تبليغاتX
omid63.blogfa.com

omid63.blogfa.com

اگر عادت کنیم که کارهای مردم رو سمبل کنیم روزی میرسه که کارهای خودمون رو هم سمبل می کنیم . این یه روند منطقیه چون مرجع صادر کننده کار به این حالت عادت می کنه . مثل فحش دادن می مونه ... وقتی به بقیه فحش می دی موقعی که از خودت ناراحت می شی به خودت هم فحش می دی

آقا من امتحاناتم تموم شه دوباره اینجا آهنگ آپلود می کنم . . . قرار نیست تا ابد از این  جملات بی مزه بنویسم . یازم می گم قصد نصیجت نیست فقط می خوام چیزایی که تو ذهنم میاد رو یه حایی بنویسم . 

+ این ها فکرهای پنجشنبه سی ام خرداد 1387 9:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


قبل از این که در مورد سربازهای فارابی حرف بزنم اینو بگم اگه من چیزی اینجا می نویسم نه اینکه بخوام نصیحت کنم و از این حرفای بی مزه و ... فقط فکرهایی که به ذهنم می رسه رو اینجا می نویسم تا اینکه یه جورایی تو ذهنم تثبیت بشه . یه جورایی با نوشتن تو اینجا تو ذهنم نگهشون می دارم . 

و اما در مورد سربازهای فارابی
فارابی یک سری سرباز داشت که اگر به هر کدومشون می گفتی بجنگ می گفت اگر سرباز پشتی من بجنگه من هم می جنگم ... به این ترتیب هیچ جنگی شروع نمی شد ... چون هر سرباز کارش به سرباز دیگه ربط داشت .

من خودم می خواستم برای گنگور ارشد بخونم و منتظر یه پایه بودم که با هم بخونیم و هی منتظر یه نفر بودم و این یه آدم پیدا نمی شد .... در نهایت به این  نتیجه رسیدم که کار من یه جورایی شبیه سربازهای فارابی شده ... تصمیم گرفتم تا این کار رو به صورت غیر شرطی خودم شروع کنم . 

تو زندگی مون بهتره همیشه کار خوب رو خودمون شروع کنیم و سرباز فارابی نشیم .

+ این ها فکرهای پنجشنبه سی ام خرداد 1387 8:55 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


قانون بقایDocument یعنی اینکه  شما مطلب جدیدی ایجاد نمی کنی و وقتی یه مطلبی ارائه می شه دیگه مطلب از بین نمی ره یا تجزیه و تحلیل نمی شه بلکه در مقالات دیگه Copy و Paste  می شود . این قانون باعث می شه تا خلاقیت از بین بره ... البته در بیشتر اوقات ... قانونیه که خیلی از اساتید ما با ترجمه کردن ( نوعی کپی با زحمت بیشتر ) و شاگردامون به صورت کامل به اون پایبندن ... با پیروی از این قانون حس خلاقیت آدم ضعیف میشه ... نمیشه ؟

+ این ها فکرهای پنجشنبه سی ام خرداد 1387 5:32 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


این خیلی خوبه که ما فقط چیزهای خوب رو با چیزهای بهتر عوض می کنیم . یه چیز دیگه . این که آدم که همه چیزو نمی دونه ... اما می تونه یاد بگیره . یعنی می تونه یاد بگیره . این خیلی خوبه . این یه نکته بزرگه اگه خوب توجه کنید . . .

راستی اگر یه گوشی برنامه خور دارید و البته انگلیسی هم می دونید این داثره المعارف به شما کمک می کنه تا یاد بگیرید چیزایی که نمی دونید . خیلی حوبه علامت سوال های ذهن آدم زود محو بشن .

 دائره المعارف ویکیپدبا ۲۰۰۷ برای موبایل - سایز ۲۲۰ مگابایت

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 2:9 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



از امروز دیگه رسما می رم برای امتحانا ... این هم هدیه من به شما قبل از امتحانا ... قسمتی از آهنگ بامزه مسابقات یورو که با سنتور نواخته شده و آرامش بخشه ... جالبه مسابقات تو اروپا برگزار میشه و از سنتور استفاده کردن ... 
حدود 40 ثانیه و سایزش هم حدود 340 کیلوبایت ... اگر خواستید می تونید آنلاین گوش بدید یا اینکه با کلیک بر روی آیکون زیر اون رو دانلود کنید ( فایل آهنگ رو زیپ کردم ، باید از حالت زیپ خارج کنید ) 

گوش دادن به صورت آنلاین :


rixflix.mp3
Euro 2008 Mp3 Ring(Omid63.Blogfa.com)
Euro 2008 Mp3 Ring...
Hosted by eSnips

+ این ها فکرهای چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 1:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


داشتم فکر می کردم که انگیزه از کجا میاد ...متوجه شدم وقتی ما انگیزه داریم در ضمیر ناخودآگاه ما این احساس وجود داره که داریم همزمان با تلاشی که می کنیم چیزی رو به دست میاریم و این احساس بهره مندی و به دست آوردن باعث می شه تا ما انگیزه پیدا کنیم . در واقع این ضمیر ناخودآگاه ماست که به ما انگیزه میده .... به این ترتیب ما می تونیم وقتی می خواهیم یه کاری رو انچام بدیم خودمون رو در اون لحظه ای ببینیم که بردیم . مثلا وقتی من می خوام برای امتحانات بخونم به این فکر نمی کنم که چی میشه ... به این فکر می کنم که امتحان رو دادم و نمره عالی و خوب گرفتم ... به برد فکر می کنم و تمام تلاش ممکنم رو می کنم . نتیجه هم زیاد مهم نیست . نظرتون چیه ؟

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 6:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


ما فقط سعی می کنیم تو موقعیتی که هستیم تمام تلاشمون رو بکنیم و کم نزاریم ( تا جایی که می نونیم ) ، نتیجه زیاد مهم نیست . مهم اینه که ما همه تلاشمون رو بکنیم . پس فردا امتحانام شروع میشه . به خاطر کار حدود 20 روز بود که داشتم شبانه روزی کار می کردم و اصلا وقت نکردم حتی یه نگاه به درسا بندازم اما خوب فکرم خیلی آرومه و آرامش کامل ذهنی دارم . می رم تا در وقتی که باقی مونده بهترین کار ممکن رو انجام بدم . 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 6:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


ما قرار نیست چیزی رو ببازیم

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 3:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


به لطف خدا امروز یه کامپیوتر خونگی ( به غیر از این نوت بوک که الان دارم باهاش این پستو میدم ) خیلی پر سرعت خریدم . سی پی یو اش core dual 2.66 E8200 هست که نسبتا خوبه و برای خونه عالیه . رم دو گیگ که فعلا خوبه و تا 6 گیگ قابل ارتقاست . گرافیک هم چون احتیاج نبود 512 گرفتم . روی هم رفته سرعت خوبی داره . از این لپ تاپ روح فرسا که خیلی بهتره .... خدا رو شکر رها شدیم . از امتحانا برگشتم یه ADSL ردیف برای اون کامپیوترم می گیرم ... از این به بعد شما شاهد سیل موسیقی خواهید بود که در سایت من می تونید دانلود کنید .... دیگه اینجا میشه یه جورایی مجتمع موسیقی .... البته مشکل دانلود از سایتم که مدتی است پیش اومده رو هم برطرف می کنم ... 
چیزهای نویی در راه است 

+ این ها فکرهای یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 2:52 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



چقدر چیز خوبیه .. وقتی عطر خوب می زنی ... هر جا می ری خودت با خودت حال می کنی و حتی وقتی تنهایی از این بوی خوب لذت می بری ... خیلی مزه می ده ... این عطر هم واقعا چیز خوبیه 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 5:30 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


سلام 
اول از همه اینکه ما فقط چیزهای خوب رو با چیزهای بهتر عوض می کنیم . دوم هم اینکه یه چیز جالب متوجه شدم . من آدم مذهبی ای نیستم و فکر کنم اگه یه نگاهی به وبلاگم بندازین متوحه بشین ... اما خوب جدیدا یک نکته بسیار بسیار جالب متوجه شدم . الان حدود یک ماهی است که سعی می کنم کم تر گناه ( به اون معنی که بیان شده ) بکنم . یه تغییر خیلی جالبی که در من پیدا شده اینکه تمرکزم به  صورت معنی داری افزایش پیدا کرده ... الان وقتی یه چیزو می شنوم یا می بینم دریافتم نزدیک 100 هست . خوشم اومد ... نه به خاطر ثواب و عقاب فقط به خاطر کارا بودن و عملی بودن و نتیجه عملی این کار فکر می کنم ادامه اش بدم . . . یه جورایی ذهنم قبلا مثل یه مدم معمولی بود ولی حالا احساس می کنم ADSL شدم .
آخرش فکر کنم از اون یکی جاده بیام تو مسیر 

مطالب مزتبط


+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 4:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


داشتم فکر می کردم تو زندگی شلوغ الان واقعا تنها چیزی که فراموش شده گوش دادن به درد دل همدیگه است ... تا زمانی که یاد نگیریم خوب گوش بدیم هیچکسی حرف ما رو گوش نمیده .... هیچ کسی ... من خواستم اینجا حرف های شما رو بشنوم ... 
می تونید با هر اسمی دوست دارید درد دلتون رو بنویسید . هیچ کسی نمی فهمه ... یه جایی هست که دردهاتون رو و چیزهایی که تو دلتون مونده رو بدون اینکه هویتتون مشخص بشه بگید ... یه جای تاریک ... منتظر هستم تا تو نظرات وبلاگم درددلتون رو بخونم ...

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 1:46 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



جدیدا به یه نتیجه خیلی جالب رسیدم . اینکه هر چند می گن ویالون کاملترین سازه و ... چنین و چنان اما به نظر من به عنوان یه شنونده حرفه ای ( تقریبا تمام موسیقی متن های فیلم ها رو گوش می دم )  ویالون فقط بیانش قویه و می تونه قشنگ احساس رو بیان کنه اما برای احساساتی مثل عشق و تپش پیانو خیلی قویتر از ویالونه ... پیانو درون خودش تپش داره 

+ این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 1:8 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اینترنت واقعا چیز خوبیه ... آدمهایی که در آینده زندگی می کنن از چیزهای زیادی بهره مند می شن و ممکنه خیلی چیزها رو از دست بدن . این هنر اونهاست که بتونن اوضاع رو کنترل کنن . 
مزیت بزرگ اینه که ارتباط بین افراد رو زیاد کرده و به عبارت دیگه اگر اندیشه هر فرد رو به  صورت یک جزیره در نظر بگیریم اینترنت این فرصت رو به جزایر میده تا به هم دیگه وصل بشن . این وصل شدن ممکنه معایب یا مزایای زیادی داشته اما ذاتا خیلی خوبه چون تضارب آرای افراد مختلف در نهایت یک خرد ناشی از صیقلی شدن افکار بر اثر اصطکاک بین اونها ایجاد می کنه .
حضرت علی هم به این نکته اشاره می کنه ، اندیشه های درست از میان تضارب آرا به وجود میان ... فکری که نتونه آرای دیگران رو بر بتابه نمی شه بهش زیاد اعتماد کرد . اون فکری درسته که اگر در میان یک جمع به روی دایره انداخته شد در  نهایت یتونه آرای دیگران رو بربتابه . 
راستی فکر کردین 100 سال دیگه چی میشه ؟ اگر اینترنت ،دنیا و ... ادامه داشته باشه . نوه ام داره سایت omid63.blogfa.com یا همون وبلاگ من رو ادامه میده .. وبلاگی با 102 سال سابقه ... وبلاگ خانوادگی خاندان ... جالب میشه . نوه هام از افکار من می خونن و شاید خوششون بیاد . اونها همینجا می نویسن .از تجربیاتشون در 100 سال یا 1000 سال بعد می نویسن . اونهااز اختراعات من و دوستانم استفاده می کنن.خیلی دوست دارم از اون دنیا از افکارشون با خبر بشم . چیزی که فکر می کنم زیاد نامحتمل نیاشه . البته اون موقع خیلی چیزها فرق کرده اما مفاهیم اولیه ای هستن که در هر زمانی سنخیت و اعتبار دارن . مثل این که مشورت خوبه ...
من قبل از مرگم آرشیو تمام پست هام رو به پسرم یا دخترم میدم و می گم پسرم بیا این هم افکار من .. تا حالا که آرشیو کردم . حتی اگه بلاگفا از بین بره آرشیو کامل دارم و آماده انتقال به جای دیگه است .


+ این ها فکرهای جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 11:6 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


تو ایران اغلب کارهای بزرگ و البته کوچک سه مرحله داره : 

1- دریافت کار از کارفرما 
2- سمبل کردن کار 
3- تحویل دادن کار 

اینطور فکر نمی کنید . جالبه تو سیستم کارهایی که تو ایران انجام میشه کیفیت اصلا مهم نیست . حتی اگر هم بخوای برای کارت کیفیت قایل بشی مهلت کافی بهت نمیدن تا روش کار کنی . . .  مسلما این حرف همه جا صادق نیست و جاهایی هستن که به کیفیت کارشون اهمیت می دن ... ولی خوب خیلی جاها همینطوره . مثلا شرکت بستنی میهن ، موسسه فرهنگی هنری قرن 21 دو تا شرکت هستن که از وقتی اومدن کیفیت خودشون رو حفظ کردن ...خیلی شرکت های دیگه هم هستن . این دوتایی بود که من زیاد از محصولاتشون استفاده کرده بودم . 

نمی دونم چرا ... استادها سرفصل ها رو ناقص درس می دن ... شاگردا کلاس ها رو می پیچونن ... خلاصه همه در حال پیچوندن و سمبل کردن هستن ... 

خیلی خنده داره ... من واقعا خندم می گیره این سیستم سمبلی رو می بینم ... خدا آخر عاقبتمون رو به خیر کنه ... مثل این می مونه که یه حونه ای که آدم می خواد توش زندگی بکنه رو با ستون های کج بسازه ... چطور می شه که ما کارهامون رو سمبل می کنیم ؟ من کارم رو به شما می دم و شما کارتون رو به من می دید ... اگر همه سمبل کنیم کل سیستم خراب میشه ... سیستمی که ما در اون داریم زندگی می کنیم . اما اگه هر کسی کارش رو درست انجام بده کل سیستم سالم می مونه . خیلی خوبه که ما متوجه بشیم داریم با هم زندگی می کنیم و کارهامون رو همدیگه تاثیر می زاره ... کاری که شما انجام میدید یه روزی به دست یه آدمی مثل من می رسه 
شما نظرتون چیه ؟ خوشحال می شم بدونم موافقید یا مخالفید 

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 10:50 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


سکوت ... تنهایی ... امید به رسیدن ... شکوه ... عظمت ... رشد و تعالی ... فرصتی کوتاه ... زیبایی ای درک ناشدنی ... قلبی کوچک... خدایا مرا به آنجا می رسانی که برای رسیدن به آن آفریده شدم ... روحی بزرگ ... تو می دانی چقدر شکوه تو را دوست دارم ... چقدر شرافتت را می ستایم ... چقدر زیبایی ات را طالبم ... چقدر دانشت را می خواهم ... به من قدرت بده تا همه آنها را داشته باشم ... اگر خواستم از مسیر منحرف شوم سدی در برابر راهم بگذار ... می دانی ضعیفم .. کمکم کن . اگر من رودخانه ام سد و اگر دریا هستم زمین را در برابرم قرار ده تا نتوانم منحرف شوم ...

می دانم که تو سامان منی ... سامانم ده ... گاهی اوقات در برابر زیبایی تو چنان بی جان و سستم که تاب ایستادن ندارم ... خاطره صدای تو ... خاطره اثری که تو بر قلبم می گذاری دامنم را از دست می دهد ... تاب ایستادگی در برابر زیبایی ات را ندارم ... صفتی که مرا سیراب تر از هر چیز دیگر می کند ... این صفت مقدس تو با من چه می کند ... اما از خود شرمنده ام آن گاه که تو را فراموش می کنم ... مرا در آن لحظات به یاد نیاور ... مگذار که ضعیف باشم ... ضعیف و حقیر ...

سکوت ... درونم مثل یک رود متلاطم ... حسی که از قلبم برای تو می جوشد ... و این ها همه چیزهای واقعی ای هستند که در من وجود دارند ... نه می توانم و نه می خواهم انکارشان کنم ... بیش از وجود خودم به اصالت و جوهر آنان اعتقاد دارم ... دوست دارم تسلیم تو شوم .. خدا مرا از تمام خودت بهره مند کن ... مرا همیشه در این لحظه نگاهدار ... همیشه ... همیشه ...

پرم کن ... تمام حفره های روحم را ...همه آنها را ... این چیزی است که من از تو می خواهم ... جدا از همه چیز ... مگر مرا برای همین نیافریدی ... اکنون آماده ام کن ... می دانی که به تنهایی یارای چنین کاری نیستم و در توانم نیست بدون کمک تو چنین کاری کنم ... مرا هر لحظه در تکاپو قرار ده تا در یابم تو را ....

تشعشع کن ... آن فروغ از ذات خود را بر من بتاب ... بر من بتاب ... که با درک آن هوش از سر بدهم و دیگر هیچ در برابر من رخ ننماید . فروغی هوشربا که همه چیزم را از دست بدهم ... همه چیزم را پاک ببازم ... آن فروغ را بر من بتاب ... درخواست دارم ... اگر لیافت ندارم آماده ام کن ... آماده کن تا لایق دریافت آن فروغ هوشربا باشم ... فروغی که همه عالم در برابر آن در چشمانم ناچیز و مانند گردی خاک باشند ... خدایا بتاب ... دیگر تاب ندارم ... بتاب

به امید دیدار تو

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 3:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


گاهی اوقات از خودم می پرسم واقعا من چی دارم ...

واقعا چه چیزی متعلق به من هست ؟

اومدیم و من کسی شدم که شرکتی داشتم که تو همه شهرهای بزرگ دنیا دفتر داشت و حساب های میلیون دلاری داشتم ... اومدیم و تو حساب من ۱۰۰ میلیارد دلار پول بود  ، فکر کردم ببینم چیزی که آدم بتونه واقعا داشته باشه چیه ؟ - البته این فکر من مانعی نیست برای رسیدن به این موقعیت ، چون این فکر ممکنه دلیلی برای تنبلی بشه و من از ریشه با نخوت و سستی مخالفم - این فقط یه فکر بود و این فکر من باعث تنبلی در من نخواهد شد و من شبانه روز برای رسیدن به وضعیت بهتر کار خواهم کرد ( درس خوندن و کسب تخصص هم جزوی از کار هست دیگه ! )

اول و آخر چیزی که آدم داره یه دوستی واقعیه

اون موقع ها که سربازی می رفتم یه دوستی داشتم به اسم میثم که الان مهندسی الکترونیک می خونه ... اون هم مثل من تو سربازی دانشگاه قبول شد .

تو اردوی آموزشی جایی بود که باید سه تا پتو حمل می کردیم . این به جز حدود ۳۰ کیلو بار دیگه بود ... در مجموع اینکه باید روی خاک نرم کویر ۴ ساعت کلی بار رو می بردیم . من هم که بچه سوسول و این بارها برای ساقط کردنم کافی بود ... یعنی باور کنید از طاقتم در اون زمان خارج بود - الان خیلی سرسخت ترم -  حاضر بودم هرچی پول دارم بدم تا یه نفر این پتوها رو از من بگیره ... اما کسی حاضر نبود ... همه برای کار خودشون مونده بودن ... میثم اومد پیش من و گفت امید تو نمی تونی اون بارها رو ببری بده من می برم ... نمی دونید اون لحظه چه احساس عجیب و بزرگی در من به وجود اومد ... مثل اینکه چیزی رو که نمی شه با هیچ پولی به دست آورد داشتم ... یه چیز واقعی برای داشتن ... اون لحظه من دوستی یه دوست واقعی رو داشتم ... کسی که حاضر بود کاری رو انجام بده که واقعا در اون موقعیت سخت بود .من به میثم نگفته بودم ... اون خودش به اندازه کافی سختی داشت ... وقتی این کار رو برای من انجام داد و پتوهای من رو هم برد یه چیزی رو فهمیدم ... اینکه اگر من هیچ چیزی نداشته باشم - تو سربازی هیچ کسی هیچ چیزی نداره به جز خودش - باز هم میثم دوست منه . من یه چیز واقعی داشتم ... دوستی میثم یه چیز واقعی بود . مثل حساب بانکی ام نبود که اگه بمیرم از دستم بره ... دوستی اون واقعی بود... حسابی که قیمت نداشت .  

الان داشتم به این فکر می کردم تا حالا به این فکر کردید که اگر شما هیچ چیزی نداشتید - نه پول نه کار نه سواد و نه هیچ چیز دیگه - آیا کسی هست که شما رو به خاطر خودتون دوست داشته باشه ؟ من پدر و مادرم ، میثم و یک نفر دیگه رو دارم .... و البته از همه بیشتر خدا

میثم هر جا هستی ... من همیشه دوستت دارم .

+ این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 2:51 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


برنامه هایی که از الان تا دو سال آینده در حال انجام هست و خواهد بود و به نتایج زیر خواهد رسید- ان شا....(  به ترتیب اولویت ) :

قبولی در دانشگاه شریف ، تهران ، امیرکبیر ، خواجه نصیر در مقطع کارشناسی ارشد عمران ( یکی از اونها ) 
کار کردن جدی بر روی زبان عمومی و تخصصی برای داشتن قدرت بیشتر برای دوره فوق لیسانس و دکتری
کار بر روی وضعیت ظاهری و  Fitness ، ُُSlim Body( یه چیزی تو مایه های انریکو ایگلزیاس ) 
به نظر من آدم هایی که برنامه خاصی برای آینده شون ندارن به جای مشخصی نمی رسن ... البته این فقط نظر شخصی منه ... بدم نمیاد نظر شما رو بدونم ... برنامه شما برای آینده چیه ؟ اون برنامه ای که الان دارید براش تلاش می کنید .

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 2:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


وقتی می خواهید به کار جدیدی وارد بشید یا اگر در کاری هستید حتما نسبت به اون کار بینش و آگاهی داشته باشید چون اگر بدون بینش به اون کار وارد شید هر لحظه ممکنه آسیب ببینید . 
این چیزیه که من جدیدا متوجه شدم و از این به بعد در زندگی ام اجراش می کنم . مثلا من می خوام برم ADSL بگیرم . اول می رم در مورد ADSL مطالعه می کنم تا بفهمم سیستمش چه جوری کار می کنه و معنی ADSL چی میشه . ( Asymmetric Digital Subscriber Line ) یعنی خط دیجیتال اشتراک نامتقارن و ... در مجموع با این روش موقعیتی که در اون هستیم رو بهتر درک می کنیم و اشرافمون بر موقعیت بیشتر میشه . 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 2:20 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


وقتی می خواهید یه انتخاب بکنید از کسایی که در مورد اون چیز خاص تجربه دارن مشاوره بگیرید . مثلا وقتی می خواهید یه کامپیوتر بخرید از کسایی که واقعا از کامپیوتر سرشون میشه مشاوره بگیرید . 

+ این ها فکرهای سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 2:18 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


بچه ها نمی دونم دیدین جدیدا شبا برق میره ... از ساعت 1 تا 3 شب برق رفته بود ... از اون طرف هم گرونی و ... سیستم جدید دولت منو یاد فیلمای جنگ جهانی میندازه ... گرونی ... همه چی جیره بندی ... مثل این که تنشون می خاره !!!!

+ این ها فکرهای دوشنبه بیستم خرداد 1387 3:14 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


زندگی بایست ... با تو صحبتی دارم 
من آماده ام ... من آماده ام تا آخرین لحظه با تو بجنگم ... تو را شناختم و اکنون در دستان منی ... می دانم که برای من سرشار از سختی ها و شادی ها خواهی بود ، می دانم که گاهی سختی ات را آنگونه بر شانه هایم خواهی گذاشت که شانه هایم سنگینی کوه ها را بر دوش بکشند اما بدان هرگز خم نخواهند شد و گاهی هم مرا با شادی هایت از شادی به پرواز خواهی در آورد اما بدان من تو را در دستان خود دارم . 
تو سرشار از امتحان و چندراهی های خطیر خواهی بود ... اما مطمئن باش که من تو را در نهایت در دستان خود خواهم داشت . می دانی چرا ؟ چون چشمانم باز است و خودم ناخدای کشتی خودم هستم . اکنون من ناخدایی هستم که خدا را هم دارم ... خدا هم کنار من است . تو چیزی نیستی که بخواهی مرا غرق کنی . من چشمان خود و چشمان تمام عقلای ما قبل خود را قرض گرفته ام تا تو را مقهور خود کنم . بایست تا با تو بجنگم ... بایست . ما همه منتظر توییم . خدا هم با ماست .

شناختم تو را و فهمیدم چگونه تو را شیرین و سرشار از لذت کنم . از میان خستگی های تلاش های شبانه روزی ، از یاد گرفتن در هر لحظه ، از آموختن ، شنیدن ، تجربه ، دیدن و اندیشیدن در هر لحظه .. درخت خود را با بار دانش بارور می کنم تا تو را به زیر آورم . فهمیدم هر لحظه باید با تو بجنگم ... و چه جنگ زیبایی است با تو ... 

من خواهم خواند سرود پیروزی را هنگامی که با این حربه تو را فلج کرده ام ای روح نخوت و سستی و رکود ....
با رشد در هر لحظه 
و خدا را شکر می کنم که آرزوی بچگی هایم را بر آورده کرد ... این آرزو هم اکنون برآورده شده و آن روز را همانند خورشید روشن و آشکار می بینم که در گور خواهم رفت و زندگی را با خاطره ای خوش پشت سر خواهم گذاشت . زندگی تو برای من خاطره ای خوش خواهی شد ... سرشار از سختی ها و شادی ها ... زندگی تو یک خاطره خوش کوتاه خواهی شد . و می دانم که جنگ ساده ای در پیش رو نخواهم داشت و تو رقیب ساده ای نیستی . اما جنگیدن و بردن از تو به همین دلیل شیرین است . بیا در آعوشم . من آماده پذیرش توام .

+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 5:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اگر بخوام این مطلبی که امروز می نویسم رو با بقیه مطلب هایی که تا حالا نوشتم مقایسه کنم باید بگم که بقیه مثل آهن پاره می مونن و این مطلب مثل یه برلیان درخشان و بی قیمت : 

در برابر زندگی بایست . اگر یک لحظه اعتمادت به خودت رو از دست بدی زندگی ممکنه همونجا سوارت بشه . اگر فکر کنی یه آدم ضعیفی من بهت قول می دم ضعیف میشی .  ببین . اگر خودت به خودت اعتماد کنی و در برابر زندگی محکم وایستی می بینی که کسی نمی تونه جلوی اراده تو رو بگیره . خدا هم همراهته .
مثل یه جادوگر خیالی می مونه که آدما تو ذهنشونه و اونا رو تضعیف می کنه . اینا همه باورهای توهم انگیز ذهن ماست  . جادوگری خیالی که تو رو تضعیف می کنه و اگر بهش اعتقاد نداشته یاشی می بینی که اصلا وجود نداره .شاید هم وجود داره اما اگه تصورش نکنی می بینی که پودر میشه و میره . اگر ما فکر کنیم که یه قهرمان بزرگیم و به این باورمون اعتقاد عمیق قلبی داشته باشیم ( بازم میگم مهم اعتقاد خودمون یه خودمونه و نه هیچ چیز دیگه ) می بینیم که یه قهرمانیم . حالا سوال من از شما اینه چرا فکر نمی کنید یه قهرمانید ؟

یه چیزی تو چشم یه قهرمان هست ... اونو تو چشماتون بیارید و تا ابد نگهش دارید .

یه چیزی تو ذهنم هست همیشه میگه از پس موقعیت ها و چالش های پیش بینی نشده و سخت بر میام . یه چیزی هست که میگه امید تو هر لحظه زندگی کن . امید هر لحظه از وقتت استفاده کن . امید توی هرکاری تو اولی .. امید بیشتر یاد بگیر ...امید روحت رو بزرگ کن ... امید سالم باش .. امید بزرگ باش ... و .... یه قهرمان که دوست دارم یه روزی مثل اون بشم 

البته نباید از این هم بگذرم که من 24-7 مشغول فعالیتم و همین فعالیت 24-7 هست که به من انرژی میده ... و  روحیه میده تا از هیچ کاری نترسم . هر کاری رو با پرکاری میشه رام کرد . خیلی مزه میده . مثل مولتی بیلیونر شرکت مایکروسافت استیو بالمر که هر چند حسابش در حال ترکیدنه اصلا کار رو ول نمی کنه . نه به خاطر پول پرستی ... چون تا 70 نسل بعدش با پول های اون احتیاجی به کار کردن ندارن ... اون به خاطر این کار می کنه که کار کردن بهتر از کار نکردنه ... فعالیت داشتن بهتر از ساکن بودنه ... به همین سادگی ...
یه آدم تنبل می گه کار کنم که چی بشه اما یه آدم باهوش و فرصت طلب می گه چرا کار نکنم ؟ چرا فعالیت نکنم ؟
مثلا من 10 روز دیگه امتحانای ترم پنجمم شروع میشه ... پیام من به امتحانا اینه در حالی که تمام حواس و تمرکزم روی اونهاست ..... و فقط به اونها نگاه می کنم ...بیاین که می خوام بخورمتون !!!!

+ این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 0:35 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



مدتی بود که داشتم روی ذهنم کار می کردم تا به سبک 24 - 7 زندگی کنم و الان حدود 2 روزه که روی غلتک افتادم و از الان تا آخر عمرم با این سبک زندگی می کنم . سبک24 - 7 سبکی از زندگیه که شما تمام روزهای هفته و عین 24 ساعت ( منظور همراه با خواب ) رو زندگی می کنید . در این سبک از زندگی وفتی هدر نمی ره . یا کار می کنید . یا مطالعه می کنید یا چیزی یاد می گیرید ... خلاصه اینکه در این سبک زندگی شما همیشه در حال رشدید . 
خیلی مزه می ده ... هر لحظه یه چیز جدید یاد می گیری ...مثل اینکه هر لحظه داری می جنگی 
به قول اون شوالیه قدیمی : عرق های بیشتر در تمرین ها = خون کمتر در نبردهای واقعی

اون 11 تا پروژه هم دیگه آخراشه و امشب تموم میشه و فردا صبح که حدود 3000 صفحه رو چاپ کنم باید روی 5 تا پروژه جدید کار کنم .آخرش یه چیزی حدود 3 .... حق الزحمه می گیرم . البته کف رو گرفتم . احتمالا بیشتر میشه .... 

به قول مادرم که می گه ماهی قزل آلا باش ... ماهی قزل آلا مخالف جهت آب شنا می کنه و به همین خاطر یه ماهی عضله ای با عمر کم و گوشت خوشمزه و گرونه ... الکی نیست که بهش می گن قزل آلا . من ترجیح می دم مثل قزل آلا باشم . 
حالا خودتون انتخاب کنید ... شما قزل آلا هستید یا یه ماهی معمولی ...

