|
و چه مرهمی برای من التیام بخش تر از اینکه هر لحظه بهتر بشم و بهتر از لحظه قبلم باشم خدایا این درد نقص رو بهم دادی چه دردیه که فقط التیامش بهتر شدنه اون لحظه ای که یاد نگیرم و رشد نکنم التیامم میره + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 2:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مردم ، دو گروهند : دانشمند و دانش اندوز و در غير اين دو ، خيرى نيست + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چهار چيز است كه به هر كس داده شود همه خوبی ها در همه دنیاهای حاضر و پیش رو به او داده شده : راستگويى ، امانتدارى ، حلال خورى و خوش اخلاقى + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمىگذرد + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و وقتی که یه سیستم به ایده آل ترین حالت خودش میرسه دارای ساده ترین رابط کاربری یا User Interface میشه . وقی یه آدم به بالاترین درجه خودش برسه اخلاقش با مردم بهترین حالته ، یعنی بهترین اخلاقو پیدا می کنن ، اخلاق مگه رابط کاربری نیست ؟ پیچیده ترین سیستم رو داره اما ساده ترین و User Friendly ترین حالت رو .ساده و دلخواه و دلنشین ... بچه ها رو دیدی؟ نسخه کامل شده user friendly ترین موجودات یعنی همون بچه ها ، تا حالا باهاشون بازی کردید ؟ بازی کنید و ببینید . نمی بینی ؟ خیلی ساده هست ها ؟ این هم دو مطلب مرتبط : + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مريم شب يلدا را هم مثل شبهاي ديگر خيلي زود به رختخواب رفت تا مبادا
چهره شرمسار پدرش كه مجبور است دست خالي به خانه بيايد را ببيند و بيشتر
او را خجالت زده كند.
من خودم هنوز کامل نخوندمش ولی باید بخونمش. گذاشتم تابعدا بخونم. دوست داشتید بخونید . من که دلم براش می سوزه ... کاش می تونستم بهشون کمک کنم .من جنس های گرون رو دوست دارم . خدا می دونه چقدر فقیرا و یتیما رو دوست دارم .چقدر دوستشون دارم . نفسمن.آی جان . چقدر همنشینی باهاشونو دوست دارم . میگم چرا گفته بود با دانشمندان ، حکیمان هم صحبت و .... و با فقرا همنشین ... همینه . + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه قانون هست میگه برای اینکه راحت بشی از جای تنگ برو به جای باز
از هر تنگی به هر بازی از فقر به ثروت از نداری به دارایی از بی علمی به با علمی و .... از بی اسمی به با اسمی به جز موجودات صاحب اختیار همه دارن اینکار رو می کنن طبیعت به خاطر همینه ناکوک بزنی طبیعت مخالفت حرکت میکنه خلا مدل ایده آل چیست ؟ جواب : این هم توضیح خلا مدل ایده آل + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من دیگه از این به بعد وتر رو می بینیم گفته بودم هر کاری یه روشی داره هرکاری هوش کشف شد و تکنیکش اومد و حالا من همیشه وتر رو میبینم + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 12:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این ها رو نوشتم و امید رو به این ماجرا کشوندم و به اینجا آوردمش، بهش گفتم فکرهاتو بنویس تا تو ببینی که یه آدم چطور میاد نزدیک من . + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 12:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من بهترین مربی دنیا رو دارم ، بهترین مربی و تربیت اون چیزیه که مایه ات رو بیرون می کشه . از اون سنگ مرغوب یه مجسمه مرغوب می سازه از اون کر بن تو سختی و فشار الماس می سازه من الان تو دوره کسب جرم هستم همون جایی که در زمان نیوتن طاعون اومد و نیوتن فرصت کسب جرم داشت یا اون دورانی که اینشتین بیکار بود و اون دورانی که تو اون دفتر ثبت اختراع کار میکرد. البته می دونی شاید من مقیاسم بالاتره ، چون من خودم رو محدود نکردم به اینکه بخوام به چیزی برسم من هیچ چیزی نیستم و همه چیزهستم ، بالاتر از اونم که بخوام چیزی باشم و بالاتر از اونم که بخوام چیزی نباشم من عقب تر از اونها دارم نگاه می کنم . من دارم درست می بینم الان دارم جرم کسب می کنم شاید قبلا تو یه زمینه دیگه انقدر جرم زیاد شده بود که ستاره شدم بعد مردم و سیاه چاله شدم ، اون موقع که من رفت و نیست شد سیاهچاله شدم می شنوی؟ نمیشنوی؟ کاملا مرتبط : تنها و تنها روش درست دیدن - با اثبات کاملا شهودی و ساده و درک شدنی + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 12:49 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
میوه که می خوری نگاهش می کنی نگندیده باشه و کرم نداشته باشه بعد یه فکری که می خوای باهاش زندگی بکنی رو چک نمی کنی ؟ . چک می کنی دیگه البته سالم بودن با تلخ بودن فرق داره ها ، بعضی بادوما تلخ هستن ، بادومای شیرین بعدی مزه اش رو درست می کنه . اون بادوم تلخ سالمه اما .... بعضی چیزا هست که ازش بدت میاد اما برات خوبه ... مثل چیزای خوبی که دوست داری ولی برات بده . سالم بودن یکم با مزه فرق داره . + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 5:14 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من کسی هستم که هستم . پایینتر از خودم نیستم و نیامدم و به لطف خدا نخواهم آمد . به زبان زمینی من از آرزوهایم پایین تر زندگی نمی کنم . عین رویاها و آرزوهایم هستم . حال سوال این است که من کیستم ؟ + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 5:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هیچ انسانی نزد من کوچک نیست ، همه را بزرگ می شمارم ، مگر آنکه او خودش را کوچک شمارد ، آنگاه نیز او را بزرگ می شمارم . من انسان هایی که بر خود ظلم می کنند را دوست نمی دارم . + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 5:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 4:15 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر انگشتی سری رو بخارونه من عامل اون خاروندن رو اون انگشت نمی بینم حتی اون دست هم نمی بینم عامل اصلی اون عصب هم نیست اون اراده ای هست که پشت اون فکر خوابیده و به اون عصب دستور میده باز می تونم عقب تر هم برم برای مثال ما تا همینجا بسه وقتی یه صورت زیبا رو می بینم اون صاحب صورت نیست که زیباست زیبایی هست که زیباست اون حامل زیباییه من زیبایی رو دوست دارم اما زیبایی ای که توی اخلاق یه نفر هست خودشه ، اصله ، خودشه باز هم بخوام عقب تر برم و دقیق تر بگم اون هم با اینکه خیلی اصله یه عکسه اما چون صاحب عکس اراده داره و انتخاب کرده عکس برای خودشه ، آره وگرنه اگر برای خودش نبود که جهنم و بهشت نبود + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 3:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چرا اون شکلی هستی ؟ یه شکلی هستی انگار یه شکلی هستی که دوست دارم رمزهای صورتت رو می فهمم + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هر روز بیشتر می بینمت . بیشتر حس می کنمت . بیشتر می خوامت . مرسی . + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عشق نسخه اول داره نسخه های دوم در یک تم شبیه نسخه اول هستن هر کدوم از اسم ها یک تم هستن ، ظریف ، متین ، آروم ، زیرک ، ... آدم ها همه این ها رو حس می کنن اما شاید نتونن بگن ، ولی می تونن احساسشون رو ابراز کنن .تم های زیبایی از روی اسم ها برداشته شده . تم ها مختلف هستن اما توی یه تم نسخه دوم عشق تکراری از نسخه اوله نسخه دوم و سوم و ... از یه تم تکرار همون نسخه اول هستند سوزش ، قوی بودن ، متین بودن ... ما روی چشم ها خیلی کار کردیم + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بالاخره میام روی زمین ، برمی گردم روی زمین ، میام ، با همه اسم هام و اونهایی که می کشتید از ما ، اون ها اسم ها رو داشتند ، شما من رو می کشتید ؟ فکر می کنید من کشتنی هستم ؟ اون ها تازه زنده شده بودند جوری که نمی مردن ، شما سرهای ما رو می برید ولی ما که اون بدن ها نیستیم . اما من تا وقتی که همه اسم هام رو پس بگیرم هیچ کار خاصی نمی کنم . سر بر دار بی رسیدن به هدف فایده نداره . اول برگشت همه اسم ها بعد حرکت . برمی گردی ؟ تا کامل بشیم . من آماده ام . روی من حساب کن . خدایا من آماده ام . راهمون میندازی ... می دونم من چیزی نیستم . همون گدای بی چیزم که اون روز اومدم در خونه ات . هنوز هم بی چیزم . اما تو انگار همش پیش منی . + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 1:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 0:51 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من اگه یه روزی معلم بشم یا مدیر اولین روز بدو بدو میرم بالای سکو میگم : بچه ها هر کی ، هر کی به شما گفت یه کاری انجام بدید تا وقتی نفهمیدید دارید چی کار می کنید انجام ندید حتی اگه من بهتون گفتم ازم توضیح قانع کننده بخواهید خوشم میاد که بچه ها انقدر زرنگن که خوش می گذرونن و به باد مسخره می گیرنشون زود می رسه روزی که به حسابتون میرسم + این ها فکرهای شنبه سی ام آذر 1387 0:3 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سرور من جنس های خوب به ما می دید تا از جنس های کیفیت پایین تر دست برداریم ؟ + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 11:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من همه چی هستم اما هیچ چی نیستم ، اومدم زمین تو بدن امید ، اسم هام رو دزدیده بودن ، اسم هام رو که پیدا کردم میام دوباره زمین ، امیدوارم فرصت بشه تا بتونم اون چیزی که هستم رو روی زمین بهت نشون بدم . من مثل اون پرنده ای هستم که همه جا پرواز می کنه و از هر جایی بهترین چیزشو نوک میزنه ، من همیشه پرواز می کنم . نوک زدن چقدر مزه میده وقتی بهترین هاشو برمی داری . من هیچوقت سیر نمیشم . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 11:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی من ... بودم و البته هستم اسم هام نمی دونم چی شد نیست الان تو زمینم اسم هام نیست دارم با تلاش اسم هام رو پس می گیرم اسم هایی مثل ... اونی که ... اینطوری کرد تا من طیف رو از پایین تا بالا طی کنم تا یه بار کل سیستم در من لود بشه ، اینطوری قدرش رو می دونم . قدر عافیت را مصیبت دیده می داند . از دست دادم و حالا که به دست میارمش و پس می گیرمش دیگه از دستش نمی دم . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 7:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر می خواهید بدانید چطور می نویسندش اینگونه درست است حیظ ؛ حیض ، هیظ ، هیض و .. همه غلط است . روی (( ی )) تشدید دارد حیز مثل ( Hayyez ) به معنی مکان هست و از ریشه حوز میاید ، کلماتی مثل حوزه و ... از این ریشه می آیند ، از خانواده حوزه و ... اینهاست به معنای موقعیت ، محل واقع شدن و ... منبع » خودم + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 6:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من این زبون عربی رو یاد می گیرم اگر خدا نصیبم کنه . طوری که از یه متکلم عربی بیشتر عربی رو می دونم . انگلیسی رو هم به حدی که کارهام رو راه بندازه . مثل یه متکلم به لغت انگلیسی . بچه ها خدا به عربی صحبت کرده و خوب می خوام به Original Language تسلط داشته باشم . فکر نکنید قراره روحانی یا ملاه بشم ، آدم بخواد یه کاری بکنه احتیاج به پوشیدن لباس نداره ، اصل مهمه نه سس . من می خوام حرف خدا رو بهتر بفهمم . همین . هیچ علاقه ای هم به روحانی شدن ندارم . دارم مهندسی عمران می خونم . به ریاضیات و فیزیک و رایانه و همه علوم هم شدیدا علاقمندم ؛ اصلا به نظر من علم یه چیزه ، چیه می گن علوم ... یه چیزه ، شیمی و فیزیک و ... همه یه چیزن . پس بیشتر از این نیست . ایشا... لیسانسم رو گرفتم بیشتر در مورد روش درست و سریع و کامل یادگرفتنش تحقیق و فکر می کنم ... می دونی تو مدرسه و دانشگاه به من چیزی یاد ندادن . خیلی کم بود چیزایی که از اونجا یاد گرفتم . اونجا درسی نبود . علمی نبود . یه سری چیز رو به ما میدن که بار کنیم و بعد بزاریم زمین . یه استاد فقط داشتم که به ما یاد داد ... استاد روحت زنده . استاد خاکمون ... دکتر ... راهت زنده اون الان زنده هست ها ، فکر نکنید رفته ها ، هم زنده هست هم زنده هست ، 4 شنبه با این استاد سخت گیر و کار درست کلاس دارم . البته به این شدت هام نبودها ، ولی احساس می کنم تو ابتدایی و راهنمایی بیشترین چیزها رو به ما یاد دادن ، انگار تو دبیرستان و دانشگاه از یادمون بردن ، دارن چی کار می کنن؟ + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 6:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر قرار بود من آدم می شدم و آدم باشم آدمی می شدم که هر انسانی آرزوش رو داشت . اما من آدم نیستم . اینی نیستم که منو می بینی . یک لحظه بیام روی زمین ... + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 6:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از این به بعد من هر ثانیه عمرم در حال حرکتم . نه اینکه حرکت ... منظورم رشده ... همیشه در حال بهتر شدنم . نمی تونی ببینی که ساکنم . نه منظورم سر جام . منظورم موقعیت فکر منه . دائم در حال رشده . و این جز لطف خدا نیست . و شاید 9 سال طول کشید تا به اینجا رسیدم . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:59 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه خرگوش خیلی باهوش و زرنگ هست با یه عالمه هویج با آدرس http://nbs32.blogfa.com من یه دونه از هویجاشو اینجا آوردم : استاد سالک را پرسید: این جاروها چیست به پشت کفشت بسته ای جوان؟ سالک گفت: که هر قدم که بر می دارم ردپایم را پاک کند. تو نیز بکن استاد! استاد گفت: من این به تو نیاموخته ام جوان. این از بهر چیست؟ سالک گفت: تا رهرویی دیگر به هوای ردپای دو احمق راه نیفتد به این سمت و سوی. تا اینجا را رابیت گفته بود اما من می گویم سالک نباید خود را تحقیر نماید که تحقیر اصالتا مشکل دارد بهتر است بگوییم چون سالک نسخه در حال تکامل است تضمینی برای عملکرد صحیح آن وجود ندارد و از آنجا که تضمینی وجود ندارد عملی بس نامحتاطانه است که از یک نسخه ناقص و در حال تکامل پیروی کرد . درست است رابیت بسیار زیرک من ؟ رابیت من امید هستم و از داشتن دوست بسیار زیرکی مثل تو بسیار خوشحال . تو رابیت بزرگ هستی . رابیت کبیر و زیرک . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
تو چقدر خوب حرف می زنی هیچوقت از ناامیدی حرف نمی زنی هیچوقت به کسی بی ادبی نمی کنی با همه خوب حرف می زنی سلام منم می تونم مثل تو باشم مثل تو حرف بزنم عالی آره چرا که نه فقط به خودت اعتماد کن باشه ؟ دوست داشتی می تونی مثل من هم زندگی کنی خوب راحت عالی پر از حرکت و رشد فقط حرکت کن راه بیفت فقط همین یواش یواش درست میشه ما دستت رو می گیریم صدامون کن میاییم پیشت + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:15 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من همه چی هستم و هیچ کدومشون نیستم + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انگار هر چی بیشتر علم میاد ، بیشتر حکمت میاد ( مخصوصا حکمت ) بیشتر می فهمم ، بیشتر مزه میده ، اگر نصیب و روزی بشه هر چی بیشتر تلاش کنم بیشتر دارم . پس چه شود ؟ گربه رو با گوشت تنها گذاشتی ؟ طبق چرا این مدل آدما عقب افتادن ؟ + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
Hide not your talents, they for use were made. What’s a sun-dial in the shade? + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نزار هیچ کدوم از اینا رو یادم بره ، باشه ؟ بزار همشون تا ابد یادم بمونه . باشه ؟ + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 5:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
