تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

از اون جا که تو بعضی جاها ما به حساب و کتاب علاقه پیدا می کنیم ( آخه می دونی ما کلا اهل شمردن و حساب و کتاب و بالا و پایین و کی بهتره و کی بدتره نیستیم ، وقتی می تونیم با هم خوش باشیم چرا خودمونو اذیت کنیم . می دونی آدما از وقتی شمردن رو توی کار آوردن و شمردن براشون مهمتر شد یکی از جاهایی بود که غم اومد تو دلشون ، می دونی ما همه چیز بهمون میرسه اما زیاد تو بند شمردن نیستیم ، می شمری محدود می کنیش ) بگذریم ، داشتم می گفتم .
می خواستم ببینم گرون قیمت ترین چیز دنیا چیه ... یه چیز که قیمت نداره ... یعنی تو چیزای بی قیمت از همه گرونتره ....
تیم تحقیقاتی در نهایت به این جواب رسید ...
می دونی مجبور نیستی قبول کنی ...
تو سبک زندگی خودت رو داری و با فکر های خودت و من نه می تونم و نه می خوام فکرم رو بهت تحمیل کنم
اما به این جواب رسیدم و خودم از این به بعد دنبالش هستم که این جنس گرون رو بیشتر داشته باشم .

می دونی گرون ترین جنس دنیا چیه ؟
این که وقتی یه نفر دلش گرفته دلش رو خوش کنی . دلش رو شاد کنی
مثلا یکی دلش می خواد یه چیزی داشته باشه اما نمی تونه داشته باشه
بری اون چیز رو بهش بدی ، براش بخری
مثلا یه بچه محبت نداره ، دست بکشی روی سرش
یکی دلش می خواد یه چیزی بخره براش بخری
یه نفر گیر افتاده یه جایی کارش رو راه بندازی
می دونی این کار راه انداختن ها ، این دلتنگی و تنهایی و گیر افتادن ... از بین بردنشون
می دونی قیمت اصلا نداره ، اصلا ... نمی دونم ... یه جورایی ته دنیاست ... تهش
چه قیمتی می خواهی روش بزاری ... ده هزار تا بهشت هم براش کمه ...
ببین اصلا قیمت نداره ....
بخوای روش قیمت بزاری محدودش کردی
دل شاد همه تون رو عشقه

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 7:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی
رفیق
حالا که من رو از خواب بیدار کردن دیگه نمی خوابم
تا اون لحظه ای که چشمام برای همیشه بسته بشه
چشمام بازه
بازه بازه
نه
خودم رو فراموش نمی کنم
من همیشه بیدارم
آره
چشمام همیشه بازه
می بینم
نمی خوام کور باشم

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 12:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


این یه حرفه ... فقط یه حرف ...  نه بیشتر
عصیان شاید دور شدن باشه از خودت
دور شدن از اون چیزی که واقعا هستی
دور شدن از اسم هات
از اون کیسه ای که توی قلبت گذاشته شده
شاید وقتی یکی از الماس هات گم بشه
اون موقع عصیان کردی
مطلب مرتبط : آدم مواظب باش امانت من رو گم نکنی

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 12:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ایشا... تو روزای غیر کاری همدیگه رو ببینیم ...
آیا اصلا همچین روزایی واقعا وجود داره ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 8:23 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چیو می خوای بهمون بفهمونی که الان تو این وضعیتیم
خواستم من بشی
منو اونطوری تجربه کنی که انگار خودمی

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 3:23 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدما انقدر یه دفعه ای می میرن ، انقدر یه دفعه ای ، آخر غافلگیریه ... یهویی می میرن... حسابی میرن تو بهت
البته یه سری از آدم ها هستن که ...

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 3:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اینی که می خوام بگم
نه بد بینی هست نه خوش بینی
واقعیتی هست که دیدنش به هوش زیادی احتیاج نداره
بینش خاصی نمی خواد

ایران اگر همینطور پیش بره به هیچ جایی نمی رسه ، هیچ جا
نه این دنیا ، نه به قول خودشون اون دنیا

چون یه عده زیاد آدم هستن که هیچ کدوم اون یکی رو قبول نداره ( نه همه ، خیلی هاشون )
خیلی هاشون آدم های مدعی هستن

مثل یه سری چیز هستن که همینطوری باری به هر جهت دارن پیش می رن

فرع ها زیاد شده و اصل ها کم شده
همه چیز صورت شده
و اصل کنار هست و اصلا نیست

روی مسجدهاشون لااله الاالله هست
اما تو دل هاشون هزار تا خدا

حرف زیاد می زنن
و عمل کم می کنن
 
جدا از همه اینها
و اصلا تو بحث دنیا به صورت مطلق ، تنبل و راحت طلب شدن

البته همه اینها درست میشه
باید تربیت بشن
تا بفهمن اگه این چیزا رو کنار بزارن چقدر زندگی شون قشنگ میشه

می دونی
من کسی نیستم
اما اینها رو دیدم و گفتم بگم
هیچ ادعایی ندارم
فقط دیدم

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 3:4 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببینید من اصلا منفی باف نیستم و هیچوقت دوست ندارم وقت قشنگتون رو خراب کنم
این چیزی هم که می گم چیزی هست که دارم هر روز همه جا تجربه اش می کنم
آماتوری گری و فرمالیته بودن و ناشی بودن تو خیلی سطوح
اما خوب این رو می گم تا بدونیم
ایشا... اون موقع که تنه ام بزرگ شد درستش می کنم
تا من هستم ناامید نشید ، با هم و کمک خدا درست می کنیم
همه چیز رو ...
حداقل تلاشمون رو می کنیم
متاسفانه ایران یه کشور فرمالیته است ... کلا فرمالیته است
همونطوری که خیلی چیزهاش فرمالیته است
خودش هم فرمالیته شده
فقط ظاهر یه کشور رو داره
با اینکه بالقوه هم خودش هم مردمش عالی هستن
اما
می بینید که انقدر همه چیز فرمالیته بوده
خودش هم فرمالیته شده

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 1:12 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خواهش می کنم اینو بفهم جوون
تو باید برای خودت خوب زندگی کنی
فقط برای خودت
نه برای پدر و مادرت
نه برای افتخار خانواده ات
نه برای خدا
برای هیچ کی
ببین اگه خوب زندگی کنی
شاید همه شون خوشحال بشن
اما اون آخر اون کسی که بهره مند میشه خودتی
یه حال هایی می بری که حتی فکرشو هم نمی کردی
البته هر کی بامش بیش برفش بیشتر
کسی نبود اینو به من بگه
الان که 24 سالم شد گفتم بهت بگم
که مثل من تو 22 سالگی نفهمی
می دونی
اگه یه نفر اینو به من گفته بود
الان تو پرینستون بودم یا ...
البته خدا مسیر زندگی ام رو یه طرف دیگه کج کرد
تا دوره مخصوص ببینم و بعد ...

