تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

بابا مامان

دوستام

برادرم 

خانواده ام

و کسایی که دوستم دارن

من امیدم

از همون اول هم همین بودم 

نمی گم مثل من بشید یا مثل من زندگی کنید

نمی گم من مدل ایده آل زندگی ، زندگی می کنم 

نمی گم تنها روش زندگی درست اینه که من میرم 


اما اجازه بدید طوری زندگی کنم که دوست دارم 

برای یه کلاغ شاید زندگی یه چیز باشه 

و برای عقاب یه چیز دیگه 

عقاب هیچوقت کلاغ نمیشه 

اجازه بدید عقاب ، عقاب باشه ، نخواهید مثل کلاغ ها بشه

یا شاید اجازه بدید کلاغ ، کلاغ باشه ، نخواهید مثل عقاب ها بشه

فرقی نداره من کلاغم ، عقابم یا هر چیز دیگه ، قبول کنیم که هر کسی خودشه و ساخت خودشو داره

ببینید من ازتون اجازه نمی گیرم ، اونقدر قاطع هستم که کارم رو انجام بدم

اما حرمت دوستی مون اجازه نمی ده شما رو بی اطلاع بزارم 

از اینکه چرا اینطورم 

دوست ندارم چیزی مبهم بمونه 

ببین نمی گم اونطوری بده ، اینکه کنار خانواده بشی ، هر چی می گن چیزی نگی و هر روز بیدار بشی ، شب با خانواده باشی و دوباره ... 

این هم خوبه 

این که یه مرد باشی که همیشه کنار خانواده باشی 

 و تضمین باشه که تو 70 سال کنار زنتی و هیچ چیزی تهدیدت نمی کنه 

اما من ترجیح میدم دو روز زندگی کنم 

اما طوری که دوست دارم 

مثل یه آدم که آدم موند و پایین تر از خودش نشد 

من طوری زندگی می کنم که دوست دارم 

نه اونطوری که جاریه

یه ماهی مرده هم می تونه تو جهت آب باشه 

و دلیلی هم نیست که جهت جریان مشکل داشته باشه حتما

از یه هسته گندم نخواهید که بشه درخت آناناس

هسته گندم میوه اش گندم میشه 

اگر من آناناس بشم آناناس خوبی نمی شم 

من یه زندگی عادی نخواهم داشت

من اون نیستم که مترسک باشه 

و روزگار بچرخوندش

اونی می خوام باشم

که بچرخونمش اگر نیاز به چرخش داشته باشه 

بازم می گم 

می خوام درک کنید 

که هر کسی مدل خودش باشه 

من قصد ندارم شما مثل من باشید

ققط می خوام درک کنید مدلم اینه

ساختم اینه 

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 9:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام

سلام امید 

می تونم یه سوال بپرسم؟

بپرس 

همه به شما جواب پس می دن . شما به کی جواب پس می دید ؟


امید ؛ من بیمی ندارم که به دادگاه عدل شما برم . این یکی از خنده دارترین سوالاته امید 

مثل این می مونه که بگی :

استادی قالبی ساخت و از اون قالب یه مجسمه گچی بیرون آورد

مجسمه گچی وقتی ساخته شد گفت من رو با قالبم چک کن 

از اون طرف من که به کسی ظلم نمی کنم 

اگر با هم کاری نداشته باشید من از خیلی چیزها می گذرم 

من حق کسایی که بهشون ظلم شده رو می گیرم 

درسته امید ؟

درسته 

تو که می دونی من سوال رو برای چی پرسیدم . ( هر دو می خندن ، بهتره بگم می خنده ) 

درسته ؟ ( باز هم می خندن  )

خودتون می دونید که من از همون اول تسلیم تسلیم بودم 

مخلص اون زیبایی تون 

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 9:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو خیلی زرنگی ، خیلی 

کارات خیلی ظریفه 

می بینما 

ببین چی می گم ، یه کارخونه داره یه کارخونه تولید می کنه ، عجب 

بعضی اوقات من خنده هایی می کنم که معنی اش رو فقط خودم و خودت می دونیم 

مرسی ، ممنونم 

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 8:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سرچشمه رو ببین 

ببین زندگی چقدر راحته 

همه چیز از سرچشمه میاد 


+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 8:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یه مرد پاکدامنم 

حداقل در عمل 

چون شکننده تر از اونم 

که بتونم بار خیانت رو به دوش بکشم 


+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 8:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه غافلگیری بزرگ برای همه داریم 

وقتی که بیرون بیاییم 

باورت نمیشه 

به تعداد زیاد 

وقتی بیرون بیاییم 

چه بلندها که به زمین و زیر اون نرسن 

چه چشم ها که ببینه 

شاهکار بزرگی در راهه 

قطعه شاهکار رو هنوز رو نکردیم 

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 8:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مردم دقیقا لیاقت همون تموکحی ( 612345 ) رو دارن که بر اونها ماکحه ( 51324  ) ، چون اگر نمی خوان باید عوضش کنن ، اگر هم کاری نمی کنن یعنی اینکه موافق هستن . 

به این ترتیب هر چی سرشون میاد لیاقتش رو دارن 

تو آدمی که این رو می خونی در هر زمانی 

گوش کن ، اگردر شرایطی هستی که احساس می کنی خوب نیست

عوضش کن و گرنه دیگه قصه نگو

هر چی سرت میاد به خاطر اینه که بهش راضی شدی

خوب

تو تاریخ بیشتری ها غر می زنن اما ...

لایغیر ا... بقوم حتی یغیروا بانفسهم 

خدا می گه هیچ قومی رو تغییر نمی ده تا وقتی که خودشون تغییر بدن 

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 7:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی یه نفر در یه محیط واقعی یا به صورتی دیگه شرایطی رو طی می کنه که وضعیت 33- رو درست پشت سر می زاره می تونه از پس وضعیت های مثبت تر بر بیاد .

زندگی که جای خود داره

آدمایی که وضعیت 33- رو می گذرونن فکر نمی کنم جلوی چیزی کم بیارن

از جمله سختی های زندگی

خدایا شکرت به خاطر این همه لطف

وضعیت منفی 33 چیه ؟ : جواب : وضعیت منفی 33 و رفتار لایه ای ( مدل ساری رویارویی با بدترین حالت ممکن ) - هیچ تنشی حس نمیشه

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 1:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نخیر مثل این که کاملا منبع باز و open source هست

دیگه آخر open source ...

بله ، حتی open source اش هم open source هست

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 1:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی اوقات دوست دارم واقعا شکافته بشه

و یه سر برم اونور  و دوباره بیام

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 10:49 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام من امید هستم

از اون موقع که تو زمین هستم صورتم و چشمام شبیه یه علامت سوال بزرگ بود

هر موقع می دیدیم می تونستی تو چشمام ببینی

این سوال که من کی هستم ؟

می دونم قبل از من هم زیاد بودن

دیشب حدود ساعت 3 شب تو جایی بودم که به زبون انگلیسی صحبت می کردن . مردی بود که داشت با صدای قشنگ و چند رگه اش آواز قشنگی رو به انگلیسی می خوند . جالب بود با اینکه ساعت 3 شب بود همه جا خیلی روشن بود .