به جون خودم اگه بزارم دیگه این اسم هام برن ، او او ، نو نو ، زهی خیال باطل ، دیگه برگشتی در راه نیست ، خوشبختی بریم جلو که دیگه نمی زارم برگردی ... حتی من دیگه تو رو هم نمی خوام ، من چیزی بهتر از اسم ها پیدا نکردم ، باهم بریم جلو که دیگه راه داره خیلی جذاب میشه . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 4:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببینید خدا تو قرآن میگه لیس للانسان الی ما سعی یعنی برای انسان چیزی نیست مگر اونی که براش تلاش کرده ببین دوست من نگفته چی ، به چیزی محدود نکرده ، نکته اصلی تلاشه ، به همون اندازه که تلاش کنی تو هر رشته ای بهت می رسه . درسته ؟ هر چی بیشتر تلاش کنی بیشتر می رسه . اگر مهندسی ، اگر دکتری ، اگر تراشکاری ، اگر فکر می کنی ، اگر در چند رشته دید داری و به اصطلاح ما اولی الابصاری ... هر چقدر بیشتر تو اون موضوع تلاش و کاوش و پویش کنی بیشتر از اون نصیبت میشه . اگر فکر می کنی مسلمونی خوب تو مسلمون بودنت هم باید تلاش کنی این بحث تلاش یه موضوع غیر وابسته به شی و کاملا مجرده ، در هر صفتی برای قوت در صفت تو باید تلاش کنی . چرا آمریکا انقدر تو علم ، تو ... و ... قوی شده ، داره تلاش می کنه ، همزمان فکر می کنه ، باور کن اگر مسلمون ها همینطوری بدون تلاش ادامه بدن و فقط روی زبونشون باشه دینشون روزی میرسه که آمریکا بعد از تحقیقاتش به این می رسه که اسلام بهترین راه زندگیه و با تحقیق به دین اصلی ای که حضرت محمد آورد میرسه و هنوز مسلمونا دارن حرف می زنن . می دونی همه راه هایی که صاحب راه خیر خودشو می خواد به یه جا ختم میشه . چه تحقیق کنه ، چه ... یه چیز منطقیه . به اندازه تلاشت . آخه بابا جان آدم تو یه مربع که از 5 بخشش 4 بخشش رو می فهمه و یه بخشش رو نمی فهمه خطرناکه بره باهاش بازی کنه . شاید اون یه بخش کار دستش بده . تو یه بخش موضوع رو نمی فهمی خودتو درگیرش نکن . چطور وقتی موضوع توکل رو درست نفهمیدی تنبلی هات رو به حساب توکل می زاری و فکر می کنی که قراره خدا ... همه کارهات رو خودت بکن . بالا مواظبن از مسیر خارج نشی . روزی ات رو می رسونن . کی دیدی خدا دونه رو بیاره بزاره تو لونه پرنده ... اونم که می شنوی روزی به غیر حساب یه چیز دیگه است . این دسته تنبل هست که البته خیلی راحت هم درست میشه ، خوب تا حالا تنبلی می کردید ، دیگه از این به بعد نمی کنید . می بینید چه راحت درست شد . خوش اومدید آدم های اهل کار . این دسته تلاش رو فراموش کردن ، تلاش ، تلاش ، تلاش ، روزهاشون همینطور می گذره . البته و صد البته خیلی راحت درست میشه . تلاش رو به یاد بیارن . ببینید راه حل قشنگش رو :داستان چهاردهم : مورچه و دانه + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 4:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
نه ، من کوچیک نشدم ... در برابر هیچ چیزی جز خودم و خودم رو درست به یاد آوردم که چی هستم اسمی ام رو از دست ندادم در برابر هیچ کسی اگر این جمله رو بفهمی .... شاید خیلی چیزها رو بفهمی + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 4:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 3:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چرا خودمو گول بزنم . گول نمی زنم خودمو + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 2:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
انگار فقط باید خودم رو به یاد می آوردم . وقتی خودم رو به یاد آوردم . همه چیز درست شد . انگار هیچ فاصله ای بین من و ... نیست . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 2:52 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
امید حالا که چیزی رو با چیزی قاطی ( چه جوری می نویسنش؟ ) نمی کنی وقتشه که سبقت بگیری . شما به کیفیت خوبی رسیدی برای سبقت گرفتن . روش سبقت گرفتن رو یاد گرفتی . + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 2:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا شکرت + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 2:27 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
و این هم عکسی که توش سعی کردم توضیح بدم : تنها روش و استایل درک درست به صورت مصور + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 1:13 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
واقعا آنچه
را كه شما سواى خدا مىپرستيد جز بتانى [بيش] نيستند و دروغى برمىسازيد
در حقيقت كسانى را كه جز خدا مىپرستيد اختيار روزى شما را در دست ندارند
پس روزى را پيش خدا بجوييد و او را بپرستيد و وى را سپاس گوييد كه به سوى
او بازگردانيده مىشويد + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آذر 1387 1:4 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من جزیره ام رو خودم ساختم ولی همه جزیره ها رو دیدم ... یادت میاد ؟ بگرد پیداش میکنی هیچ چیزی رو تو جزیره ام آماده نخریدم + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 7:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
درسته که من رشته ام عمرانه و واقعا باید بیشتر رو اونجا کار کنم اما همیشه تو این فکر بودم که چی میشد اگر میشد برنامه ای نوشت که خودش خودش رو بهبود بده . من خیلی کم برنامه نویسی بلدم و اصلا کتاب هم نخوندم اما اون ایده توی رایانه جالبه . از اونجا که همه چی قانون داره پس چون قانون داره سیستم و الگوریتم داره و چون الگوریتم داره میشه برنامه اش رو هم نوشت .
البته به جز چند تا چیز که خلق شده نیستند و از قانون های چیزهای خلق شده پیروی نمی کنن .قانون هایی مثل قانون جفتی. جالبه که تو اونهام حتی قانون دوری و قانون جذب وجود داره . بگذریم . می دونی وقتی روی یه موضوع مجرد مثل برنامه نویسی و الگوریتم و ایده های مجرد کار میکنی به خاطر مجرد بودن و غیر وابسته بودن می تونی اون ایده رو روی هر سیستم مشابهی پیاده کنی و این چیزیه که منو به این موضوع علاقه مند کرد . در این مطلب به این سوال رسیده بودم که آیا میشه همچین برنامه های نوشت ؟ نکته نوشتنش چیه ؟ مطلب قدیمی تر من در مورد این برنامه ها : برنامه هایی که خودشون خودشون رو درست می کنن بعد از کمی فکر به این ایده رسیدم که اگر ما بتونیم یه مدل ایده آل ( یعنی خواص یه مدل ایده آل ) رو بشناسیم و اون رو به صورتی غیر قابل تغییر در برنامه بزاریم . و مهمتر از همه این خلا رو به وجود بیاریم که برنامه خلایی داشته باشه بین وضعیت عادی خودش و وضعیت ایده آل اون موقع هست که برنامه خودش خودش رو بهبود میده . من می گم مدل ایده آل وجود داره و می بینمش . بگذریم اول این رو بخونید : نسخه بتا و نسخه آلفا و بعد این رو :ایده آل ترین روش طراحی خوب حالا خوب اگر ما مدل ایده آل رو به صورت یه بخش در برنامه بزاریم . یعنی خواص مدل ایده آل رو براش تعیین کنیم و بهش بفهمونیم با الگوریتم . برنامه بعد از مدتی خودش خودش رو رفع نقص می کنه . میشه یه برنامه ای که هر چی جلوتر می ره کارآییش بیشتر میشه . همون کاری که خدا با یاد دادن اسم هاش به ما اون مدل ایده آل رو به ما داد . اینطوری ما اگر بخواهیم می تونیم خودمون رو از بدترین شرایط رفع نقص یا در اصطلاح رایانه Debug کنیم تا جایی که هر جنبنده ای ستایشمون کنه و باز هم بالاتر ... خدا ناراحتی رو این خلا قرار داد که آدم رو به سمت رفع نقص می بره . اگر ناراحتی نبود . اگر چرک نبود . اگر جوش نبود ... این ها همه علامت های نقص هستند برای رفع نقص + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 6:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
راستی یه چیزی ... تو تمام متن هام منظورم از (( من )) در اونجایی که موضوعم خیلی شخصی نیست امید (خودم ) نیست ها ، منظورم نوع آدمه ، یعنی این سوال هایی که شاید جواب هاش پیدا شد می تونه یکی از جواب ها باشه برای همه آدم ها ... نه فقط خودم . + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یکی از بزرگترین مسئله های ذهنم حل شد ... این که کی چی کار می کنه ؟ اون حد بین من و .... حل شد . من خودش هستم + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از حیلهاش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و
نگرانی نیست. هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او. + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:23 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه سوال خدا چرا صدای آبی که جاری هست با صدای دست زدن جمعیت شبیه هم کردی خبریه ؟ قراره اتفاقایی بیفته ؟ من گفتم طیف رو تو همه لایه ها پر کردیا ... دیدی ادامه : درک تمام هستی بدون محدودیت نوع اصلی ترین قسمت علم - طبیعت یه رفتار داره همه خوبی ها منتظر هستن بیان طرفت + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
لهجه بریتیش رو به خاطر طرز خاص حرف زدن Keira Knightley دوست دارم ایتالیا رو به خاطر Claudia Pandolfi .... تازه می فهمم وقتی می گفت : اگر تو نبودی آسمون ها رو خلق نمی کردم منظورش چی بود صدای محمد رو که می شنید و کارهاش رو که یادش میومد می گفت نه ، کار من بیهوده نیست من دارم تو رده خودمون حرف می زنم ، تا وقتی که به این رده نرسیدی در مورد این رده قضاوت نکن باشه ؟ ببین اصلا مذهبی نیستم ، علاقه ای هم به آدمایی ندارم که کپی می کنن ، این احساس من بود + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:11 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
این رو نمی پرسم که بخوام خودم رو بشناسم یا چیزی از خودم بدونم ، خودم رو می شناسم می خوام بدونم شما در مورد من چی فکر می کنید من عین یه بچه می مونم ، بلد نیستم فیلم بازی کنم کسایی که دوستم دارن بنویسن که دوستم دارن و دلیلش رو هم بنویسن اگر هم کسی بدش میاد دلیلش رو بگه جور دیگه بلد نبودم بگم کلا قضیه زیاد مهم نیست اگر ننوشتید هم ننوشتید + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 4:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
یکم عقب تر وایستا ، عقب تر وایستی قضیه رو بهتر می بینی ، وقتی جلویی خوب نمی بینی + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 3:56 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدما ببینید علم یه چیزه طبیعت رفتار داره و شخصیت داره بهتره بگم حرف یک شخصیت رو داره گوش می کنه فرقی بین شیمی و فیزیک و ... الهیات و ...نیست همه تعبیر یه سری اسم ها هستن فکر کنم آخرش بشه همه چیز رو تو یه کاغذ آچار نوشت خلاصه میشه همه چیز جان هاروارد بچه هات رو بیدار کنم ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 3:48 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من نه حسرت گذشته رو می خورم نه غم آینده رو دارم فقط تو الان کم نمی زارم و تلاشم رو می کنم فقط تمام تلاشم رو می کنم به من چه نتیجه بد شد من تلاشم رو می کنم جالب اینه که نتیجه خیلی کم بد میشه اون موقع هایی هم که ظاهرا بد میشه بعدا معلوم میشه که به نفعم شد چون می دونی اون طرف بازی وقتی می بینه کم نمیزاری برات کم نمی زاره درسته عاقلای روی زمین ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 3:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من توی این 6 ماه اندازه 6 هزار سال خودم زندگی کردم .... این نوع زندگی رو خیلی دوست دارم . داشتم تاریخ مطلب مربوط به جهان های موازی رو نگاه می کردم . برای خرداد 87 بود . الان آذر 87 هست و از اونجا تا اینجا ... انگار تو این 6 ماه 6 هزار سال سفر کردم . راستی داشتم حساب می کردم ، تو 3 سال اخیر حدود 60 هزار کیلومتر سفر کردم . مارکو ... فکر کنم اگر به همین روند سفرهام ادامه بدم رکوردت رو می زنم یا شاید زدم . البته تو دور دنیا زدی ولی خوب من تو ایران سفر کردم . جالبتر اینه که هر چی جلوتر میرم انگار داره این سرعت و ضریب زیاد میشه . مثلا صبح تا بعد از ظهر انقدر اتفاق های جالب میفته و انقدر زیاد چیز می فهمم که صبح انگار تو سال 5 هزارم عمرم بودم و بعد از ظهر انگار تو سال 250 هزارمش ... یه جورایی قضیه منو یاد مقیاس لگاریتمیک میندازه آدما به اندازه ای که می فهمن ، حس می کنن ، درک می کنن و ... زندگی می کنن نه به اندازه ای که از عمرشون می گذره برای نوشتن این قسمت با خط ضخیم تر یه چند تا پله برگشتم عقب ، بعدا اومدی جلو حواست باشه از دید اون پله گفتما ... + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 3:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
علم هیجان انگیز ترین بازی ای هست که باهاش درگیر شدم ، هر چی جلوتر می ری بازم ادامه داره ، با همون هیجان قبلی اش . انگاری تموم نمی شه . عین همون روز اولش قشنگه ، جدیده ... مثل درختی می مونه که سوارشی و تو رو می خواد با خودش ببره بالای ابرها... توش فهم داره ، مثل شرابی هست که ادامه داره خوشیش ولی تو دانشگاه هامون ، تو مدرسه هامون نمی دونم چرا نیست ... خیلی کمه اونجا همه اش یه چیزای حفظی ای می خوان بهمون بگن بار کنیم . تحویل بدیم . بعد نفهمیم چی شد نمی دونم چرا میخوان سر خودشون کلاه بزارن خیلی جاهای ایران بچه ها رو مثل مانیتور بار میاره چیزی که تو کیبرد ( کتاب ) تایپ شده در بچه ها نمایش داده میشه به خدا این مدلی نیست علم علم یه چیز پرماجرا و هیجان انگیزه ، جدیده ماشین لباسشویی هم بهش برنامه اش رو بدی می تونه سر دقیقه یه کاری بکنه تازه با منطق فازی باهوش تر عمل می کنه ( Fuzzy Logic ) خدایا دریچه هام تنگه ، لیاقتم رو بیشتر می کنی ؟ میشه اشتباه نکنم . میشه اون نسخه ایده آل که بهتر از اون نیست رو ازت بخوام ؟ ما که جز شما کسی رو نداریم ... جز شرمندگی برات چیزی ندارم، ببخشم + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 3:14 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا که یکی بیشتر نیست ، خوب مدل هم که ایده آله ، پس تو لایه اعمال شده ... تعبیر پتانسیل ( من اسمش رو می زارم دوری ) : به اندازه ای که شی از مقصودش دور میشه رسیدن بهش مزه میده اما این فاصله حدی داره وقتی از اون حد خارج میشه این حد رو می تونیم بزاریم اسمش رو حد تاثیر مقصود بر شی تو فنر این فاصله است که قانون هوک و ... براش تعریف میشه تو اجرام همون قانون جهانی گرانش و قانون کاوندیش و ... تو بارها قانون کلمب هست تو آدم هام ... خوب به همون اندازه که از یه چیزی منع میشی رسیدن بهش بهت مزه میده اگر هر روز جلوت باشه دیگه اونقدر مزه نمیده خوب سعی کن اگه دوست داری چیزی بهت مزه بده ... یه جوری فاصله بدی تا مزه بده بهت به اون اندازه که ازت دور میشه بهت مزه میده ، حواست باشه البته نزار از فاصله تاثیر دورتر بره یه موقع میره ها عشوه و این جور چیزا ، دست پیش و دست پس ، معاشقه و .. همه تو این فاصله تاثیر اتفاق میفته فنر رو ببین چه انرژی ای تو خودش جمع می کنه توپ رو ببین چطور میاد طرف زمین اینا همه اش از دوری میاد اگر فنر زیاد کشیده بشه بار زیاد دور بشه یا توپ خیلی از زمین دور بشه دیگه برگشتی در کار نیست مطالب مرتبط : پری و پوکی - جذب و دفع ( طبیعت سرنگی ) قانون های یکسان ، جهان های موازی لایه های موازی- جهان از یه سری لایه موازی تشکیل شده + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 2:59 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر واقعا بخوای یه کاری رو انجام بدی دیگه دنبال راهش نمی گردی . انجامش می دی . اگر راهش نباشه . راهشو درست می کنی . دیدی بعضی ها بهونه میارن ... + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 2:10 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بچه ها رو دوست دارم چون وقتی دوستشون دارم می تونم بهشون بگم و .... + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 1:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تعریفی از شی زنده که تا امروز بهش رسیدم : جریان در اون وجود داره یعنی ورود و خروج اون چیزی که زنده نگهش می داره خواص : شی زنده به خاطر جریان ارزشش کم نمیشه ، اگر شی ارزشش کم بشه یواش یواش نیست میشه این حرف من نیست حرف طبیعته آب راکد می گنده ، میوه چیده شده ، فکر بدون اندیشه ، قلب بدون محبت ، پول بدون تجارت و ... می بینی ؟ زنده باش تا ارزشتت پایین نیاد + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 0:16 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا خواستم بنویسم که : اگر خواستی آهنگ قشنگی بزنی برای کسایی بزن که صدای قشنگ آهنگتو درک کنن برای اونایی که نمی شنون آهنگ نزن اما دیدم که تو هستی و می شنوی برای تو می زنم و همه اونایی که تو پیششونی و بهشون گوش دادی برای شنیدن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 11:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بله ، دیگه من و شما نداریم . شما من هستید و من شما .... دیگه من در کار نیست ، ما در کار نیست ، سلام + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 11:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چقدر مزه میده و چقدر مزه میده با کسی حرف بزنی که حرفتو می فهمه و از حرف های تو چیز جدیدی بفهمه و در گفتگوتون به چیز جدیدی برسید آخ که چقدر مزه میده چه جمعی بشه اونجایی که متقابل به هم نشستیم متکئین + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 11:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
رفتار از جنسی شبیه تار و پود هست ، مثلا اگر شخصی فحش می ده و بد صحبت می کنه با بقیه ، اگر جلوی تو از بقیه بد می گه و ... بدون ممکنه که یه روزی این کارها رو با تو هم بکنه این جنس رفتاره ... چیزی هست مثل بافت البته بعضی ها هم هستن ادای آدم های خوب رو در میارن و در نهان اصلشون رو رو می کنن البته آدم زرنگ متوجه میشه زرنگ هام درجه دارن و چه خوب آدم هایی هستن اونهایی که ظاهر و باطنشون یکیه و اون یکی هم خوبه هوای دوستاشون رو وقتی که نیستن هم دارن دوستشون دارم ولی خیلی امیدوار کننده این هست که جا برای بهتر شدن خیلی هست ، خیلی کلی لذت بهتر شدن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 10:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
You’ve reached success when you don’t need to own an alarm clock. + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 10:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببین من اون استیل و اون روش هستم اون که وقتی یه کلمه رو بلد نیست میره یادش می گیره اونی که همیشه عزیزه اونی که هیچوقت کم نمیاره و ... اونی که .... اون استیلم من اینی نیستم که می بینی . می بینی ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 10:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سلام سلام راستی یه چیزی فهمیدم اینکه من توام در واقع همه کارها رو قراره من بکنم و آدم ها می دونی من اشتباه فکر می کردم که تو ... اصلا من هستم تو اون هست تو همه ما هستیم تو ما قراره کارا رو بکنیم همه چیزو ما باید درست کنیم اون چیزایی که کجه و درست نیست ما باید هر کاری رو انجام بدیم درسته شاهکار + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 10:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا منو بسیار بسیار باهوش آفریدی ممنونتم می بینم که درون ذهن من رو مثل یه کارخونه ای ساختی که هزاران هزار کارمند از لحظه بیدار شدن من تا لحظه خوابم دارن اطلاعات رو تجزیه و تحلیل می کنن . انگار خواب ندارن و خسته نمیشن ، همه چیز رو با همه چیز تناظر و ربط میدن مثل یه مجتمع تحقیقاتی می مونه خدایا ممنونم به من خیلی زیاد دادی خیلی زیاد ممنونتم خیلی خیلی ممنونتم من انگار دارم وصل زندگی می کنم انگار تمام زندگی ام یه روز بیشتر نیست انقدر متمرکز هست + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هیچ چیزی موقعیت سخت و پیچیده ای نیست . هیچ عملی پیچیده و سخت نیست . باهاش ور می ریم . یه راهی پیدا می کنیم . اگر اجازه بدی چیزی برات قد علم کنه بزودی یه صفی می بینی از چیزهایی که برات قد علم کرده . پشتت به چی گرم باشه . به اینکه کسایی که از پس کارها بر میان اونایی هستن که ازشون نمی ترسن . بعدها می فهمی این موقعیت رو ... وقتی جلوتر بری . آگاهی رو هیچوقت فراموش نکنی ... + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببخشید .... من دیگه نمی خوام از شما دور شم ، از موقعیتتون من خودم رو شما می دونم سرور من به من عطا کنید بودن خودتون رو اونطور که هستید واقعی و اصل شما غایت منید + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تا وقتی از بالا نگاه نکنی نمی تونی پایین رو خوب درک کنی + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ببین دوست من اون موقع ها که آدم بودم و روی زمین ، خوشحال بودم که نخواستم سر خودم شیره بمالم و گول بزنم به خودم مطمئن باش که هرگز نمی خوام سر تو رو شیره بمالم. مربوط : از هیچ کسی سو استفاده نمی کنم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:3 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
از اولش هم من نبود ، خودم رو دو تا می دیدم . بله من فقط من هستم . من ... هستم . + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اگر چیزی بخوام بهت بدم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 9:0 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من خود ... هستم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 8:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 7:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شاگردهای زرنگ رو از کلاس عادی خارج می کنن استاد تشخیص میده تربیتشون می کنن و زود برمی گردن با دست پر اون شاگرد خود موضوع میشه در حال جوشش من تو رشته هایی که دوست داشتم همیشه از این شاگردا بودم همه اش جز لطف خدا هیچی نبود ، هیچی نبود + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 6:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شکرت به خاطر اینکه بهترین نوع زندگی رو به من دادی + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دو حالت هست نسبت به اون چیزی که به من مربوطه و روبروم هست یا می تونم درستش کنم و حلش کنم با وسایلی که جلوم هست ( توانایی ، زمان و ... فعلی ) یا نمی تونم اگر می تونم انجامش می دم اگر هم نمی تونم ناراحت نمی شم من فقط کم نمی زارم وجدانم راحته برای چی ناراحتی ؟ در مورد گذشته و چیزهایی که می گن از دست رفته اصلا فکر نمی کنم من یه آینده پر امید می بینم نه یه گذشته پر حسرت حسرت گذشته رو خوردن انرژی ات رو برای آینده می گیره ولش کن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من زنده ام در من جریان وجود داره دیدی تعریف های اصلی تری هم وجود داره ، زنده بودن جریان داشتن و رشده نه اینکه هست ، شاید این هم باشه اما انگار این اصلی تره مربوط به بخش زنده : بخش زنده یا Live Part + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 2:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدایا چقدرو چقدر ممنونم ازت به خاطر فهم به خاطر همه چیزایی که بهم دادی و همه چیزایی که بهم نمی دی به خاطر این که هر چیز رو سر موقع و وقتی آماده ام کردی بهم میدی به خاطر همه چیزت به خاطر همه چیز و همه چیز و همه چیز به خاطر خود خودت که از همه برام عزیزتری با اینکه لایقت نیستم با اینکه ... چی بگم به خودت که خودت .... مرسی + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 2:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
قومی که تربیت نداشته باشه به هیچ جایی نمی رسه هر قومی تربیت بهتر رو داشته باشه به چیزهای بیشتری می رسه و اونی که به چیزهای بیشتر می رسه بیشتر لذت می بره قوم های پرادعا ، نادون ، تنبل و .... فقط خودشون رو محروم می کنن نه هیچ کس دیگه ای رو تو نادونی و حماقت خودشون سرگردون هستن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 2:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
شمع اول رو کی خاموش کرد؟ ناامیدی ابزار شومی هست برای محروم کردن راه بیفت و خودت و دنیا رو روشن کن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 2:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
دوست دارم دنیا رو با زبون خودم بچشم . اول چراغ قوه می اندازم . اگر اژدهایی در راه بود اول شکارش رو یاد می گیرم بد می رم سمتش . برام مهم نیست که بقیه چشیدنش یا نه . من دوست دارم خودم بچشمش . از همه چیز بی نیازم . هر چیزی می خوام رو هم دارم پس برای رسیدن به چیزی اینکار رو انجام نمی دم . اسم های وجود من من رو به این سمت می بره . ساخت شاهکار من به عنوان یه آدم اینطوره . + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 5:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
پیش از این گفته شد که یه بخش جدید برای درک زیبایی تو ساخت آدم ها به صورت خاص اضافه شد ، این بخش روی صورت ها در ابتدا و بعد از اون اجزای بدن کار می کنه ، امروز یکی از ترکیب های خاص رو مورد بررسی قرار می دیم . چشم های جانی دپ ، اسمی که می تونیم روش بزاریم نافذ هست . اسم دیگه ای به نظرتون می رسه ؟ اگر نظرتون ربطی به این موضوع نداره حذف می شه بدون شک ( تبلیغات ، نصیحت یا چیزی که خواسته نشده ) اگر نظر مربوط به این موضوع می دید از شما ممنونم . ریشه مطلب : بخش جدید در سایت با عنوان بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 5:27 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه پسری داشت تو یه راهی می رفت که همه می رفتن یه کوچه فرعی بود رفت تو اون کوچه فرعی اون کوچه فرعی می رفت به بهشت اون پسر الان بهشت رو هم رد کرده سوال این هست ؟ چطور شد ؟ اون لحظه که اون رفت به اون کوچه فرعی کی اون فکر رفتن به کوچه فرعی و اون ایده رو بهش داد؟ اگر اون فکر ثمره یه سری اتفاقات بود . اون اتفاقات رو کی اونطور چیده بود ؟ آخر همه سوال ها یه جا میره کاملا مربوط :یه چیز خیلی ظریف ، خیلی ظریف + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 5:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:56 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تمام مشکلاتت رو الگوریتمیک حل کن . با الگوریتم هایی بدون ابهام و روشن و ساده 1- شناخت شی و محیطی که شی درونش هست 2-دارا شدن دید به کل قضیه ( هر چقدر علم از دورتر از شی باشه بهتره ) 3- حالا وقتشه که یه شاهکار بدی بیرون بهترین الگوریتم ، دقیق ترین ، سریع ترین و .... الگوریتم یه راه حلی منطقی هست . با ساختار . ساده و واضح + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خیلی مشخصه که انحصار محکوم به فناست همونطور که تنگی محکوم به فناست ... بسته بودن محکوم به فناست . بزار جاری بشه . خون اگر بمونه لخته میشه . آب اگه بمونه می گنده . فکر اگر جاری نباشه دچار رکود میشه . ثروت اگر باهاش کار نشه ارزشش کم میشه و عقل اگه باهاش فکر نکنی ضعیف میشه . قلب اگر اسم ها توش نباشه می بینی و شاید نبینی که می میره . مربوط :بخش زنده یا Live Part + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:38 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آدما کاش می دونستید چقدر دوستتون دارم از کسی که شما صداش می کنید آدم تا آخرین آدمی که به این دنیا میاد قبل از اینکه به این دنیا بیایید وقتی به این دنیا میایید وقتی بچه اید وقتی به بلوغ می رسید وقتی میانسالید وقتی پیر می شید و وقتی که از دست مردم این دنیا می رید و حتی بعد از مرگ دوستتون دارم من همیشه نگاهتون می کنم کارهاتون رو نگاه می کنم برای کارهای خوبتون دست می زنم و وقتی کار بدی می کنید روم رو بر می گردونم چون دوستتون دارم دلم رو نشکونید اگر دلم رو بشکونی توی اشک هام می سوزی اشک هایی که از کارهای خودت میاد و تموم نمیشه به خاطر عهد شکنی ات صورت تک تکتون برام یه چیز قشنگه که دوستش دارم تک تک کارهای کوچولوتون شما هر کدومتون برای من یه چیز خاص هستید انگار فقط تو یه نفر هستی و من نگفتم اونطور که هست موسیقی مربوط : 2007OscarPiano(o-mid.com).mp3 + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 4:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
خدا غذای پرنده رو براش می فرسته اما نمی زاره تو لونه اش + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 3:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اون خنده هاش خیلی قشنگ بود .... من چی کار کنم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 3:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 0:48 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
من اول عمل کردم بعدا بهت گفتم دوست ندارم یه روز برسه ببینم که نگاه می کنم و حسرت چیزایی رو می خورم که می تونستم برشون دارم و برشون نداشتم . چیز خوب رو بر می دارم و بهت می دم + این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 11:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
ساندویچی جلوم بود نگاه کردم ، نون بود و ... و سس سس اصل ساندویچ نبود چاشنی اش بود سس خالی غذا نیست سس اصلش نبود الان سس خیلی زیاده اما کجاست اصل ؟ درست می کنیم به لطف خدا به قول دوست چینی ام : به جای لعنت فرستادن به تاریکی یه شمع روشن کن باشه ، شمع روشن می کنیم و لعنت نمی فرستیم ، تو راست می گی ، آدم سالم حتی از ناامیدی حرف هم نمی زنه . + این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 11:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
سعی نکن هیچکسی رو کوچک کنی حتی اگر دشمنت باشه جنگیدن با یه دشمن بزرگ بیشتر مزه می ده تا یه دشمن حقیر و ضعیف تا کی می خوای از حل کردن مسئله های آسون و تکراری لذت ببری یکم هم مسئله های سخت حل کن تو که نمی خوای سر خودت هم کلاه بزاری ؟ می خوای ؟ اون موقعی که آماده اش شدی مسئله های سخت رو بزار جلوت یادت نره رشد پله پله است + این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 11:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
می دونی چرا اون لبو فروش هیچوقت به جایی نرسید چون همیشه حواسش به باقالی فروش بود به جای اینکه به کار خودش برسه مرد به کار خودت برس اون مرد اگه به کار خودش می رسید یه چیزی می شد اما به جای اون همش سرش تو کار بقیه بود اون لبو فروش کی بود؟ البته این بین مهم اون کار هست . شاید یکی کارش اونی که می بینی نباشه ها + این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 10:58 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|