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 0:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


کاش اون پرنده ای بودم که شکار تو بودم ... ای کاش

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 0:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو چقدر مهربونی ، هر کسی تنها میشه میری بهش سر می زنی تا دلتنگی اش کم بشه ... اونایی که توی سفر هستند و دور از خانواده هاشون هستن . تو خیلی خوبیا ... می دونستی 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 0:31 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نمي دونم استیو بالمر تو روز چقدر کار می کرده و می خوابیده وقتی اندازه من بوده ... البته اون موقع بهش حدود 25 میلیون دلار رسیده بوده ... البته من هدف هام خیلی با اون فرق می کنه اما تقریبا تو مقیاس ایران ... راستش یادم نمیاد آخرین بار کی بیشتر از 4 ساعت خوابیدم .. یادش بخیر . البته من اینجور زندگی پر از کار و درس رو خیلی دوست دارم . مخصوصا این قسمتش که میام اینجا فکرهام رو باز می کنم . اینجا راکتور منه ... فکر شکافت
تو سه روز اخیر یه حال اساسی بهم داد و به یه پسر بچه 4 میل داد ... چه خبره واقعا ؟ نمی دونم ... پدرم بازنشست شد انقدر گرفت ... بعد تو سه روز ... جالبه ... نمی دونم برام چه برنامه ای داره . هر چی هست خیره

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اینترنت یه میز کار بزرگه ، یه میز کار خیلی خیلی بزرگه ، هر روزم بزرگتر میشه ، همه چیز جلو دستت هست ، بد و خوب ، تویی که انتخاب می کنی ، می بینی ، چه قدر ایده آله ، یه چالش بزرگه ، یه سیستم سطح بالاست ، بد افزار ، ارتباط داخلی ، ...
اما تو این میز معمولا چیزی گم نمیشه ، چون گوگل هست
البته مجازیه و هیچوقت نمی تونه جای خانواده ، دوستا و رفیقا رو بگیره ... در حد همون میز کار ...
بیشتر نیست

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 9:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هر چی تفکیک بیشتری داشته باشی توی کارهات و ارتباطشون با هم کمتر باشه راحت تری ...
تازه این نظریه به ذهنم رسیده .. احساس می کنم درسته . روش فکر می کنم و بیشتر در موردش می نویسم . فعلا خیلی خامه

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 8:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی که اصل درست باشه تمام فرع ها درست میشه خود بخود
وقتی اصل مشکل داشته باشه همه فرع ها هم مشکل پیدا می کنن  .... هیچ فرعی اونطوری که باید باشه نیست .
اگر هم احیانا درست باشه اتفاقی و موقتی و ظاهری هست
فرق نمی کنه تو هر چیزی اینطوریه

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 7:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دیدین گردن بعضی ها چقدر قشنگه ... بلند و خوش فرم و بامزه 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 7:43 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من چه انتخاب درستی دارم غیر تو ؟
هیچی
انتخاب ها زیادن
خوب
اما همه زیر مجموعه تو میشن
خوب من سالمم
پس تو تنها انتخاب درست منی

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 7:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی . من آدم بودم و آدم موندم ... یا لااقل می خوام بمونم 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 5:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدایا
من شرافت رو انتخاب کردم
و زندگی شرافتمندانه رو
کمکم کن
خیلی از کارهام به نظرشون احمقانه میاد
اما من که می دونم همه چیز از طرف تو میاد
کمکم کن
بهت احتیاج دارم
تو این دوران خلاف آبه شرافتمندی

مگه مراممون این نبود
که وقتی یکیمون تنها بشه
سراغی ازش بگیریم
و بهش کمک کنیم

می بینی
تنها موندم
و کمک می خوام
بین مردم ناشریف
شرافتمندی سخته

کمک می کنی ؟

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 4:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و تو ایران همه ( بیشترشون ) کارهاشون رو سمبل می کردن ... حجم زیاده اما محتوا کمه ... فرع زیاده اما اصل کمه
خدا روزی ام رو به من می رسونه
من باهاشون نیستم
دیگه نیستم
من کارهام رو سمبل نمی کنم
درست کار می کنم
مثل اون مرد خوب تو اتوبوس

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 3:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


همین الان می گم
من آدم خوبی نیستم
الان گفتم
که فکر نکنید آدم خوبی ام
فردا روزی اگر سرها آشکار بشه و پرده ها کنار بره
نمی خوام کسی نظرش به من عوض بشه و شکه بشه
الان می گم
من آدم خوبی نیستم
فقط می خوام بهتر بشم
و شاید یکم شده باشم

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


قبل از اینکه اخم کنی مطمئن باش هیچ راهی برای خندیدن وجود ندارد ...
گوته    دوست آلمانی

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:41 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مقاومت نکن
در برابر اون چیز خوب توی وجودت مقاومت نکن
بزار اشک توی چشمات بیاد
و دوباره قلبت مثل یه تار مرتعش بشه
بزار
دوباره از دیدن یه بچه فقیر که داره تو سرما خوراکی می فروشه
دلت یه جوری بشه
انگار تو توی اون سرمایی
اگر مقاومت کنی
بعد یه مدت مچاله میشیا
بعدش ترک برمی داری
و یهو می شکنی

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 2:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بگذریم از همه چی
باز هم همون خونه اول
نه بهشتتو خواستیم
نه جهنمتو
کلا بی خیال
ما رو با این چیزا تور نمی تونی بکنی
اما خودت
خیلی زیبایی
من بنده زیبایی توام
تو زیبایی
و من بنده توام
تموم شد
هرجا بری میام دنبالت

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 2:15 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


این فکر من رو به کجاها که نکشوند
فکر
مشکوک می زنی
تو کی هستی ؟
خیلی خوبی
خیلی عاقلی
همه چیز هستی
بعید می دونم تو فکر من باشی
مشکوک می زنیا
کی هستی ؟
حتی به من می گی که من ناقصم و باید یاد بگیرم
احساس می کنم تو یه نفری هستی که می شناسم
میشه خودتون معرفی کنید
تو منو دوست داری فکر من ؟
آره
فکر کنم شناختمت

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 2:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هان شیطون
نتونستی با عاشقا کاری بکنی
هان
تقلای پستت رو کردی
اما به نتیجه نرسیدی
آخه می دونی اونا چیزی نداشتن
تو بخوای روش کار کنی
اونا همه چی رو باختن

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 2:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مراقب دل‌هایتان باشید، غیر خدا را در آن راه ندهید تا ببینید آنچه را دیگران نمی‌بینند بشنوید آنچه را دیگران نمی‌شوند.