از جمع اونا دور شدم اما صدای مرد می اومد . رفتم بالای یه تپه سبز . باد می خورد به صورتم . از عطر تازه ام زده بودم . رفتم روی تپه سبز ، بوی عطر ، نسیم روی صورتم ، ...

وقتی فریاد زد انگار صدایی شنیدم که گفت :

کسی که خودش جوابه دنبال جواب نمی گرده 

انگار آره ، طبق قانون جفتی هر چیز خلق شده ای به صورتی هست که جفته ، یعنی هر سوالی جواب داره ، هر دردی دوا و هر چیزی که شروع میشه تموم میشه و ...

رو همین حساب فقط یه سواله که جواب نداره ، اون سوالی که خودش جوابه چون خلق نشده ...

یعنی سالها اشتباه می رفتن ، نمی دونم

می دونی من یا بهتر بگم همه ما نوع آدم ... هستیم

ما اون سوالی هستیم که خودمون جوابیم . می تونیم خودمون رو به یاد بیاریم

اما اینکه دقیقا بگردیم که کی ...

می دونی یه جواب که دنبال جواب نمی گرده

اینطور بگم ، ما یه سوال هستیم که خودمون جوابیم ، هی بگردیم دنبال جوابمون ... خودمون جوابیم

این به خاطر اینه که بخش روح وجود ما خلق نشده

بازم می گم شاید درست نباشه اما انگار یه جورایی بدک نیست

قانون جفتی :             http://omid63.blogfa.com/post-571.aspx

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 10:48 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ازت می خوام که سختی های بیشتری بهم بدی

تا بیشتر بسازیم

و خودت کنارم باشی 

تا نلرزم و سردم نشه

سختی هایی ساده با تجربه هایی بزرگ

با ضررهای خیلی کم ، خیلی کم ، شاید هم بدون هیچ ضرر

اونقدر بیدارم کن که تو هوا بتونم همه چیز رو ببینم

از آب ماشین و ...

ممنون ، ممنون

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 10:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یادتونه می گفتم آدم های بی قیمت رو دوست دارم

یادتونه می گفتم مناعت طبع رو خیلی دوست دارم

من الان جایی هستم

که اگر بهشت رو و بیشتر از اون رو بزاری جلوم ...

می بینی که نگاهش می کنم ، می خندم و می رم ، سرم رو بر می گردونم همونطور که سرم رو از بقیه می گردونم

می دونی شاید دوست داشتنی باشه ، اما وقتی قیمتت میشه یه چیزی اونجا تموم میشی ، اونجا فروخته میشی ، نمی دونم چرا اما وقتی قیمت داری تموم میشی

من  دیگه قیمت ندارم ، اصلا

نه ، من قیمت ندارم ، فروخته نمی شم ، حتی به بهشت 

اما شاید خودم رو بفروشم تا یه دل گرفته شاد بشه ، من این جنس رو خیلی دوست دارم

ببین خواهش می کنم عجول نباش و کاری رو نکن که نمی فهمی ، باشه

+ این ها فکرهای دوشنبه سی ام دی 1387 10:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من نمی دونم آدم اخلاقش خوب نباشه به چه دردی می خوره

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 11:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نام برنامه :     free Call Sprite

سازگار با :      symbian Seri 60 third edition گوشی هایی مثل 3250 - سری N نوکیا

کار برنامه : این برنامه خیلی جالبه و من خودم ازش استفاده می کنم و چون می دونم به درد می خوره گذاشتم شما هم استفاده کنید . برای کسایی که زیاد چشمشون به این ور اونوره یا زیاد فکر می کنن و سرشون خیلی گرمه و واقعا مشغولن .

با این برنامه دیگه لازم نیست وقتی منتظرید و پشت خطید به گوشی تون نگاه کنید . وقتی پشت خطید گوشی می لرزه و وقتی مخاطبتون گوشی رو برداشت لرزش قطع میشه . تنظیمات بیشتری داره..

نکته : احتیاج به ساین دارد

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 10:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نور جرم نداره ، ماده به نور تبدیل میشه اما نور از جنسی نیست که مستقیم به ماده تبدیل بشه 

نور رو میشه مقید کرد و بندش کرد 

اینا قصه نیست 

توی لایه ها کاملا مشهوده 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 9:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدم وقتی نسبت به حقوق خودش بی اطلاعه 

یا نادونه در یه قسمت 

زیاد فرقی نداره در اون قسمت با یک موجود باربر 

و آمادگی زیادی داره برای اینکه ازش سو استفاده بشه

و یا اینکه سواری بر اون به عنوان یه موجود باربر سوار بشه و سواری بگیره 

الان ممکنه ناراحت بشی

اما اگر ببینی که چه خبره خوشحال میشی که فهمیدی

این خیلی مهمه که متوجه بشیم در یک قسمت نادون بودن 

به این معنی نیست که همه وجودش مشکل داره

همون یه قسمت ، میشه درستش کرد

تا وقتی موجود باربر هست 

سوار هم هست که سوار موجود باربر بشه

فقط شکلش عوض میشه 

بله 

امیدوارم با آگاهی یه روزی کمر خمی نداشته باشیم 

برای سواری دادن به این سوارهای ...

به حسابشون می رسم 

با چیزی از جنس نور 

راستی می دونستی نور جرم نداره 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 8:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


- ملا نصرالدین در حال گفتگو یا یكی از دوستانش می باشد - 

پس ملا هرگز به ازدواج فكر نكردی؟

ملا پاسخ داد:

چرا یكبار به این فكر افتادم. در دوران جوانی ام، تصمیم گرفتم تا نمونه یك زن كامل را پیدا كنم. بهمین خاطر صحراها و بیابان هارا پشت سر گداشته و به شهر دمشق رسیدم و با زنی آشنا شدم كه بی نهایت روحانی مسلك و زیبا بود،اما چیزی راجع به مسائل این دنیا نمی دانست.به سفر خود ادامه داده وبه اصفهان رفتم.با زنی آشنا شدم كه قلمرو دنیای ماده و روح را می شناخت،اما زیبا نبود.در اینصورت تصمیم گرفتم به شهر قاهره بروم و در آنجا بود كه با دختری جوان و بسیار زیبا و مذهبی و آشنای با حقایق این جهان مادی آشنا شدم.

پس چرا با او ازدواج نكردی؟

آه،ای دوست من!بدبختانه او نیز دنبال یك مرد كامل میگشت.

