|
همگی موفق باشید . از این به بعد روی آدرس o-mid.com می نویسم . اینجا یه آرشیو شد . آرشیو زنده + این ها فکرهای دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 3:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اینجا برای همیشه بسته شد ، می دونم اصلا مهم نیست و چیزی کم نمیشه اینترنت یه محیط شلوغه که ظاهرا بی ادب هاش بیشتر از با ادب ها و با فرهنگ هاشن یا حداقل در مواجهه اینطوره به هر حال من دیگه لزومی نمی بینم بنویسم اینجا ، جای دیگه ای ... + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 2:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدم ها انگار خیلی هاشون حریم ها رو رعایت نمی کنن و خوب رابطه ها رو از دست می دن خودشونو محروم می کنن بعضی هاتون چه گوهر هایی هستید ، که
دوست دارم بزارم رو طاق شهرهام اثراتتون رو تا
بدرخشن بقیه ببینن رفتار درست چیه + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 2:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من فقط خودمم ، قرار نیست شبیه آدم خوبی
باشم خودمم شاید از یکی دیگه جلوش بد بگی بشینه
نگاهت کنه و... فعلا من اینطورم جلوم بدم رو بگی سرت رو می گیرم از
موهات صورتت رو رنده می کنم یه جوری که از اون به بعد بری پشتم بدی
ام رو بگی اما اگه از راهش عیبم رو بهم بگی لطف
بزرگی کردی بهم و منت گذاشتی به من + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 2:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من واضحم راحته + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 12:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عجب طعم آشنایی داری + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 12:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به مزه ها زیاد اعتماد نکن می تونم بهت سم های خوشمزه بدم نتیجه ها و اثرها مهمن که می مونن فعلا تو این سیستم که اینطوریه من همیشه یه قدم عقب تر ایستادم + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 12:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حیوونا هم زبونای خودشونو دارن + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 12:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خداوندا دلش یه جایی بنده همونجا که ایوونش بلنده + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:38 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نمی دونم چرا از شعر خوشم نیومد خوب وقتی می تونی ساده بگی چرا بزاریش تو قافیه ها اگر بخوای بگی دوستت دارم میگی دوستت دارم شعر نمی گی که یه حاشیه های اضافی ای داره من دوست ندارم مثل شمشیری می مونه که دورش زنگوله آویزون کرده باشی من با حرف های ساده ام می برم ، یه شمشیر بی زنگوله صریح و ساده بدون اضافه من حتی نمی خوام توجهتو جلب کنم نوشته هام تابش من به توئه ، یه تابشه فقط ، بروزم به تو سر زدنم به تو ، همسایه ای که میاد خونتو تو چشماش نور داره اما خوب بعضی شمشیرای زنگوله دار خاطره های قشنگی ان تو وسط این همه تابش اون شعرا کار آدمای بزرگه مثل سعدی و ... + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو یه لحظه همه چیز جلوی چشمت میاد ، تند و واضح + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کشف رو دوست دارم یاد گرفتن رو فهمیدن رو درک چیزهای جدید رو تحقیق رو پا گذاشتن تو ناشناخته های امن + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه چیز جالبی هست اگر کار اشتباه رو درست انجام بدی کار اشتباه درست انجام میشه و به نتیجه میرسه کار درست رو اشتباه انجام بدی به نتیجه نمیرسه تفکیک قایل شو بین خود کار و روش انجامش روش کار هست که کیفیت و کمیت رسیدن به نتیجه رو تعیین می کنه البته به نظر من یه جورایی ساختمون بدی هست که درست ساخته میشه و اون یکی ساختمون خوبی که بد ساخته میشه می دونی روش کار داخله ، نتیجه بیرونه + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:27 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به اراده سر زمین فکرم رو بکر گذاشتم فقط ماده خام میدم ، هیچ استنباطی از هیچ کسی نخوندم یا اگر شنیدم نزاشتم اثر خاصی بزاره من عادت دارم آب سرچشمه ها رو بخورم نشخواری نمی خورم خودم دوست دارم بجوم نشخوار شده ها موادش کمه ، تفکرات دیگران خلوصش کمه چون تعبیرایی شخصی هست که از سرچشمه ها گرفتن دوست دارم اون جا بلنده رو + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:15 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دو تا مشروبی اگر با هم ازدواج کنن چون هر دو مشروبی هستن ممکنه بتونن با هم زندگی کنن چون ثبات داخلی دارن اما آخر راهی که دو تایی میرن زیاد نباید جای جالبی باشه ، عاقل که نمیره اما اگر یکی مشروبی اون یکی سالم باشه چون ثبات داخلی ندارن خیلی سخته موندن آدم سالم تو همراهی ها ثبات داخلی ممکنه باشه یا نباشه مقصد همراهی به نظرم جالب تره + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:13 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
احساسات و قوه های من تقویت شده و دارای تشدید داخلی هستن عطر یه گل رو از هزار فرسخی می شنوم انگار جلوی بینی ام هست جنس هام توی هزار هزار جنس برق می زنن برام اگه واقعی باشن آدما واقعی تر از اونام براشون می بینی چه عجیبه ؟ + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این من که هی می نویسم شخص من نیست فقط یه آدمه ؛ شاید تو یه حالت های خاص منظورم نوع آدمه نه خودم + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:7 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برگشتیم راستی بهت گفتم حوالی خودمم کمی جلوتر از خودمم + این ها فکرهای سه شنبه ششم مرداد 1388 0:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چند روز بود مشکلی پیش اومده بود ، درستش کردم آدرس o-mid.com که خریده بودم اعتبارش تموم شده بود . درست شد اگر یه تصویری مثل شکل پایین می دیدید طبیعی بود . تقصیر من بود . این چند روزه داشتم تمرین درسی حل می کردم وقت نشد تمدید کنمش . ممنونم + این ها فکرهای دوشنبه پنجم مرداد 1388 9:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدمی که به چیزی در خودش مغرور بشه نمی تونه پیشرفت کنه + این ها فکرهای یکشنبه چهارم مرداد 1388 6:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظرم عاقلانه به نظر می رسه که تا وقتی علم کاملی به چیزی نداریم احتیاط بیشتری داشته باشیم بی مهابا ایده ندیم کی میشه که بشر علم کاملی به چیزی داشته باشه ؟ + این ها فکرهای یکشنبه چهارم مرداد 1388 5:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به خاطر این پشت پیچ ها نمی مونم چون می خوام منظره بعدش رو ببینم + این ها فکرهای یکشنبه چهارم مرداد 1388 4:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه بچه ای بود پاهاش اونقدر بلند نبود که اونور دیوار رو ببینه هنوز هم اونقدر بزرگ نشده بود که اونور دیوار رو ببینه یه نفر می خواست بغلش کنه دستش رو رد می کرد هی تو ذهنش یه تصاویری از اونور دیوار می ساخت هنوز هم دستش رو رد می کنه من نمی دونم چرا اونجوری بود اما بود + این ها فکرهای یکشنبه چهارم مرداد 1388 4:27 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر یه روز بخوام چیز بدی رو از بین ببرم اول درک می کنم شی معیوب رو بعد از این که کارم قوام پیدا کرد و مستحکم شد و چاره ای نداشت جز نابودی بهش می گم که از بینش می برم اول کار و نتیجه بعد اعلام زودتر بگی ضایع میشه لازم نیست کسی بفهمه ، تار و پودش رو می کنم ، بعد بهش می گم رازها نهانه + این ها فکرهای یکشنبه چهارم مرداد 1388 3:10 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آخه ما که چیزی نبودیم اومدیم چیزی بشیم ؟ از هیچ چیزی نبودن یعنی فرصت رشد داریم ؟ اومدیم چیزایی رو بفهمیم ؟ یاد بگیریم چیزایی رو ؟ + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 10:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این همه حرف گفته شد روی زمین یکی اومد بگه ما الان چرا روی زمینیم ؟ می دونی من کنجکاوم ، اینم یه سوال مثل سوالای دیگه است زندگی ام بسته به این نیست ، متوقف نیست روش ، من زندگی عالی ام رو دارم با رشد ، هر روز بهتر از دیروز ، مثل یه پرتو نور روشن درخشنده اما خوب کنجکاوم بدونم من از شهد خوش نوش رشد می نوشم + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 10:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی عوضی ها با چیزایی که لباس خوبی بهشون پوشوندن راه های بد برن یکی از همون راه ها اما با لباس واقعی همون خوبی ها میاد از پشت سر می گیردشون + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 10:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر چیزی رو داغ کردی لطف کن سر بکشش آخه می دونی تو بودی که داغش کردی و اگر سر نکشیش ... جالب نمیشه زیاد جدی نگیر این عمیق تر از اونه که هر کسی بفهمه ، کلا هم چیز خاصی نیست + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 10:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از همه چیزای خوب میشه بد استفاده کرد از همه چیزای بد خوب که البته ما بدی ازمون بری هست عقل داشته باشیم فکر کنم بشه ، به نظرم ممکنه + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 10:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو باید قضاوت کنی به جمله های درست نگاه نکن می شه با یه حرف درست یه موضوع اشتباه رو درست نشون داد اگه مخاطب جای گول خوردن داشته باشه عوضی ها بلدن ساده نباش و گول نخور مثلا من اگه یه حاکم ظالم باشم میام بهت می گم حضرت محمد هم وقتی خواست قیام کنه تو شعب ابی طالب بود سه سال بعد از اونور شما که مردم من هستین تو سختی باشید و ثواب بگیرید تو شعب ابی طالب فرضی ای که براتون ساختم یه جایی گذاشتم توی ذهنت گفتم توش نرو اینجا بری میری جهنم بعد از همون جا حسابی ... مثال هایی برات میارم اساسی خود خدا می گه از چیزی که بهش علمی نداری پیروی نکن تو تو شعب ساختگی ای هستی که من برات ساختم خودم جاتون خالی تو خونه ها و باغ هام دارم حسابی می چاپمتون آخه نمی دونم این لعنتی چی داره به خاطرش انقدر همنوع هاشون رو اذیت می کنن + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 10:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر نور و آبم ندی چطور سایه ای داشته باشم که خنکت کنم ؟ میوه ای که ... چوبی که ... + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 1:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من بدم تو که خوبی + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 1:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از این کوه به اون کوه اوه چه پرش های بلندی + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 1:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چطور با پاهای کثیف می توان به زمین های سبز و قشنگ قدم گذاشت که آنها می خواهند با روش های بد به چیزهای خوب برسند + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 1:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر بدونید چقدر دوستتون دارم مثل یه اصل دور شده از اصل یه خود دور شده از خود + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 1:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه موقعی هست میگن دستا رو بیارید بالا اون موقع دستم رو میارم بالا که سالها بود منتظر اون لحظه بودم + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:59 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من تو یه اقیانوس بزرگ از نادونی غرقم + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر خواستی بذری رو بپاشی اول ببین اصلا اون بذر تو اون زمین در میاد برای کسایی حرف بزن که گوش شنیدن حرف هات رو داشته باشن آهنگ هات رو برای کسی بزن که بفهمدشون + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دلم برای خانوادم و دوستام تو زمین تنگ میشه من همه آدمای مهربونو دوست دارم + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:56 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
منش های آدمیت ، گوهر های بیقیمت ، ظرافت هایی دقیق و ناب + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما بهترین کدهای Debug رو داریم + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدمی که بداخلاقی می کنه خودشو اذیت می کنه و عذاب می ده + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر اجازه بدین من برم جهنم من علاقه ای به بهشت اونا ندارم اونا که از آخور غذا می خورن شرافتی در کارهاشون نیست فکری تو کارهاشون نیست امانت ها رو امانتداری نمی کنن آدمیتشون رو انکار می کنن چاپلوسی حاکما رو می کنن + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:24 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دو تا پای قوی و سالم بهتر از هزار تا پای علیل و مریضه چون می تونی با اون دو تا راه بری به همین دلیل سعی کن تو یه رشته حداقل دو تا پای قوی و سالم داشتی و توش تخصص داشته باشی تا بتونی توش راه بری بعضی ها هستن با هزار تا کار آشنا هستن اما ... کو دو تا پای سالم ؟ + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فروشنده ها از جنساشون تعریف می کنن ، نه ؟ + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:15 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
میخوام تو قلبم ستاره ای بزارم که کم
نور نشه هست ؟ ستاره ای که کاری کنه نتونم جز اونو تماشا کنم انگار که ستاره دیگه ای نیست هست ؟ + این ها فکرهای شنبه سوم مرداد 1388 0:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برای چند روز آدرس o-mid.com قابل دسترسی نیست . اگه زنده باشم شنبه یکشنبه درست میشه . با همین آدرس omid63.blogfa.com وبلاگمو می تونید بخونید . ممنونم . موفق باشید + این ها فکرهای پنجشنبه یکم مرداد 1388 11:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|