|
باید زندگی رو یاد بگیرم چون ظاهرا دارم زندگی می کنم و عقلانی نیست که کاری که باید انجام بدی رو بلد نباشی تا اطلاعاتم کافی نشده اظهار نظری در موردش ندارم + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:41 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
با عجله کارا بهتر انجام نمیشه چرا اون عجله می کنه ؟ + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:33 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
مثل یه شکاری که شکارچی ات همیشه تو کمینته شکارچی ات کیه ؟ اون شکارچی که دوستت داره + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:26 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
بازم یه صورت خوشگل دیدم و یاد تو افتادم + این ها فکرهای شنبه سیزدهم تیر 1388 3:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
هزار بار نوشته های روی شیشه ابری ات رو پاک کنی دوباره میام برات می نویسم راسنی چرا شیشه هات ابریه برای اینکه برات روش بنویسم؟ + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:47 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آن به آن زنده میشم چون آن به آن فکر می کنم روزی هزار هزار بار جدید میشم تازه و زنده حس و فکر عقل و احساس من تازه ترین گل باغم روشن ترین چراغ قشنگترین نگاه که بخواهیش کدوم نور زنده ام کرد جز تو ؟ من شکفته تو ام زنده تو ام خدا + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
همه چیز به جز خودت خودم بودم تمام زندگی مواجهه ای از من بود با تو تا ببینم چی کار می کنی مواظبتیم همیشه یکی از من میشه تو + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:40 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو رو کجاها دیدم ؟ تو بیمارستان وقتی رفته بودی ملاقات مریضای بی ملاقاتی تو پرورشگاه وقتی دست می کشیدی رو سر اون بچه بی سرپرست نگاه اون بچه نگاه اون مریض رفتار اون استاد دلسوز + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:29 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
اونور هر حصاریم + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
میدونم چقدر دوست داری + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:20 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تشنه دنبال آبه عجیب که آب هم دنبال تشنه هست + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:13 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره |
اون زبونت که توش حرف نمی زنیو بیشتر دوست دارم + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:11 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
کف پام روی زمینه سرم کجاست ؟ + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:9 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
حواسم به کارای ریزتونه مثل شکارچی ای که حواسش به شکارش جمعه دورت با سپاهم اردو زدم + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:8 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
امروز از اون روزای روشن و درخشانه و امشب از اون شبای قشنگ و پرخاطره که به یادت بمونه از زمین + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:7 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
چشم پیچیده ترین انحنای دیداری بود که تا امروز دیدم پنجره عجیبیه یه پنجره خارق العاده رمزآلوده + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:4 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
عجب فاصله قشنگی عجب ترکیب بدیعی یه شاهکار دیگه از تو عجب + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 9:2 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
تو مثل صدای چنگ صدای فلوت و نی قشنگی مثل صدای آب خودتم می دونی + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 8:45 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
یه واقعیت رویایی یه پدیده حدی کنده شده بیرون از هر چیز یه انبساط بی نهایت + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 8:37 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
آشكار كردن چیزی پیش از آنکه استوار شود ، مایۀ تباهی آن است + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 8:35 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
وقتی قویترین آهنربا بیاد تمام آهنا تمام براده های آهن جمع می شن دورش مثل پاره های آهن بیایید آهنا + این ها فکرهای جمعه دوازدهم تیر 1388 8:34 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
امیدوارم بعد از مرگم چیزهایی داشته باشم که آدم های بعد از من بتونن ازش استفاده کنن دوست دارم بذرهای سبز ابدی ام رو + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم تیر 1388 2:31 بعد از ظهر آدمی هست که دوستتون داره
|