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 8:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر از شمردن بدم میاد 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 8:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی دستشون جوش می زنه جوش رو می کنن به جای اینکه اصل عفونت رو از بین ببرن 

به جای این که سرچشمه مشکل رو از بین ببرن 

میان و مشکل رو برطرف می کنن 

به خدا اینا مست هستن 

به جای این که یه چاره ای برای عامل به وجود آورنده مشکل بکنن فکر برطرف کردن علامت مشکل هستن

هیچ چیزی برای ناراحتی نیست

اما چیزهای زیادی هست برای بهتر کردن

خوبیش اینه که هر چقدر کثیف باشه میشه تمیزش کرد

وضعیت خوبه ، چون میشه همه چیز رو درست کرد

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 8:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بازی کردن 

در گوشی حرف زدن

شوخی کردن 

خندیدن

لوس بازی در آوردن ( یه متخصص هستم در این زمینه ) 

این چیزا چه چیزایی هست تو آدما 

بامزه هست 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 7:21 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در چهار ماه اخیر به من فرصتی دادید

برای اینکه چیزهای خیلی زیادی بفهمم

و چقدر ممنونم

فهمیدن از نوعی که شما برای من دارید

برای من راحتی میاره

میشه از این حد بیشتر به من بفهمونید

از همین جنس عالی 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 7:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یعنی یه گناهکار و قدر نشناس مثل من حق نداره 

علاقه اش رو به شما ابراز کنه 

هر چند هیچوقت چیزی برای عرضه به شما نداره 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 7:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


برای من چه فرصت و افتخار بزرگیه 

که منو خلق کردید تا فرصت درک شما رو داشته باشم 

تا حدی که 

گاهی اوقات واقعا تشخیص و تمایز سخت میشه 

انگار فاصله خیلی کمه 

من در گوشی رو دوست دارم 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 7:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من شما رو بسیار دوست دارم 

بسیار

به مقیاس ما آدم ها سر تا پای وجود شما خواستنیه

من کله ام می خوره به سقف وقتی شما کنارم هستید

از من دور نشید

بودن کنار شما 

...

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 6:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی خیلی پیچیده میشه خیلی ساده میشه 

اونقدر ساده که فکر می کنی یه بچه هست

طبیعی هم هست

یه دستگاه هم وقتی خیلی سطح بالا میشه کارکردن باهاش راحت میشه

user friendly تر میشه

این یه پرشه ، ببین

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 4:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من و فقط تو

نه هیچ کس دیگه

کاری می کنی که هر موقع نگاهم کنی بهم افتخار کنی

می دونم فقط خواست توئه

می خوام افتخار تو باشم

اونی که هیچ قله نوردی بهش نمی رسه

دل همه شون شاد شه 

می بینی که هیچ چیز نیستم

چون چیزی نیستم

و چیزی نمی شم 

نمی دونم چرا احساس می کنم آره

میشه ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و نهم دی 1387 4:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


الماس کوه نور رو دیدی

دیدی کسی اونو به گردنش بندازه

کسی هست اون الماس برازنده اش باشه ؟

انقدر بزرگه

الماس های کوچک تر از اونم کسی به گردنش نمی اندازه

الماس که خیلی کوچولو میشه و ریزه و ریزه می ره تو گردن

بهم می گن بیا گردن ما آویزون شو

من قشنگ تر از اونم که بخوام گردن کسی باشم

همون دور باشیم بهتره 

من دیگه اون کربن سیاه نیستم

بابا مامان من خیلی بیشتر از آرزوی شمام

نخواهید بشم فقط آرزوی شما

هرچند رضایت شما رضایت منه 

و نمی تونم ناراضی بودن یا ناراحت بودنتون رو ببینم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 5:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سردمه

از پیشم نرو


آدما سردشون میشه

سنگ ها سردشون نمیشه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 5:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


برای من همین که تو یه آدمی بسه

چیز دیگه ای از تو برای من مهم نیست

این که اسمت چیه

جنسیتت چیه ، مردی یا زنی

چند سالته ، پیری یا جوونی

اهل کجایی 

شغلت چیه

هیچکدوم برام مهم نیست

تو خودت برام مهمی 

خود خود تو

همونی که دلش می گیره

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 5:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


میشه نزدیک شما باشم ؟

میشه همیشه نزدیک شما باشم

میشه چیزی به من بدید که من رو نزدیک شما نگهداره  و نزاره ازتون دور بشم

چند وقتی انگار نبودم

میشه بیام نزدیکتون و با یه چیزی دیگه دور نشم

میشه ؟


+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 4:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و چرا من بر مرگ آدمی بگریم

که آدم ها نمی میرند

این تن ها هستند که می میرند

آدم ها که نمی میرند

بگذار بگویم چیست آنچه به آن مرگ می گویید

مترسکی است به نام تن که آن را دستی تکان می دهد

دست را از مترسک جدا می کنند

حال مترسک می افتد

این فرصتی بود که دست نشان دهد صاحبش چه می خواسته

نبوده

حال در این بازی من بر چه گریم

که می بینم صاحب دست زنده است 

شاید دلم برای صدای قشنگ صاحب دست تنگ شود

همین 

یا نگاه قشنگش ، یا آغوش گرمش

که دیگر در کنارم ندارم

یا جای خالی او کنار خودم

و گرنه او که نمی میرد

مطلب منتخب :  یه شاهکار که از سایه بیرون اومد - دانلود شاهکار Paola 11099


+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 4:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یادم نمیره که من هیچی نبودم ، هیچی

و همه چیزم رو تو به من دادی 

ببین

مطالب منتخب :  یه شاهکار که از سایه بیرون اومد - دانلود شاهکار Paola 11099

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


انگار همه چیز اینجا چند برابر شد

انگار خیلی چیزا مشخص شد

از چهار ماه پیش ( مهر 1387)

تا حالا انگار دارم هزار سال زندگی می کنم

من زنده ام 

باور کن این چند ماهه انقدر زیاد و پر جنب و جوش بود انگار به جای 4 ماه چهل سال بود

اندازه هزار سال چیز فهمیدم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:36 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر دوستش داره فقط به خاطر خودشه

نه به خاطر بار و بندیلش ...

می دونی چرا بعضی آدم ها اینطورن ؟

دیدی به هم می رسن می پرسن اهل کجایی ؛ چی کاره ای ؟

اینا کم دارن ؟ چی کم دارن که دنبالش تو بقیه می گردن ؟

کدومشون می پرسن خودت خوبی ؟ حالت چطوره ؟

مطلب منتخب :  یه شاهکار که از سایه بیرون اومد - دانلود شاهکار Paola 11099 - سایز 1.7 مگابایت با دانلود مستقیم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا تا حالا کسی به شما گفته شما چقدر خوشگل هستید ؟ 

من که چیزی در حد شما ندارم

چیزی که دارم هم خودتون به من دادید

چی دارم براتون ؟

جز یه عالمه از چیزایی که ندارم و یه عالمه نداری و سر پایین

ممنونم که به من اجازه دادید همینقدر ببینمتون

انقدر زیاد

می دونید همین هم خیلیه

به خودتون قسم دوستتون دارم

من که براتون هیچ چی ندارم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگه بدونید چی می گذره تو این فکر ، انگار یه رودخونه پر سر و صداست 

انقدر صداش رو دوست دارم نمی خوام متوقفش کنم

متوقفش کنم

میشه یه مرداب با قورباغه و وزغ

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر خنده هاتو دوست دارم آدم

وقتی دل گرفته ات باز می شه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه نکته مهم

اگر دنبال حقیقت یه موضوعی ( فرقی نمی کنه ، حتی می تونه محل گرفتن آدامس خوب باشه ) به یه منبع اکتفا نکن ، با چند تا منبع چکش کن . این طوری مطمئن تره . یه منبع زیاد مطمئن نیست . این نکته تو موضوع های جدی تر اهمیتش بیشتر میشه . باید حتما بگم دوستت دارم . 

عجیبه که حقیقت یه جایی بین همه چیزه ، یه جا نیست معمولا ، کم شده یه جا باشه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه بادی میاد همه مونو از زمین می کنه


+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:7 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چی ندارم که عزیزت نمی شم . بهم می گی ؟

من که با خودتم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه مرد ریاکاری اومد دعا کرد که خدایا از مال من بگیر و بده به فقیرا ... جلوی بقیه مردم تا مردم صداشو بشنون و ...

اونجا بودم

گفتم کاش خدا همین دعاش رو برآورده می کرد تا دو طرفه بسوزه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 3:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من به چیزی که از این دنیا می خواستم رسیدم

نرسیدم ؟

می خواستم بدونم هدف خلفت آدم چی بود که فهمیدم

جالب اینه که نمیشه گفتش

ببین . من نمی خوام مذهبی بازی دربیارم که اصلا خوشم نمیاد

منم مثل خودت یه آدمم ، حالم هم از این آدم ها به هم می خوره که تظاهر به چیزی می کنن که بهش اعتقاد ندارن ، به نظرم بهشت ارزشش رو نداره که بخوام برات فیلم بازی کنم . ( البته اون بهشتی که اونا تو ذهنشون دارن وگرنه بهشت واقعی یه چیز دیگه هست که مخصوص آدم های سالمه ، کسایی که یه نفر هستن نه هزار نفر و هزار نقش ) 

اگر گفتنی بود بهت می گفتم

می تونی تو صورت آدم ها ببینی . خیلی جاها میاد . تو اون نگاه مهربون یه بابا به بچه اش ، تو صورت خسته اونی که از خستگی شرافتمندانه خوابش می بره ، اونی که عیادت مریض میره ، مریض اونو می فهمه ، وقتی یه دل تنگ شاد میشه ، جاهای زیادی هست . کار یه گرفتار راه می افته و ...

خیلی زیاده ، اونجایی که یه نفر شب رو روی زمین می خوابه تا بقیه راحت بخوابن . اون وقتی می خوابه بهش نگاه کن ...

نمی دونم اینا چی هستن اما همونن 

زیادنا

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا
من بلد نیستم جلوی بقیه
برای اونا یا تو فیلم بازی کنم
من گناهکار و عوضیم
اما می دونی
تو که یکی بیشتر نیستی
درسته ؟
من کجا برم ؟

تو بگو تا برم . باشه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من چه روح عجیبی دارم
گاهی اوقات خودم رو یه عاشق می بینم که مجنون باید برام آهنگ بزنه

گاهی سقراط شاگردمه ، با اینکه از فلسفه چیزی نخوندم ، انگار همه درست ها رو می بینم

گاهی اوقات اونقدر محکم و استوار که می تونم یه سپاه که تمام زمین رو پر کنه رهبری کنم

روحی سربلند که حاضره بمیره تا با سر خم زنده بمونه

و اونقدر عاقل که بیشتر از همه خودم رو محتاج مشورت می بینم

این ساخت منه
انکارش کنم ؟
ممنون

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:49 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا بارها از جلوی چشماش رد شد
اما ندیدش
هر روز رد میشه
اون پسری که تو سرما زیر بارون خیسه و سردشه
نگاهت می کنه
دیدی سردشه ؟
ازش پرسیدی سردشه ... پرسیدی ؟
نپرسی کسی ازت نمی پرسه ؟
می پرسه ؟
تو هم سردت میشه
زیر و رو داره ها
نداره ؟

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه سوال عجیبی هست چند وقتیه ذهن منو عجیب مشغول کرده
حضرت محمد گفت که خدا انقدر به من در مورد مسواک سفارش کرد گفتم احتمالا میخواد واجبش کنه .
من نمی فهمم چرا انقدر خدا روی مسواک اصرار داشته ؟
نکنه خنده های ما رو دوست داشته . هان ؟
انقدر خوشم میاد که هیچ وقت فکر نمی کنم کسی هستم . همیشه اون امید بی سواد رو دوست دارم . آخه واقعا کسی چیزی نیست . اونایی هم که فکر می کنن چیزی شدن هنوز همون چیز هم نشدن چون اگر می شدن می فهمیدن که چیزی نیستن . اون امید بی سواد چون بی سواده دنبال فهمیدن میره تا یکم بهتر بشه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آیا از خوشحالی تو چیزی زیباتر هست برای من
چقدر از همه متظاهرا و فریب کارا و نمایش بازی کن ها و ریاکارها بیزارم
چقدر بیزارم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من براش یه اسم رو زبون نیستم
یه نقشم روی قلب
قلبی که نمی تونی ببینیش
حتی اگر سینه اش رو بشکافی

من دوستش دارم

اونم منو دوست داره

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا
برای یه بارم که شده
می خوام پابرهنه و گستاخ بیام تو
دوست ندارم حرف هیچ کدومشونو گوش کنم

ببین
من که واقعا هیچ چیزی نیستم
خودتم که می بینی
خوب
من به حسابی که گفتن خیلی گناهکارم . عوضی و بد هم که هستم .
اما خوب تو خوشگلی . دوستت دارم .لازم نبود بگم . تو چشمام می بینی .
من دوستت دارم با همه این حسابایی که گفتم . دوستت دارم فقط به خاطر خوشگلی خودت . بی حساب و کتاب
بدون فیلم بازی کردن برای آدمای دیگه
خودتو عشقه
می دونی
اون نگاهاتو خیلی دوست دارم
ببین دارم جدی بهت می گم . جهنم و بهشتت رو نمی خوام عزیزم . خود شما میشه ...
میشه فقط ببینمتون . جلوی چشمم باشی . فقط ببینم .
باشه . ترخدا

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من با کسی جنگ ندارم

با هیچ کسی

دوست دوست

بالش زیر سرم رو بهت می دم تا شب راحت بخوابی

اما می دونی فقط خودم هستم

یه گل سرخ که خار داره

خار برای اونایی که بخوان به ساقه هاش دست بزنن

نمی تونم غیر خودم باشم 

می دونم کی هستم

دوست هام رو دوست دارم

دشمن های دوست هام دشمن های منن

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


سلام به همه شما

یه شهری بود

همه مردم شهر داشتن دنبال چیزی می رفتن که بهش نمی رسیدن

پسرکی بود کوچولو

اون پسر نگاه کرد مردم رو که کجا میرن

دید جایی نمیرن .... میرن یه راهی که تهش چیزی نیست


پسر کوچولو یه راه دیگه رفت

پسر کوچولو چی داره ؟

شاید چیزی نداره اما حداقلش اینه که می دونه داره چی کار می کنه

و مثل اونها مست نیست

درسته ؟ 

حالا بمونه که پسر کوچولو بهشت رو هم رد کرده


آهای بعضی از آدم هایی که چند تا اسباب بازی دستتونه

انقدر این اسباب بازی هاتون رو به رخم نکشید

تو که نمی بینی که بهت نشون بدم ثروت هامو ... می بینی ؟

تویی که به رخ من می کشی اون اسباب بازی هاتو

وقتی تنها می شی چه حالی داری ، اون موقع هم به اون اسباب بازی هات می بالی ؟

به کی می بالی وقتی کسی نیست

دلت رو خوش کن به چیزایی که توی تنهایی حتی خودت هم بهشون اعتقادی نداری

توی تنهایی و توی خلوت جاهای خالی ای تو وجودت نداری ؟

می دونی من اون جاهای خالی ام پره ... آره

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


حاضرم روی دو تا پام بمیرم

تا زیر بار منت برم یا سرم رو خم کنم

برای چیزی 


می دونی اینی که تو از من می بینی من نیستم

اون مترسکیه که من دارم تکونش می دم

من خیلی بزرگتر از این مترسکم

کاش منو می دیدی

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 2:1 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نمی گم سختی ها رو دوست دارم

اما می دونی هر چی بیشتر بهم می خورن بیشتر می گذرونمشون

و بیشتر ساخته می شم

انگار به دردم می خورن

دارن می سازنم

یه جورایی دوستشون دارم 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 1:59 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


انگار دارم بیشتر از هر آدمی زندگی می کنم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 1:58 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و من اول عاشق صورت آدم ها شدم

بعد دیدم که آدم ها که خودشون صورتشون رو نمی سازن

اون نقاش خوشگل کیه ؟

من اونو دوستش دارم

اونی که این نقش های قشنگ رو می کشه

چقدر قشنگ 

نقاش دوستت دارم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 1:54 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خیلی از آدم ها دنبال این می گردن که بفهمن برای چی آفریده شدن

این راز گفتنی نیست

باید حسش کنی

یه جا نیست

می دونی بیشتر کجاهاست

تو چشم و صورت آدما

تو صورت خسته اون کارگر که از خستگی خوابش می بره

تو صورت آدم های شریف

تو نگاه آدما میاد

اونجایی که یکی میگه غذا خورده تا بقیه بخورن ، شب گشنه می خوابه 

خیلی جاها می تونی ببینی اش

بیشتر تو نگاه و صورت آدما میاد

یه موقع میشه اون دست

اون صدا

اون نگاه

...

راز خلقت کجایی که دوستت دارم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 1:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من مثل یه ابرم

می بارم به خوب و بد

تا می تونم

اما می دونی خیلی از یه ابر بیشترم

من بزرگترم از اون که چیزی نباشم

و بزرگتر از اون که چیزی باشم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:51 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چند بار زندگی می کنی که انقدر راحت از زندگی ات می گذری ؟

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


شمایی که اون کار رو می کنی

دوست داری یه نفر اون کار رو با خودت بکنه ؟

چرا کاری رو می کنی که حتی حاضر نیستی یه نفر همونو در حق تو انجام بده

مگه تو انصاف نداری ؟

چند بار زندگی می کنی که انقدر راحت از زندگی ات می گذری ؟


+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


انسان ها در پي شان و منزلت همديگر باشيد که شیطان وقتی فردی را کوچک یابد سپاه خود را به پیکار با او می فرستد ، فردی که خود را بی ارزش یابد ممکن است خود را ارزان بفروشد .

او دوست دارد شما را کوچک کند تا آسان تر شما را به جایی ببرد که خود هم اکنون از آن شما را فرا می خواند . ناامیدی و ناراحتی .

من از آن دنیا با تو صحبت نمی کنم . از زندگی تو در همین لحظه با تو می گویم . من هم مثل تو یه آدم ... گوشت و خون . در کنار تو . 

من نه روحانی ام نه کشیش نه راهنما ... یه آدم مثل تو که باید برای گذشتن زندگی اش کار کنه


+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به تمام آدم ها می گم

چرا انقدر جنس مونث خودتون رو عقب نگه می دارید ؟

باهاشون درست رفتار نمی کنید 

باهاشون درست برخورد کنید

کیه که روی اعتدال راه بره ؛ یکی از این ور یکی از اون ور

آدم ها ...

ما زیبا آفریدیمشون

نشد که انسانیتش زیر سایه زیبایی اش باشه

درک کن که اون یه انسانه

انسانی که ما قله هایی بسیار بلندتر از فقط زیبایی برای لذت اون آفریدیم

آدم

یه قسمت از یه رشته کوه قشنگ ، قشنگه

اما بزار دستش به همش برسه


+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدما می دونید من تو جام هستم . نه اونور ترم نه این ور ترم

سر جام هستم

یه جایی که

همیشه خنده رو لبامه

این خنده از اون خنده ها نیست که بادی بخواد ببردش

آره رفیق

من از یه جای قشنگ اومدم 

من سر جام هستم ، سر سر جا

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:21 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


فرستاد

که یه یادآوری باشه

فرستاد که اگر احتیاج به تایید داشتید با اون چک بکنید 

نه اینکه فکر کردن رو کنار بزارید

آدم بودن رو یادتون بره

چی شد آدما ؟

+ این ها فکرهای شنبه بیست و هشتم دی 1387 0:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اما یه شاهکار رو باید از سایه بیرون آورد

شاهکار ، بیرون آوردنیه

گنج رو نباید بزاری 

زیبارو باید صورت قشنگش رو به چشم لایق اون زیبایی نشون بده 

می دونی mikis

این آهنگت انگار داره حرف می زنه

چی می گه که انقدر واضح و تازه هست

و انقدر دوست دارم گوشش کنم ؟

گوش بده ببین چقدر قشنگه ...

جدا می گم . دوست ندارم از هیچ چی اش برات بگم

فقط گوشش کن که چقدر قشنگه

فکر نمی کردم روی زمین هنوز این جور چیزایی باشه ...

روی لینک زیر کلیک کنی می تونی آهنگ رو از اینترنت بگیری و گوشش کنی

Mikis Theodorakis - State of siege - 03 - Paola, 11099 By O-MID.COM.mp3

و من چقدر ممنونم از دوستم آلگرو باخ

+ این ها فکرهای جمعه بیست و هفتم دی 1387 9:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


بچه ها رو دوست دارم

چون به خودشون دروغ نمی گن

وقتی بهشون می گم دوستشون دارم بار بر نمی دارن

اما آدم بزرگ ها بار بر می دارن

دوستشون دارم اما چون بار بر می دارن نمی تونم بهشون بگم

دوست دارن که بقیه دوستشون داشته باشن

اما به خاطر داشتن بار قایم می کنن

+ این ها فکرهای جمعه بیست و هفتم دی 1387 9:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا این دل خوشی که بهم دادی

کاری کن که از خودم دورش نکنم

باشه ؟

+ این ها فکرهای جمعه بیست و هفتم دی 1387 9:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مزه میده که یه جایی یه مشکلی باشه و معلوم نباشه چیه و پیداش کنی

هر چقدر مخفی تر و  پیداکردنش سخت تر ، موقع پیداکردن بیشتر مزه میده

البته مشکل نباشه که بهتره ولی خوب .... بعضی اوقات بر وفق مراد نیست

+ این ها فکرهای جمعه بیست و هفتم دی 1387 1:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من یاد گرفتن و علم رو خیلی دوست دارم

اما اصلا درس خوندن به این روش رو دوست ندارم

بهتر بگم اصلا اصلا دوست ندارم

آخه می دونی به ما دوای سردردی رو می دن که یکی دیگه سردردش رو داشته

توی خارج یکی کارش گیر کرده یه دوایی براش پیدا کرده

بعد همون دوا رو به ما می دن بدون اینکه سردردش رو بدن

خوب انتظار داری چی بشه ؟

به جای درس به ما سردردش رو بدید

اون موقع می بینی که چطور دنبال دواش می ریم

همینه که ایران از خودش یه آیین نامه هم نداره

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 10:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نفس خود را از هر پستی گرامی بدار ، هر چند تو را به آنچه می خواهی ، برساند

زیرا آنچه را از خود بر سر این کار می نهی ، هرگز به تو برنگرداند 

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 8:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چه تجربه های ارزونی

چند ماه پیش رفته بودم جایی  ، هوس کردم دوچرخه بخرم ، از اتفاق یه دوچرخه فروشی جلوی راهمون سبز شد ، من هم دوچرخه رو خریدم ، فروشنده می گفت حرف نداره ، بردم خونه ، عصر همون روز رکابش در رفت فرداش رفتم پیش فروشنده و بهش گفتم چرا دروغ گفتی ؟

خلاصه اینکه حدود 20 درصد پول دوچرخه رو به عنوان خسارت کم کرد و بقیه هزینه ای که براش پرداخت کرده بودم رو بهم پس داد .

درس گرفتم که به حرف فروشنده گوش نکنم

عجله نکنم

توی هیچ کاری ، الان مواظبم چون اون 20 درصده بعضی اوقات خیلی زیاد میشه ، وقتی پای زندگی در میونه ...

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 8:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر ورشکست شده باشم و تو وضعیتی مثل وضعیت منفی 33 ( که از اون بدتر نمیشه ) قرار داشته باشم هیچ چیزی برای ناراحتی یا ناامیدی وجود نداره . فقط چیزایی هست برای بهتر کردن و درست کردن و ساختن .

ناراحتی یا حسرت یا ناامیدی چه سودی داره که بخوام ناراحت بشم یا ناامید ...

من محکم تر از این حرف هام ... شاخه های نرم زود می شکنن . زندگی سفته اما من از اون سفت ترم . سفت شدم .

وضعیت منفی 33 چیه ؟ : جواب : وضعیت منفی 33 و رفتار لایه ای ( مدل ساری رویارویی با بدترین حالت ممکن ) - هیچ تنشی حس نمیشه

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 7:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدم ها شما در حال زندگی می کنید
گذشته ، حالی که گذشت
و آینده حالی که خواهد آمد
شما کفش های حال پوشیده اید و قدم می زنید در عمرتان ، تا زنده اید گویا این کفش را نخواهید در آورد
و شاید روزی در بیاورید این کفش را 

زمان توالی حال است

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 3:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


delam bara un daneshjuhayi misuze ke pas kardan ya pas nakardane 1 dars ghalbeshuno mortaesh mikone Farda ruzegari mishe ke bayad 1 zendegi ro becharkhunan,in simaye nazok un moghe pare mishan Nemidunam kei ya ki bayad sefteshun mikard? Behtarin rah zaheran movajehe ba mogheiate Baba mamana shoma bayad be tadrij bachehatuno seft konid chon zendegi be tadrij seft mishe va age seft nabashan miboran Nokte in vasat vojude tadriji budan va hamintor taghire bafte peivaste va gheire moghata hast In bahsa mano yad zehkeshaye sad va hamintor danebandie khub tu khak mindaze
 Sent from Nokia N81 8GB by Opera 8.65
doesn't support persian

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 3:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خیلی ها می گن اینا قصه است

وقتی یه بادی اومد همه رو برد

اون موقع قصه و واقعیت از هم واقعا تشخیص داده میشن

معلوم میشه که قصه کدوم بود

من هیچوقت خودم رو وارد بحث نادون ها نمی کنم

به نظر تو بهتر نیست

بزار با هم بحث کنن

وجود ما بری از هر نوع درگیری بی مورد هست 


می دونی کدوم باد

همون بادی که اجداد ما رو برد و ما به جاشون اومدیدم

می بینی ؟ انگار اصلا نبودن

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خیلی ها که راه میرن و زنده نیستن

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من روی زمین چیزایی رو حس کردم و شنیدم

که دوست دارم به یادشون بیارم

از دهن یه بچه 6 ساله

با قلبی که مثل الماس صاف و براق بود

دیگه نمی پرسم چرا آدمم ؛ اینجا چی کار می کنم

اون بچه کوچولوی تنها

اون دوتا فقیرا

دوستشون دارم ؛ همشونو

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هر کسی خودشه

قرار نیست و درست نیست که کسی بخواد شبیه کس دیگه ای بشه

هر کسی خودشه

من امید هستم تو پیام هستی اون کامران و ...

هر کدوممون خودمون هستیم

نه من دوست دارم شبیه تو بشم نه تو باید شبیه من بشی

هر کسی بافت و ساخت خودش رو داره

من فقط خودم هستم

اما سعی می کنم بهتر بشم

خوشبختانه بافت تغییر می کنه

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جز اون چیزی که براش سعی می کنم چیزی ندارم

دارم ؟

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدمایی که بزرگی ای در خودشون حس نمی کنن

دنبال این هستن که اون رو در بیرون خودشون پیدا کنن

غافل از اینکه اون چیزی رو که از دست دادن باید در خودشون درست بشه

مثل مریضی که به جای درمان مریضی اش

آدم های سالم رو میاره کنار خودش

بزرگی یکی از اسم هاست

می تونی در مورد بقیه اسم های هم رده اش این رو داشته باشی

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 9:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بهت گفته بودم این جایی که الان داریم توش عمل می کنیم لایه لایه هست

لایه هایی با تناظر و توازی

الماس رو دیدی

یه کربن سیاه بود

و رفت تو عمق ...

اونجا گرم بود و حرارتش بالا بود ، فشارش خیلی زیاد بود

به تدریج شد الماس

الماس ها تو عمقن و فشار و حرارت زیاد

این رفتار ، لایه ای هست

آدم های بزرگ رو سختی هایی که از پسش براومدن ( بهشون کمک شد تا از پسش بربیان ) می سازه

آسودگی کسی رو پرورش نداده

هر عاقلی این رو تایید می کنه که یه آدم در طول دورانی که در زمین هست با فراز و نشیب های زیادی روبرو میشه ... 

این خوبه که در پی این باشیم که خودمون رو به سختی نندازیم

اما انگار یکی اومده و می خواد امتحانت کنه با سختی ها ...

پس بهتره سخت نگیریم و خودمون رو براش آماده کنیم

این که تو خوشی ها فرد باشه و دچار از دست دادن حالت عادی نشه هنری نیست . هنر اینه که فرد تو سختی ها درست ترین کار ممکن باقی مونده رو انجام بده و از هم نپاشه و خودش رو حفظ کنه

ما بیاییم و اون بحرانی ترین حالتی که ممکنه فرد باهاش روبرو بشه اسمش رو بزاریم وضعیت منفی 33 ( دلیل این نام گذاری اینه که اگر تو یه امتحان تستی همه گزینه ها رو اشتباه بزنی و نمره منفی هم داشته باشه پایین ترین نمره میشه  منفی 33 ، این اسم رو به خاطر این روش گذاشتیم )

حالا فرض کن تو موقعیت منفی 33 هستیم . نه تنها چیزایی که داشتیم و براشون تلاش کردیم رو از دست دادیم . بلکه یه مقداری هم بدهکار هستیم .

یه چیزی مثل ورشکستگی ...

یه سوال می پرسم . آیا فایده ای داره این که ناراحت بشی ؟ ناامید بشی ؟ حسرت بخوری ؟ فایده ای داره ؟ اگر داره بگو من ناراحت بشم . من که الان اینو بهت می گم تو مدل سازی نیستم . من تو وضعیت منفی 33 هستم که بهت می گم . هر چیزی داشتم رو از دست دادم و بدهکارم هستم . از ورشکستگی اونورتر ... اما آیا فایده ای داره ناراحتی و ناامیدی که من بخوام دچارش بشم . جز اینه که انرژی من رو می گیره برای آینده .

خدا هم که کنار همه کسایی که آفریده هست ... تا وقتی اون هست برای چی ناامیدی . اگر هم نباشه . آیا اصلا فایده ای داره جز اینکه ناراحتت می کنه و در نهایت خود تو صدمه می بینی . کسی هست دوست داشته باشه تو ناراحت باشی جز شیطون ؟ نه نیست . همه ما دوست داریم سر پا بودن تو رو ببینیم

تو خودت هم سر پا بودن خودت رو بیشتر دوست داری

هر کس به اندازه سختی ای که دیده سخته .... از منفی 33 هم پایین تر هست ؟ 

می دونی آدما از خاکن . خاک هم تحکیم داره . انگار آدمام سه فازی ان . انگار اول آب بار رو می گیره . انگار رس هستن و حافظه دارن . شاخه های سفت دیرتر می شکنن .

من انقدر بار روم اومد که مجبور شدم سطح مقطعم رو بی نهایت کنم تا تنشی حس نکنم . الان تنشی وجود نداره ...

فقط برای بارهای آینده برنامه ریزی می کنم ... چون هر چند که من هرگز ناراحت نمیشم اما کم کار و تنبل نیستم . سرم همیشه بلنده .

دو نکته تقریبا مرتبط :

1- چیزایی که من از شکست ها و اشتباه ها یاد گرفتم خیلی خیلی بیشتر از چیزایی هست که تو بردهام یاد گرفتم

2- تو وقتی می تونی از پس چیزی بربیایی که در تمرین هات کاملا با اون درگیر شده باشی

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 8:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه درس خیلی خیلی بزرگی که جدیدا گرفتم و کاملا حس کردم

اینه که تو وقتی می تونی از پس چیزی بربیایی که در تمرین هات کاملا با اون درگیر شده باشی

من کاملا این نکته رو حس کردم

این درگیری کامل نکته مهم کار هست ، زمان هم احتیاج داره ، زمان و توجه دو چیزی هست که باید بهش دقت کرد ، خیلی زیاد ...

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 8:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چرا بهم اصل رو نشون نمیدی؟

کاش کنار می زدی و می زاشتی ببینم

اونایی رو که به زودی کنارشون می زنی

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 8:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


همون قدر که میری جلو نزدیک میشی

من طرف چیزایی می رم که وجود دارن

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببین اونی که اون گوشه وایستادی و فکر می کنی کسی نمی بیندت ...

فکرش رو قبلا کردم و اونا مواظبن و می پوشونن

سعی ات رو بکن

بگرد اما چیزی پیدا نمی کنی

ما در دست نمیاییم

دسترسی بسته شده

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


منو ببخش به خاطر اون کارایی که کردم

اون حرف هایی که زدم

اون چیزایی که از من صادر شد

و در حد تو نبود

در شان تو نبود 

حریم انگار وقتی می شکنه دیگه درست نمیشه ...

میشه ؟

معذرت می خوام

رفتار با خودت رو یادم میدی ؟ یا بهتره بگم که به یادم میاری 

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چیزایی که بهم داده بود

همه ازم جدا شدن

من اونا رو داشتم و الان ندارم

به خاطر اینه که دوستشون دارم 

چون جای خالی اسم هاش رو تو روحم گذاشته

می دونی تو گوشم میگه

انگار من هیچی نیستم

انگار همه اش تو گوشم میگه

ما ...

انگار من ... هستم 

تو ...

چرا زیبایی ای که داشتم دست توئه ؟

این بازی ها برپا شد تا بهم بگی چقدر دوست داشتنی هستی ؟

منو ببخش اگر چیزی می گم که ...

دوستت دارم

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چیزایی که من از شکست ها و اشتباه ها یاد گرفتم خیلی حیلی بیشتر از چیزایی هست که تو بردهام یاد گرفتم . خیلی خیلی

جدی می گم . خیلی بیشتر بود ... حتما لازم نیست خودمون تجربه شون کنیم تا یاد بگیریم . می تونیم نگاه کنیم . هر چند بعضی اوقات بالاخره ...

همه چیز می گذره

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 7:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی اوقات یه طینت یه صورت رو زشت می کنه ... حتی از پشت شیشه و با این فاصله زیاد

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 6:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چه گردن کش ها ...

چه بالاها که پایین نمیشه

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 5:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مي دونم وقتي مي ميرم دوست دارم فيلم زندگي ام رو بارها ببينم

من نمي خوام به خودم خيانت كنم

تنبلي و كم كاري نمي كنم

دلم به خدا گرمه ... سرنوشتم ...

ديگه چي كمه ؟

از يه جايي به بعد انگار يكي اومد و نوشت پايان خوش

مي بينم كه هي راحت تر شد و ...

شكر

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 5:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دنيا يه چكنويسه يا يه پاكنويس ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 5:27 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من انقدر زير فشار و حرارت موندم

كه يه دفعه اي الان خودم رو ديدم ...

انگار برق مي زنم و سفيد شدم

آره ... به نظرم الماس دارم مي شم

از اون كربن سياه ...

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 5:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جاذبه یه قوسه از a-d به a

a مثبت هست و كامل هست و d مثبت هست

d يكي از اسم هاست

a همه اسم هاست

جاذبه آدم به آدم كه بهش مي گن دوست داشتن يه قوسه از a-d به a-k  و از قسمت d اولي كه وجود نداره به d دومي كه وجود نداره

و از قسمت k دومي كه وجود ندازه به k اولي كه وجود داره

اين ها قابل بسط هستند و قسمت d يا k جملاتش بيشتر مي شه

جذابيت رو كمبود k ايجاد مي كنه در a-k ... جالب تر اينه كه a-k در واقع همون a هست كه k اش رو از دست داده و دنبالشه ... اين همون قانون بازگشت به اصله و همون قانون قوس و همون قانون جذب

عشق آدما به هم يا دوست داشتن فقط يه مصداق از اين قانونه ؟ 

مربوط است : قانون بازگشت به اصل و قانون قوس

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 5:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببین چه حال بکر و بی نقصی بهم داده شد

اگر هر چه دارم از دستم برود به اندازه سر سوزنی ناراحت و ناامید من رو نمی بینی

می دونی چرا ؟

چون ناراحت شدن برای گذشته واقعا هیچ سودی نداره

تو یه سود توش بهم نشون بده ... ناامیدی و غمگین شدن از گذشته چه سودی داره ...

تو بگو تا من ناراحت بشم

به قول حضرت علی شکست تاخیر در پیروزی هست

چیزی هم خوشحالم نمی کنه

همه می گذرن ... همه ناپایدارن ... چرا برای چیزایی که می گذرن خوشحال بشم

این طبیعت بیوفاش تو هر دو حالت منو بهش بی اعتماد کرد

نه شادی هاش خوشحالم می کنه نه غم هاش ناراحتم

می بینی چه حال قشنگی دارم

محیط هیچ تاثیری روم نداره

فقط کارم رو می کنم

من تنبل نیستم ها .... اشتباه نکنی

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 5:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببینید من نمی گم این درسته اما یکی گفته  ... نه می گم درسته نه می گم غلطه ... فقط یه نفر گفته ُ تو خودت فکر داری و نیازی نیست من تبلیغ کنم:( یه دونه از دوستام این متن رو به صورت پیغام خصوصی گذاشت )

باور کن بعضی از درسایی که گرفتم تو 12 سال دوران تحصیلم و ... یاد نگرفتم

انگار یکی هست که نمی خواد ما یاد بگیریم ... فقط همون قضایای قدیمی رو تو گوشامون می خونن و بهمون میگن تکرار کنید و اگه بگیم چرا ؟

میگن چون که هست

به ما یاد میدن چطور حفظ کنیم اما به ما یاد نمی دن که چطور بفهمیم
بعضیامون شبیه یه طوطی یا یه بلندگو شدیم که فقط صدای دیگران رو تکرار می کنیم

من این رو اضافه می کنم . عقاب هایی که مثل کلاغ ها زندگی می کنن وقتی یه بچه عقاب به دنیا میاد بهش می گن تو هم مثل ما شو  ... بیا و مثل کلاغ ها زندگی کن .

اینا رو به خاطر جوونی و داغی نمی گم . من به غیر از خدا از هیچ کی حساب نمی برم عزیزم . هیچ کی

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 4:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه سوال می پرسم ازت ؟

آیا به نظر تو درسته که یه عده از مردم رو بندازی و بشورونی تو یه راه درست بدون اینکه بفهمن و کاملا متوجه نباشن دارن تو چه راهی میرن ؟

به نظرت درسته ؟  یعنی مثلا تو 2000 نفر آدم رو ببری تو یه راه درست اما اونها رو نسبت به این راهی که داری می بری توش مطلعشون نکنی . درسته ؟ راه هم درسته ها ... راه مشکلی نداره


اگر به من باشه می گم نه . دلیلش هم اینه :

تو به اونها خیانت می کنی چون بهشون آگاهی ندادی و شعور اونها و حق انتخابشون رو این وسط نادیده گرفتی و از حق انتخاب اونها صرف نظر کردی و با اونها مثل یه موجود بی شعور و بدون حق انتخاب رفتار کردی .

در واقع خیانت کردی به دوستی ات با اونها ، چون اونها تو رو راهنمای خودشون انتخاب کردن و بهت اعتماد کردن و تو با این شوروندن و انداختن در مسیر بدون آگاهی در واقع به این اعتماد و دوستی اونها خیانت کردی. 

از طرف دیگه تو از اونها سو استفاده کردی ، چون شعورشون رو و حق انتخابشون رو نادیده گرفتی .

خیانت ... زشته . زشت 


خوب این ماجرا تو رو یاد چی می اندازه ؟ آشنا نیست ؟ مبارک باشه

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و سوم دی 1387 7:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو که حالت خوبه هوای اونی که حالش بده رو نداری ؟

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و سوم دی 1387 6:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جرم و هر ماهیت واحد دیگه قبلا یکی بیشتر نبوده 

جدا شده 

الان به حالت اول برمی گرده

اون روزی که این دنیای ما تموم میشه

همه جرم تو یه نقطه جمع میشه 

و هر ماهیت دیگه 

( این قانون رو اسمش رو می زاریم قانون بازگشت به اصل )


ندارنده هر ماهیت و هر صفت به دارنده اش متمایله ( قانون قوس )


اینها رو از خودم در نمیارم و قصه نمی گم

اینها رو از لایه ها کشیدم بیرون ...

شکر خدا

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و سوم دی 1387 6:54 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer