تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

چیزی مثل بارونه

که داره همیشه می باره 

چون دریغی نداره

اگر چتر نگیری بهت می رسه

هر چیزی از اونه 

حقیقت هم یکیشه ، فقط یکیش

که عده ای شاید دنبالش هستن

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 2:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر احساسات ضد گلوله وجود داشت

من ضد گلوله ترین احساسات رو داشتم

چون اصلا لب چشمه نمی رم تا بخوام تشنه برگردم 

نخواستن رو قشنگتر از این دیدم که دل بخواد و نرسه 

حفظ عزت و بی نیازی قشنگ تر از نیاز و دست رد بود

گرونترین جنس من دلمه که خیلی کم بشه روش کنم 

تازه اگر هم روش کنم حراجی نیست 

عاقل توی هر اتاقی بره هر موقع دلش بخواد میاد بیرون 

وگرنه به نظر من در عقلش باید شک کرد

من حتی دلم رو با عقل به معرض می زارم 


+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 12:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چه بسیار دیدم که

کلیدی به آنها دادند برای باز کردن دری

و هدف باز کردن در بود

ولی آنها به جای باز کردن قفل با کلید و در نهایت باز کردن در

به ستایش کلید پرداختند

همه چیز آمد برای بازکردن قفل نه پرداختن به کلید یا ستایش آن

و چه اندک جماعتی کلید را تشخیص دادند

آیا آنها فکر نمی کنند

که کلید و ملحقات آن همه فقط وسیله ای بودند برای باز کردن قفل

عده کمی به پشت در رسیدند

همه کلید را هدف کردند

و کیست که با کلید در را باز کند ؟

+ این ها فکرهای شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 5:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


عرق روی پیشونی پدرم چه چیز مقدسیه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 5:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر روزی اراده می کرد که

بر روی ساحل

نقشی بکشه

که آب ببردش

چنان نقشی می کشید

که آب از زیبایی نقش

تمایلی به پاک کردنش نداشت

چه برسه به آدم ها

+ این ها فکرهای شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 5:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر بی شخصیت و حقیری رو دیدی جوابش رو نده

ازش بری باش

می دونی چرا

چون کسی که حقارت خودش رو تحمل می کنه از شرش در امان نیستی

اون خودش که عزیزترین چیزشه رو حقیر کرده

بعد تو از شرش در امان باشی ؟

عجب

به خاطر این گفتم که جوابشون رو نده چون اونا اکثرا دوست دارن تا با اهانت هاشون بقیه رو هم مثل خودشون کوچیک ببینن که فقط یه تلاش بی ثمره

مثل سوراخ ته ظرفشویی ان ... وقتی آب می ریزی دارن آب رو می کشن پایین همه چی رو می خوان ببرن پایین

خالی ان دیگه

بزرگشون شیطونه تو کوچیکی که همیشه میخواد آدم رو مثل خودش حقیر کنه

با کارهای قدم به قدمش

دلم برای همه شون می سوزه و تعجب می کنم چرا دلشون برای خودشون نمی سوزه

اگر کمک می خواستن دستشون رو می گرفتیم و می کشیدیمشون بالا

ولی اگه بخوان ادامه بدن فقط دلم براشون می سوزه

که مثل غرق شده ای می مونن که می خوان بقیه رو هم ببرن تو

غافل از اینکه فقط غرق تر می شن

+ این ها فکرهای شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 5:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی ها رو دیدی شروع می کن به حرف زدن آدم خوابش می گیره

من هر موقع شروع میکنن صحبت دور می شم از موقعیت 

چون نمی خوام خوابم بگیره 

حرف زدنشون به همون قشنگی کتاب هایی است 

که نویسنده اش حتی به نوشته هاش اعتقاد نداشته 

تلویزیون هم زیاد نمی بینم 

چون حس همون کتاب ها رو بهم میده 

روزنامه و خبرها هم همینطور 

هر کدومشون یه گوشه ای دارن دنبال لحاف می دوئن

و جالب اینه که فکر میکنن ما چشم نداریم ببینیم به چیزی که می گن اعتقاد ندارن 

این خواب آوری از کجا میاد پس


یادته ماجرای رطب حضرت محمد رو ؟

اگه نشنیدی بگو تا برات بگم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 2:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