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:53 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی خدا بهترین روزای من کی هست
اون موقع که من و دوستام که تو دلشون هیچ چیزی نیست جز دوستی
چیزی ندارن جز عشق و محبت
با هم نشستیم و خوشیم
با هم خوشیم
تو هم پیش مایی مثل همیشه
تو همه ما رو تربیت کردی
یادت میاد
همه ما تربیت شده خودتیم
دونه دونه ما
بشینیم و با هم خوش باشیم
تا ابد
می دونی تو قبل از اینکه بمیریم
همه چی رو به ما داده بودی
ما رو بی نیاز کرده بودی
ما محبت و عشق داریم
تو تعلق رو از ما گرفته بودی


راستی خدا
یه بلبل
چقدر باید بخونه
تا صاحبش آزادش کنه
بلبل اسیره هنوز
آزادش نمی کنی ؟
مثل اونی که دقیقا 23 سال قبل از به دنیا اومدن بلبل فوت کرد

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:50 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا
می دونی
می دونم من بهترین بنده ات نیستم
اما اگه نت ها رو به من یاد بدی
یه شاهکار می زنم
می دونی من آدمش هستم
اونی هستم که پرچم ها رو تکون میده
می دونی
یه کاری می کنم
که آدمیت دوباره حداقل به یه دونه از اوج هاش برسه
اون سدی میشم که هرگز نمی شکنه
اون چیز بلند و استواری می شم
که هیچ چیزی نمی تونه نابودش بکنه
می خوام مثل خودت بشم
زدن نت ها رو به من یاد بده
تا بتونم شاهکار وجود تو رو
رو زمین نمایش بدم
بزار حداقل به یه دونه از قله های وجودت برسم
بزار تو رو همینجا ببینم
و می دونم هر چیزی که تو برای من در نظر گرفتی بهترینه
چون تو عادت نداری چیز کم بدی
اگر بخوای بدی بهترین چیز رو می دی
منو ببخش
 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:44 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


میشه ولم نکنی ؟ هیچوقت ... هیچوقت هیچوقت
اون : باشه
قول دادیا
اون : باشه
تو چقدر مهربونی

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:38 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو خوش باشی منم خوشم 

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:34 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدا به قدری مهربان است كه گویا فقط همین یك بنده را دارد. كه دایم به او می‌گوید این كار را بكن و آن كار را مكن تادرست شوی.

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:33 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی عیسی (ع) به معراج می‌رفت به آسمان چهارم رسید خطاب رسید او را تفتیش كنید یك سوزن در یقه اش مشاهده كردند، خطاب رسید چون به این سوزن علاقه داشته همانجا او را متوقف سازید و گرنه او را تا آسمان هفتم هم بالا می‌بردند.

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر نبود شیطان برگرد دلهای آدمیان هر آینه انسانها ملكوت را می‌دیدند

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 1:26 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و من اولین چیزی که به بچه ام میدم محبته
و حمایتم رو
بعد آروم و قدم به قدم باهاش راه می رم
مراعاتش رو می کنم
دوستش می شم
خوبی می کنم بهش همونطور که خدا با من مراعات کرد و باهام خوب بود
سعی می کنم و سعی می کنم همونطوری باهاش باشم که اون با من بود
با منی که براش مثل یه بچه یتیم زمختم که هیچ چیز قشنگی براش ندارم
هیچ چیزی .. فقط چشمای گریون ، شیطنت و سر پایین و پشیمونی
بزرگترین هدیه ای که از طریق من بهش می رسه تربیته

البته می دونی لازم نیست حتما بچه من باشه
می دونی ... ما هیچوقت خودمون رو محدود نمی کنیم
خوب ما اینطور هستیم
و چیزی رو که می بینیم انجام میدیم ...

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دستام رو گذاشتم زیر چونه هام و بهش نگاه کردم
گفتم
ببخشید
شما این همه چیز به من دادید چه طوری باید تشکر کنم
میشه بگید
انقدر دادید که هیچوقت نمی تونم تشکر کنم
ای بابا
خیلی خوبیدا
انقدر دارم
که حساب نداره
تو امنیت کامل
هیچ چیزی کم نیست
واقعا
شکر
تا زنده ام شکر

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:36 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به گزارش خبرگزاري فارس، مسعود شجاعي در گفت و گو با خبرنگاران وب‌سايت اوساسونا از زندگي شخصي خود در ايران و اسپانيا سخن گفت و در مهم‌ترين بخش از سخنان خود به زندگي سخت در دوران كودكي و نوجواني‌اش اشاره كرد.
خبرنگار اين ماهنامه در مقدمه مقاله خود آورده است: اين روزها مسعود را مي‌شود تنها در خيابان ساراساته در طبقه پنجم پيدا كرد. يعني جايي كه منزل مسكوني اوست و بي‌ترديد جاي ديگري هم نمي‌رود.
براي حرف زدن با شجاعي بايد صبر مي‌كرديم تا موستا (مترجم شجاعي) در ترافيك شديد شهر به ما ملحق شود، بنابراين براي دقايقي بدون اينكه حرفي بزنيم روبروي او نشستيم و متوجه شديم كه مسعود از اين وضعيت ناراحت شده است.

مسعود سعي كرد از ما پذيرايي كند، آن هم با سوغاتي‌هايي كه از ايران آورده بود. ما هم ظرف پر از برگه‌هاي هلوي خانه او را تمام كرديم و از او خواستيم باز هم از اين سوغات براي ما بياورد. مسعود داستان زندگي خود را اينگونه آغاز كرد: هرگز صورت مادرم را فراموش نمي‌كنم كه چگونه آينده ام را به من هديه داد، روزي كه طلاهاي خود را فروخت و به من اجازه داد براي تمرين به يك آكادمي فوتبال بروم.

وي ادامه داد .....


با کلیک بر روی اینجا می تونید ادامه مطلب رو بخونید

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:22 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی
ما هنوز آدمیم
به هم دیگه می خندیم
گذشت داریم ، محبت داریم ، عشق داریم
حرف ها نیست ، احساس هاست
چیزایی که وجود دارن
وجودمون هیچ غل و غشی نداره
آخ که چقدر راحتیم
ما آدم ها
دوستامون برای ما از خودمون مهمتر هستند
ما آدم ها

+ این ها فکرهای دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدما
از هر جایی که هستید
با هر حالت و عقیده ای و هر موقعیتی
ببنید
شما چیز خیلی بزرگی هستید
اگر خودتون رو بشناسید
و بفهمید چی هستید
یه روزی میرسه که هیچ چیزی دلتون رو تکون نمیده
هر چی هست و هر چی نیست بزارن جلوتون
یه نگاه هم بهش نمی کنید
چون شما همه چیز و بیشتر از اون رو دارید
این چیزا تو همین دنیا اتفاق می افته ها ...