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم خرداد 1387 9:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


تو دنیا یه سری قانون حاکم هست که در سطوح و مراتب مختلف بدون هیچگونه خارج شدن از نظمشون در حال اجرا هستن . مثلا یکی اینکه اگر هر چیزی رو رها کنی به سمت پستی و پایینی میره ... اگر توپ رو رها کنی میره به سمت پایین . اگر یک بار با وضعیت نرمال رو رها کنی به سمت پتانسیل کمتر می ره ... اگر یک آدم برای وجود خودش نیرو صرف نکنه پست می شه و همینطوز الی آخر . انگار دنیاهای زیادی به صورت موازی با قانون های یکسان وجود دارن ... 
هر چند این چیزیه که من دارم به وضوح درک  می کنم اما هر نظریه ای باید از نظر علمی ثابت بشه و به همین دلیل این ادعا تا وقتی که رسما و به صورت آکادمیک و با آزمایش و تجربه ثابت نشه از صحت و اعتبار قابل اعتنایی برخوردار نیست . اما فکر می کنم ارزش بررسی داشته باشه . اگر چنین چیزی ثابت بشه میشه یک رابطه که در یکی از این دنیاهای موازی ثابت میشه رو به بقیه دنیاهای موازی هم تعمیم داد . یا حداقل تعبیر اون رابطه رو .... جالب تر اینکه می تونیم با فرموله کردن یکی از قانون ها در یکی از دنیاهای موازی روندی که ممکنه در دنیای موازی دیگه ای به وقوع بپیونده رو پیش بینی کنیم . این خیلی جالبتره ... یعنی به  نوعی پیش بینی چیزی که بهش دسترسی نداریم . ما رو خیلی کمک می کنه .
 مثلا می شه یه چیزی مثل سیاهچال رو در دنیاهای غیر مادی هم در نظر داشت .ولی خودمونیم بامزه میشه ها .. مثلا معادلات دیفرانسیل  مربوط به ارواح سرگردان رو باید حل کنیم ... ! خیلی بامزه میشه 

خوب دیگه کار دارم  و باید برم ... برا همتون آرزوی موفقیت دارم  . شاد باشید .... خوش باشید


چند تا جمله قشنگ هم براتون گذاشتم . البته به انگلیسی :
If you don’t have the time to do it right, when will you find time to do it over
If a man knows what harbor he seeks, any wind is the right wind.
By  Ghazi Qarout

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم خرداد 1387 4:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


نمی دونم 

این جوابیه که وقتی می دم احساس خیلی خوبی دارم ... چون واقعا خیلی چیزها رو نمی دونم 

+ این ها فکرهای شنبه هجدهم خرداد 1387 3:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


الان ساعت 5 صبحه و دارم روی پروژه ای مربوط به استان یزد کار می کتم . داشتم چند دقیقه استراحت می کردم . به این فکر کردم که چرا گناه بده و نباید گناه کنیم . گتاه چه اثری داره . خدا خودش می دونه که چرا نباید ما آدما گناه کنیم اما چیزی که من متوجه شدم اینه که اون لحظه که می خوام گناه بکنم چیزی هست که بر من چیره می شه و به نوعی من برده اون گناه می شم . وقتی من برده اون گناه می شم و اون چیز بر من غلبه می کنه در واقع به نوعی قدرت روح من از بین می ره و این چیزیه که دوستش ندارم  و در یک بررسی کاملا جدا و بدون احتساب جهنم و بهشت و فقط به خاطر خودم و با احتساب این دنیا و زندگی من در این دنیا متوجه شدم خوب نیست قدرت روح من کم باشه و روح ضعیفی داشته باشم . جالب بود که تمام چیزهایی که گناه بودن به نوعی می تونستن روح آدم رو اسیر کنن و قدرت روحم رو کم کن .

یاد همون حرف حضرت علی افتادم که : هر کسی عزت نفس داشته باشد تن به معصیت نمی دهد ...

+ این ها فکرهای جمعه هفدهم خرداد 1387 5:6 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


تو زندگی دو جور سوال تو ذهن آدما به وجود میاد .. سوال های سخت و سوال های آسون 
آدم هایی که سوال های سخت رو برای جواب دادن انتخاب می کنن زندگی آسونی دارن
آدم هایی که سوال های آسون  رو برای جواب دادن انتخاب می کنن زندگی سختی خواهند داشت 
اینطور نیست ؟ 
نمی دونم چه خبره ... ابن چند روزه انگار هر روز دارم 5 روز زندگی می کنم . شاید تو 5 سال انقدر نفهمیده بودم . همه چیز رو یه جور دیگه می بینم . 
یه دونه از دوستام که گیتار زن حرفه ای بود در مورد این حالت می گفت ، اون می گفت اون شب هایی که زیاد تمرین می کرده وقتی صببح ها از خواب بیدار می شده ناخواسته طوری می نواخته که از کنتزلش خارچ می شده و استادش تعجب می کرده و دهن خودشم باز می مونده ..

+ این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 11:10 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


یه چیز خیلی خیلی خوبی که جدیدا متوجه شدم اینه که چیزی که یه آدم رو از رکود و رخوت دور نگه می داره کار و فعالیته ... روزمرگی چیزیه که به خاطر بی کاری به وجود میاد . خیلی خوبه آدم برای خودش کار درست کنه و سعی کنه همش در حال کار باشه ... کارهایی مثل مطالعه مطالب جدید علمی ، خوندن زبان ، خوندن مطالب درسی و یا کارهایی که در برابر انجام دادنشون پول می گیریم . خلاصه یه کار مفید که بتونه آینده ما رو تضمین کنه یا حال ما رو لذت بخش تر کنه .... جوری که یه لحظه هم بیکار نباشیم ( البته اینها همه جدا از ساعات تفریح هست . ) 
اگر بیکار باشید بعد از چند ثانیه دچار رکود می شید .... قول می دم . . . 
دقیقا مثل آب ... اگر جربان نداشته باشید راکد می شید ... به قول استاد بزرگ ارسطو
 We Learn Things By Doing

+ این ها فکرهای پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 0:53 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


معمولا وقتی یه اتفاقی می خواد بیافته آدم یه جورایی زودتر می فهمه ... این ترم با اینکه سه تا درس سخت مکانیک خاک ، مکانیک سیالات و تحلیل سازه های 1 و البته تکنولوژی بتن دارم بینی ام داره بوی شاگرد اولی رو به مشامم می رسونه . خونم داره برای شاگرد اولی به جوش میاد . از اون ترم هاست که تو هر سه تا درس بالاترین نمره کلاس رو می گیرم . 11  تا پروژه تحقیقاتی ( برای همه حق الزحمه می گیرم ) هست که تا 3 یا چهار روز دیگه تموم می شن و بعد از اون حدود 2 هفته شب و روز درس می خونم و در نهایت لطف خدا .... 

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 2:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |



here is no pressure at the top. The pressure's being second or third
Jose Mourinho quote  - The Ultra Confident Man 

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 1:42 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


If I wanted to have an easy job... I would have stayed at Porto - beautiful blue chair, the Uefa Champions League trophy, God, and after God, me. Jose Mourinho

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 1:37 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


امروز تلویزیون یه مرد دزد رو نشون می داد که هر چقدر می خواست دزدی کنه خدا هی یه جوری جلوی کارش رو می گرفت و شرایطی رو فراهم می کرد که اون کارای خوب انجام بده و اینقدر این کارای خوب جلوش سبز شدن که در نهایت اون طعمشون رو چشید و خوب شد ... 
خدایا ... میشه برای من هم اینطوری باشی ؟ 

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 0:59 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


شاید هیچوقت این لحظات قشنگ زندگیم رو فراموش نکنم . لحظاتی که می تونم تمام آینده ام رو توش ببینم . لحظاتی که نه حسرت گذشته رو می خورم و نه از آینده بیم دارم . لحظاتی از زندگی ام که با تلاش محکم می شن . از الان تا آخرین لحظه ای که تو این دنیا هستم می دونم باید چه کار کنم . می دونم چی می شه . چی خواهد شد .... دنیا در عین این که خیلی پیچیده است خیلی ساده هم هست . 

اینطور زندگی رو که الان توش هستم خیلی دوست دارم . زندگی ای که از صبح که توش بیدار می شم شروع می کنم به کار کردن و حتی یه لحظه از وقتم پرت نمی ره ... خسته می شم می شینم با خواهر و برادرم شوخی می کنیم و می خندیم ... لحظات خیلی خوبیه . 
این زندگی که وقتی توش هدر نمی ره خیلی خوبه . کارهام همه طبق برنامه پیش می رن . درس . کار ... همه چی خوبه ... حدود یک سال و نیم دیگه هم به امید خدا یه رتبه خوب در آزمون فوق و ....
تمام وقت پره ... چقدر خوبه ... هر لحظه لذت رشد و تعالی .... من خیلی دوست دارم این حالتو ... خدایا کمک کن بتونم اینطوری بمونم ... کمک کن 

خدایا ... می دونی چقدر ازت ممنونم که منو به این روزگار رسوندی .... می دونم که تو مواظبمی 

+ این ها فکرهای چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 0:55 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 10:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


وقتی متوجه شدی که یک چیز از همه جوانب همون چیزیه که می خوای دیگه منتظر واینستا . برو و به دستش بیار 

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 6:48 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اگر مثل آدم های شریف فکر کنید  ولی کارهایی که انجام می دید مثل گوسفندها باشه در نهایت با شما مثل یک گوسفند برخورد خواهد شد .

منظور من از این جمله اینه که در نهایت سیستم دنیا نتیجه گراست یعنی به عملکرد شما نگاه می کنه و به اندیشه شما کاری نداره .... اگر دیپلمی با سربازهای صفر می ری خدمت هر چند ارسطو باشی ... و با تو مثل یه سرباز بی سواد رفتار می شه هر چند قابلیت این رو داشته باشی که یک جامعه رو هدایت کنی یا یک سفینه رو به فضا بفرستی . باید قابلیت هات رو اثبات کنی . یا به عبارت دیگه باید فکرت رو به عرصه عمل بیاری

+ این ها فکرهای سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 3:17 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اگر بخوام به تو مقداری لذت و شادی بدم به تو چیزی رو می دم که دوست داری اما اگر بخوام  خیلی خیلی تو رو شاد کنم شرایطی رو فراهم می کنم تا اون چیزی رو که خیلی دوست داری خودت با تلاش و به دوش کشیدن سختی هات به دست بیاری . 
اینطوری نه تنها در اولین بار بهره مندی از اون ازش لذت می بری بلکه هر موقع از اون بهره مند می شی سختی ها رو به یاد میاری و به خودت می بالی ...به خودت می بالی که چیزی رو که خواستی با تلاش خودت به دست آوردی . تمام سختی هایی که کشیدی تبدیل به خاطره های قشنگ می شن . تو به اون سختی ها و تلاش ها افتخار می کنی و ازشون لذت می بری ... لذت می بری از وجود خودت در حالی که چیزی که خواستی رو هم داری ...

+ این ها فکرهای دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 4:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


این همت و تلاش ماست که عیار وجود ماست . یعنی به اندازه همت ماست که وجود ما ارزش پیدا می کنه

+ این ها فکرهای دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 3:24 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


۲ روز اینترنت نیومدم و امروز دیدم که  کریس دی برگ اومده تهران ... کریس دی برگ یکی از خوش صداترین و خوش سبک ترین خواننده های دنیاست . صدای خارق العاده ملایمی داره . مثل صدای باد و نسیم . اگر دوست داشتید یکی از آهنگ هایی که او همراه با گروه آرین رو اجرا کرده ببینید با کلیک بر  اینجا موزیک ویدئوی مربوط به آهنگ نوری تا ابدیت رو ببینید .

این هم سایت شخصی کریس دی برگ : http://www.cdeb.com/

جالب اینکه از وقتی مردم ایران فهمیدن کریس دی برگ اومده ایران و قراره به زودی در ایران کنسرت بده تعداد قابل توجه و معتنابهی در سایت کریس دی برگ نظر دادن . برای دیدن نظرات ایرانی ها می تونید روی آدرس زیر کلیک کنید :

http://www.chris-de-burgh.co.uk/guestbook/

ظاهرا کریس دی برگ مهرماه کنسرت میده . اگر اتفاق خاصی نیفته خیلی دوست دارم کنسرتش رو برم ...

برای خوندن مصاحبه کریس دی برگ می تونید روی ادامه مطلب کلیک کنید .


با کلیک بر روی اینجا می تونید ادامه مطلب رو بخونید

+ این ها فکرهای یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 1:28 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


حدود 2 ساعته که ویروس اسکنم داره آپدیت میشه و من برای آپدیتش مچبورم آنلاین بمونم ... به هر حال  از وفت استفاده کردم و گفتم چند تا پست بزنم . 

داستانی از پائولو کوئلیو چند وقت پیش خوندم که به نظرم جالب اومد ، داستان از این قراره ( با دستکاری ) :
یه مردی می میره ... و طوری می میره که خودشم نمی فهمه مرده .. خلاصه اینکه مرد وقتی از خواب بیدار میشه می بینه همراه با سگ و اسبش تو یه جای پرتی هستن . کمی پیاده روی می کنن و به یه جایی می رسن که بالای درش نوشته بوده (( بهشت )) مرد میره اونجا میگه آقا این جا بهشته ؟ دربون میگه آره . میگه آقا شما آب دارین بخوریم . دربون میگه آره اما سگ و اسبت نمیتونن بیان تو ... مرد یکم فکر می کنه و میگه مرسی و از بهشت دور میشه .. به خاطر اینکه دوستاش تشنه می موندن .

چند قدم که از بهشت دور می شه می رسه به یه در دیگه . از دربون اونجا می پرسه آب دارید ؟ دربون می گه آره . می پرسه حیوون های من هم می تونن بخورن ؟ دربون میگه آره .
مرد و حیوونهاش آب می خورن . مرد از دربون می پرسه اینجا کجاست ؟ دربون میگه اینجا بهشته و اون در قبلی جهنمه ... مرد میگه اگر اینجا بهشته پس چرا اجازه میدید اونها از اسم شما سو استفاده کنن .

دربون میگه : (( کسی که دوستای تشنه اش رو به خاطر بهشت رها کنه همون بهتر که بره جهنم ))

+ این ها فکرهای جمعه دهم خرداد 1387 3:52 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


به من چشم بده تا تو را ببینم 

گوش بده تا تو را بشنوم 
پوست بده تا تو را لمس کنم 
قلب بده تا با آن تپش تو را حس کنم 
صدا بده تا با آن بیان کنم 
فراست و بینش بده تا درک کنم 
و توانایی وفاداری بده ... توانایی وفاداری بده تا بتوانم به تو وفادار باشم 
آنقدر محکمم کن تا بتوانم تو را داشته باشم 
در آن حد باشم که لیاقت داشتن تو را داشته باشم 
لیاقت داشتن تو 
تو ... تو ... تو ... 
به تو وفادار باشم تا از من نرنجی 

+ این ها فکرهای جمعه دهم خرداد 1387 3:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


آدما دو دسته هستن ... یک سری که به نظرشون زندگی یه چیز عادیه و همه آدمها آدم هایی هستن که به دنیا اومدن تا عادی زندگی کنن ... درس بخونن ... کارمند بشن و یه حقوق ثابت بگیرن و .... دسته دوم آدم هایی هستن که فکر می کنن زندگی یه جنگه ... مثل یه مسابقه فوتبال می مونه که تا آخرین ثانیه میشه نتیجه اش رو تغییر داد و هر لحظه زندگی براشون شور و هیجان داره . در پی این هستن تا هر لحظه رشد کنن و هیچ وقت در برابر مشکلات تسلیم نمی شن ... هیچ وقت خودشون رو نمی بازن . 
من افتخار می کنم از دسته دوم هستم . اواخر خرداد امتحانات ترم شروع میشه و من قصد ندارم در برابر امتحانات تسلیم بشم ... این ترم هم شاگرد اول می شم ... این حرف یه گلادیاتور قدیمیه ... !!!!
از مهر ماه هم انشاا... به صورت رسمی با یکی از دوستام که می خواد مثل من برای فوق لیسانس از 18 ماه قبل شروع به خوندن کنه با هم خونه می گیریم . حرکت خیلی خوبیه ... دارم برای آینده ام سرمایه گذاری می کنم . امیدوارم به لطف خانواده ام ، برادرم و خدا نتیجه بده . این دفعه خیلی جدیه . اسمش مجیده و ترم بالایی منه .

ضمنا عادت کردم که کسی به این جور پست های من اهمیت نده ... فقط می نویسم تا به افکارم بیشتر مسلط بشم و به نوعی اونها رو مرتب کنم . 

+ این ها فکرهای جمعه دهم خرداد 1387 2:47 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


خدایا 
مرا در لحظات اوجم ببین و هرگز مرا در لحظات سقوطم به یاد نیاور که می دانم تو چشم پوش ترین دوستان منی ... همه را فراموش کن چون نمی خواهم دوستم نداشته باشی 
تنبلی نمی کنم . . . هر چه را توانستم میاموزم تا بدانم ، که دانستن بهتر از ندانستن است 
نمی گذارم وجودم تلف شود ... استعدادهایم را می یابم و همه آنها را با توجه به اولوبت پرورش می دهم ...
برای زندگی ام برنامه ریزی می کنم تا با تلاش به اهدافم برسم 
می دانم که هیچ کس به اندازه تو مرا دوست ندارد و هیچ کس به اندازه تو خیرخواه من نیست ...
به امید آن روزی که با کمک تو از تمام تو بهره مند شوم ... از تمام تو ... می دانی که اگر مواظبم نباشی بارها سقوط خواهم کرد و هرگز به تو نخواهم رسید .... 
فکر می کردم تو از من دور می شوی اما تو همیشه هستی و من هستم که تو را نمی بینم ... من هستم که نزدیکی تو به خودم را انکار می کنم ...
به امید آن روزی که با هم آواز بخوانیم ... از شنیدن صدای تو مست بشوم ... 

و تو همیشه مواظب منی ... و تو همیشه مواظب منی 

+ این ها فکرهای جمعه دهم خرداد 1387 2:45 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


نمی دونم ... شاید برای کسی مهم نباشه . اما خوب برای اون عده که ممکنه این موضوعات براشون سوال باشه و جوابشون براشون اهمیت داشته باشه می گم ....

در یکی از آیات قرآن خدا در مورد امانتی صحبت می کنه که به زمین و آسمان داد و همه از پذیرش اون سر باز زدن . خوب خیلی ها در مورد این امانت نظر دادن که همه قابل احترام هستند و خود خدا در نهایت در مورد آنچه در مورد اون در اختلافیم قضاوت می  کنه .

شاید این امانت خود خدا باشه ... 

+ این ها فکرهای جمعه دهم خرداد 1387 2:31 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


یه جمله ای بود که چند ماه پیش یه جایی خوندم و هر چی می گذره بیشتر به قشنگی اش پی می برم . اون جمله این بود .
وقتی یکی از رقبای یکی از تنیس بازهای مشهور مرتبا علیه اون در مطبوعات صحبت می کنه ... وقتی گزارشگرا نظر او رو در مورد حرفای رقیبش می پرسن میگه : (( اجازه بدیم راکت حرف بزنه ))

در مجموع اینکه آدمای زیادی هستند که فقط ادعا می کنن ... در نهایت این راکته که حرف آخرو می زنه
 

+ این ها فکرهای پنجشنبه نهم خرداد 1387 6:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


با عقلت انتخاب کن ... با احساست زندگی کن

 

+ این ها فکرهای پنجشنبه نهم خرداد 1387 6:51 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


خیلی خوبه آدم قیمت نداشته باشه ....

+ این ها فکرهای چهارشنبه هشتم خرداد 1387 1:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


یه سایت عالی برای کسایی که علاقمند به یادگرفتن هستند و البته انگلیسی هم بلدن

http://harvardscience.harvard.edu/

+ این ها فکرهای سه شنبه هفتم خرداد 1387 7:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


27 ارديبهشت ماه 86 از طرف دانشگاه تهران با یکی از برادران اميدوار (جناب آقای ‌عيسي اميدوار - ساكن ايران ) ملاقاتي داشتيم كه با کلیک بر روی اینجا می تونید مطلب مربوط به اون روز به یادموندنی رو بخونید. دیروز مسئول سایت برادران امیدوار در سایت من نظر داده بود و وبلاگ جدیدالتاسیس خودشون رو معرفی کرد. داریوش جان من با کمال میل و افتخار آدرس شما رو اینجا معرفی می کنم . آقای امیدوار سلام به شما... کتاب شما همراه با امضای خودتون تو کتابخونه ماست !

آدرس سایت برادران امیدوار : http://www.omidvar-brothers.com/

آدرس وبلاگ برادران امیدوار : http://www.omidvar-brothers.com/blog/

+ این ها فکرهای سه شنبه هفتم خرداد 1387 6:5 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


فردا قراره اولين سفينه فضايي ايران رو به فضا پرتاب كنيم . به همین خاطر مجبوریم امشب تا صبح بیدار بمونیم ... تازه تو راه خونه تا محل پرتاب هم مجبوریم تو تاکسی کلی محاسبه کنیم !!!!


یه سیستمی که تو ایران ( اکثر و نه همه جا) رواج داره سیستم شب های امتحانه ( که البته خودم هم تا حدودی بهش دچار هستم و البته به تدریج دارم اصلاحش می کنم ). در این سیستم تا شب امتحان اصلا نگاه به مطالب امتحان نمی کنیم . دیشب با دوستامون داشتیم حرف می زدیم .

یهو این بحث افتاد که ایرانیها برای پرتاب ماهواره امید ( اولین ماهواره به اصطلاح ایرانی )شب قبل از پرتاب شروع کردن به انجام محاسبات پرتاب و تو راه خونه تا محل پرتاب محاسباتش رو انجام دادن و خلاصه کلی خندیدیم . جاتون خالی ....

+ این ها فکرهای سه شنبه هفتم خرداد 1387 6:1 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


اگر به زندگی مثل یک موجود با شخصیت واحد نگاه کنیم در یک سطح زندگی بالاتر از زندگی روزمره این شخصیت ( زندگی ) شما رو می سنجه . اگر وجود شما کم مایه باشه و برای رشد و پرورش و پرمایگی اون وقت صرف نکرده باشید روزی می رسه که در این سطح زندگی توانایی رویارویی با واقعیات رو نخواهید داشت و معرکه رو رها خواهید کرد . ممکنه بعضی ها بخوان از این سنجشی که زندگی از میزان پرمایگی اونها می گیره فرار کنن اما در واقع دارن خودشون  و اتفاقی که داره اتفاق می افته رو انکار می کنن . انگار زندگی چیزیه که می خواد میزان پرمایگی تو رو بسنجه . اگر کم مایه باشیم دیر یا زود معلوم میشه .
انگار زندگی شخصیت داره ... نمی دونم چی بگم ... فقط می تونم بگم خیلی برام جالبه که روزگار شخصیت داره !
 ( منظور از این زندگی اتفاقاتی است که خارج از وجود انسان برای اون اتفاق می افته - تقریبا چیزی معادل و هم معنی روزگار و چرخ گردون میشه ) 

+ این ها فکرهای جمعه سوم خرداد 1387 1:53 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


ما گذشته رو بررسی می کنیم و آینده رو پیش بینی می کنیم و براش برنامه ریزی می کنیم  تا در حال خوب زندگی کنیم

+ این ها فکرهای پنجشنبه دوم خرداد 1387 4:56 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


یه نکته جالبی که جدیدا متوجه شدم اینه که در طبیعت هرچه ساختار دیرتر و با حوصله و وقت بیشتری شکل بگیره کارآیی و مقاومت و پایداری ساختار بیشتر میشه  و در مجموع اثر قابل اعتنایی میشه .... مثلا در نمک ها .. وقتی بلورهای نمک با شتاب کمتری سرد بشن ساختار بهتری پیدا می کنن و در نتیجه بلورها منظم و مقاومت بیشتری خواهند داشت . در بتن هم هر جه بتن گرمای اولیه کمتری ببیته و ملایم تر بگیره مفاومت نهایی بیشتری پیدا می کنه ....
 این نکته واقعا جالبه .. اینکه اگر بخواهیم یک ساختار رو سریعتر از اون زمانی که باید براش صرف کنیم  شکل بدیم کارآیی پایین میاد . به عبارت دیگه بهتره که ما هر کاری انجام میدیم ساختار رو در اون رعایت کنیم ... یعنی ما اگر بدونیم با صرف کمی وقت و توجه بیشتر ساختار ما از یک حالت نیمه کامل به صورتی کامل و بسیار بهتر و قابل اعتنا تبدیل میشه حتما وقت لازم رو صرف شکل دادن ساختار کامل و بی عیب با کارآیی ماکسیمم می کنیم . 
تعبیر این قانون طبیعی برای من این بود که متوجه شدم وقتی می خوام یک کار رو از اول شروع کنم از همون ابتدا کارم رو با ساختار و با صرف وقت مناسب و با حوصله انجام بدم .... به نوعی نمکم رو به آرامی سرد کنم !  بدین ترتیب حرکت هایی مثل حرکت های ضربتی یا دگرگونی های ناگهانی دز ساختارها ( مثلا ساختارهای اجتماعی ) هر چند در کوتاه مدت ممکنه جواب بدن اما در نهایت کارآیی کمتر میشه و به عبارت دیگه از حداکثر توان استفاده نشده .... پس نتیجه می گیریم برای پایداری تغییرات بهتره تغییر تدریجی و با صرف وقت به وجود بیاد .

+ این ها فکرهای چهارشنبه یکم خرداد 1387 4:0 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


من آماده ام تا با چالش ها روبرو شوم .... I Am Ready To Face Challenges
این جمله رو خیلی دوست دارم .. مخصوصا وقتی نزدیک به امتحانا می شم ... وقتی این جمله رو از صمیم قلبم میگم آمادگی کامل دارم تا از پس امتحانا به خوبی بر بیام ... میشه با زندگی هم همینطور برخورد کرد ... نظرتون چبه ؟ 

+ این ها فکرهای چهارشنبه یکم خرداد 1387 2:51 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


سلام دوستان
همونطور که می دونید بعضی اوقات به هیچ طریقی نمیشه آهنگ ها رو دانلود کرد ، این مشکل به خاطر تغییر در سیاست  حفاظت از حقوق معنوی دانلود سنتری است که من ازش استفاده می کنم .  دانلود سنترم اجازه نمی ده بعضی از آهنگ های دارای کپی رایت دانلود بشن ....
به هر حال به زودی این مشکل برطرف میشه .. از این به بعد آهنگ ها رو با فرمت زیپ می زارم تا حتما دانلود بشن . نحوه استفاده از اونها رو هم براتون قرار می دم .... 

راستی مهندس باباخانی اگر احیانا یه سری به وبلاگ من زدید از همینجا سلام گرم من تقدیم به شما ... هر چند مصاحبت من با شما در بازدید دانشکده فنی از سیمان ساوه خیلی کوتاه بود اما به نظرم عقایدمون خیلی شبیه بود ... با آدم هایی مثل شما خیلی حال می کنم ... مصاحبت با شما واقعا لذت بخش بود .

+ این ها فکرهای چهارشنبه یکم خرداد 1387 2:39 قبل از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |


o-mid.com X

کسی مجبور نیست بخونه . اگر می خونی خودت می خوای . عزیزم من نادون ترین و ناقص ترین آدم روی سرتاسر زمینم . هیچ ادعایی ندارم


صفحه نخست


نکاتی اساسی در مورد من و وبلاگ

ارتباط در اینجا
من اینجا رو هم رفتم ؛ زود قضاوت نکنی عزیزم
مهمه ، بخون
نظرتون در مورد من
در ارتباط مستقیم با موبایل من
آرشیو تمام مطالب در یک فایل تا آخر فروردین 88
Disclaimer رفع ادعا
پروفایل ( درباره من )
داستان زندگی من
چرا نظرات وبلاگ بسته شد ؟
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385


آرشیو بر حسب موضوع

موسیقی
شخصی
نرم افزارهای اسمارت فون - سیمبیان
فکرهای من
مربوط به اینترنت و رایانه
جملات بزرگان
متفرقه
این قسمت رو جدی نگیرید
سفرهای من و ارسطو
سفرهای من به سرزمینی که از اونجا اومدم
درک موضوع انحنا
گفتگوهای همراه با ادب من و پادشاه
نقاط بازگشت فکری - Restore Points
شاهکارها
قانون های اصیل حاکم بر این پیاز هزار لایه
سلام به تو قشنگترین من
برای تو می نوازم
ممنونتم عزیز دلم
گوش کن
تموم شد ... اینجا آخر خطه ، Last Point
لوس بازی
کارهای ما چیه
روی قلب هات قدم می زنم
عادت های خوب ما
دوست دارم عسلم
کوچیک شماییم
به نرمی تو
معاشقه ها
ایده های طلایی
میدین ؟
نزدیک نزدیک
معذرت خواهی های خیلی زیاد من
بررسی زیبایی در ساخت ظاهر آدم ها
اینترنت روی موبایل
بعد از بعد از بعد ، حتی بعد از آخرین بعد
من کیم ؟
رده جدید فکرهای من
این قسمت یه قسمت خاصه و با بقیه فرق داره
نور چشمه
صورت های گزیده o-mid.com
شخصیت های گزیده o-mid.com
به خودمون دروغ نگیم
سفرهای من تو زمان
اینجا قصر خصوصی ماست ، وارد نشید
داستان های من و صادق
به آدم های بد
بود و نبود
آزادی
پرواز و آزادی و جهش

لینک ها

اینو آخر از همه بخون
داستان آهوی من
بانویی از قطب شمال
قشنگترین قطعه زندگی من
عناوین تمام مطالب سایت من
Iranian Education In USA
International Students In USA
زنگ های MP3 ملايم براي موبايل
دانلود تمام برنامه هاي s60v3
رويت آخرين صورت حساب تلفن همراه
چاپ دوم - مردي متفاوت
انگلیسی واحد 41
پیغام های صوتی امید
last Site For Symbian Signing
سایت تمام خبرگزاری های ایران
وبلاگ دوستم رامین
خرید اکانت رپیدشیر rapidshare
خرید اینترنتی از طریق PayPal در ایران
شبکه تلویزیونی من دز WorldTV - اینرتنت پرسرعت
Visa And Mastercard In Iran
دوست قدیمی در کانادا
مد روز
به زودی جی پی اس ایران روی موبایل
ایده های زیبای تصویری پیترو
نویسنده
123456789
لغت نامه دهخدا آنلاین
چطور بریم بهترین جاها ؟
وضعیت منفی 33
چرا خدا آدم رو آفرید ؟
آدم کی هست ؟ چی هست ؟
قطعه شاهکار هنوز مونده
یکی از رازهای طلایی
بزرگترین راز
اعتماد ، یه چیز قشنگ
روش عاقلی 1
پیمانی که یادم میاد و نمیاد کی بستم
آمار ثانیه به ثانیه جهان
Online Pronouncing
پزشکان
عطرآگین
بانک لپ تاپ
Urban Dictionary
مترجم گوگل
instructables
ایتالیایی صدادار
هورمون ها
رفع ادعا - Disclaimer