من یه عقل کلم

چون بیشتر از همه نادونی ام رو احساس کردم 

و بیشتر از همه خودم رو نیازمند به مشورت می دونم 

عقل تو همه جا هست 

تو چشم عبرت بین 

تو حرف ها 

تو ... همه زندگی

و شاهکارهاش همه تو یه کتابه 

و تو تار و پود زندگی 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی اوقات هست فقط یه توپ داری رفیق

مواظب باش چطوری می اندازیش 

عجله نکن

مشورت کن 

روی کمک خدا حساب باز کن ( البته این هیج ربطی به تنبلی نداره ، آدم تنبل هیچی نداره و نخواهد داشت در کل جز ذلیل بودن )  


عمر یه توپه 

جوونی یه توپه

ازدواج تا حدودی از این نوعه 


حواست باشه اون توپی که می اندازی خودت نباشی

که هدر بشی 


+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من بیشترین تعدادو دارم در حالی که یکی بیشتر نیستم

من می تونم تکرار کنم

من برای اینکه بتونم خودم رو ببینم بیرون خودم رفتم با فکرم

پس انگار دو تا شدم 

هم خودم بودم هم کسی که من رو بررسی می کرد تا عیب هام رو برطرف کنه

دو تا شدم و دیدم که می تونم n تا بشم 

ولی همه اش خود خودم هستم

یکیه یکی ، نه بیشتر

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


راهی که من می رم یکی از قشنگترین راه های دنیاست

آخر هر قدمم بوی قشنگ قدم بعدی میاد


+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 2:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا 

خدای منه 

چون خوبه ، مهربونه 

لطیف ترین گلیه که دیدم 

چون خوبه و مهربونه

چشمهام رو با کارهاش اشکی می کنه 

این خدای ناز منه 

خدای من 

خدای خوب من 

خدای خوب من 

اینه خدای من 

اینه 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 2:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگه چیزیو بغل کنه می تونه تا پیش خودش ببردش

بغلم می کنی تا پیش خودت 

تویی که از رگ گردنم بهم نزدیک تری 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 2:27 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یکی از خنده دارترین چیزهایی که دیدم توجه مردمه


دوباره میگم اگه تو خودت رو پیدا کردی می فهمی که به جز خودت و خدا به چیزی احتیاج نداری

و البته می دونی در اجتماع هم زندگی می کنی که قبلا در مورد اجتماع و پدیده بلور اجتماع تو همینجا نوشتم 

http://omid63.blogfa.com/post-2334.aspx

بگذریم 

من دارم تو آسمون هفتم زندگی می کنم 

موی سرم بریزه زمین میشه باهاش زمین و آسمون رو خرید 


بعد به من توجه می کنن آدما یا نه 

نمی فهمم یعنی چی ؟

اسمم رو می گن یا نه ؟

معروفم یا نه ؟


آخی اون بیچاره های نداری که توجه میخوان 


دوست داشتن و علاقه خیلی فرق داره با اینکه مردم به آدم توجه کنن

دوست داشتن یه جنس نابه و خیلی متفاوته 


+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 2:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


شاید من همه چیزو نفهمیدم

اما قشنگ ترین چیزای دنیا رو فهمیدم

چیزایی که طوری هستن که 

روی کاغذ هیچوقت جا نمیشن 

جاشون تو فکره

توی قلبه 

مثلا اون پیرمرد خیلی پیر که ساعت حدود 2 شب تو سرمای یخبندون چند سال پیش که تعطیل بود با جارو داشت می رفت سر کار

این مرد چی بود ؟ چقدر ستودنی بود این وجودش ، چی بود ...

یا اون پسر ، همونی که وقتی یه بچه کوچولو رو گوشه خیابون دید که کاپشنش رو دورش پیچیده ، اسکاچ هاش کنارشه و خوابش برده تو سرما زیر بارون 

رفت و برای پسر شکلات داغ خرید با کیک ، وقتی خواب بود گذاشت کنار وسایلش 

پسر کوچولو بیدار شد و اون پسر رو هیچوقت ندید 

و ... یه عالمه چیز قشنگ دیگه

اینا برای دل

اما عقل 

از اینکه تحت اثر نباشی ، خارج از شی ، روش فکر کردن درست ، ایده های مجرد خارق العاده برای فکر

اینکه فلسفه و ریاضی در یه محیط هستن و ... یه عالمه چیزای قشنگ دیگه

محیط هایی در فکر که پدیده های حدی هست ، چیزهایی شبیه اعداد مختلط و ...

می بینم گام هات رو توی لایه ها 

توی تاریخ داری جلو می بری 

فرشته ها چه ارتش حرف گوش کنی هستن ، چه توپ ساختیشون ! یه کف به افتخار شما از امید 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:41 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هنوز هم نفهمیدم چرا مردم در مورد چیزهایی صحبت می کنن که آگاهی ای بهش ندارن 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:36 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا چطور ازت درخواست کنم یا چه جور بخوام 

چه جور

که بفرستیش 

تا داشته باشم همه نورتو

هوای خالصتو نفس بکشیم 

می فرستیش

زود ؟

آخرین حضور پررنگت رو روی زمین 

مردی که وعده اش رو دادی برای ما 

مثل آهوی تو نیستم اما تو رو دوست دارم 

با تمام بد بودنم دوستت دارم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر کتابی بودم که تموم کتاب ها یه برگش نبودن

برات یه صفحه اش رو هم نخوندم 

دستم رو گذاشتم رو جلدش

تو گفتی خوبه 

هنوز بازش نکردم 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اینجا یه پیچه 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 1:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دوست دارم طوری از بدنم جدا بشم که چیزی ازم نمونه 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 9:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


از خودم پرسیدم چرا نمی تونم بد باشم 

دیدم نمی تونم باشم

حداقل اینکه شبا راحت می خوابم 


تازه یکی که از خودم بیشتر ندارم 

بشینم این یه دونه بدم رو تماشا کنم 

من نمی تونم یه نفر دیگه رو که بده ببینم

روم رو ازش بر می گردونم

حالا خودمو اینطور ببینم ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 8:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من شلوغ ترین خلوت 

و خلوت ترین شلوغم 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 8:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببین دوست من یکی از اسم های خدا بسیط هست 

بسیط یعنی باز

در ذهنت رو نبندی

باز باز بزار تا همه فکرها رو بگیره 

از همه جا 

بزار هوا بیاد 

هواهای سمی رو تشخیص بده 

هواهای سمی علامتشون ناامیدی ، ناراحتی ، حقارت و ... 

و بعد بهترینش رو انتخاب کن

در ذهنت رو به هیچ الهامی نبند 


مثلا یکیش اینکه واقع گرا باش

اگر تو این دنیایی خوب زندگی کن ، عالی

و اگر می میری فکر بعد از مرگ هم باش


نه مثل احمق ها دنیای محض

یا آخرت محض

ببین مشکلی نیست همه چیزو با هم داشته باشی

بابا نا سلامتی تو شریفترین آفریده خداییا 

اگر بدونی چی هستی به هیچ قیمتی خودتو نمی فروشی

انقدر ردیفی که واقعا برای خودت کف می زنی اگر خودت رو بشناسی


+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من ساکن ترین متحرک 

و متحرک ترین ساکن

متغیر ترین ثابت 

و ثابت ترین متغیرم 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من تغذیه ام از نور هست 

تمام روز دارم می جومش

نفس می کشمش 

نکشم تنگ میشه 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خیلی ها خیلی حرف ها می زنن

با زبون ها و با رنگ های مختلف

دوستان اجازه بدیم تا نتیجه همه چی رو مشخص کنه 

به قول دوستای قدیمی شاهنامه آخرش خوشه 

بزار پاییز بشه ، موقع شمردن هم می رسه 

دوست دارم صدای مدعی ها رو اون موقع بشنوم 

من خودم به شخصه هیچ ادعایی ندارم چون واقعا چیزی هم نیستم 

من اونقدر باهوش بودم تا بین هیچ چیز و همه چیز همه چیز رو انتخاب کنم 

از ما گفتن

یه بادی میاد همه رو می کنه 

به خودت دروغ نگیا 

یکی که بیشتر نیستی ، از خودت هم بیشتر که نداری

این یه بار هم میخوای سر خودت شیره بمالی

البته بلانسبت کسایی که اینطور نیستن 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


صبح بیدار شدم 

یه نگاه به صورت مهربونش انداختم 


بهش گفتم : 

نمی دونستم بهشت انقدر نزدیکه 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر من رو عطری در نظر بگیری

درش الان بسته هست 

اگر این جا ظرفیتش بود تا عطر نشت کنه

همه رو نشئه می کرد 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


کدوم بهشته که تکخوریه ؟

وا... ما که تو بهشت زندگی می کنیم ندیدیم بهشت تکخورها رو 

مخصوصا اونایی که کارشون راه میافته با بقیه کاری ندارن 

من تو بهترین نوع بهشتم اما طبقه های پایین بهشتو که رفتم ندیدم 

بهشتی به اسم بهشت تکخورها نبود 

مخصوصا اونایی که کارشون راه میافته با بقیه کاری ندارن و همه چی به نظرشون توجیه شده است 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دور و ور من همیشه عطر می تونی پیدا کنی ... حداقل دو تا 

یکی درجه 1 مخصوص خودم ، اون یکی هم نمی دونم چرا .... خوبه ...

خیلی خوشبوئن ...عطرو چقدر دوست دارم 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


قسمتی هست مثبت بی نهایت 

در این قسمت تو نمی تونی بگی که a از b بیشتره یا b از c 

تو بی نهایت ها دیگه بزرگی و کوچیکی معنی نداره 

بی نهایت ها با هم مقایسه نمی شن

چون شمردنی نیستن

من و دوستام تو بی نهایت هستیم ، از نوع قشنگش

البته اونور هم هستا ...

خسیس ها تو اونور هستن 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تمام طیف ها رو پر کردم 

از سوز تا زوزه سنگین

تو همه لایه ها

پر

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 2:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگه گردن روحتو خم نکنی کی می خواد برده ات کنه ؟

کسی که دستش به گردن روحت نمی رسه 

می دونی آزادی چه طعم قشنگی داره 

اینکه هیچ چی دستش به تو نمی رسه 

تن به بندگی کوچکتر از خودت نمی دی

یه برده تا وقتی آزاد نشده نمی دونه چه طعم قشنگی داره آزادی 


+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگه گردن خم داشته باشی زنجیر برای بردگی زیاده 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدای قشنگم تو که کنارمی چی می خوام ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


شنیدم

توی شهر افسانه ها

زیبارویی هست 


زیبارو از پس پرده بیرون میاد 

برای کسی که ...


پرده رو کنار می زنه برای چشم و گوشی که لایق باشه 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


همیشه بهت اینو می گم خدا

ضعیفم

کمکم می کنی ؟

اگه نبودم بهت نمی گفتم

می دونی چقدر مغرورم تو خواستن 

واقعا ضعیفم 

تو که خودت می دونی

مثل خیلی وقتا خودمو برات لوس نمی کنم 

واقعا ضعیفم ، خودت ضعیف ساختیم تا با خودت قویم کنی 

من خیلی ضعیفما ، می دونی 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر زیبایی زن های زیبا 

لطافت نسیمی که شب به گردن و صورتم می خوره 

اون چشمای قشنگ

اون صورت های خواستنی

اون صداهای گوش نواز 

و ...

برای خودشون بود 

براشون فدا می کردم خودمو 


اما نه 

اون صورت زیبا پیر می شه ، چروکیده میشه ، می میره 

من ویترین رو تشخیص میدم 

از 

اصل

صاحب این زیبایی ها کیه ؟

این آدمی که پیر میشه یه نمایشگره

دقت کن 

اگر برای خودش بود می تونست جلوی زوالشو بگیره

پس وقتی اینطور میشه یعنی چی ؟

یعنی دستی به اون چیز نداره 


می دونی چرا موهاش سفید میشه ؟

دندوناش چرا دارن خراب می شن ؟

ا

نمایشگرش داره خاموش میشه 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تقویم سال 1388 به صورت جاوا 

برای گوشی های صفحه کوچک ، با سایز 288 کیلوبایت  : 


برای گوشی های صفحه بزرگ ، با سایز 355 کیلوبایت : 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 12:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من هیچوقت کاسه داغ تر از آش نیستم و نخواهم بود 

یکی می خواد به خودش شمشیر بزنه 

شاید بهش بگم این شمشیره و این تویی و داری به خودت صدمه می زنی

اما مسلمه که من نمی تونم چیزی که خودش نمی خواد رو بهش بدم 

در کل از اون فروشنده ها نیستم که در خونه رو بزنم تا جنسم رو بفروشم 

خواست میاد و بهش می دم 

جنس ارزون رو تو بازار رو زمین می اندازن 

هر چند ....

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 12:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


متاسفم

اما متاسفانه 

من یکی از خوش سلیقه ترین مرد های تاریخ بشر و موجودات ذیروح هستم 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در تمام تاریخ تکرار شد 

بدون اینکه تازگی اش رو از دست بده 


+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نمی دونم چرا 

ولی یه سری چیزا هستن فقط سر کلاس یاد می گیری

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مزدت رو از کسی می گیری که براش کار می کنی 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:7 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی چیزا هستن به شوخی شروع میشن 

اما جدی صاحبش اجازه نمیده تموم بشه

قضیه آدم شدن من هم همینطوره 

به شوخی و از روی جهالت و ظلم ( ظلوما جهولا ) آدم شدم

ولی به جدی نمی خوام اجازه بدم این موقعیت خارق العاده از دست بره 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:4 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یه ترکیب خارق العاده 

حاضر 

از فکر و احساسم 

و چه شکری دارم 

از این همه لطف 

مثل ایستادن کنار یه اقیانوسه

تکیه بزنیم به چی که افق لطف تو رو تماشا کنیم خدا 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


کسی می دونه این چرا انقدر خوشگله ؟

از آدم ها خواهش می کنم به خودشون نگیرن

اینی که من می گم آدم نیست 


+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 11:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر یه سود از ناراحتی برای چیزی که گذشته و اثری نمی تونیم روش داشته باشیم به من بگی

برای گذشته حسرت می خورم

مشخصه که یه اشتباه رو عاقل دو بار تکرار نمی کنه 

+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 11:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر تو بهم نشون بدی چیزی که داری می گی یه راه روشن تر از راه منه چرا من نیام تو راه تو


+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 11:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من پر حرف ترین ساکت 

و 

ساکت ترین پرحرفم 

+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 11:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من بعضی اوقات حرف نمی زنم  

اما بیشتر از همیشه حرف می زنم 

مثل یه چشمه آب گرم روی یه آتش فشان خاموش 

به همون گرما و با همون حد از حرارت ، با همون بخارها 

می جوشم

+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 11:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هر مشکلی با من داشتی خیلی راحت به خودم بگو

با گفتگو

آخه می دونی من خیلی کارم درسته

جنس عالی ای دارم 

در برابر حقیقت بیشتر از 100 درصد تسلیمم

من حتی بهش مشتاقم

اگر تو بهم نشون بدی چیزی که داری می گی یه راه روشن تر از راه منه چرا من نیام تو راه تو

سر کی رو می خوام شیره بمالم ؟

سر خودم رو ؟


+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 10:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من چیز خیلی نزدیکی ام به تو

شاید سایه ای که صاحبش هیچوقت دیده نمیشه 


+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 10:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مثل ارتشی که از مرگ بیدار شدن

پیداشون میشه 

و بر عکس همه ارتش ها 

قدم هاشون رو از جلو به عقب بر می دارن 

انگار عقب می رن 

و آدم های بد رو گیر می اندازن 

بر می گردن و همه بد ها رو می گیرن

از پیشونی هاشون 


اونایی که به مردم ظلم کردن و حق مردم رو خوردن 

خیلی نزدیکه رسیدن همچین روزی 

Final.mp3

+ این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 6:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا چقدر ماهرانه اسم هاش رو تو شکل و انحنای چشم ها گذاشته

بعضی چشم ها صدای نی می دن 

چه نی خوش صدایی

با ظرافت تمام اسم هاش رو تو صورت ها کار گذاشته 

بعضی چشم ها آدمو یاد ابر خوشگل بزرگ می اندازه

بعضی ها ...

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 7:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دنیا انقدر مسخره و کوچیکه که اصلا صحبت کردن در موردش خنده دار به نظر می رسه 

اما واقعیتی هست که باهاش مواجهم

و شانی دارم 

عاقل واقعیت رو انکار نمی کنه

خودش رو حقیر نمی کنه 

من در شان خودم زندگی می کنم

در شان وجود شریف خودم 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 7:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یادته که یادت نمیاد چه جوری به دنیا اومدی

به همون عجیبی هم فرصتت اینجا تموم میشه

یه دفعه می بینی مردی

مثل بابا بزرگ یا مامان بزرگ یا ...

خودت فکر داری 

احتمالا یه دلیلی داره 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 7:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من هیچی ندارم

اما همه چی دارم 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 7:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ویندوز 3.1 ، ویندوز 95 و ویندوز 98 برای گوشی های سیمبین سری 60 نسخه 3 و سری 60 نسخه 5 اومد

شوخی شوخی می بینی یه روزی نوکیا برنامه کنترل فضاپیما رو میده

این قابلیت ارتقا و برنامه خوری عجب چیزیه 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 7:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر کار دانا به نادان بیفتد

همینجاست که به اجتماع پی خواهی برد 


+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 3:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


علم چه حلمی می خواهد 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 3:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من در زمین و آسمانم نمی‌گنجم؛ ولی قلب بندۀ مؤمنم مرا در خود جای می‌دهد

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 3:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هیچ مقامی بلندتر از بندگی تو نیافتم 

ای بزرگ بی همتای ستودنی من 


چون دست بر آنان بنهی 

تنهایشان و روح هایشان چون موم نرم شود


و چه بر تو دست برد 

و تو چه بسیار صبوری 

و چه بسیار ستودنی 


من بد هستم اما بر تو آرزومندم


اگر خانه ای داشتی

دوست داشتم همیشه کنار خونه ات باشم 

و دور و برش بچرخم

از لای سوراخ های دیوارهاش تو رو دید بزنم 

می دونی چه مزه میده

دوست داشتم میومدم غلام اون خونه ات می شدم 

غلامی که فقط می خواست نگاهت کنه 


اگر تو یه بار نگاهم می کردی به محبت

که من دیگه چی بخوام ؟


+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 3:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا

به ما آدما کمک می کنی ؟

می دونی حالمون چقدر خوب میشه

برات 

آخه می دونی همه چیز دست توئه 

به جز تو که کسی تاثیر نداره 

آخه اصلا به جز تو که ...

حالا حال ما آدما رو خوب می کنی؟

مرسی

من از طرف خودم برای همه ما آدما می خواما 

باشه 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 3:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من گرون ترین ارزون 

و ارزون ترین گرونم 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 3:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من پیچیده ترین ساده و ساده ترین پیچیده ام 


+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 2:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چه هوای گرمیه

می چسبه یه حموم صحرایی 

با آب و آفتاب

حالا باید بگردیم صحراشو پیدا کنیم ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 2:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ارتعاش و انحنا چیزهایی هستن که درکشون می کنم و نمی تونم توضیح بدم 

چیزهای بسیار ظریف و پر پیچ و تابین 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 1:3 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اجازه میدی قورت بدمت ؟


+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


انگار پا تو آب گذاشتن خوب نیست

باید غرقت بشم 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:56 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هر جا که اسم هات هستن خودت هم هستی

یادته گفتی با جماعتی 

اونجا اومدی

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:56 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


عشق

دوست داشتن 

وفاداری

اینا چیزایی هستن که یه استیل قشنگن

به خاطر یه سری اسم هایی که تو خودشون دارن 

از شعور a به شعور b 

مستقل از a و مستقل از b

اگر a رو قاصد بگیریم و b رو مقصود

به a میگم مواظب باش استیل رو با مقصودت اشتباه نگیری

اینا اسم هایی هستن به یه مجموعه ای از اسم ها 

ببین مقصود واقعی هست ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی چشما رو دیدی

مثل ابرهای خیس می مونن

بدون اینکه گریه کنن انگار دارن گریه می کنن 

natalie portman چشمش این مدلیه از کساییه که شاید دیده باشی 

من این حد رو قایل شدم که تو تفکیک بدی صورتش رو از شخصیتش

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:32 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


لهجه بریتیش انگلیسی رو بیشتر از امریکن دوست دارم 

تاکیدش و اصالتش بیشتره 

این فقط سلیقه منه 

فیلم my blueberry nights رو داشتم نگاه می کردم 

سال 2007 با  بازی jude law و ... بد نبود . موسیقی متنش کار خوبیه و در حد فیلمه 

ry cooder هم رفت تو لیست مورد توجه ها ... 

+ این ها فکرهای یکشنبه هجدهم اسفند 1387 0:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


این نی و فلوت و ... چه حرفی می زنن ! 

اوه ...

حرف می زننا

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


پیمانی هست که یادم نمیاد کی بستم

اما بستم 

و اون رو به یاد میارم به اندازه وجود خودم 

به اندازه تار و پود وجود خودم 

انگار من ساخته شده از بندهای پیمانم 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر یه روز بهشت باشم

اونروز حتی نمی بینی بخندم یا خوشحال باشم 

شاید احساس کنم راحته اما خوشحال نه

قبلا هم بهت گفتم 

من اونقدر بزرگم که هر چیزی برام کمه

جنبه چیزیه که با داشتن یا نداشتنش شاد یا غمگین می شی

من جنبه ام از جنس قابل ارزش گذاری یا شمردنی نیست

اون روز اگه در بهشت باشم 

یه چیزه که من رو شاد می کنه عمیقا 

رضایت اون از وفاداری من به پیمانمون 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه تماشاگر صبور

مهربون و ...

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:23 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من تو ذهن و قلب آدما میام پایین 


+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:22 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من از وفاداری قشنگتر ندیدم 

فعلا 

البته رضایت فکر کنم قشنگتره

رضایت میوه وفاداریه

به خاطر همونه قشنگتره 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هیچوقت از جلوی چشمام نرو 

باشه ؟

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدم بودن یه ترکیب خارق العاده خارق العاده است 

هر چی بگم کمه

ترکیب خارق العاده محشریه 

هر چی بگم  کمه 

همه چیزه 

چیزایی همزمان توش هست که هیچ جای دیگه نیست 

ترکیبات متضاد که در عین حال درستن 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:19 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر یه روزی بخوام حال یه عوضی مردم آزار که دوستامو اذیت کرده بگیرم

جوری طرفش می رم

که قبل از اینکه بهش برسم از ترس بمیره 

اگر اندازه یه نقطه کوچولو روشنی تو قلبش مونده باشه

هیچوقت اینکارو نمی کنم 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چون خیلی چیزها رو ندارن 

داشتنشون براشون جالبه

من که همه چیز دارم چی برام باید جالب باشه ؟

مطمئنا اون چیز شمردنی نیست 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


Multi Is Just For A Minute

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


فکر می کردن یه بازیه که باهاش مشغولن

اما حواسش نبود که با خودشون طرف هستن

این بازی نیست 

خیلی واقعیه 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در کیفیت بالایی از آدم بودن 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 11:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هیچ منبعی رو برای الهام و برداشت نبند

هیچی رو ، حتی حرف یه مست رو 

همه چی رو ببین بهترینشو بردار

فکرهای عالی و درست هستن که درست می کنن 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 1:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


کاری که اثری نداشته باشه اصلا کار نیست

هیچ کاری بدون رد نمی مونه 

از توی رد می تونی ریشه کار انجام شده رو پیدا کنی 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 1:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


کار ما انکار نیست 

کنترل عاقلانه است

انکار یه حماقت بزرگه 

+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 1:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مست اگر به مستی اش آگاه بود مست نمی شد

نادونی هم همون غرقی مستی رو داره 


+ این ها فکرهای شنبه هفدهم اسفند 1387 1:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من قشنگترین دور هستم

یه قوس قشنگ

از خودم شروع میشم و به خودم بر می گردم 

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چیزایی که من اینجا نوشتم می دونی چه جوریه 

مثل هوایی بود که تنفس کردم 

من نفسم رو کشیدم 

حتی اگر همه اش پاک شه

من نفسم رو کشیدم 

عمیق عمیق 

یه بی هواییه که هواش خداست 

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو می دونی چرا من از دیدن اون دست نوازشگر خسته نمی شم 

می دونی ؟

اون دست که روی سر اون یتیم میره 

آروم نوازشش می کنه

اون چه دستیه 

چرا انقدر قشنگه

برای اون بچه مثل یه ابر پر بارونه تو یه سرزمینی که هزار ساله خشکسالیه

یا یه هوا تو بی هوایی 

اون دل تنگو باز می کنه 

این چیه انقدر قشنگه که من از تماشاش خسته نمی شم 


یا اون صورت خسته خوابالود 

که انقدر زحمت کشیده با خستگی خوابش برده 

دیدی صورت شریفشو

من چی دارم بدم بهشون 

به خدا بهشت هم براشون کمه 

لدینا مزید

دوست دارم اون دست نوازشگرو 

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من به همون راحتی ای که بچه بودم یویو بازی می کردم 

زندگی رو می گذرونم

چون چیزی بزرگتر از زندگی رو فهمیدم 

چیزی که بزرگتر از اون نیست

چیزی جز اون نیست 

فکر می کنن کسی که تاج محل رو ساخت خیلی به خودش فشار آورد تا یه شاهکار خلق کنه

نه 

اون به همون راحتی که یه بچه نقاشی می کشه 

طرحشو زد

انحناش توی وجودش بود 

انحنا چیزی نیست که بتونی تقلیدش کنی 

بودنی و ذاتی و جوهریه ، عاریه نیست ، داشتنی نیست 

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چیز خوبی رو ازم نگرفتی مگر اینکه هزاران هزار برابر بهترشو بهم دادی 

تو چرا انقدر لطف داری به ما ؟

میشه بگی چرا ؟

بازم مثل همیشه جواب نمیدی و موضوع رو پرت می کنی 

آره ؟

تو چقدر خوبی ، چقدر قشنگ و مهربونی

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


داشتن کم بهتر از نداشتن زیاده 

دیدم که 2 رو میزاره وسط تا 50 رو بگیره 

و می بینی که همون 2 تایی که داره رو هم به باد میده 

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اینکه نخوام برام قشنگتره

تا اینکه بخوام و نه بشنوم

ندار عزیز برام قشنگتره از دارای ذلیل

برای همینه سالهاست بهش می گم 

دلت رو برای چیزی صابون نزن 

بهش رو بدم پررو میشه 

میخواد سواری بگیره 

منظورم اونیه که درونم هی ازم چیز می خواد

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر جایی تنها بودم

و هیچ کس نبود

حتی ....

نمی بینی که به یه مورچه کوچولو با اراده یا آگاهی ظلم کنم 

یا یه بچه بی پناه رو ...

یا راز یه بچه سه ساله که اصلا مهم نیست رو به کسی بگم 


من بزرگترینم 

حقیر هیچ چیزی نیستم

+ این ها فکرهای جمعه شانزدهم اسفند 1387 4:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer