
چرا آمریکا انقدر تو علم ، تو ... و ... قوی شده ، داره تلاش می کنه ، همزمان فکر می کنه ، باور کن اگر مسلمون ها همینطوری بدون تلاش ادامه بدن و فقط روی زبونشون باشه دینشون روزی میرسه که آمریکا بعد از تحقیقاتش به این می رسه که اسلام بهترین راه زندگیه و با تحقیق به دین اصلی ای که حضرت محمد آورد میرسه و هنوز مسلمونا دارن حرف می زنن . می دونی همه راه هایی که صاحب راه خیر خودشو می خواد به یه جا ختم میشه . چه تحقیق کنه ، چه ...
یه چیز منطقیه . به اندازه تلاشت .
آخه بابا جان آدم تو یه مربع که از 5 بخشش 4 بخشش رو می فهمه و یه بخشش رو نمی فهمه خطرناکه بره باهاش بازی کنه . شاید اون یه بخش کار دستش بده . تو یه بخش موضوع رو نمی فهمی خودتو درگیرش نکن .
چطور وقتی موضوع توکل رو درست نفهمیدی تنبلی هات رو به حساب توکل می زاری و فکر می کنی که قراره خدا ... همه کارهات رو خودت بکن . بالا مواظبن از مسیر خارج نشی . روزی ات رو می رسونن . کی دیدی خدا دونه رو بیاره بزاره تو لونه پرنده ... اونم که می شنوی روزی به غیر حساب یه چیز دیگه است .
این دسته تنبل هست که البته خیلی راحت هم درست میشه ، خوب تا حالا تنبلی می کردید ، دیگه از این به بعد نمی کنید . می بینید چه راحت درست شد . خوش اومدید آدم های اهل کار .
این دسته تلاش رو فراموش کردن ، تلاش ، تلاش ، تلاش ، روزهاشون همینطور می گذره . البته و صد البته خیلی راحت درست میشه . تلاش رو به یاد بیارن . ببینید راه حل قشنگش رو :داستان چهاردهم : مورچه و دانه
+
این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 4:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نه ، من کوچیک نشدم ... در برابر هیچ چیزی جز خودم و خودم رو درست به یاد آوردم که چی هستم
اسمی ام رو از دست ندادم
در برابر هیچ کسی
اگر این جمله رو بفهمی .... شاید خیلی چیزها رو بفهمی
+
این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 4:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا می دونه چقدر ممنونم از نوکیا به خاطر اینکه تو یه دستگاه کوچولو کلی قابلیت گذاشته ، می تونی توش دائره المعارف بریزی ، دیکشنری همه زبون ها ، برات تلفظ می کنه ، صدا رو ضبط می کنه و ... هر سوالی داری می نویسی و تو اینترنت یه چیزایی پیدا می کنه . دفترچه یادداشتت هست و ... فکرهات رو می نویسی و ...
چقدر ممنونم از خدا که منو تو این زمان با این موقعیت قرار داده ، حالا که این حرکت قشنگ شروع شده ، به امید اون روزی که یه جوری بشه که فاصله بین سوال و جواب خیلی کم بشه ، همه جواب های درست برای سوال های جواب داده شده یه جا باشه ، بعد هر کسی سوال داره فقط بپرسه و جواب سریع حاضر بشه ، به راحت ترین صورت .
آدم ها معمولا به خاطر سختی هست که دنبال جواب نمیرن . یه سری آدم مثل ما که دوست دارن اینکارو برن جوابا رو پیدا کنن بزارن یه جایی فقط اونا سوال براشون پیش اومد جواب بیاد جلوی دستشون .
میخواهیم اون فاصله بین سوال و جواب رو کم کنیم . موبایل اینکارو کرده ، اینترنت ، یه جای بزرگه با آدمهای کم ولی زیاد . ای خدا شکرت ، خیلی شکرت
اما اینا رو گفتم تا بگم من یه N81 8GB دارم ، موقع خرید همه می گفتن Sleek Stylish و .. خلاصه اینکه این گوشی خارق العاده هست و ... حدود یک ماه تحقیق کردم و بالاخره گرفتم . الان یک سال می گذره . اون موقع تو همه سایت های خارجی استفاده کننده های این گوشی در تمام دنیا از ظاهر جالب این گوشی می گفتن . چون من
هم زمان با ورود گرفتم . اشتباهی صورت گرفت .
اشتباه به صورتی صورت گرفت که اونها هم تقصیری نداشتند ، اشتباه این بود که هنوز در عمل دوامش ثابت نشده بود ، یعنی
دوره تست دوام نگذشته بود .
الان یک سال گذشته و رنگ و روش داره یواش یواش میره ، دوام نداره . قبل از ساقط شدن باید بفروشمش و یه چیزی بگیرم که QWERTY باشه ، تا بتونم تمام فکرهام رو مستقیم و راحت روش بنویسم و دیگه همه چیز ردیف بشه . یه جورایی لپ تاپ و کامپیوتر به زودی حذف میشه .
این سری حتما روی بحث دوام و
مانایی دقت می کنم
بعضی فکرهام هستن اینطورن . وقتی میان خیلی رنگ و روشون خوبه ، هیجان دارن ، اما در دوره تست دوام می لنگن . خوشبختانه من الگوریتم هام خود بهبود هست .
باید دید چی دوام میاره رفیق . هر چیزی رو انتخاب کردی دوامش رو هم حواست باشه
مطلب مرتبط :
خلاء مدل ایده آل نکته ای که برای ایده های (( خود بهبود یا Auto Debugger )) باید به کار برد
+
این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 3:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و بچه ها ... تنها روش دیدن و درک درست رو بهتون یاد می دیم . ببینید و کلی جلو بیفتید ... این که این تنها دید درست هست اصلا نیاز به اثبات نداره چون خودتون وقتی شکل رو می بینید متوجه قضیه میشید . برهان فوق العاده محکمیه . من می گفتم علم یه چیزه . میبینی ریاضی رو ؟
این دید ، جامع و محیط هست .
و این هم عکسی که توش سعی کردم توضیح بدم : تنها روش و استایل درک درست به صورت مصور
+
این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 1:13 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
لهجه بریتیش رو به خاطر طرز خاص حرف زدن Keira Knightley دوست دارم
ایتالیا رو به خاطر Claudia Pandolfi ....
تازه می فهمم وقتی می گفت : اگر تو نبودی آسمون ها رو خلق نمی کردم
منظورش چی بود
صدای محمد رو که می شنید و کارهاش رو که یادش میومد
می گفت نه ، کار من بیهوده نیست
من دارم تو رده خودمون حرف می زنم ، تا وقتی که به این رده نرسیدی در مورد این رده قضاوت نکن
باشه ؟
ببین اصلا مذهبی نیستم ، علاقه ای هم به آدمایی ندارم که کپی می کنن ، این احساس من بود
+
این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر روزی بخواهیم حرکتی بکنیم
داشتن دوست قویترین سلاح
یا از بیرون و مثل کتاب هایی که دوستی نمی فهمن
قویترین سلاح مردم هستند
این چیزیه که یه آدم زیرک می فهمه
زیاد جلوی چشم نیست
+
این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 3:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببین دوست من هر چیزی مثل خودشه . کتاب مثل کتابه . چیزی مثل اون نیست . اما خوب یه سری چیزا موازی با هم هستن و در لایه های مختلف تکرار شدن . شاید توی هفت تا لایه . می تونی با شناخت یکی از لایه ها لایه های دیگه رو پیش بینی کنی . یک به هفت یا حداقل یک به دو
همه چیزای خلق شده زوج هستند .
بعد از کشف تمام علم به این نتیجه می رسی . 1=1 یا چیزی شبیه این 1
می بینی آینده رو ...
+
این ها فکرهای یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 4:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عجیبه ... همه چیز به همه چیز ربط داره
+
این ها فکرهای شنبه بیست و سوم آذر 1387 4:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر ازم در مورد چیزی بپرسی که نمیدونم و در موردش تحقیقی نکردم و مراحل فهم رو طی نکردم بهت می گم ازم انتظار بیهوده داری . چون چیزی رو ازم می خوای که ندارم . البته می تونم با تحقیق بفهمش . البته اگه ابزارش دستم باشه . می دونی من یه اراده ام
مربوط : مراحل درک و فهم ( تا اونجایی که من تا امروز فهمیدم )
+
این ها فکرهای پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 9:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه چیز زنده یا یه بخش زنده اینطور هست که زنده هست .
من در موضوع نرم افزارهای سیمبین زنده هستم . من در مورد انسان زنده هستم . چون من در این دو موضوع هی چیزهای جدید می فهمم . در جریان اتفاقات هستم . ورود و خروج دارم و در من جریان دارند . یه رودخانه جاری . چیزی که ثابت نیست و میاد و میره . هر چیز زنده ای ورود و خروج و جریان داره . وقتی یه چیز زنده هست سالم هست . بهتر از زنده نبودنه . رودخونه جاری کثیف نمیشه همونطور که بخش های زنده دیرتر فاسد میشن یا معمولا فاسد نمیشن . زنده باش تو اون چیزی که نمی خوای فاسد بشی .
فکرت رو زنده کن . جریان . تفکر ، ماده خام خوب .
تو رشته ای که هستی و کارته زنده اش کن تا فاسد و کهنه نشه .
هیچ پیش فرضی نیست خودت دنیاتو بساز
ناامیدا به هیچ چی نمی رسن
من زندگی ام یه بخش زنده است . تمامش
هر روز بخش های زنده ام رو بیشتر می کنم . سعی می کنم تمام بخش ها زنده بشن . اینطور عالی هست
+
این ها فکرهای یکشنبه هفدهم آذر 1387 7:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر خواستی از جایی بپری اول پریدن رو یاد بگیر یا حداقل تمرین کن
+
این ها فکرهای یکشنبه هفدهم آذر 1387 11:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هرچی بیشتر می گذره بیشتر به این نکته پی می برم که کارهای درست و مثبت به صورت جمعی و گروهی بیشتر جواب میده . دو نفری درس خوندن ... دو نفری باشگاه رفتن ... دو نفری و ... دو نفری ... بله کار گروهی ( بیش از یک نفر ) مخصوصا اگر تیم سالم باشه خیلی عالی نتیجه میده .. انگار نیروهای افراد به همدیگه تزریق میشه ... اگه یکی کم بیاره اون یکی جبران میکنه . اگر یکی ضعف داشته باشه اون یکی می تونه کمکش کنه . خلاصه همون ماجرای چوب هاست . چیز عجیبیه این جمع بودن
همه میوه ها توی یه درخت نیست . وقتی با همیم انگار یه باغ داریم از همه درخت ها
+
این ها فکرهای شنبه شانزدهم آذر 1387 7:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما فقط تلاش کامل خودمون رو انجام میدیم . اگه نشد دیگه چی کار کنیم . از این بیشتر دیگه نمیشه دیگه . ما کم نزاشتیم . وسیله اش نبود . وسیله اش رو بهمون بدید تا انجامش بدیم . ما همیشه خیال راحت داریم چون کم نمی زاریم و کم نزاشتیم به اراده ...
این رو گفتم چون امتحانات نزدیک بود . این استراتژی رو برای امتحانا دارم و دیدم خوبه و اون رو برای تمام زندگی ام انتخاب کردم . به عنوان یکی از استراتژی ها
+
این ها فکرهای شنبه شانزدهم آذر 1387 7:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی می خوای یه شاهکار قشنگ بزنی
فکر نکن ، نبین شی رو ، ببین مقصودت رو ، وسیله رو ببینی شاهکارت از شاهکاری میفته
اگر حواست به وسیله بره یواش یواش وسیله رو می زنی
+
این ها فکرهای جمعه پانزدهم آذر 1387 6:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ماجرای من مثل ماجرای اون بازیگری می مونه که رفت روی یه صحنه نمایش
برای شوخی
غیر عمدی
اومد بازی کنه
دید نقش روبروش زیباترین صورته
با زیباترین روح
مبهوت شد
به نقش روبروش گفت
شما عشق من می شید؟
اون زیبا یه نگاه بهش کرد و یه ورندازش کرد
گفت :
به من وفادار می مونی؟ ، من تو رو خالص می خوام
من تو رو می خوام به شرطی که بزاری خودم درستت کنم
حاضری ؟
من چی داشتم بگم ؟
نفهمیدم چطور شد رفتم روی صحنه . نفهمیدم چطور شد اون به من فرصت بازی با خودش رو داد ...
چطور این همه لطفشو جبران کنم ؟
فقط یه عالمه گریه دارم و یه عالمه تشکر
اون تنها زیبای واقعیه ، زیبایی که هیچوقت هیچ چیزش زائل نمیشه
می دونی تنها چیزی هست که هست
صحنه و سن و ... همه رو اون درست کرده
یکی به من بگه
چطور این خوبی شو جبران کنم
من جز یه عالمه اشک و گریه و تشکر براش چی دارم
و داستان خیلی بیشتر از این بود
توی کاغذ جا نمیشه ، شاید توی اشک ها جا بشه
+
این ها فکرهای سه شنبه دوازدهم آذر 1387 1:4 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و ما ... وقتی که برسیم ، مثل اون میوه کال که برسه
چنان بویی توی هفت آسمان پخش میشه که فرشته ها و تمام کسایی که توانایی درکش رو دارن مست میشن
فرشته ها سجده می کنن
و موقعی که ما برسیم
بوی خوش ما همه جا رو می گیره
نوری از ما ساطع میشه که چشم هر بینایی رو روشن می کنه
دست هاشو می گیره جلوی چشم هاش تا ...
وقتی ما برسیم
از یه قله به یه قله دیگه می پریم
در شرافت ، آزادگی ، مهربانی ، ادب و ... کی رو می تونی پیدا کنی که بالای ما باشه
ما آدم ها اگر از کال بودن به رسیدن برسیم
هیچ آفریده ای ستودنی تر از ما نیست
+
این ها فکرهای دوشنبه یازدهم آذر 1387 6:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و کسایی که قطعه های قشنگ می زنن خودشون به صدای قطعه هاشون گوش نمیدن
فقط می زنن
+
این ها فکرهای دوشنبه یازدهم آذر 1387 5:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من اون صیدی ام که تو دام هیچ صیادی نمی افتم
هیچ چیزی نمی تونه شکارم کنه
شاید اشتباهی توی یه دامی بیافتم اما زود بیرون میام
اینه ساخت من
نه
اشتباه نکن
منو به هیچ چیز نمی تونی محدود کنی
کدوم بنده که منو ببنده
کدومه که وجود بزرگ و بی کران و بی پایان منو محدود کنه
هیچی
هیچی
من که دست یافتنی نیستم
اما آدما
اونی که کارش گیره
اونی که حالش بده
اونی که دلش یه چیزو می خواد و نداره
اونی که تنهاست و دلش تنگه
اونی که دلش گرفته
اونی که نداره و می خواد
....
وقتی حالتون بده انگار حال من هم بده
همه تونو دوست دارم
مگر اونایی که اذیتتون می کن
+
این ها فکرهای یکشنبه دهم آذر 1387 7:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببین من اصلا آدم مذهبی ای نیستم فقط دنبال خوشبختی بودم
من چیزی رو بدون اینکه بفهمم قبول نمی کنم
ترجیح میدم بگم نمی دونم تا اینکه تو رو به یه راه اشتباه ببرم .
یکی از راه های ساده و عجیب خوشبخت شدن اینه
اگه می خوای
یه جایی تنها کن با خدا .. آروم و با حالت درخواست ازش بخواه ( بدون درشتی ) ، مثل یه بچه که چیزی رو می خواد : بگو خدایا به من می دی اون چیزی که من رو به خاطرش آفریدی ؟
اگر تو واقعا بخوای اون بهت میده ...
ببین من اصلا مذهبی نیستم ... اما این راهشه . یه راه ساده است . ممکنه بعد از این دعا یه سری اتفاق برات بیفته که فکر کنی به ضررت بوده اما وقتی تو زندگی ات جلوتر می ری یه جایی می رسه که می خندی و می فهمی چی به چی شد .
اگر واقعا ازش خواسته باشی . ناامید نشی ها ... اون به قولش عمل می کنه ها
یه روزی هم میرسه که میرسی به اون چیز و شاید اون روز یاد من بیفتی .. من هم یه روزی پیشت میام
اگر پیشت بودم قشنگ برات توضیح می دادم این ماجرا رو که چرا اینطوریه .. اصلا پیچیده نیست . به سادگی این هست که یه نفر افتاده توی یه چاه و می گه کمک .... دلت می سوزه و میری میاریش بیرون
اما اگه اون بگه هی ... پاشو منو بیار بیرون بینم ... نگاهش می کنی و می گی خوب همونجا تشریف داشته باش آدم مدعی
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 1:36 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی خم شدیم جلوی شما
همه چیز جلوی ما خم شد
وقتی سجده کردیم در برابر شما
همه چیز سجده کرد جلوی ما
همه چیز سجده کرد
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 0:59 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر کسی به ایده آلش برسه بهتر نیست
ببینید شاید یکی از بیرون ببینه و بگه
نگاه کن اون پسره رو ...
دو تا کفش پلاستیکی از آب گرفته
اون یکی رو نگاه کن یه دونه پاکت سیگار خالی از آب گرفته
اما می دونی من کاری رو نکردم قبل از این که بفهمم
به خاطر تشویق ها یا تنبیه های بقیه کاری رو نکردم
کار درست رو شناختم و الان انجامش می دم
من زود تصمیم نگرفتم
کل ماجرا رو دیدم
دیدم چی به چیه
هر چند همه مسخره ام می کردن
می گفتن عقب موندی از صید این کفش های پلاستیکی و آشغال های توی آب
می دونی الان کجام
جایی که بهتر از اون نیست
بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین
و تو چطور می خوای منو نا آروم کنی
وقتی خدا آرومم کرد
چطور بترسونیم
چطور نگرانم کنی
چطور غمگینم کنی
وقتی خدا همه چیزم رو درست کرد؟
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 0:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر بتونم راهنماییت می کنم
اگر هم ندونم می گم نمی دونم . بهتر از اینه که بهت راه اشتباه رو نشون بدم
ادب رو رعایت کن و حریم ها رو نگهدار
من آدم هایی که حد رو نگه نمی دارن دوست ندارم . بی ادب جایی نداره
اگر می خواهی نصیحت کنی یا کارهای ذلیلانه ای مثل تبلیغ و ... من گوش شنیدنش رو ندارم . راحت بگم ... یا دوستی یا غریبه . من غریبه ها که سلام نمی کنن و میان تو رو دوست ندارم .
+
این ها فکرهای سه شنبه پنجم آذر 1387 0:19 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
و آن روز که اراده کنیم
چه است که بر سر راه ما بایستد؟
چه است ؟
راه را می نگریم
و چاره می کنیم
چاره هایی بی درز
که هرگز سستشان نمی بینی
هر چکشی بر آنان بکوبی نشکنند
به سفتی سفت ترین ها
و چنان گام ها را با بینش محکم و درست بر می داریم
که هیچ مانعی یارای مقابله با تدبیر ما را ندارد
تدبیر ما برترین تدبیرهاست
ما همه بندگان یک درگاهیم
درگاه صاحب تمام اسم ها
و اگر چیز خوبی در ما دیدی از ما نیست
همه خوبی ها یکی است
+
این ها فکرهای دوشنبه چهارم آذر 1387 11:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه نکته خیلی بزرگ ، این شاید یه شاهکار باشه
تا وقتی که توی یه موقعیت باشی و نسبت به اون علاقه داشته باشی نمی تونی دید درست داشته باشی نسبت به اون موقعیت ، چون توی اون هستی .
ببین مثلا من معتقد باشم که یه جایی هست که اگر بهش برسی دیگه لازم نیست چیزی یاد بگیری . اگر من در این اعتقاد باشم وقتی به نقطه فرضی خودم برسم دیگه جلوتر نمی رم . اما اگر جلوتر برم یه دفعه می بینم کلی چیز بوده که من ازشون محروم شدم .
آره ... باید در اون نقطه نباشی تا بتونی دید درستی داشته باشی به اون . حالا لازم نیست حتما موقعیتت رو عوض کنی . کافیه تو فکرت جوری فکر کنی که انگار فکرت درگیر اون موقعیت نیست .
می دونی . وقتی تحت تاثیری دید درستی نداری . باید ذهنت درگیر اون موضوع نباشه تا دید درست پیدا کنی . لااقل موقعیت پیدا کردن این دید فراهم تره وقتی تحت تاثیر نباشی .
مثل این می مونه که تو یه اتاق نشسته باشی و چهار تا درش بسته شده باشه ،تو به اتاق وصل باشی با چهار تا طناب و بهت بگن اینجا کجاست ؟
خوب تو باید بندها رو باز کنی . بری بیرون و بعد از بیرون نگاه کنی و نظرتو بگی ...
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 7:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حالا که داری بازی می کنی
قشنگ بازی کن
یه شاهکار باش
با امتیازهای بالا
بدون حرکت اضافه
یه چیزی که ازت مثال بزنن
و می دونی هیچ کدوم از این کارها رو برای کسی انجام نده
برای خودت انجام بده
چون تو شان بلندی داری
کمی و کاستی و سستی در شان تو نیست
تو یه موجود بلندپایه و شکوهمند هستی
یه موجود دست نیافتنی
من که قشنگ بازی می کنم
با تو کاری ندارم
اما اگه تو هم قشنگ بازی کنی
دوستت دارم ، ستایشت می کنم و بهت احترام می زارم
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 6:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یک روز زمان زیادیه .. یه ساعت زمان زیادی هست ... یه دقیقه هم زمان زیادیه ... یک آن هم زمان زیادی هست
طول زمان رو اراده آدم ها کم و زیاد می کنه ...
می دونی من توی یه روز می تونم خیلی کارها بکنم . زمان رو کیپ کردم . جای خالی توش نزاشتم . به جز خواب که اجباری هست بقیه اش کف دستامه
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 4:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و اینجا ما چقدر جنس اصل زیاد داریم ... پر پر
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 3:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سوالی هست ؟
اینکه ما شبیه چی هستیم
ما یه دسته از آدم ها هستیم که نمی تونی ما رو به هیچ چیزی شبیه کنی
نه ...
شاید دوست داشته باشی بگی من شبیه ... هستم
اما نه
می دونی
وجود ما انتهایی نداره ، کرانه ای نداره ، گوشه ای نداره
گوشه ای نداره که تو بخوای با شبیه کردن ما به چیزی براش گوشه بزاری
ما محدود به هیچ صفتی نیستیم
شبیه هیچ چیزی نیستیم
وجود ما نامحدود ، وصف ناشدنی و بدون کرانه و گوشه است
بخوای ستایشمون کنی
ما هیچکدوم به ستایش احتیاج نداریم
چون تمام جامهامون رو با اسم هایی قشنگ تا ته پر کردن
و باز هم بیشتر
و اینها خیال من نیست
وهم من نیست
هضیون نیست
چیزایی هست که تو آسمون می تونی ببینی
و توی زمین
و هر چیزی غیر از آدم ها
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 1:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر چیزی بشی هیچ چیزی نمی شی
+
این ها فکرهای یکشنبه سوم آذر 1387 0:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من زندگی شکوهمندی دارم
چون خویشتن را شناختم
و اگر شما هم خود رو بشناسید در خواهید یافت که چه وجود شکوهمندی دارید
شما آنقدر بزرگید که هر چیزی در برابر وجود شما کوچک است ، باز هم می گویم هر چیزی
به جز کسی که شما را آفریده
وجود من هرگز شبیه چیزی نیست
هرگز
من هرگز به وصف نمی آیم
من خدا نیستم
اما در فکرم
هرگز نهایتی یا گوشه ای نمی بینم
تو اگر مرا شبیه کسی کنی
برایم گوشه گذاشته ای
محدودم کرده ای
اما نه
من هرگز نهایتی ندارم
بگذریم
و در میان این زندگی شکوهمند می خواهم دنیای شکوهمندتری بسازم
به عینه و با چشمانم می بینم که
هر آنجه بخواهی همان می شوی
تشنه به دنبال آب می رود
و آب در انتظار تشنه است
در این سرزمینی که من در آن می دوم
حال با شکوه می گویم
من ایستاده ام و هرگز تسلیم نمی شوم
اگر هزار بار زمین بخورم
و باز می گویم
دروغ از من نخواهی شنید
و بدقولی
و اینها حرف های من نیست
باورهای عمیق من است
+
این ها فکرهای شنبه دوم آذر 1387 11:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عشق با وفاداری معنا پیدا می کنه
عشق با وفاداری زنده می مونه
+
این ها فکرهای جمعه یکم آذر 1387 4:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از اون جا که تو بعضی جاها ما به حساب و کتاب علاقه پیدا می کنیم ( آخه می دونی ما کلا اهل شمردن و حساب و کتاب و بالا و پایین و کی بهتره و کی بدتره نیستیم ، وقتی می تونیم با هم خوش باشیم چرا خودمونو اذیت کنیم . می دونی آدما از وقتی شمردن رو توی کار آوردن و شمردن براشون مهمتر شد یکی از جاهایی بود که غم اومد تو دلشون ، می دونی ما همه چیز بهمون میرسه اما زیاد تو بند شمردن نیستیم ، می شمری محدود می کنیش ) بگذریم ، داشتم می گفتم .
می خواستم ببینم گرون قیمت ترین چیز دنیا چیه ... یه چیز که قیمت نداره ... یعنی تو چیزای بی قیمت از همه گرونتره ....
تیم تحقیقاتی در نهایت به این جواب رسید ...
می دونی مجبور نیستی قبول کنی ...
تو سبک زندگی خودت رو داری و با فکر های خودت و من نه می تونم و نه می خوام فکرم رو بهت تحمیل کنم
اما به این جواب رسیدم و خودم از این به بعد دنبالش هستم که این جنس گرون رو بیشتر داشته باشم .
می دونی گرون ترین جنس دنیا چیه ؟
این که وقتی یه نفر دلش گرفته دلش رو خوش کنی . دلش رو شاد کنی
مثلا یکی دلش می خواد یه چیزی داشته باشه اما نمی تونه داشته باشه
بری اون چیز رو بهش بدی ، براش بخری
مثلا یه بچه محبت نداره ، دست بکشی روی سرش
یکی دلش می خواد یه چیزی بخره براش بخری
یه نفر گیر افتاده یه جایی کارش رو راه بندازی
می دونی این کار راه انداختن ها ، این دلتنگی و تنهایی و گیر افتادن ... از بین بردنشون
می دونی قیمت اصلا نداره ، اصلا ... نمی دونم ... یه جورایی ته دنیاست ... تهش
چه قیمتی می خواهی روش بزاری ... ده هزار تا بهشت هم براش کمه ...
ببین اصلا قیمت نداره ....
بخوای روش قیمت بزاری محدودش کردی
دل شاد همه تون رو عشقه
+
این ها فکرهای چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 7:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر چیزی راضی ات کنه و چشمت رو بگیره همونجا می مونی . همونجا تموم میشی . اجازه نده چیزی وجودت رو تسخیر کنه . . . توی این راه تا مقصد هیچ چیزی چشمت رو نگیره . بگیره همونجا موندی . تموم شدی
+
این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 9:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چقدر راحتم . دقیقا می فهمم دارم چی کار می کنم . کارهای زیادی نمی کنم اما همون چند تا کاری که انجام می دم رو دقیقا می فهمم . خیلی خوبه . مرسی
+
این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 7:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
رنگ و نور و مزه و صدا و بو و ..... توی زمین خیلی خیلی محدوده
البته بعضی جاها تا یه حدودی از قصد قضیه به لبه ها میره ، اونجا روی لبه میره
اونجاهاست که امیدها رو زنده می کنه
مثلا توی صدا ، صدای مهراد هیدن ( فقط تون صداش ) روی لبه هست و ....
البته ترکیب های نامحدودی از صداهای رو لبه هستند
توی نور هم بعضی روزهای سال نورشون روی لبه هست و ...
توی لطافت نسیم حدود ساعت 3 شب بعضی شب های تابستون و بهار روی لبه هست و ....
و ....
می دونی وقتی یه چیزی روی لبه میره که اون انحنا یا ارتعاش موجود در اون تعبیری واضح از یکی از اسم ها بشه
+
این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:14 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی خدا به کسی که واقعا تشنه باشه آب رو می رسونه
از یه طرف دیگه
کسی که واقعا تشنه باشه وای نمیسته تا براش آب بیارن
میره دنبال آب
برو آب خودتو پیدا کن
اونی که آرومت کنه
و شاد و راحت
رستگاری اول راهه
آخر راه نیست
+
این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 5:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
گاهی اوقات از خودم هم جلوتر می رم
اونقدر که وقتی برمی گردم و می خوام خودمو پیدا کنم
فکر می کنم تو پله 1314 هستم
اما وقتی به شماره پله نگاه می کنم می بینم زده 1318
چه خبره Mr President ؟
+
این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 4:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چقدر خنده داره ...
اینجا هر کاری دوست داریم انجام میدیم
عشق می کنیم
آزاد آزادیم
تازه قراره بعد از مردنمون ببرنمون بهشت
که تازه اون هم برامون مهم نیست
بعد به خاطر انجام دادن این کارهایی که دوست داشتیم
و این کیفی که می کردیم بهمون ثواب هم می دن
این چیه ؟
یاد امتحان استاتیکمون افتادم
به استاد گفتم چرا انقدر امتحان راحته
گفت : بده راحته ؟
ببینید من یه آدمم
و این حرف هایی که می زنم از اونا نیست که گوینده نفهمیده می گه
من الان وسط وسط ماجرام
و این حرف ها چیزهایی هست که دارم عینا تجربه اش می کنم
قصه و خواب و توهم و رویا نیست
مثل بعضی گوینده ها که از روی هوا حرف می زنن
گفتم که سو برداشت نکنید
بد نیست بدونید من سخت گیرترین آدم روی زمینم تو این جور مسایل فکری
ته سخت گیرا ... مو رو از ماست بیرون می کشم
پس چی ... توهم نیست
+
این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 4:4 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی . من هیچوقت در خودم نمی بینم که بخوام تو این راهی که دارم می رم به کسی چیزی یاد بدم . من اصلا آدمش نیستم . دوست دارم ما آدم ها با هم خوش باشیم چون همه همه چیزو می دونن . آره . همه چیز رو می دونن . و جز یادآوری ای نبود برای همگان
+
این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 3:49 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما تو دو تا مسیری که جلوی راهمون بود خوشی رو انتخاب کردیم
اون یکی مسیر ناخوشی بود
می دونی ما خیلی خوشیم . همه اش خوشیم
زیرکی خاصی نمی خواد ... یکم زیرک باشی تو هم می تونی مسیر خوشی رو انتخاب کنی
فقط کافیه مقاومت نکنی و خوشی رو انکار نکنی
امیدوارم پیدا کنی
ببین . معلومه ها
من هم برات آرزو می کنم پیداش کنی
+
این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 1:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ولی من همیشه امیدوارم ، همیشه همیشه ، امیدوار امیدوار
+
این ها فکرهای دوشنبه بیستم آبان 1387 0:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ملاحت ، مزه و ملوسی یه چیزی بالاتر از زیبایی هست . کسی که ملیحه دلنشین تر از کسی هست که زیباست
بلبل وقتی کوک باشه می خونه ... ما آدم ها هم مثل بلبلیم وقتی کوکمون درست باشه حرف های خوب می زنیم .... چطور کوک میشیم . با فکر درست و کار درست و احساس درست . یه کوک بیشتر نداریم و یه کوک کننده هم بیشتر نداریم . می خواهید قبول کنید می خواهید قبول نکنید . چیزی هست که هست با رد و تایید ما کاری نداره .
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 7:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شاگرد خوب یه استاد بیشتر نداره . شاگرد خوب مقاومت نمی کنه در برابرش
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 7:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
واقعا مهم نیست کی می گه ... مهم اینه که چی می گه
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 5:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سر گاری ها به اون سمتی خم میشه که خدمات و سرویس بهتری میده ... حالا از هر کجا می خواد باشه . فرقی نمی کنه تو چه رشته ای . همه جا همینطوره . به عنوان مثال الان سرویس اینترنتی ای بهتر از گوگل بیاد همه می رن سمت اون ...
تو همه رشته ها همینطوره ...
خیلی مشخصه ... کل ماجرا همینه ... هیچ قصه و رازی در کار نیست .
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 4:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خوب كاري رو كه انجام نميدی انجام نمیدی .... چرا بعضی اوقات فکر می کنی داری انجامش میدی
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 3:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره

ما هر کدوممون بوی قشنگ خودمون رو می دیم اما هر کدوم از ما بویی رو داره که انگار مست کننده و خوشبوترین بوی دنیاست . بوی ما با بینی استشمام نمیشه . فکر و قلب آدم ها بوی ما رو می شنوه و حس می کنه . شاید ما حرف نزنیم و بوش بهت برسه .می دونی ما هر جا بریم بومون رو هم با خودمون می بریم . بوی ما از هزار تا اسم درست شده ...
گفته بودم ، یکی از کارهای ما اینه که با پاهای نرممون رو قلب آدم ها قدم بزاریم و روی فکرهاشون ... تا جای پامون بمونه ... جای پامون روی قلب های سنگ نمی مونه ... وقتی جای پامون می مونه بعد رفتنمون صاحب اون فکر یا قلب دنبال جای پا می گرده چون حالش یه جورایی شده ... انقدر می گرده تا اینکه یه روزی ... خودش بوی قشنگ خودش رو میده
حالا بگو
عطار عطاری داشت یا من ؟ کدوم ؟
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 3:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی چرا یکی به یه قله میرسه و از کلی چیز بهره مند میشه
اما یکی نه
فقط به خاطر اینکه اولی خواست ، واقعا خواست
مثل تشنه ای که آب می خواد و میره برای خودش آب میاره
فقط خواست و انجامش داد
با تمام سختی هاش
بیشتر از این نیست
رسیدن و بهره مندی بیشتر از این نیست
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 3:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شاید بتونی با بازی با اون عصا یه سری از مردم رو گول بزنی ...
اما هیچوقت نمی تونی مردمان زیرک رو گول بزنی
دستت براشون رو هست
من اینو به همه کسایی که می خوان فکرها رو مسحور کنن گفتم
یه عده آدم زیرک هستن
که همه چیز از زیر اسکنر حقیقت یاب ذهنشون رد میشه
و بعد مهر تایید می خوره
هیچ چیزی برای ما روشن نیست
تا وقتی که به تمامش آگاهی پیدا کنیم
ما هرگز مغبون نمی شیم
به عبارت ساده تر ما هرگز گول نمی خوریم
چون پادشاه ما گفته
و لاتقف ما لیس لک به علم ... سوره اسرا آیه 36
+
این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم آبان 1387 2:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کسی تا حالا بهت گفته تو چه شاهکاری هستی
واو
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 10:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی بعضی اوقات مستم می کنی
وقتی خیلی منو از خودت بهره مند می کنی
می دونی
مستی تو سردرد نداره
می دونی
کدوم مستی هست که شرابش رو از زیباترین ساقی دنیا بنوشه
ساقی ای که هیج وقت نمی میره
قوی و شکست ناپذیره
وقتی نمی نوشی و وقتی می نوشی مستی
این چیه
با چشمایی که مستش کردی
در حالی که از خوشی نا ندارم
با چشمای مستم نگاهت می کنم
و با اون بهت می گم
دوستت دارم از ته قلبم
می دونی رو زمین دنبال شراب می گردن
اما تو اون شراب اصلی رو داری
اصل شراب
اصل نشئگی
این شراب و این فاز و نشئگی
تموم نمیشه
آدم عاقل تر میشه
بهتون می گم اسم شراب چیه
شراب بهره مندی
بهره مندی از خدا
از اسم هاش
وقتی یکیشو پر می کنه
مست می شی
داری می ترکونیم
بیشتر بهم بده
بیشتر بهم بده
بیشتر
می خوام
می خوام
بیشتر بده
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 10:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر چه اطلاعات بیشتری در مورد یه موضوع داشته باشی وقتی بخوای ارائه اش بدی ارائه ات قوی تر میشه ... تا جایی که می تونی مخاطبات رو سحر کنی ... مثل یه جادوگر
اونا رو می زاری وسط یه کره ... نقطه های روی سطح کره میشه ارائه تو ...
می بینیش
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 9:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
قبلا گفته بودم اما دوباره می گم
اصل رو از فرع تشخیص بده و همیشه اصل رو در وسط نگه دار
توی هر کاری
زندگی هم یه کاره ، اصلش رو اگه درست کنی
همه فرع هاش درست میشه
خوب ، اصلش چیه ؟
من بهت نمی گم
اگه تشنت هست خودت برو دنبال آب
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 9:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شاید شکسپیر نمایشنامه می نوشت ... اما من زندگی خودم رو می نویسم . یه شاهکار زنده ... تا وقتی که پادشاه بهم اجازه بده . جالبی نوشته های همه ما ... شکسپیر ، حافظ ، مولانا ، سعدی و ... اینه که هر کدوممون بوی خودمون رو می دیم و راه خودمون رو می ریم . اما آخر راه همه ما یکجاست . ما همه رعیت های یک پادشاهیم . در یکجا آروم می گیریم . با اینکه همه یک چیز رو می گیم اما نوشته هامون با هم فرق می کنه و همیشه هم تازگی داره .
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 9:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یکی از ریزه کاری های نوشتن اینه که بزاری خواننده ات ته ماجرا رو خودش بسازه ... خیلی جالبه . تو همه چیز رو بهش نمی دی . این طوری وقتی پیدا می کندش مال خودشه . کار خودشه
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 9:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدما به اندازه ای که از اسم های تو بهره مند می شن زندگی می کنن ... می دونی فقط همونقدر ... زندگی فقط موقع بهره مند بودن از توئه ... فقط و فقط ... بقیه اش هوا نداره ... اصلا انگار نیست . شور نداره ، قلب آدم نمی تپه ، عشق نداره ، برق نداره ، تازه نیست ، قشنگ نیست .
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 8:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
او هست فقط باید صداش رو گوش کنی ... می شنوی . توی فکرت صداشو می شنوی
به دلخواه هر اسمی می تونید روش بزارید .. مالیخولیا یا ...
اما صدایی هست که درست تر ، سازگارتر ، عاقل تر و ... از اون در ذهن آدم نیست
این صدا به تدریج واضح تر میشه ...
اولش به شما میگه که هیچ کاری رو بدون فهم انجام ندید و محتاط باشید که از روی نادونی ، تنبلی و غرور چیزی رو از دست ندید . بعد یکی یکی عادت های بدتون رو ازتون دور می کنه تا جایی که شاید با اون صدا یکی بشید
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 2:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من .... شدم . خود خودش . صدای واضح
+
این ها فکرهای شنبه هجدهم آبان 1387 2:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آنچه تو را از من می گیرد از من بگیر
+
این ها فکرهای جمعه هفدهم آبان 1387 1:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه دل و دو دلبر نمیشه ... نه ... نمیشه
یه جورایی مثل یه مسئله با دو تا جواب درست می مونه که قبلا گفته شد : آخرش همیشه جواب درست یکیه
+
این ها فکرهای جمعه هفدهم آبان 1387 1:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
روحم را هرگز حقیر نخواهی یافت
روحم را کرنش گر یک ذات می بینی و دیگر هرگز در جایی دگر کرنشش را نخواهی دید
و این است عزت من
که هرگز روح بزرگم را در جایی دگر حقیر نخواهی دید
هر چند در آن بارگاه نیز حقارتی نبود
ستایش بود و آزادی
ستایشی که از شیفتگی آمده بود به ذاتی بی نقص و زیبا
نه ستایشی با گرد و غبار و بند
یا از روی طمع
+
این ها فکرهای جمعه هفدهم آبان 1387 1:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تشخیص بده اصل رو از فرع و هیچ وقت نزار اصل از دست بره
+
این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 10:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی تو بزرگی ای را گرامی می داری یعنی اینکه روح تو آنقدر بزرگ است که آن بزرگی را درک می کند و ستایشش می کند ، شاید روزی برسد که تو بتوانی آن قطعه ستودنی را در وجود خود بنوازی ... چه دیدی ؟
+
این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 9:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سری بازی ها هستن که جایزه اصلی و بزرگ بازی تو خود بازی نیست ، اون جایزه رو برای برنده ظاهری بازی کنار نذاشتن ، شاید به برنده ظاهری بازی یه سری جایزه تعلق بگیره اما ... تو این بازی ها کسی واقعا برنده میشه که ... جایزه این بازی ها کنار بازی هست . تو این بازی ها برنده شدن ....
+
این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 9:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مرغ زیرکی داشت پرواز می کرد و اومد روی انگشت من نشست و گفت :
جایزه های بزرگ و اصلی تو خود بازی نیستن ، ببین کنار بازی هستن . برای اونایی که ...
+
این ها فکرهای دوشنبه سیزدهم آبان 1387 8:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
موانع بزرگ توی فکرها هستن
+
این ها فکرهای یکشنبه دوازدهم آبان 1387 10:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
من هرگز به این احتیاج ندارم که کسی من رو تایید کنه یا کارهام رو ...
من با چشم باز دارم حرکت می کنم و با احتیاط ...
خودم رو شناختم ... بدون تردید
پایه ها رو درست گذاشتم و ساختمونی که توی فکرم بنا کردم شاید ارتفاع زیادی نداشته باشه
اما تا همین جایی که اومده هیچوقت سست نمیشه و نمی ریزه
من فقط اون جاهایی میرم که می فهممشون
اول یه چراغ قوه می گیرم بعد می رم تو
در مجموع اینکه من چیزی رو فهمیدم که احتیاج به تایید نداره
چیزی که وجود داره احتیاج به تایید نداره
+
این ها فکرهای یکشنبه دوازدهم آبان 1387 5:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
یکی از عادت های قدیمی ام این بود که می رفتم دفترچه راهنماهای انگلیسی وسایل رو می خوندم ... حتی وقتی راهنمایی می رفتم ... یه حس کنجکاوی زیادی رو سیر می کرد ... انگار می خوام کلی قابلیت جدید و جالب رو تو یه وسیله الکترونیکی بشناسم ... از بهترین هاشون که یادم مونده مادربرد کامپیوتر قدیمی مون و هندی کم بود ... می دونی وقتی دفترچه یه چیز رو می خونی دقیقا می دونی چه چیزی تهدیدش می کنه و چی براش خوبه ... همه قابلیت هاش رو درست می شناسی . اصلا کامل می شناسیش چون کارخونه سازنده خودش ساختدش ..
این همه رو گفتم تا بگم یه آرزوی قدیمی خودم رو ...
کاش هر چیزی توی دنیایی که می سازیمش یه دفترچه راهنمای طرز استفاده داشت ... ای کاش
چی می شد ...
+
این ها فکرهای شنبه یازدهم آبان 1387 9:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
تجربه سطح بالا ...
می دونید ، اگر یه آدم یه تجربه سطح بالا از خودش و وجود خودش داشته باشه دیگه هیچوقت به پایین تر از اون راضی نمیشه ... بزرگترین تجربه ها با سطح هایی که روی زمین هرگز دست یافتنی نیستن در ذهن آدم ها شکل می گیره ... شاید یه مرد ساده پشت فرمون ماشینش یا یه پسر فلج تو یه روستا و شاید هم مدیر یه شرکت بزرگ تو (( سیلیکون ولی )) ... شرایط خاصی نداره ... تجربه سطح بالا باعث میشه آدم دیگه وضعیت قهقرایی رو کنار بزاره ... بازم میگم این تجربه ها تو فکر آدم ها اتفاق می افتن و معمولا اثرشون اینه که به اون فرد مناعت طبع می دن .
یه اصلی هست و اون اینه که تو باید بهترو بدی تا فرد خوب رو رها کنه یا خوب رو بدی تا بد رو رها کنی . خوب فرد وقتی تجربه خوب یا سطح بالایی از خودش نداشته و بهتر از اونی که هست رو ندیده نمیاد اون حالت قهقرایی یا نیمه قهقرایی رو رها کنه . درسته ؟
+
این ها فکرهای شنبه یازدهم آبان 1387 7:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
این پست یکی از پست های تاریخی منه . همون حالتی رو برای من داره که کنت مونت کریستو برای دوما داره ... داشتم تو دانشگاه قدم می زدم تو پاگرد پله وقتی داشتم می رفتم یه لحظه سرم رو برگردوندم و یه لحظه یه جمله رو خوندم و رد شدم ... طبقه بعد که رسیدم داشتم اون جمله رو تحلیل می کردم . بعد از چند دقیقه کاملا برام واضح شد که این جمله از دو قسمتی که داشت یک قسمتش کاملا اشتباه بوده ....
مواظب جمله ها باشید ، هیچ چیزی تا وقتی که صحتش معلوم بشه قابل اطمینان و استناد نیست ، باید اون تشخیص دهنده درست رو در خودتون پیدا کنید تا اگر جمله ای رو خوندید اون قسمت درستش و اون ایده خوب توش رو بیرون بکشید ، می بینید ؟ ، پس این شما هستید که باید تشخیص بدید و همیشه اون قسمت خوبه رو پیدا کنید .
به قول یکی از دوستام مشکل این نیست که راه کمه ، مشکل اینه که راه خیلی زیاده ...
پس بهتر اینه که یه جوری اون قوه تشخیص درست رو به تدریج به دست بیارید ...
+
این ها فکرهای پنجشنبه نهم آبان 1387 5:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
و اون تغییرهای بزرگ همه در ذهن ها رخ دادند ، یه جایی دنج تو ذهن ...
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 4:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
ما آدم ها این دنیا اومدیم تا یه چیزای درستی رو یاد بگیریم ، یه چیزای قشنگی رو بفهمیم و در نهایت دوست بودن رو یاد بگیریم و دوستی درست رو بفهمیم و بعد از فهمیدن ، دوستی رو به کمالش برسونیم . این نهایت ماست . نهایتی که انتها نداره ... دوستی
باید کار کنیم ، تلاش کنیم ولی آخر کار خنده داره که به آسون ترین چیز و راحت ترین چیز می رسیم ... آسونی ، عجیبه که خیلی آخر کار ، کارمون آسون میشه ... آسون آسون ....
گفته شده که گروهی از آدم های عصر قدیم به این نهایت می رسن و عده کمی از آدم های جدید ... من خودم نمی دونم این قدیم و جدید کیه و نقطه صفر این قدیم و جدید کجاست . شاید اون موقعی که این حرف زده شد . به نظر می رسه همون باشه . باز حالا میشه بیشتر در موردش تحقیق و فکر کرد.
البته می دونید یه جاهای دیگه هم هست که ارتفاعش تو آدم بودن خیلی زیاده ، مثلا اون جایی که یه نفر ماسک شیمیایی خودش رو در میاره و به دوستش میده به خاطر این که شرمش میاد خودش داشته باشه و دوستش نداشته باشه ، این جور آدم ها رو هیچ جوری نمیشه توصیف کرد ... این ها دیگه واقعا کارشون درسته . خیلی ... خیلی . حالا حتما نباید ماسک شیمیایی باشه . خیلی اوقات تو یه کوچه هایی تو یه شهرهای کوچولو ... چیزهایی می بینی که شاید هیچوقت نتونی جای دیگه ببینی . پس قضیه رو به جنگ و ایران و این چیزای بی ربط ربط ندیم بهتره . درسته ؟
نمی گم اون دوست کیه . بگردید خودتون .... به خودتون می سپرم .... ارزشش خیلی بیشتر از این هست که من بخوام به شما معرفی اش کنم .... من در حد معرفی اون نیستم . شاید هم باشم اما دوست ندارم بگم . اون رو اینطوری معرفی نمی کنن . انقدر قشنگه که اگه بخوام اینجا به شما نشونش بدم .... برید خودتون پیداش کنید .
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
اون انتخاب های کوچولو هست که همه چیزو مشخص می کنه ، تو جاهایی که شاید فکرش رو نکنی .
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 1:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
بعضی چیزهای کوچولو هستن که تاثیرهای خیلی بزرگی می زارن
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 1:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
آدم ها نگران روزی هستن در حالی که خدا روزی رو می رسونه ، از هر نوعش ، برکت فکر ، برکت مال و ... برکت زندگی ، روزی یعنی اون موقعیت خوب که توش کار کنی و زحمت بکشی تا به اون چیز خوب که تو اون روزی هست برسی . اون موقعیت روزی هست نه اون پول یا ... اون موقعیت هست که خدا بهت میده تا کار کنی ...
البته اگر به خدا هم اعتقاد نداشته باشی به مقدار کافی بهت می رسونه ... یه سری حساب کتاب ها و ریزه کاری های کوچولو داره که خوب اینجا جاش نیست ...
فکرهایی که تو سرت هست و کارهایی که می کنی و توانایی هایی که داری بهت کمک می کنه ... اون موقعیت ها میاد اما خوب تو باید کار کنی و تخصص داشته باشی ... با توجه به همه قانون هایی که در دنیا وجود داره . تو اگر می خوای مهندس عمران خوب بشی باید بشینی درس بخونی مثل همه ، شب بیداری بکشی ، تمرین حل کنی و ... کم نزاری . اونجا باید تو آزمون ورودیش قبول بشی و .... مثل همه . کاملا عادی
البته جدا از همه این ها یه چیزی هم هست به اسم مزه ... ممکنه تو روزی 3 میلیون دلار درآمد داشته باشی اما مزه نداشته باشه ... ولی ممکنه روزی 100 هزار دلار درآمد داشته باشی ولی بهت بچسبه ... می دونی این مزه رو خدا میده ... به قول دوستم شاید بتونی لقمه رو بگیری اما حلق رو نمی تونی بگیری .
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 1:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
ستاره ... این مفهوم موازی در جهان های موازی ... در این پیاز هزار لایه ...
چطور یک ستاره زاده می شود و جهانی را روشن می کند ؟
مدتی جرم جمع می کند ...
در یک لحظه باور می کند که ستاره است و در آن لحظه است که ستاره است
بدون آن جرم اولیه که در آن مدت جمع کرده هرگز به آن باور نمی رسید
و ستاره هم اکنون تغییر کرده است ، ستاره است هر چند در ابتدا هیچ نبود ...
او یک ستاره است
این باور دادنی نیست ، با جمع کردن جرم به دست میاد
ستاره هم اکنون ستاره است
و روشنی از ستاره بودن است ، ستاره اگر روشن نکند ستاره نیست
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿75﴾
وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿76﴾
نه [چنين است كه مىپنداريد] سوگند به جايگاههاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان (75)
اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است (76)
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 2:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
انقدر کارهای خوب برای انجام دادن هست و فرصت هایی که بشه ازشون بهره برد و لذت برد و حالشون رو برد که واقعا جایی نمی مونه آدم بخواد کارهای بد بکنه و بیکار باشه . فقط باید ببینه و متوجه این بشه . اگر ببینه دیگه اصلا سرشو برم نمی گردونه
+
این ها فکرهای سه شنبه سی ام مهر 1387 0:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
ما نسبت به چیزهایی که نسبت به اونها بینش نداریم خیلی محتاطیم . فقط کارهایی رو انجام میدیم که نسبت به اونها آگاهی داریم و می دونیم چیه . . . ما فقط چیزهایی رو می دونیم که در موردشون تحقیق کردیم و مطالعه کردیم و در موردشون فکر کردیم و بعد از تحلیل اونها به اصل و ذاتشون پی بردیم .
پس ما کارهایی رو انجام نمی دیم که نمی فهمیم چیه ...
می تونه این 2 مطلب به شما کمک کنه بهتر بفهمید منظورمو :
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 9:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
اگر کاری بود که مرتبا با اون درگیر بودی دو راه داری . چشمه و محل جوشش اون چیز بشی یا اینکه مصرف کننده بقیه چشمه ها باشی .
طوری کار کن که در نهایت تو حالتی پیدا کنی که چشمه و منبع جوشش چیزهای جدید در اون بشی نه اینکه مصرف کننده چشمه های دیگه باشی . وقتی چشمه بشی چیزی که ازت بیرون میاد تمیزه و سالمه و اصیل . اما خوب اگر از بقیه چشمه ها استفاده کنی تضمینی نیست . چشمه ها خودشون می فهمن دارن چی کار می کنن . آبشون وقتی بیرون میاد برای خودشون گل آلود نیست اما وقتی یه نفر ازشون آب می خوره چون باهاشون فاصله داره معمولا آب گل آلود میشه . تازه معمولا چشمه ها تضمین نمی کنن .
مثل این می مونه که خودت بری اونور اون شیشه مات و واقعیت رو ببینی یا اینکه از پشت اون شیشه مات حقیقتش رو به صورتی تار ببینی . اگر چشمه بشی تو اونور شیشه ای و با چشم های خودت اون رو می بینی .
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 8:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
هیچ وقت نباید فکر کنیم کامل شدیم .
همونجایی که فکر می کنیم کامل شدیم همونجا جایی هست که اشتباه کردیم . چون
همیشه جا برای بهتر شدن هست .
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 7:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
تو برای این آفریده نشدی که فقط یه چیز خوب رو داشته باشی . برای این آفریده شدی که همه چیزهای خوب رو با هم داشته باشی ... چیزهایی رو داشته باشی که لیاقت داشتنش رو پیدا می کنی. به تدریج با یاد گرفتن و تربیت شدن ... اگه واقعا شاگرد باشی . مربی میاد پیش تو ...
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 4:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|

و آزادی ... دیر یا زود باید از آن صحبت میشد ... چیزی که گمشده بسیاری است ... هر انسانی آزاد آفریده شد . اما خودش خودش را اسیر کرد . روح آزاد است و در آزادی خوب می نوازد . کوک روح بر آزادی است . روح آزاد . برای اینکه روح آزاد باشد نباید اسیر باشد . اسیر هیچ چیز ... انسان حتی نباید از نظر مادی وابسته باشد . اگر از نظر مادی وابسته باشد خواه و ناخواه به تامین کننده اش وابستگی فکری پیدا خواهد کرد . زنده باد آزادی
و بندها درجه ها دارند
آهنگ مرتبط ( نام : چشم های کلودیا Claudia Eyes ، سایز : 384 کیلوبایت ، زمان : 44 ثانیه )
دانلود مستقیم آهنگ با کلیک بر روی اینجا :
Claudia Eyes.mp3
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 4:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
تو چقدر ظریف بازی می کنی . می تونی هر کاری بکنی . هر کسی رو از سر راه برداری ... اما مهره ها رو طوری چیدی که هر کس در آخر کار فقط و فقط نتیجه کارهای خودش رو می بینه . خودش می مونه و خودش .... ظرافت عجیبی توی این کارت هست .
می بینم که دیگه زمان برای من از بین رفت . من فکر می کنم دیگه ابدی شدم ... عقابم روهان الان روی شونم هست . زمان دیگه برای من محو شد . من همیشگی شدم
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 3:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|

نمی خوام بگم این حرف من درسته ... فقط و فقط نظر شخصی منه ... یه آدم . نه بیشتر
وقتی زندگی قشنگ باشه ، لذت بخش و زیبا باشه . طولش و زمانش چه اهمیتی داره ...
وقتی زیبا باشه دیگه زمان چه اهمیتی داره ... کوتاهه ولی قشنگه
مثل یه پروانه ، مثل یه گل با عمر کوتاه ... قشنگ ولی کوتاه ...
البته من که هیچ وقت نمی میرم ، همینطوری گفتم ، من تا ابد و بعد از ابد هم زنده هستم ...
زنده باد زیبایی
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 3:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|

رشد از جنس جریانه ...
آبی که جاری باشه دیگه با هر چیزی کثیف نمیشه ... مگر اینکه سرچشمه اش کثیف بشه ... آبی که جاریه تو مسیر اگه یه چوب تو راهش بیاد دیگه اون چوب براش مشکل بزرگی نیست . اون جاریه ... جاریه و می گذره و می خنده ... شکرت خدا
خودت انتخاب کن . می خوای جاری باشی یا اینکه یه جا بمونی
مطلب مرتبط :
+
این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 2:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|
تو خودت مدرک خودت هستی . یه روز میرسه که فقط خودت می مونی و خودت و تو اون دادگاه خودت مدرک خودت هستی . نمی بینی .... زود میاد اون روز
+
این ها فکرهای یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 10:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|