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 11:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


انقدر دارم زیاد زندگی می کنم که بین 4 آبان و 24 آبان تقریبا یه جوری گذشت که انگار حد اقل 20 سال بود ... می دونی روی زمین راه می رم اما انگار با سرعت زمینی ها زندگی نمی کنم .
به نظر من آدمها اندازه ای که زمان می گذره زندگی نمی کنن . شاید هفتاد سال زندگی کنی ولی 1 روز هم زندگی نکرده باشی .
آدمها به اندازه ای که بهره مند میشن و می فهمن زندگی می کنن . به اندازه چیزایی که می فهمن و بهره مند میشن . رئیس IBM درست گفته بود . بهترین راه برای رشد بیشتر زیاد کردن سرعت تجربه هاست ....
ممنونم به خاطر لطف هات و بهره مندی ام از تو .... می دونی که هیچ چیزی ندارم بگم .. فقط ممنونم و می خوام منو ببخشی

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 11:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر یه نفر رفت یه سفر دور ....
اگر با هم دوست بودین
بدرقه اش برو
مخصوصا اگر تو سفر تنها باشه
تنها که میشه یادتون میفته
و جدا بودن دلتنگش می کنه
بدرقه تو دلش رو گرم می کنه
مهم برطرف کردن اون دلتنگی هست
بدرقه یا ... خودت می دونی

می دونی
دلم برای اون مسافر مرد تنهای دیگه هم می سوزه
همونی که هیچ دوستی نداره
آخ
می دونی
با اینکه نمی شناسمش
اما هر دوی ما آدمیم
وقتی اون دلتنگه
من راحت نیستم
دوست دارم با اون هم خداحافظی کنم
دلش گرفته
بهش می خندم
و میره
اون هم خندید
دلش باز شد

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 11:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در مورد من یا بهتر بگم ما اشتباه فکر نکن ، من و دوستانم ( ما ) هرگز همتمون سست نیست ، اگر جایی بوده که همت رو تقسیم می کردن ما همه ممکن یک انسان رو برای خودمون برداشتیم .
چیز خوبی رو به خاطر سست بودن همت از دست نمی دیم . می دونی چیزای خوب زیاده .. ما بهترین هاشون رو انتخاب می کنیم . می دونی ما بهتر رو بر می داریم .

باز هم می گم ... همت ما خیلی بلنده ... خیالت راحت که چیز خوبی رو از دست نمی دیم .

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 10:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر از کلمه من بدم میاد
دوست داشتم من نبود
البته نیست
اما هنوز مجبورم ازش استفاده کنم
من رو دوست ندارم
من که میاد غم هم میاد
خودخواهی هم ممکنه بیاد
کاش می شد
کمتر از من استفاده می کردم تو جمله هام
یه جوری می رفت
همونطوری که از تو دلم رفته

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 9:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هیچ کس نمی تونه به ما صدمه بزنه ... هیچ کس 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 9:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی ها چقدر ساده ان
می دونی من و دوستام ، فرقی نمی کنیم ، همه ما
ما خیلی باهوش بودیم و خیلی حسابگر
تنها جایی بود که حسابگر بودیم
خیلی سنجیدیم
تنها جایی بود که حسابگر بودیم

آدم های ساده گول خوردن
گول خوردن
اما ما صاحب اصلی رو پیدا کردیم
حالا خیالمون راحته
چون ما از منبع اصلی می گیریم
همه چیزمون ارجینال هست

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 9:25 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی آدم ها هر کدومشون دنبال یه متاعی بودن
ما زرنگ تر بودیم یا شاید دست نیافتنی تر
یا شاید باهوش تر
ما بهترین متاع رو انتخاب کردیم
ما ضرر نکردیم
می دونی ما برنده شدیم
برنده واقعی
همه چیز رو با هم داریم
همه چیز رو

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 9:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


قبلا گفتم اما چون زیاد می بینم دوباره می گم . به بقیه لطف کن و بیشتر از همه به خودت لطف کن در مورد چیزی که درست نمی فهمی اش نظر نده ، باشه . مخصوص مخصوصا جلوی آدم هایی که یکم از اون موضوع بارشون هست . برای خودت می گم ...
اگر جلوی من بگی ... تو دلم می گم آماتور ناشی ... شاید هم جلوی روت بگم آماتور
خود من هم اگر تو یه موضوع مثلا نانو تکنولوژی چیزی ندونم نمیام در موردش نظر بدم چون فقط دارم نادونی ام رو نسبت به اون موضوع تو بلندگو اعلام می کنم .

مطمئن باش قبل از اینکه به تو بگم خودم بهش عمل می کنم . چون به نظرم آدم خوبه که نادونی اش رو توی بلندگو اعلام نکنه . درسته ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 7:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدم ها دو دسته هستند
یه دسته همیشه راحت هستن و هیچوقت ناراحت نمی شن ، از چیزی هم واهمه ای ندارن ، همیشه راحتن
دسته دوم ناراحت هستند ، همیشه تو دلشون یه چیزی می لرزه و یه جایی می لنگه ، شاید بعضی اوقات شاد باشن اما شادیشون دوام نداره

بگذریم
این آدم های ناراحت آدم های راحت رو گاهی اوقات اذیت می کنن
فکر می کنن ما ناراحت میشیم با اذیت شدن اونها
شاید بدمون بیاد و یه ضد درود براشون بفرستیم اما ناراحت نمی شیم
فقط ازشون دور می شیم

چی بگم
فقط می تونم به این آدم های ناراحت بگم آماتورید تو آدم بودن
دلم براتون می سوزه
ما که ناراحت نمی شیم اذیتمون می کنید
ما ازتون فقط دور می شیم
و این دور شدن ناراحتی تون رو بیشتر می کنه
همه چیز که با چشم دیده نمیشه

می دونی هیچکدوم قصه یا توهم نیستا
من همه چیز رو انکار کردم و چیزی رو بدون فهم یا درک قبول نکردم
اینجا سست نیستا

مطلب مربوط به تبدیل ناراحت به راحت : ناراحتی خوبه اما نه برای همیشه

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 7:28 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببینید خیلی از حرف هایی که می شنوید قصه است ... درست اون چیزی هست که هست نه اون چیزی که می گن . 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 2:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر بچه کوچولوها رو دوست دارم .اونایی که هنوز مدرسه نرفتن و هنوز نمی خوان از آدم بزرگ ها چیزی یاد بگیرن . . . انگار همه ما یه نفریم . دوست دارمشون . دوست دارم همه آرزوهاشون رو برآورده کنم . خدایا
می دونی اونها راحت هستند . چیزهایی که برای راحت زندگی کردن لازم دارن رو همینطوری می دونن . اینکه نباید دل ببندن . اینکه امیدوار هستن . این که کنجکاو هستند . اینکه چیزی رو که نمی دونن رو می گن نمی دونن . اینکه اصلا دروغ و غرور و تنبلی یه چیزایی هست که نمی شناسن . . .
این که با خودشون رو دروایستی ندارن و به خودشون دروغ نمی گن ، این که تمام حامی و پشتشون فقط پدر و مادرشون هست که تازه هر جفتشون رو یه نفر در نظر می گیرن ، به یه نفر دل بستن و دو تا پادشاه نمی خوان ، من در برابر فلسفه اونها واقعا احساس سستی می کنم . می دونی راحت هستن . راحت راحت
از آدم بزرگ های بد دروغ رو یاد می گیرن ، از آدم بزرگ های بد فحش رو یاد می گیرن ، از آدم بزرگ های بد دو رویی رو یاد می گیرن ، غرور ، تنبلی و ... یواش یواش میشن یه آدم بزرگ کامل
من همیشه بچه ام و از همه آدم بزرگ ها بدم میاد ...
از وقتی میان از آدم بزرگ ها چیز یاد بگیرن ... و به اصطلاح بزرگ بشن ...
البته می دونی این یه اصل نیست و اگه بچه درست تربیت بشه بهتر میشه ...

مطلب مرتبط : راحتی به دونستن زیاد نیست ، به دونستن یه سری چیزهاست

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 2:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


به خاطر همه اسم هات توی خودم ممنونم ازت ... به خاطر همه چیز ممنون ... همه چیز
به خاطر فهم ... به خاطر همه چیز

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 12:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی رفیق من قادر هستم . هر کاری رو که اراده کنم و دوست داشته باشم رو به بهترین نحو انجام میدم . به قول دوستم البته کارهای ممکن رو ... همتی دارم که هرگز تسلیم نمیشه . اگر هزار هزار بار بیفتم دوباره بلند میشم . یک اشتباه رو دو بار تکرار نمی کنم . می دونی چرا ؟
چون دنیا منطق داره و من منطق رو می فهمم . اگر چیزی منطق و قانون داشته باشه میشه انجامش داد ، اگر هم نداشته باشه به هیچ دردی نمی خوره ، فقط باید تماشاش کرد .

هر چند چیز بی قانونی وجود نداره . اگر هم فکر می کنی وجود داره اشتباه متوجه شدی . باید یکم از دورتر به اون قضیه نگاه کنی تا درست متوجه بشی . هر چند در ظاهر بی قانونه اما اگر درست نگاش کنی قانونش رو می بینی . می دونی باید چهارپایه ات رو بلندتر انتخاب کنی تا بتونی اونور دیوار رو ببینی . همه چیز پشت دیوار نیست .
از طرف دیگه اگر کاری رو بلد نباشم انجام بدم خوب می تونم یاد بگیرم ... درسته ؟
البته همه چیز در حد اونچه که داریم ...

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 12:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خواستم بگویم
آه زمین تو چقدر بال و پرم را بسته ای
اما اندکی اندیشیدم ، به خود نگریستم و گفتم
امید
تو خود بال و پر خود را بیش از همه بسته ای
کسی جز خودت تو را از پرواز باز نداشته است
و دیدم که درست است

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 1:51 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


آدم
وقتی خواستم بفرستمت زمین
اسم هام رو گذاشتم توی یه کیسه
اسم های قشنگ و عزیزم رو
همه رو گذاشتم توی یه کیسه و اون کیسه رو گذاشتم توی قلبت
اسم هام رو بهت امانت دادم

حالا که تو زمینی مواظب باش کسی این اسم ها رو ازت ندزده
امانت بود

مواظب باش شیطون با وسوسه هاش امانت منو ندزده ها ...

بهت بگم
اون آروم آروم میاد در قلبت رو باز می کنه
آروم آروم و قدم قدم سر کیسه رو شل می کنه
و اگر مواظب نباشی یکدفعه همه اسم ها رو دزدیده

من در اراده خودم بهش این قدرت رو در حد وجود تو دادم
تا ببینم می تونی امانت من رو نگه داری یا نه

خدایا
من از این لحظه به بعد امانتت رو به بهترین شکل نگه می دارم
اسم های گمشده ات رو بر می گردونم
و جونم و هر چیز دیگه برام اهمیتی نداره
من فقط اسم های تو رو می خوام داشته باشم
من امانت رو کامل بهت بر می گردونم
من دیگه .......... تو شدم

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 1:25 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


هر چند بسیار ناقصم هم اکنون
اما دوست دارم مرا در این حال بمیرانی
در آن حال که تمام اسم های تو را حس کنم در لحظه مرگ
و بهترین هایشان برایم
می دانی دوست دارم آخرین چیزی که در این دنیا می بینم صورت تو باشد
و اولین چیزی که در آن دنیا می بینم صورت تو باشد
می دانی این آرزوی رویایی من است
که جز تو نبینم
و چقدر دل مردگی است
اگر تو نباشی

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 1:23 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ازت معذرت می خوام به خاطر اونجاهایی که ناراحتت کردم و جاهایی که دوستم نداشتی ... معذرت می خوام 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی چرا اینجا می نویسم
چون دوست دارم بقیه هم حرف ها رو بشنون
بوی خوبت پخش بشه

خدا
راستی استاد خاکمون رو دیدی
خیلی آدم خوبیه ها
تو رو دیدم توش ها ... زیاد ... دیدم دوستش داری
می بینی چقدر خوبه
همه مون دوستش داریم و براش ...

خدا دیدیش چقدر خوبه
بهش گفتم دوستش داری
گفت امیدواره ولی مطمئن نیست
فکر کنم به خاطر تواضعشه
هر چی چیز خوبه براش می خوام

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خدایا
من رو از خودم رها می کنی
دوباره
برای همیشه
من هنوز من هستم
ما هم دوست ندارم
میشه همش تو باشی
همش تو
دوست دارم اصلا نباشم
اصلا
دوست دارم فقط تو باشی
اینطور هم هست
اما میخوام برای من هم اینطور باشه
می دونی می خوام بگم دوستت دارم
اما می دونی
من کی هستم
که دوستت باشم
هی ...

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:36 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


روح فن کوزه گری استاد بود و عشق فن کوزه گری روح
آره ؟

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:29 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه استادی یه تکلیف سختی به شاگرداش داد
به اونها گفت 100 تا تمرین به انتخاب خودتون تا هفته بعد حل کنید
گذشت و هفته بعد همه شاگردها تمرین ها رو از روی حل تمرین آوردند
اما یه دونه از شاگردها که خیلی ساده بود بیشتر از چندتا تمرین نتونست حل کنه
اون کلا تونست تا هفته بعد چند تا تمرین رو واقعا حل کنه
استاد خیلی از دستش ناراحت شد

گذشت و گذشت
تا روز امتحان
همون یه دونه شاگرد
بهترین نمره کلاس رو گرفت
اون با خودش صادق بود
اون اصلا کم کاری نکرد
تمام تلاشش رو کرد

می دونی
امتحانا فرق می کنن
اما قانون هاش یکی هستن
آره

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:24 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو یه شهری بود
بیشتر مردم شهر کور بودن
مردم در حالی که شب بود می گفتن روزه
اونها داشتن شکم همدیگه رو می شکافتن و هی می خوردن به هم
من یه کتاب خوندم و فرشته ای اومد و بهم چشم داد
دیدم شب هست
بهشون می گفتم شبه
اونا به من می گفتن دیوونه
چون می گفتم شبه
در حالی که اونا می گفتن روزه ....
من دیوونه بودم
اما با چشم های باز و بدون شک می دیدم که شب هست
شب با نشانه هاش شناخته میشه
و با علامت هاش
با تاریکی
نه با حرف مردم
درسته آدم های عاقل؟

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:14 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


می دونی که این بدی هام موضعی هست و اصیل نیست
می دونی که اگر بخوای و اگه خودت رو بهم خوب نشنون بدی اون موقع که آماده ام کرده باشی
یه لحظه هم صبر نمی کنم
می دونی دلم برات پر می کشه
اینو ازت می خوام
حالا که دلم برات پرپره
دیگه تیکه های پرت زندگی ام رو یه جوری از بین ببر
آماده ام می کنی ؟
می دونی تو جلوی منی
دوست دارم مثل اونایی که پیش تو روزی می گیرن باشم
اونایی که نمی میرن
البته که هستم
پرت وجودم رو ازم دور می کنی
تدبیر می کنی برام

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 0:7 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یه جمله انگلیسی بود نمی دونم از کی ، دبیرستان خوندم ، معنی اش این میشد : جایی که اشتباه زیاد صورت بگیره یه کار درست اشتباه به نظر میاد .

