|
و اما وقتی ... + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مریض مریضو تشخیص نمیده سالم مریضو تشخیص میده تا وقتی میوه خوب رو نخوردی فکر می کنی اون میوه معمولیه خوب بوده وقتی جنس بهتر رو تجربه کنی می بینی که جنس پایین تر بهتر نبوده تا وقتی تمام طعم ها رو نچشیدی نمی تونی بگی کدوم بهتره + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگه بخوای محصول خوب بگیری فقط بذر خوب کافی نیست مزرعه خوبی میخوای + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انگیختگی + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تازه هاش دوست داشتنی ترن + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونید با حالی شما چیه ؟ هیچ دوتاتون شبیه هم نیستید + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اون فردایی که اونا منتظرن هیچ وقت نمیاد ما امروز زندگی می کنیم فردا هم که امروز نمیاد پس اون فردایی که اون عده خاص می گن اومدنی نیست + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دزدها فکر می کنن دارن یه جنسی رو می دزدن حواسشون نیست که دارن شرافتشون رو از خودشون می دزدن دزدی که از دیوار بالا میره شرافت داره به اونی که تو روز روشن کار ناقص با کم کاری ارائه میده استادی که پول می گیره از درسش می دزده کارخونه داری که پول جنس خوب رو می گیره جنس بد میده کم کاری دزدیه هی ... دزدها یه روزی می رسه از موی سرتون می گیرنتون روی سنگ های تیز می کشنتون صبر کنید + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دوستدار حقیقی تو کسی است که از تو چاپلوسی نمیکند و ستایشگر واقعی تو آنکه تو را از [ستایشهایش دربارۀ تو] باخبر نمیکند + این ها فکرهای چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 7:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می نویسم ، فکر می کنم و روزمرگی نمی تونه عادی ام کنه + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 8:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سری کارها هست نگاه می کنی می گی چقدر دقیق چقدر تمیز چقدر وقت گذاشته روش من این مدل رو برای انجام کارهام انتخاب
کردم البته وقتی بخوام ارائه ام رو شخصی کنم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من چیز گرون ترو خرج چیز ارزون تر نمی
کنم مگر اینکه در نهایت سود بده به خاطر چیز کم اهمیت تر چیز با اهمیت
تر رو ناراحت نمی کنم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر لطف خدا نباشه من هیچی ندارم هیچی
نخواهم داشت هیچی نیستم و هیچی نخواهم شد اوه می بینی سرعت چه بالاست ؟ + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بعضی چیزا هستن میگی عجب چیزای خوبین بعد که بازشون می کنی می بینی عجب چیزای
خوبی نیستن و شاید بخوای از یه چیز طلایی استفاده
کنی به اسم صبر + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
با چیزی که تموم می کنم شروع می کنم و با چیزی شروع می کنم که تموم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بعضی ها می گن در محل ، تجربی و محیط خوانی بعضی ها تئوریک ، مجرد و خارج از محل به نظرم ترکیبی از هر دو تا به اضافه اون قضاوت و دید اصل قصه است + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تله ها همه شون اغوا کننده بودن و گرنه طعمه های ساده توشون نمی افتادن + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدمای خوشگل رو دوست دارم اگر اخلاق و طینتشون بد نباشه + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اون چیزی که خدا ما رو به خاطرش آفرید طوری هست که روی کاغذ نمی تونی بنویسیش می تونی حسش کنی و بفهمی قلبت حسش می کنه و وقتی می فهمی حس خوبی پیدا می کنی و عجیب اینه که روزمرگی می تونه پاکش
کنه وقتی حسش می کنی قانع می شی ، مثل علم
خاصی می مونه که فقط موقع حس کردن می دونیش مثل قلب می مونه ، باید بزنه تا زنده بمونی هی باید احیاش کنی ، اگر حسش نکنی مرده ، نیست و دیگه یادت نمیاد چی بوده پس نزار روزمرگی از یادت ببره ، به یاد
بیار تو جاهایی هست تو بعضی نگاه ها ، هر کسی نمی بینه قلب پاک و زنده درک می کندش ابزار درکش عقل نیست حسی هست مثل نمک گیر شدن به محبت ، دوست
داشتن ، مدیون بودن از محبت از جنس نمک گیری و دوست داشتن و محبته حسی که نسبت به پدر و مادر داری یا کسی
که جونت رو نجات میده یا ... از اون جنسه البته نظر شخص منه + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما روی پشتبونا می شینیم شهرهای تمیز و
بارونی رو تماشا می کنیم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ما پچ پچ هایی داریم پشت اون دیوار مخفی تاریک + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کارای بزرگ رو با تمرین ها و قدم های کوچیک ، با تدبیر و برنامه غول ها رو با شمشیرهای کوچیک مهار می کنیم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 7:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چیزی باشه که نباشه و چیزی نباشه که باشه چون بودن یه نوع محدودیته و یه نوع ظرف و حصاره برای اون + این ها فکرهای یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 5:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انقدر سبکم دست بهم بزنه بلند می شم و پرواز می کنم + این ها فکرهای یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 12:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عمقت تا ته قلبمه ته تهش + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی دور هم جمع می شید حس خوبی بهم می
دید ستاره ها + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
با سختی ها زندگی می کنیم و ساخته تر می
شیم شاید مثل کربن های سیاه که تو عمق و زیر فشار زیاد الماس سفید براق بسیار محکم شدن ضعیفی کردن شکستنه و شکستن در شان ما نیست ما دیدنی هستیم ، که با دیدن ما دل ها
شاد و چشم ها پر نور و قلب ها امن میشه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دقایقی هست توی عمرم توش سالها زندگی می
کنم و حالا که دارم فکر می کنم تو همشون فقط تو بودی + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مریضه ، یه گوشه تنهاست ، نمی ری عیادتش ؟ + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سرزمینی هستم که درهام هم برای ورود و هم برای خروج بازه نه دعوتت کردم نه مجبورت کردم بمونی پس شکایتی در کار نیست اومدی خودت اومدی رفتی هم خودت رفتی هیچ مسئولیتی رو هم قبول نمی کنم اینجا یه محیط بتاست + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اون حتی به بودن محدود نیست نمی دونستم واقعا سبحانه ، اوه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو هر ظرفی بزاریم بیرونشم باشم چیزی که نباشم و نباشم چیزی که باشم بعد از خودمم قبل از خودمم هر حصاری دورم بکشی بیرونشم خارج از هر تعریفی + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
قورباغه ها صدا می کنن تو مرداب های خیس تو جاهای خشک جیر جیرک ها عادت کردم بهشون همونطور که به حرف های ... + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سعی نکن خودتو پنهان کنی من فقط تو رو می بینم و بوت می کشم + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر باهام بازی کنی همیشه برنده ای + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ذوق و قریحه من اندازه تو می شکفه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تمام چیزایی که دوست دارم یادمه و همه برام جدیدن + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 10:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اجازه میدی پابرهنه روی قلب هات قدم بزنم ؟ فکر می کردی یه قلب داری ؟ من که قلب هات رو می شناسم + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مثل یه دنیا اون چیزی می مونی که می خوام طلوع قشنگ و همیشه جدید یه چیزی که کهنه نمیشه چرا ؟ + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من نادون و ناقص ترین آدم در سرتاسر زمینم یکم کنجکاو و یکم مایل به رشد اون ستاره رو دیدی چه می درخشه ؟ انگار برق می زنه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه جاهای عجیبی رفتم جاهایی که یه چیز در آن واحد وجود داشت و وجود نداشت ... + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی شبیه کدومم اونی که دنبال سایه اش بری هیچ وقت رسیدنی تو کار نیست همیشه می رم پشت یه جایی که میای اونجا دوباره می بینی راه افتادم و سایه هست که داره حرکت می کنه دستی که صاحبش دیده نمیشه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر بهم نور و آب بدی یه سبزی می شم برات یه میوه هایی بیارم برات زیر سایه ام بشینی و کیف کنی وقتی قطعم کردی چوبمو بسوزون بهم تکیه کن وقتی زنده ام + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اون می تونه نباشه چیزی که باشه و باشه چیزی که نباشه + این ها فکرهای شنبه بیست و هفتم تیر 1388 6:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چیزهایی که اینجا می نویسم نه اینکه چیزای خاصی باشن جرقه هایی هستن شاید برای روشنی ایده های خامی که شاید بعضی هاشون بتونن مفید باشن خام هستن ، خام ، نسخه های اولیه که بیشترشون احتیاج به اصلاح دارن مثل جرقه ها + این ها فکرهای جمعه بیست و ششم تیر 1388 2:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من استفاده کننده از وسیله هام دارنده چیزی نیستم فکر می کردم احساس ، وجود داره ... نمی دونستم سروتونین ، اکسی توسین ... احساس ها هم چرخ دنده ای شدن ؟ امیدوار کننده است که هنوز بررسی کننده ام خوبه این شعور هنوز اصیل مونده + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 8:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من وسیله ام رو نگاه می کنم وقتی ازم چیزی می خوای اگر یه نردبون یه متری بهم بدی و یه دیوار هزار متری و دیوار سر باشه و بگی برو بالا فقط با نردبون می خندم و می گم وسیله اش رو ندارم نردبون مثال بود ، حالا ممکنه ازم بخوای چیزی رو بفهمم که وسیله فهمش رو ندارم خوب اگر داشتم در خدمتم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 8:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حواست باشه اگر خواستی فکر کنی دچار فکرهات نشی می دونی همیشه بیرون آزمایشگاهت باش فکرها رو بکن اما دچارشون نشو ، بیرون آزمایشگاه ذهنت باش انگار ربات فرستادی تو آزمایشگاه و از بیرون داری کنترلشون می کن اتفاقی بیفته برای ربات ها بیفته نه برای تو عده ای بودن این اشتباه رو کردن ، خودشون رفتن تو ، بعضی جاها تو فکرکردنشون موندن ، بن بست شد ، سالها گذشته هنوز اونجان محیط ذهن تو یه محیط (( کن فیکون )) هست ، به اراده تو هست ، خالقش توئی ، دست توئه راستی من خیلی چیزا بود می خواستم اینجا بنویسم اما... دومین اشتباه فکرکننده ها اینه که حواسشون به وسیله ای که دارن نیست با قد 2 متر می خوان بدون چهارپایه برن بالای دیوار چهار متری یه عده دیگه میرن تو چرخ دنده هایی که قانونش رو بلد نیستن من در مورد چیزایی که نمی فهمم فکر نمی کنم اگر کاری رو بدون اینکه بلد باشی انجام بدی خطرناکه مخصوصا کاری که با خودت طرفی توش ، کاری مثل فکر کردن هرگز اجازه نده تشعشعات آزمایشگاه هسته ای ذهنت به بیرون نشت کنه وقتی که مطمئن شدی سالمه بیرون بیار ، با احتیاط فکری که ناامیدی ، رخوت ، تنبلی ، اجبار یا غم بیاره فکر نیست ، تاریکیه فکرای روشن خوبن ، زندگی ، امید عقل و اعتدال رو فراموش نکنی ، برنامه ریزی و ... زندگی سالم و در حال رشدت رو داشته باش رشد آدم رو به خدا نزدیک نمی کنه ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فرض کن می خوای صفت a بیشتر به نظر بیاد دو تا شی که می تونن صفت a رو داشته باشن بیار مثلا b و c و به هر دوی اونها صفت a رو بده طوری که مشاهده کننده ها به صورت همزمان هر دو رو ببینن بعد از مدتی این صفت رو از یکی از اون دو بگیر صفت a در شی باقیمونده بارزتر میشه و بیشتر به نظر میاد + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر چه وظایف تفکیک شده تر باشه کارها راحت تر تو سیستم انجام میشه نظارت ساده تره ، از زیر کار در رفتن سخت تر چون وظیفه تفکیک شده سرپرست سیستم باید به جایی بیرون از سیستم جوابگو باشه نه به داخلش راس تمام جواب گوها باید به مردم جواب بده معمولا جواب نمی دن ، پس مردم باید جواب بگیرن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظر من ابرها ابزارهای تصویری پیچیده ای برای اثرگذاری هستن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
جنس های تاریخ مصرف دار رو دوست ندارم مخصوصا فکرهای تاریخ مصرف دار به خاطر همینه تو کنج گوشه حرف می زنم کنج و گوشه عقب ترین جاست ، فارغ از عامل ثانوی به صورت محسوسی سعی دارم تا اونجایی که میشه از گفتن چیزهای تاریخ مصرف دار صرف نظر کنم اولیه ، بنیادی دوست دارم این جور چیزا رو بشنوم ، همون قضیه ماهی گیر و ماهی ، می خوام یه چیزایی رو یاد بگیرم هر جایی بیفتم بتونم گلیمم رو از آب بیرون بکشم نه اینکه فقط بتونم تو یه موقعیت خاص عمل کنم اون دید دورتر ، اون اساسیه ، سر کلاس مکانیک خاک اولین بار استادم این دید رو بهم داد ، اونجا جرقه های طلایی اش اومد آشنایی بیشتر : و این است تنها و تنها روش و استایل درست دیدن و درک ( حدود 120 کیلوبایت ) + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر کسی بدی کسی رو بهم بگه تا نبینم باور نمی کنم هر چند شاید کمی بیشتر احتیاط کنم اما اگر خوبی کسی رو بشنوم ندیده حس خوبی بهش دارم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 7:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 4:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه آدم بی ادب حتی اگر زیباترین آفریده خدا باشه هیچ ارزشی پیشم نداره ، هیچ + این ها فکرهای سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 4:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
طلوعی داره چشما گرماش ملایم نوری داره روشنی اش به اندازه دلخواه امن و آروم ، که آرومی اش تموم نشه که اگر یه بار به قلبت طلوعش بدم... + این ها فکرهای سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 3:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برای زندگیت برنامه ریزی کن عمر تو سرمایه ات هست وقت هات رو از دست نده وقت برنامه ریزی از بالا به پایین برنامه ریزی کن دید بزرگ به زندگی ات و همینطور تا ... + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 10:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من پنجره ای هستم به زمین چشمی دارم لمسی دارم گوشی حسی دیدی + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 10:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی قشنگترین فاصله من کجا بود فاصله از من تا تو زندگی من رو زمین فاصله من تا توئه + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 10:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بزار طلوع کنم تا بشکفن طلوع تو + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 10:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از طبیعت خوشم میاد چون Auto Debugger هست ، یعنی خودش رو اصلاح می کنه می دونی یعنی چی ؟ یعنی مثلا اگر تنبلی کنی نتیجه نمی گیری ، طبیعت تنبلی رو حذف می کنه وقتی نتیجه نمی گیری باید خودت رو اصلاح کنی تا نتیجه بگیری سیستم خود به خود اضافه جات رو حذف می کنه تو حالت درسته که نتیجه می گیری بقیه چیزا توهم و گرد هست ، پاک میشه ، نه ؟ + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 10:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ازم می پرسی چرا دوستت دارم خوب تو یه بار بیا جای من خودتو ببین قشنگ می فهمی چرا انقدر دوستت دارم + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 9:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظرم خودت باشی بهترین حالته چون لازم نیست غیر خودت باشی + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 2:38 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اونقدر خوشه نمی دونه به خاطر چی خوشی کنه + این ها فکرهای یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 1:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
جزو بقیه بودم + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 10:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
رنگا اثر دارن رنگا خیلی جالبن ، انگار هر کدوم برای یه چیزی ساخته شدن بی اثر بودن در جای خودش اثره + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 10:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بی اثری در جای خودش از عاقل اثره + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 9:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یک از بیرون نگاه می کنه یکی از تو اونی که از هر دو نگاه می کنه بهتر می فهمه + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 9:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
اول بهتره رو بیار بعد خوبه رو ببر + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 9:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی یاد خاطراتم روی زمین با آدم هاش می افتم یه حسی دارم قشنگه + این ها فکرهای شنبه بیستم تیر 1388 1:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چیزی که می خوای به خاطرش ناراحت بشی مهمتر از توئه ؟ چیزی مهمتر از تو هم هست ؟ به خاطر چیزی که ارزشش و اهمیتش کمتره چیز مهمتر رو ناراحت می کنی ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 11:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر موقع نگاهم کنی در حال طلوعم زمان کو؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 8:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از زمان آدم از زمان عصر سنگ و آتیش قرون وسطی الان بعد و آخر زمان و آخرین آدم روی زمین همیشه من همینم همین بودم ، هستم و خواهم بود زمان و شرایط محیط تاثیر اساسی ای روی اصل من نداره ارجینال و با کیفیت ثابتم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 7:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تا وقتی پروانه نشدم از پیله ام بیرون نمیام + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 5:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
صداتو از گوشه کنار شنیدم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 5:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اینجا یه سرزمین شورانگیزه مراقب باش هر قدمت اینجا ثبت میشه هر لحظه ات زندگیه قلب های اینجا می تپه رقم بال های پروانه گردی که از روی بال یه پروانه بلند میشه موقع پروازش مثل نور ثبت میشه اینجا هر لحظه جدید میشه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
عجب نور عالی ای خیلی خوب و واضح می بینمت + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بعضی اوقات آدما فکر می کنن یه چیزایی رو فهمیدن در حالی که هنوز نفهمیدن منم آدمم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 5:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دو تا صورت هست که خیلی دوستشون دارم صورت پدر و مادرم چون منو یاد بابا و مامانم می اندازه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سلام به تو طلوع خورشید تابان دیدن تو روشن تر از طلوع روشن ترین خورشید بود + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو حتی از خودت هم خوشگل تری + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آخرش جواب سوالم رو ندادی؟ چرا انقدر قشنگی ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:22 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مثل موهای سرتم هر مدلی دوست داری درستم کن + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگه تو مزرعه ای بودی سوار اسب هام می شدم همیشه با اسب هام دور و بر مزرعه ات پر می زدم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اجازه میدی فقط تو رو تماشا کنم ؟ به غیر تو کس دیگه ای رو تماشا نکنم ؟ فرصت تماشای تو غنیمته چه برسه کنار تو بودن چه برسه با تو بودن + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به نظر من حداقل یه دنیای موازی اینجا وجود داره با تناظر کامل با عناصر اینجا همین الان وجود داره ، قرار نیست به وجود بیاد علاقه ای به اثباتش ندارم نتیجه گیری شخصیمه با توجه به تجربیات شخصی ام و اینکه اگه هست که با اثبات من بودنش بیشتر نمیشه اگر هم نیست که با اثباتم این توازی به وجود نمیاد جای خالی ای در روحم ندارم و نیازی که بخواد با اثباتش پیش کسی ، در من پر بشه + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 4:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کاش یه جوونمردی میومد همه اشتباه ها رو یه جا می نوشت تا انجامشون ندم البته اون جوونمرد لطفش رو به کمال می رسوند کاش و توضیح میداد چرا اشتباه هستن آخه میدونی فکر دارم ، تشخیص میدم ، ماشین نیستم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فکر نمی کردم انقدر بررسی آدم از نظر زیست شناسی جالب باشه خدا یه زبون دارم باهات حرف بزنم اونم تو فکر + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
فکر نکنم یادت بیاد یادت بیاد اون لحظه رو که اومده بودی تو این دنیا اولین بار که چشماتو باز کردی بی پناه بودی اون آغوش اول ، انگار امن ترین و گرم ترین جای دنیا بود جدا شدن ازش آسون بود ؟ یادت نمیاد ، میاد؟ یادت میاد آدم من ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بدن سلول ها مغز هورمون ها و ... زیرساخت هایی هستن برای اجرای روش هایی برای رسیدن به مقصودهایی یادت نره این ها روش هایی هستن ، نه بیشتر + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:22 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگه بدونی وقتی بیرون شیشه ام توی شیشه ام هستم هر دو ام بیرون از هر دو + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی مثل بخار بالای یه آتش فشان روشن داغم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 3:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انقدر شن نپاش تو چشمام نمی بینم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:57 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می خواستم سر منشا احساس رو پیدا کنم که از کجا میاد از ته به سر رفتم فکر کنم تو رشته دوم زنجیر به هورمون ها رسیدم اکسی توسین ، سروتونین ، پروژسترون ، استروژن ، اپینفرین ، اینترلوکین و ... که نمی خوام زیاد بحث رو ... + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:48 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اوه عجب طرح های ظریفی داری من دوست دارم طرح های ظریفتو + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نمی خوام یه بلندگو یا یه شیپور یا اسپیکر باشم که صدایی رو پخش کنم می خوام زنده باشم + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
برای حیات می خوام آدم باشم نسخه های ناقص آدم میشه حیوون مگس روی کثافت کاری ها میشینه آدمایی که عیب های بقیه رو می بینن روی کثافت های بقیه می شینن گرگ ها شب ها جرات نمی کنن تو گله ها پشت به هم بخوابن برادرای یوسف خودشونو مسخره کردن وقتی گفتن گرگ خورده کفتارها خوک ها موش های ترسو آدم های ترسو که تو سوراخ ها میرن ، که کوچیکن و ... طبیعت رو دیدم که اگر بخوام حیوون بشم شکارچی هم دارم خوب برای حیات می خوام آدم باشم صاحب اسمای الهی + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدم هایی که برنامه ریزی ای ندارن و نظامی روی زندگی شون نیست شاید شبیه به قایقی باشن که پارو نمی زنه ، بادبون داره باد و جزیان آب می بردش هر جایی که میره نه ؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:24 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اما مطمئنم نسخه های اصلی جایی دیگه است یعنی مثلا یه رود واقعی جای دیگه هست که این رود روی زمین نماد اونه یه آب واقعی یه جای دیگه هست این نماد اونه خاصیت های شبیهی در فکر با سیالات هست هر دو بمونن می گندن ، هر دو زلالی دارن ، هر دو روشنی دارن اینا نمادهان؟ + این ها فکرهای جمعه نوزدهم تیر 1388 2:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|