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 11:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


یکی از نشونه های نقص در یه سیستم اینه که رشدش در همه جاش یکسان نیست ، یه جاش زیاد رشد کرده و یه جاش کم ، دلیل نقص این سیستم عدم تعادل در داخلش هست . نمونه بارز تهران و بقیه شهرهای ایران هست . اینطوری طبق قانون جذب بقیه به سمت اون قسمت رشدیافته تر می رن .
قانون جذب می گه پوکی به پری جذب میشه . طبیعت اینه ... اما حالت ایده آل طبیعت اینه که پری به پوکی بره و تعادل رو ایجاد کنه ....

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 10:16 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تنها مسابقه اي كه دوست دارم توش شرکت کنم و تندتند توش جلو برم مسابقه خوب بودن هست . من همیشه به آدم های خوب و خوش اخلاق غبطه می خورم . به امید دوستم که بی ادعاست و مهربون و همیشه خوش و با ادب ، هیچ کی از دستش ناراحت نمیشه ، مجتبی که خیلی قانع هست و عین فرشته ها خوبه ، پروفسور ... از دانشگاه مک گیل با اون رفتارش که منو همیشه یاد مهربون بودن خدا می اندازه ، فرهاد که خیلی با شعور هست با اینکه نمی تونه راه بره کار می کنه و .... نمی دونم
راستش وقتی خودم رو می زارم کنار اینا می بینم هیچ چیزی نیستم . من کلی انرژی صرف کردم یه سری چیزا رو بفهمم این ها خیلی راحت انجامش می دن ... خوش به حالشون . نمی دونم چرا هیچ وقت نمی تونم اونطوری بشم . انگار همیشه یه نسخه آزمایشی هستم . می ترسم Approve کنم . به امید اون روزی که یه مهر Approve بزنم و راحت بشم . می دونی من از بدافزار می ترسم که Approve نمی کنم . من الان همه جاهای ناشناخته ذهنم رو Antibiotic زدم . البته آدم هستم و همه اسم ها رو دارم . هیچ مشکلی نیست اما من انگار می بینم و انجام میدم و یه سری چیزها برام مشخصه که انجام میدم اما اونها ... نمی دونم خودشون خوب هستن . من انگار باید می فهمیدم تا خوب باشم . نمی دونم به هر حال همه شون رو دوست دارم . از تو دلشون خبر ندارم اما همه شون رو دوست دارم . خوبن دیگه چی کار کنم .

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 9:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


هر چیزی راضی ات کنه و چشمت رو بگیره همونجا می مونی . همونجا تموم میشی . اجازه نده چیزی وجودت رو تسخیر کنه . . . توی این راه تا مقصد هیچ چیزی چشمت رو نگیره . بگیره همونجا موندی . تموم شدی 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 9:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی متاعی نیست . چیزی برای عرضه کردن هم نیست . درسته؟

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 9:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


و بله . من وقتم اصلا تلف نمی شه . اصلا ... حتی خوابم ... می دونی اون چند ساعت کمی که می خوابم انقدر مزه میده ... انقدر مزه میده ... حدود 4 ساعت . اون 4 ساعتی که با خستگی می خوابم نشئه هستم . اون 4 ساعت خوابم هم حسابی مزه میده . شکر

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 8:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر راحتم . دقیقا می فهمم دارم چی کار می کنم . کارهای زیادی نمی کنم اما همون چند تا کاری که انجام می دم رو دقیقا می فهمم . خیلی خوبه . مرسی

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 7:57 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


در این مقاله نحوه صدور گواهینامه SSL برای وب سایت های ایرانی ارائه شده است . این مطلب تا حدودی حرفه ای است . اگر علاقه ندارید نخونید .  SSL همون چیزی هست که بانک ملی ایران داره و وقتی که پولهاتون رو اینترنتی می خواهید پرداخت کنید اگه یه آدم باهوش و فنی باشه به راحتی نمی تونه پسورد هاتون رو بدزده . اگر داشت که اون پیغام Certificate و ... اینها رو نمی داد . بقیه در ادامه مطلب هست .

با کلیک بر روی اینجا می تونید ادامه مطلب رو بخونید

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 4:53 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


فکر کنم دیگه وقتش شده . میشه شما رو نزدیک تر ببینم . میشه با شما یه ملاقات داشته باشم . می دونم که خودتون وقتش رو می دید . هر چی شما بگید . منتظرم . اما خواستم . می دونید دوست دارم از نزدیک ببینمتون . راستی یه چیزی .. آدم ها من دیگه هیچوقت نمی میرم . هیچوقت 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 4:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر افق های  فکرت رو محدود کنی فقط اون چیز رو می فهمی . اما اگر نه ... شاید همه ماجرا رو بفهمی . نه ؟ 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:52 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


نخند ... می دونی که نمی تونم خنده هاتو تاب بیارم 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:46 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


دوست دارم برم یتیم خونه و زمخت ترین و زشت ترین بچه اونجا رو انتخاب کنم
اونی که هیچ کسی انتخابش نمیکنه
دست بکشم روی سرش و بغلش کنم و بهش بگم
همیشه مواظبتم
نمی زارم هیچوقت ناراحت بشی
دستمو بکشم دور سرش
بگم دیگه همیشه امنی
ناراحت نباش
من اومدم که تا همیشه مواظبت باشم
من حامی تو هستم تا ابد



همونطور که من هم یه یتیم زمخت بودم برای تو
هیچ جایی نداشتم
هیچ چیزی برای تو نداشتم
هیچ چیز خوبی نداشتم
من برات عین اون بچه یتیم زمخت بودم
که هیچ چیزی نداشتم
فقط خونه تو رو می شناختم
دور خونه ات راه می رفتم و گریه می کردم
بد بودم
اما جز خونه تو جای دیگه ای نبود
انقدر گریه کردم
تا اومدی در رو باز کردی
تو دل رحمی
نتونستی گریه هامو تحمل کنی

در رو باز کردی و اومدی بغلم کردی
بغلم کردی و امنم کردی
مثل بغل مامانم وقتی بچه بودم
اون موقع ها هم وقتی بغلم می کرد
انگار توی امن ترین جای دنیام
هیچ کسی نمی تونست تو بغل مامانم منو اذیت کنه
بغل اون حس امنه نه اون دست
من الان تو بغل توام
خدایا من بدم
خیلی بدم
هیچی برات ندارم
یه یتیم زمختم
اما تو بغل توام

تو گریه رو بهم دادی تا وقتی می خوامت برات اشک بریزم
ببخش منو

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:38 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ببخشیدا
شما انقدر خواستنی هستید که دیگه اجازه نمی دید کسی به جز شما رو ببینم
میشه یکم کمتر خوشگل باشید و خواستنی
آخه یه چیز
شما چرا انقدر خواستنی هستید؟

اون : خودتو انقدر لوس نکن امید لوس

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


برو طرف اون چیزی که دوستش داری
( اگر این کار رو درست انجام بدی و فقط این کار رو انجام بدی به سعادت می رسی )
جلوی چیز خوبی رو در خودت نگیر
اگر می بینی دونستن بهتر از ندونستن هست یاد بگیر
اگر می بینی کار کردن ، فعال بودن ، جاری بودن بهتر از تنبلی و سکون هست
اگر می بینی فکر کردن بهتر از نکردنش هست
اگر می بینی قوی بودن بهتر از ضعیف بودن هست
اگر می بینی زیبایی و اراسته بودن بهتر از ....
همه اینها و خیلی اسم های دیگه اسم های یه نفر بیشتر نیست
اون باش ... یعنی بهتر بگم نمادی از اون باش روی زمین
به قول خودش جانشینش باش
همه اسم هاش رو با هم داشته باش
و ببین چه شاهکاری میشی
سعادت 1 قرونی ته جیبت هم نمیشه
راحت تر بگم
اسم های خدا تو تمام طبیعت جاریه
مثل آب پشت سد وجود تو و مقاومت تو ایستاده
بزار پری اسم هاش در تو جاری بشه
اون موقع تو می ایستی و لذت می بری از جاری شدنش توی وجود خودت

یه روزی میرسه که سعادت و هر چیزی که هست و نیست میشه حلبی ای که ته جیبت هست
می دونی
اونروز اونقدر وجودت بزرگ میشه
که تهی براش نیست
و سری نداره
کرانی نداری
اگر چیزی رو بندازی توش
هیچوقت به تهش نمی رسه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:30 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


طوری ساخته که بتونی تمام اسم هاش رو حداقل یه بار تجربه کنی . اگر زرنگ باشی می فهمی ... البته اگر بخوای . آخه می دونی . ما نمی تونیم به کسی که نمی خواد چیزی رو بدیم . می بینی چقدر ساده است . انقدر پیچیده اش نکن ... چرا انقدر پیچیده اش کرده بودی ... دیدی چقدر ساده است 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:14 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر ناامیدی گیاهی سمی باشه که ریشه هاش هزار متر تو زمین وجود رفته باشه من اون دستی هستم که هزار متر می ره پایین و اونو از ریشه می کنه و دور و برش انقدر گل سالم می رویونه که صاحب اون زمین دیگه هیچ وقت نخواد و اجازه نده همچین بذری اون طرفا بیاد.
آدما خودشون اجازه میدن ناامیدی بیاد تو ... اما من هرجا ببینمش از ته می کنمش ... دست خودم نیست . بر می دارم و جوری می کنم و پرتش می کنم دور که دیگه اونورا نتونه بیاد .فقط می دونم اینطوریم . دلیلی براش ندارم . بیزارم از ناامیدی ... خیلی بیزارم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جواب سوال هات منتظر هستن تا به تو برسن
فقط باید به اندازه کافی تشنه بشی

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:42 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


جواب خیلی از سوال های الکی و بی منطقی که پرسیده میشه ... سکوت هست یا نمی دونم . نظر تو چیه
مثل اینکه یه نفر میاد از من می پرسه به نظر تو استاد بهم نمره میده ؟ من چی بگم به نظر تو ؟ استاد نمره میده ... خوب از نظر منطقی چه ربطی بین استاد اون درس و من هست . تو بگو ...

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:39 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما همه کارهامون حساب شده هست چون ما تدبیر داریم ، بینش داریم و قوی هستیم . هرگز ما رو ضعیف نمی بینی . می تونی روی فراست و بینش ما حساب کنی . حساب زیاد

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


حس جالبیه
احساس می کنم دارم روی لبه های وجود می پرم
از این بام به اون بام
اما همه بام ها و لبه ها برای یه نفر هست
اینجا همه اش ملک اوست
ملک اوست
من هم دوستشم
دوستش دارم
دوستم داره
ما با هم حساب کتاب نداریم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:24 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


قله های وجودم را هیچ کس یارای دست زدن نیست
مناعت طبعم آنقدر است که هرگز چیزی به نوک درخت وجودم نخواهد رسید
می دانی آنقدر آزاده و سربلندم که اگر هزار هزار کوه بلند روی هم آید
به قله وجودم نرسد
من عزیزم و دست نیافتنی
تسخیر نشدنی هستم
و فقط یک وجود تسخیر نشدنی یارای من است
یارای آنکه وجودم شیفته او شود
و در او حل و جذب شوم
دانای مطلق
عزیز مطلق
همه ستایش ها از آن ذات زیبای اوست

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:17 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ما مهربونیم . خیلی مهربون 
ما خوبیم . خیلی خوب
ما آرومیم . خیلی آروم
ما خوشیم . خیلی خوش
ما راحتیم . خیلی راحت
ما هیچ غمی نداریم . هیچ غمی
ما همیشه در حال رشدیم . هر لحظه از لحظه قبلمون بهتریم . هر لحظه
ما رو هرگز نمی تونی مواخذه کنی چون کارمون خیلی درسته . فعال و کامل و قوی هستیم
ما رو هرگز ساکن نمی بینی ، اگر هم به ظاهر ساکن باشیم داریم سیر می کنیم
ما سیر می کنیم
ما بی نیاز شدیم
ما هیچ ترسی از هیچ چیزی نداریم
ما دست نیافتنی هستیم
تو هم می تونی بیای پیش ما
ما همیشه دوست داریم حال خوبمون رو به بقیه هم بدیم
ما ...

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:12 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو چقدر ظریفی
توی لحن صداها هم خودت رو نشون میدی

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


بعضی جاها هست که بعضی اسم  ها ظاهر میشن و لبه ها رو رد می کنن
اونجا جذبه به وجود میاد ... جذب
و یه عده هم دفع میشن

بعضی صورت ها ... اسم ها به اون ها حالت میده

بعضی صورت ها هم وقتی اسم رو ندارن از حالت می افتن

فقط باید چشمش رو داشته باشی
اون موقع هست
که احساس می کنی همه چیز
آدم ها
هستی
گیاهان
آب
هوا
و همه چیز
تارهای سازی هستن
که اون ساز تو قلب تو هست
ارتعاش و حرکت و انحنا رو تو همه چیز حس می کنی
انگار تو خود اون سازی
و اینها ارتعاش تو

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 2:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


می دونی من دنبال یه سری چیزها بودم اما الان همه چیز رو دارم . خیلی خیلی خیلی بیشتر از همه چیز رو دارم . اونقدر که تو هیچ جایی جا نمیشه . خدایا ...

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 1:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


وقتی خاک وجودت تشنه یه چیز خوب بشه ... بارونی که اون تشنگی رو بخواد برطرف کنه منتظره که بری دنبالش تا بباره روت ... روزی ات منتظرته تو اون چیز ... حالا دونستن هست . فهمیدن هست یا هر چیز خوب دیگه ای
فوز رسیدن به مقصود هست و فلاح جدا شدن از بندها و مانع ها و گردها و موج ها تو راه رسیدن به مقصود ... فوز و  فلاح دو چیز مجزا هستن . این برای خودم هم سوال بود که این دو تا با هم چه فرقی دارن .

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 1:18 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


من توی یه قومی به دنیا اومده بودم
همه قوم ناراحت بودند
ما همه وقتی به دنیا میاییم کور هستیم
من هم کور بودم اما یه حسی من رو امیدوار می کرد به بینا شدن
می گفتند رهبر می بینه
چشم هام بسته بود
اما راهی که می رفتیم انقدر نا هموار بود
که احساس کردم رهبر ما هم مثل ما کوره
شنیده بودم کتابی هست
کتابی که اگر بخونی چشم دار میشی
رفتم و کتاب رو پیدا کردم
خوندم
و حالا خیلی خیلی برام واضحه
که قوم من خیلی هاشون کور هستند
همینطور کسی که داره راهنماییشون می کنه
اونها هنوز ناراحت هستند
چون کسی که راهنماشون هست خودش کوره
کتاب هنوز هست
زلال زلال
سیرابت می کنه
سیراب سیراب

ناراحتی چیه ؟ : ناراحتی خوبه اما نه برای همیشه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 12:44 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


گلعزاری ز گلستان جهان ما را بس

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 12:36 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


مدت ها زمام زندگی مون رو دست آدم های نادونی داده بودیم
که فکر نمی کردند و چیزهایی رو انجام می دادند که نمی فهمند چی هست
توی قرآن گفته ( حداقل من بهش اعتقاد دارم ، برام مهم نیست شما بهش اعتقاد دارید یا نه و برام مهم نیست شما خوشتون بیاد بهش اعتقاد دارم یا نه ) - لاتقف ما لیس لک به علم - یعنی آنچه به آن آگاهی نداری پیروی نکن و ...
سالها وقتی ازشون می پرسیدیم چرا ؟ ما رو به بهشت و جهنم و اینها وعده می دادن
یعنی جانشین خدا توی زمین نمی تونه فکور باشه و جواب سوال هاش رو پیدا کنه
توی قرآن خدا گفته ما همه چیز را زوج آفریدیم پس اگر سوالی باشه جوابی هم هست

بله سالها زماممون رو دست آدم هایی داده بودیم که فکر کردن رو از ما گرفته بودن
کوچیک بودن

اما یه پسر کوچولو تشنه اش بود
یتیم و زمخت بود
و دور خونه پادشاه گریه می کرد
و می گشت
بد بود اما فقط اونجا رو می شناخت

یک ساعت تفکر بهتر از 70 سال عبادت
پسر کوچولو قیمت نداشت
به همین خاطر یه چیز بی قیمت نصیبش شد

اون فکر می کنه و خیلی خوب جوابا بهش داده میشه
دریچه ها دست یکی دیگه است

تا وقتی که فکر نکنید چیزی نمی فهمید
البته فهم از یه جای دیگه به تو می رسه
فکر کردن فقط ابزار رسیدن هست
خودش نیست

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 12:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ناراحتی برای این هست که تو رو تحت فشار قرار بده و به خاطر این ناراحتی تو دنبال راحتی بری ... ناراحتی و تنگی یکی از ابزارهای طبیعت و اراده اوست برای این که اسم هاش محقق بشه . چه تو اون چیزی که با چشم دیده میشه چه در همه چیز . همون کاری که فشار آب بر اثر وزنش انجام میده تا به قرار برسه و ... اینجا ناراحتی انجام میده . همون کاری رو که مکش ( فشار ) انجام میده تا پری رو در پوکی جاری کنه اینجا ناراحتی هم تحت همون قانون هست .
سوره طه آیه 124 : وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا - هرکس از یاد من روی برگرداند پس برای او زندگی سخت و تنگی است  ...
اگر تو این ناراحتی رو درک می کنی و بی قراری خیلی خوبه ... چون هنوز زنده ای ...
وقتی مریض باشی و جوش بزنی یعنی بدنت سالمه که عفونت رو با جوش نشون میده اما اگر یه نفر ایدز بگیره تا وقتی که به دوره پنچره نرسه که همه چیز تموم شده است هیچ نشونه ای نداره . خلاصه اینکه اگر ناراحتی خوشحال باش که هنوز ناراحتی رو خودت می فهمی و می تونی دنبال این باشی که یه جوری درستش کنی .
منظور من از ناراحتی ، بی قراری و احساس کم داشتن یه چیز تو فکرت هست یا کلا کم داشتن هر چیزی .
وقتی که دیگه احساس غمی نداشتی و از هیچ چیزی نترسیدی و واهمه و دغدغه ای نداشتی اون موقع راحتی ، این مدل راحتی دیگه به دنبالش ناراحتی نداره . چیز خاصی نیست ... فقط باید دنبالش باشی . من الان راحتم ...  خیلی راحت ... ممنون...خیلی ممنون

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 11:15 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تو طبیعت دنبال استدلال های ساده و موضعی نگرد ... تمام استدلال ها دنبال یه سری چیزهای اصلی هستند ، همه قوانین با هم می خوان به یه سری چیزها برسن . دنبال استدلال هایی نرو که نسبت به استدلال های اصلی سست و موضعی هستن . اونها سست هستن تا تو دنبال محکمتر از اونها بری . 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 11:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


ظاهرا انتخاب من
انتخابی هست بین تو و هیچ چیز
خوب
من باید احمق باشم
تا بین تو و هیچ چیز هیچ چیز رو انتخاب کنم
تویی که دوستت دارم

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 11:2 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


خوب بله
ظاهرا همه جا هست
و بله
ما چون قبلا طی کردیم
دیگه جوابی نمی گیریم از غیر اون
بله
می بینیم که همه چیز غیر اون به ما جواب منفی می ده
ظاهرا قضیه منتفی شد
و به همین دلیل ما یه جشن بزرگ می گیریم به افتخار این اتفاق بزرگ
اصلا همه چیز اونه و چیزی غیر اون نیست

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 4:40 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چرا جاذبه وجود داره ؟
چرا همیشه جرم کمتر به جرم بیشتر جذب میشه ؟
آدم ها چه چیزهایی رو بیشتر یادشون میاد .... چرا اونها رو بیشتر یادشون میاد؟
جوابشون طبق قانون جفتی وجود داره
این بحث ها روی افق های علمی معمول بحث نمیشه
ساده هستن و بدیهی
چیزی که وجود داره احتیاجی به تایید نداره

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 4:35 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


چقدر آدم هایی که می فهمن دارن چی کار می کنن رو دوست دارم
و چقدر زیاد که کارهایی رو انجام میدن که نمی فهمن ...
با اینکه بهشون گفتم : لاتقف ما لیس لک به علم ان ....

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 4:5 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


تمام انحناهای موجود و ناموجود درک شد و تمام ارتعاش ها
انحناهای دیده شده و درک شده : موسیقی - بدن مرد و زن با تمام اجزا - معماری ساختمان
انحناها در بویایی ، بینایی ، شنوایی ، لامسه ، چشایی ظاهر میشه

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:52 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


اگر خوب باشی
دوستت داریم
و راه هایی جلوی پات گذاشته میشه
که بیای پیش ما

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم آبان 1387 3:43 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer